برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1289 100 1

up front


در جلو

بررسی کلمه up front

صفت ( adjective )
(1) تعریف: frank; forthcoming.

- He was up-front about his criminal record.
[ترجمه ترگمان] اون در مورد سابقه جنایی خودش بود
[ترجمه گوگل] او در مورد سابقه جنایی او پیشقدم بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: advance, as a payment.

- He wants an up-front payment of fifty dollars.
[ترجمه ترگمان] اون یه پیش‌پرداخت پنجاه دلار می خواد
[ترجمه گوگل] او می خواهد پنجاه دلار را پرداخت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
قید ( adverb )
(1) تعریف: (up front) in advance.

- She wants the money up front.
[ترجمه ترگمان] اون میخواد پول جلو رو بگیره
[ترجمه گوگل] او می خواهد این پول را در پیش بگیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

واژه up front در جمله های نمونه

1. We'll pay you half up front.
[ترجمه ترگمان]نصف شب بهت پول میدیم
[ترجمه گوگل]ما نصف رو به شما پرداخت خواهیم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. In football, the players who play up front get the most goals.
[ترجمه ترگمان]در فوتبال، بازیکنان که جلو می‌روند بیش‌ترین گل را به دست می‌آورند
[ترجمه گوگل]در فوتبال، بازیکنان که به جلو بازی می کنند بیشترین اهداف را کسب می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We'll pay you half up front and the other half when you've finished the job.
[ترجمه ترگمان]نصف راه رو جلو و نصف دیگه وقتی که کار رو تموم کردی بهت پول میدیم
[ترجمه گوگل]ما زمانی که کار خود را تمام کرده اید نصف رو به جلو و نیم دیگر می پردازید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Some companies charge a fee up front, but we don't think that's right.
[ترجمه ترگمان]بعضی از شرکت‌ها هزینه بالایی را شارژ می‌کنند، اما ما فکر نمی‌کنیم که این درست باشد
[ترجمه گوگل]برخی از شرکت ها از هزینه های مالی جلوگیری می کنند، اما ...

معنی کلمه up front به انگلیسی

up front
• if you are up front about something, you act openly or publicly so that people know what you are doing or what you believe; an informal expression.
• if a payment is made up front, it is made in advance and openly, so that the person being paid knows they will receive the money; an informal expression.

up front را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

لاله
پيشاپيش
مثلا
Up front investment
مقداد سلمانپور
پرداخت پول در ابتدای کار.
مثل پرداخت پاداش به دولت میزبان توسط شرکت نفتی پیمانکار در قراردادهای نفتی مشهور به Bonus
میلاد علی پور
صراحتا، صادقانه، آشکارا
لیلی موسوی
پیشقدم
لیلی موسوی
رک و روراست،صادق،بی شیله پیله
sepi
money up front اول money بعد مواد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی up front
کلمه : up front
املای فارسی : آاپ فرانت
اشتباه تایپی : عح بقخدف
عکس up front : در گوگل

آیا معنی up front مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )