انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 892 100 1

واژه unfavourably در جمله های نمونه

1. He contrasted her brashness unfavourably with his mother's gentleness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او با ملایمت مادرش را به طور غیر منطقی در میان گذاشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با ناراحتی مادرش با ناسازگاری او مخالفت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. His behavior contrasts unfavourably with his principles.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رفتار او نسبت به اصول خودش نامطلوب است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رفتار او با اصول خود مخالف است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. When the body reacts unfavourably to food, the pulse rate will go up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی بدن به طور نامطلوب به غذا واکنش می‌دهد، ضربان قلب بالا خواهد رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی بدن به غذا واکنش نشان می دهد، میزان ضربان قلب بالا می رود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. In this respect, Britain compares unfavourably with other European countries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در این زمینه، انگلیس به شدت با دیگر کشورهای اروپایی مقایسه می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در این راستا، بریتانیا با دیگر کشورهای اروپایی مقابله می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Your actions contrast unfavourably with your principles.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رفتار شما نسبت به اصول شما نامطلوب است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اقدامات شما به طور نامطلوب با اصول خود متضاد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The university reacted unfavourably to the proposals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دانشگاه نسبت به این پیشنهادها به شدت واکنش نشان داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این دانشگاه به طور نامعلوم به پیشنهادات واکنش نشان داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The taxpayer are unfavourably disposed towards the recent tax increase.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مالیات دهندگان نسبت به افزایش مالیات اخیر نامطلوب هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مالیات دهندگان نسبت به افزایش مالیات اخیر به طور نامطلوب ایفای نقش می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Childcare facilities in Britain compare unfavourably with other European countries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تسهیلات childcare در بریتانیا نسبت به دیگر کشورهای اروپایی نامطلوب است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امکانات مراقبت از کودکان در بریتانیا با دیگر کشورهای اروپایی به طور نامطلوب مقایسه می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He looked at me unfavourably.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به طرز غیر منطقی به من نگاه می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به من ناسزا نگاه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. If he compares unfavourably with his rivals he will be rejected.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر او را به شدت با رقیبان خود مقایسه کند، رد خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر او با رقیبان خود به راحتی مقایسه کند، او رد خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Public opinion, it was argued, would react unfavourably to such an extreme measure.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]استدلال می‌شد که افکار عمومی نسبت به این اقدام شدید نامطلوب خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]استدلال می کند که افکار عمومی، به چنین اندازه ای شدید واکنش نشان می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. In this respect we compare very unfavourably with our continental neighbours.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در این مورد، ما در مقایسه با همسایگان our بسیار unfavourably را با هم مقایسه می‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در این راستا با همسایگان قاره ای ما بسیار ناسازگار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. It contrasted unfavourably with the structured clarity of the convent.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن را به طرز ناخوشایندی با وضوح ساختاری دیر مقایسه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آن را با وضوح ساختاری کلیسا مقایسه می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. As ever, youth of the period were compared unfavourably with previous generations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تا کنون، جوانان این دوره نسبت به نسل‌های پیشین به طور نامطلوب نسبت به نسل‌های پیشین نسبت داده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همانطور که تا کنون، جوانان دوره به طور نسبی با نسل های گذشته مقایسه شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه unfavourably به انگلیسی

unfavourably
• not complimentary; in a negative manner

unfavourably را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی unfavourably

فرهاد سليمان‌نژاد ١٤:٢٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٧
به‌طور مغرضانه، متعصبانه، يكجانبه، منفي
|

پیشنهاد شما درباره معنی unfavourably



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی unfavourably مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )