برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1279 100 1

used up


تمامامصرف شده، زیاد خسته

واژه used up در جمله های نمونه

1. We've used up dish detergent.
[ترجمه ترگمان]ما از مواد غذایی استفاده کردیم
[ترجمه گوگل]ما از مواد شوینده ظرف استفاده کرده ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I've used up all the glue.
[ترجمه ترگمان]من از همه چسب استفاده کردم
[ترجمه گوگل]من از تمام چسب استفاده کرده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She's used up all the hot water.
[ترجمه ترگمان]اون از همه آب داغ استفاده کرده
[ترجمه گوگل]او تمام آب گرم را مصرف کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The earth's resources are being used up at an alarming rate.
[ترجمه ترگمان]منابع زمین با نرخ هشدار دهنده به کار می‌روند
[ترجمه گوگل]منابع زمین به سرعت هدر می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They have used up all their money.
...

used up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رئیس علی دلواری
(یک صفت است که با فعل get کالوکیشن می دهد)
معنی:
ضعیف - ناتوان - بی فایده
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Oxford :
Worn out, incapacitated, rendered useless, as with continuous hard work, age, or excess; no longer competent or effective
محدثه فرومدی
کاملا به مصرف رسیده، تماما مصرف شده، تحلیل رفته، تمام شده، تا آخر استفاده/بهره‌برداری شده، تماما به کار رفته

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی used up
کلمه : used up
املای فارسی : یوسد آاپ
اشتباه تایپی : عسثی عح
عکس used up : در گوگل

آیا معنی used up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )