برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1284 100 1

unspoken

بررسی کلمه unspoken

صفت ( adjective )
(1) تعریف: assumed without being expressed or spoken; implied.
متضاد: explicit
مشابه: mute, tacit

- They have an unspoken agreement never to bring up the disturbing incident again.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها یک توافقنامه ناگفته و ناگفته دارند که هرگز دوباره این حادثه مزاحم را به وجود نمی‌آورند
[ترجمه گوگل] آنها یک توافق ناگفته ای ندارند تا هرگز این حادثه ناخوشایند را دوباره پرتاب کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- There is an unspoken bond between the two soldiers.
[ترجمه ترگمان] بین این دو نفر یک پیوند ناگفته وجود دارد
[ترجمه گوگل] پیوند بین دو سرباز وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: not expressed or uttered.
متضاد: spoken

- words left unspoken
[ترجمه ترگمان] کلمات ناگفته باقی ماند،
[ترجمه گوگل] کلمات ناپدید شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه unspoken در جمله های نمونه

1. His face was expressionless, but Alex felt the unspoken criticism.
[ترجمه ترگمان]چهره‌اش بی‌حالت بود، اما الکس انتقاد ناگفته را احساس کرد
[ترجمه گوگل]چهره او ظالمانه بود، اما الکس احساس انتقاد ناگفته ای داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There is an unspoken understanding that Hugh will be in charge while Jeanne is away.
[ترجمه ترگمان]یک درک شفاهی وجود دارد مبنی بر اینکه هیو در حالی که ژان از اینجا دور است، مسئول آن خواهد بود
[ترجمه گوگل]فهم ناگفته ای وجود دارد که هیو در حالی که جین دور است مسئول خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There had been an unspoken agreement between them that he would not call for her at Seymour House.
[ترجمه ترگمان]بین آن‌ها یک توافق ناگفته وجود داشت که او را در خانه سیمور هاوس صدا نمی‌کرد
[ترجمه گوگل]میان آنها میان توافق نامعقول وجود داشت که او در خانه سیمور از او دعوت نمی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The other unspoken fear here is of an outbreak of hooliganism.
[ترجمه ترگمان]دیگر ترس ناگفته باقی م ...

معنی کلمه unspoken به انگلیسی

unspoken
• not said, not expressed
• if your thoughts, wishes, or feelings are unspoken, you do not tell other people about them.
• when there is an unspoken agreement or understanding between people, their behaviour shows that they agree about something or understand it, even though they have never discussed it.

unspoken را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Nina
آثار غیر مادی مثل زبان
Nina
Un touchable things
احسان
توافقی
ضمنی
بر زبان نیامده
تلویحی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی unspoken مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )