انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 892 100 1

واژه untrammelled در جمله های نمونه

1. Self-governing schools are untrammelled by education authority rules.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مدارس خود مختار تحت‌تاثیر قوانین و مقررات اداره آموزش قرار دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدارس خودگردان توسط قوانین آموزش و پرورش تعطیل می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. She thought of herself as a free woman, untrammelled by family relationships.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به خودش به عنوان یک زن آزاد، که از روابط خانوادگی untrammelled شده بود، فکر می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او خودش را به عنوان یک زن آزاد، بدون روابط خانوادگی غیرممکن می دانست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. But the effects were the same: an untrammelled credit explosion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما اثرات آن یک‌سان بود: انفجار اعتباری untrammelled
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما اثرات یک انفجار اعتبار غیرقابل پیش بینی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. He was not free to give her the untrammelled life that she deserved.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او آزاد نبود که زندگی untrammelled را که لیاقتش را داشت به او بدهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او آزاد بود که به او زندگی بدون سر و صدا بدهد که او سزاوار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The guild, untrammelled by the weight of conservatism, was in the vanguard of cooperative thought and action.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صنف، که تحت‌تاثیر سنگینی محافظه‌کاری قرار گرفته بود، در خط مقدم تفکر و عمل مشترک قرار داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گروهی که به وسیله وزن محافظه کاری نابود شدند، در پیشبرد تفکر و فعالیت تعاونی بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Alongside the splendidly untrammelled landscape, there are disadvantages to living on Orkney.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در کنار منظره باشکوه untrammelled، disadvantages برای زندگی در جزایر \"اورکنی\" وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در کنار چشم انداز بی نظیر بی نظیر، برای زندگی در Orkney معایبی وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Untrammelled industrialisation, particularly in poor countries, is contaminating rivers and aquifers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صنعتی‌سازی، به ویژه در کشورهای فقیر، رودخانه‌ها و سفره‌های آبی را آلوده می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صنعتی سازی بدون سر و صدا، به ویژه در کشورهای فقیر، رودخانه ها و آبخوان ها را آلوده می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The cemetery is a beautiful, untrammelled place, lapped by waves and shaded by tall trees, but it's 000 miles away, so I cannot make regular visits as I would if she were buried here.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گورستان یک مکان زیبا و untrammelled است که با امواج و سایه درختان بلند در آن سایه انداخته، اما بیش از ۰۰۰ مایل آن طرف تر است، بنابراین اگر او را اینجا دفن کنند نمی‌توانم به ملاقات آن‌ها بروم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گورستان یک مکان زیبا و بی نظیر است که در امتداد امواج قرار دارد و درختان بلند سایه دارد، اما این 000 مایلی فاصله دارد، بنابراین من نمی توانم به طور منظم بازدید کنم چون اگر اینجا اینجا دفن شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. What awaits them is a nation still mostly untrammelled by tourists, where, in the remoter parts, it's still quite possible to grasp that elusive feeling of discovery.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چیزی که در انتظار آن‌ها است، ملتی است که بیشتر تحت‌تاثیر توریست‌ها قرار دارد، که در آنجا، در قسمت‌های دورتر، هنوز کاملا امکان دارد که آن احساس مبهم اکتشاف را درک کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنچه که در انتظار آنهاست، ملتی است که عمدتا توسط گردشگران غیرممکن است، جایی که در بخش های عقب مانده، هنوز هم کاملا امکان پذیر است که این احساس گرسنگی کشف شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The worst excesses in the securitisation mess are encrusted precisely where regulation sought to protect banks and investors from the dangers of untrammelled credit growth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدترین excesses در این آشفتگی به طور دقیق وجود دارند که در آن مقررات به دنبال حفاظت از بانک‌ها و سرمایه گذاران از خطرات رشد اعتباری untrammelled هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدترین عوارض در ظروف سرپایی معاملات، دقیقا جایی است که قوانین به دنبال محافظت از بانک ها و سرمایه گذاران از خطرات ناشی از رشد اعتبارات غیر مجاز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. No wonder those forces are so often held to be untrammelled, unfettered or merely triumphant from Seattle to Shanghai.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعجبی ندارد که این نیروها اغلب بدون قید و شرط، آزاد یا صرفا پیروز از سیاتل تا شانگهای هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جای تعجب نیست که این نیروها اغلب از سوی سیاتل به شانگهای پیروی می کنند که به طور غیرمستقیم، بی حد و حصر یا صرفا پیروزی دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. In fact another minority Conservative government would not be a bad result for Canada: neither of the main party leaders has done enough to persuade Canadians that they deserve untrammelled power.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حقیقت، دولت محافظه‌کار اقلیت دیگری نتیجه بدی برای کانادا نخواهد بود: هیچ یک از رهبران حزب اصلی به اندازه کافی انجام نداده اند تا کانادایی‌ها را متقاعد کنند که مستحق قدرت untrammelled هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حقیقت یکی دیگر از دولت های محافظه کار اکثریت، نتیجه نادرستی برای کانادا نخواهد بود؛ چرا که هیچ یک از رهبران حزب اصلی به اندازه کافی برای متقاعد کردن کانادایی ها که سزاوار قدرت نابودی نیستند، انجام داده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A 1964 act defines wilderness, rather poetically, as "an area where the earth and its community of life are untrammelled by man".
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عمل ۱۹۶۴ به عنوان \"منطقه‌ای که در آن زمین و جامعه زندگی آن توسط بشر ساخته می‌شوند\" تعریف می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک قانون 1964 بیابان را به جای اینکه به صورت شاعری به عنوان 'منطقه ای که زمین و جامعه آن زندگی را از طریق انسان برآورده می کند' تعریف می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Today, one can't help sensing that what began as a positive spirit of anarchy has descended into a vapid, untrammelled 'anything-goes'.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امروزه، کسی نمی‌تواند احساس کند که آنچه که به عنوان یک روحیه مثبت از هرج و مرج آغاز شد، تبدیل به یک روح بی‌روح، بدون اینکه چیز دیگری رخ دهد، پایین آمده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امروزه نمیتوانیم درک کنیم که چه چیزی به عنوان یک روحیه مثبت هرج و مرج آغاز شده است، به هر کجا که میرود، غافلگیر می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه untrammelled به انگلیسی

untrammelled
• someone who is untrammelled is able to act freely, in the way they want to, rather than being restricted by rules and conventions; a literary word.

untrammelled را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی untrammelled

فرهاد سليمان‌نژاد ٢٢:٤١ - ١٣٩٧/٠٥/١٣
بي‌قيدوشرط، رها، آزاد، بدون محدوديت و مزاحمت
|

پیشنهاد شما درباره معنی untrammelled



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی untrammelled مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )