برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1188 100 1

unhappily

/ənˈhæpəli/ /ʌnˈhæpɪli/

بد بختانه

واژه unhappily در جمله های نمونه

1. On May 23rd, unhappily, the little boy died.
[ترجمه ترگمان]در ۲۳ ماه مه، متاسفانه پسر بچه مرد
[ترجمه گوگل]در 23 ماه مه، ناخوشایند، پسر کوچک فوت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. 'I've made a big mistake,' she said unhappily.
[ترجمه ترگمان]با ناراحتی گفت: من اشتباه بزرگی کردم
[ترجمه گوگل]او با ناراحتی گفت: 'من اشتباه بزرگ انجام داده ام '
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Unhappily, he had done no more than pay lip service to their views.
[ترجمه ترگمان]بدبختانه بیش از این کاری نکرده بود که به نظرات آن‌ها خدمت کند
[ترجمه گوگل]ناخوشایند، او بیش از آنچه که به سخنانش گوش می دهد، انجام نداده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Unhappily, such good luck is rare.
[ترجمه ترگمان]بدبختانه، این بخت و اقبال بسیار نادر است
[ترجمه گوگل]خوشبختانه چنین موفقیتی نادر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه unhappily به انگلیسی

unhappily
• miserably, sadly, sorrowfully
• if you do something unhappily, you are not happy or contented while you do it.
• you use unhappily to express regret about what you are saying.

unhappily را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mehrdad Sayehban
متاسفانه
مترداف با unfortunately

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی unhappily
کلمه : unhappily
املای فارسی : یونهپپیلی
اشتباه تایپی : عداشححهمغ
عکس unhappily : در گوگل

آیا معنی unhappily مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )