انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 888 100 1

بررسی کلمه untouchable

صفت ( adjective )
(1) تعریف: not to be handled or touched.
متضاد: touchable

- priceless, untouchable antiques
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اشیای قیمتی و غیرقابل دسترسی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] عجیب و غریب بی عیب و نقص
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: not substantial; intangible.

- a mysterious, untouchable quality
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یه ویژگی مرموز غیرقابل دسترسی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک کیفیت اسرارآمیز و غیرقابل تحمل
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: beyond reach, criticism, or attack.

- The company president is untouchable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] رئیس شرکت غیرقابل دسترسی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] رئیس جمهور شرکت غیرقانونی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: too repulsive to be touched; revolting.
مشابه: taboo
اسم ( noun )
مشتقات: untouchably (adv.), untouchability (n.)
(1) تعریف: (often cap.) a member of the lowest Hindu caste in India, physical contact with whom was formerly thought to be contaminating to those of higher castes.
مشابه: anathema

(2) تعریف: anyone who is similarly shunned.
مشابه: anathema

(3) تعریف: someone or something that is not to be criticized, attacked, or changed.

(4) تعریف: one whose honesty, incorruptibility, or the like is beyond question.

واژه untouchable در جمله های نمونه

1. Given his political connections, he thought he was untouchable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با توجه به ارتباطات سیاسی اون فکر می‌کرد که دست‌نیافتنی باشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با توجه به ارتباطات سیاسی او، او فکر کرد که او غیرقابل قبول است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. He was born an untouchable in a very poor village in south India.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در یک روستای بسیار فقیر در جنوب هند به دنیا آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در یک روستای بسیار فقیر در جنوب هند متولد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. She looked delicate and untouchable, dressed in white.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او لاغر و دست‌نیافتنی به نظر می‌رسید، لباس سفید پوشیده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او ظریف و بی دست و پا نگاه کرد، لباس سفید پوشیده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. He was the boss's husband and therefore untouchable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او همسر رئیس بود و بنابراین دست‌نیافتنی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او شوهر رئیس بود و بنابراین غیرقابل قبول بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Coventry City have proved untouchable this season - they've just won their sixth consecutive game.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شهر کاونتری ثابت شده‌است که در این فصل، آن‌ها تنها ششمین بازی متوالی خود را برنده شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کاونتری سیتی در این فصل غیرممکن بوده است - آنها فقط ششمین بازی متوالی خود را به دست آورده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The department's budget is untouchable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بودجه این بخش غیرقابل دسترسی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بودجه این گروه غیرقانونی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. She believed in the infinite, untouchable forces that made up the hidden universe: hexes and curses, destiny and karma.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به نیروهای غیرقابل دسترسی و غیرقابل دسترسی که جهان را ساخته بود ایمان داشت: طلسم و نفرین، سرنوشت و سرنوشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به نیروهای بی نهایت و غیرقابل اعتماد اعتقاد داشت که هگزز و لعنت پنهان جهان، سرنوشت و کارما را تشکیل می داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The young reformer has attacked previously untouchable sectors such as the energy monopolies and housing subsidies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این اصلاح‌طلب جوان قبلا به بخش‌هایی از جمله انحصار انرژی و یارانه‌های مسکن، حمله کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اصلاح طلبان جوان به بخش هایی از قبیل انحصار انرژی و یارانه های مسکن حمله کرده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Jamal Crawford, who was virtually untouchable in trade talks, has shown little but long-range potential.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جمال کرافورد، که عملا در مذاکرات تجاری غیرقابل دسترسی بود، پتانسیل کم اما برد زیادی را نشان داده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جمال کرافورد، که در مذاکرات تجاری تقریبا غیرمحتمل بود، پتانسیل کمی دارد، اما دراز مدت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. In 198 Retton clearly was untouchable on the floor and vault events, where her powerful physical makeup could be highlighted.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در ۱۹۸ retton به وضوح روی زمین و رویداده‌ای مقبره، که آرایش فیزیکی قدرتمند او را می توان برجسته کرد، غیرقابل دسترسی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در سال 1983 Retton به وضوح در طبقه و غواصی غیر قابل نفوذ بود، جایی که آرایش فیزیکی قدرتمندش میتوانست برجسته شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. An orthodox Hindu must not touch an untouchable or anything an untouchable touches.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک هندو اصیل نباید به یک فرد غیرقابل دسترسی یا هر چیزی که غیرقابل دسترسی باشد، دست بزند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک هندو ارتدکس نباید لمس ناپذیر یا غیر قابل لمس را لمس کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. They said because untouchable they can't eat in the same place.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها گفتند چون دست‌نیافتنی هستند آن‌ها نمی‌توانند در یک مکان غذا بخورند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها گفتند که آنها می توانند در همان جا غذا ندهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. All the articles are untouchable the museum.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تمام اشیا به موزه دسترسی پیدا کرده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تمام مقالات موزه غیرقابل استفاده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Domingos is untouchable as far as we are concerned.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تا آنجا که به ما مربوط می‌شود، Domingos غیرقابل دسترسی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Domingos تا آنجا که ما نگران هستیم، غیرقابل استفاده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. All the articles are untouchable in the museum.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه چیز در موزه غیرقابل دسترسی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تمام مقالات در موزه غیرقابل استفاده هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف untouchable

مصون (صفت)
defended , immune , protected , inviolable , untouchable , guarded
لمس ناپذیر (صفت)
untouchable , intangible
نجس (صفت)
unclean , untouchable , polluted
غیرقابل لمس (صفت)
untouchable

معنی کلمه untouchable به انگلیسی

untouchable
• impossible to touch, intangible; forbidden to touch; defiling or loathsome to the touch; beyond reach; beyond criticism or control
• an untouchable is an indian whose social status is below that of the lowest caste.
• someone who is untouchable cannot be affected or punished in any way.

untouchable را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی untouchable

ebitaheri@gmail.com ٠٦:٤٠ - ١٣٩٧/٠٦/٠١
دست‌نیافتنی ، دسترس‌ناپذیر ، دسترسی‌ناپذیر

چیره‌ناپذیر ، تسخیرناپذیر
|

پیشنهاد شما درباره معنی untouchable



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی untouchable
کلمه : untouchable
املای فارسی : یونتوچبل
اشتباه تایپی : عدفخعزاشذمث
عکس untouchable : در گوگل


آیا معنی untouchable مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )