برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1353 100 1

variegated

/ˈvɛrɪgeɪtəd/ /ˈveərɪgeɪtɪd/

معنی: چند رنگ
معانی دیگر: رنگارنگ، الوان، چندرنگه، ملون، چندفام، متلون، متنوع، چندگونه، چندسان، گوناگون، مختلف، جورواجور

بررسی کلمه variegated

صفت ( adjective )
• : تعریف: showing variety or diversity, esp. in having patches, spots, streaks, or the like of various colors.
متضاد: monochrome, solid
مشابه: checkered, motley, mottled

واژه variegated در جمله های نمونه

1. a variegated crowd
یک جماعت جوراجور

2. a variegated tulip
لاله‌ی چندرنگ

3. the bright sunshine and the variegated flowers exhilarated him
آفتاب درخشان و گل‌های رنگارنگ او را سرحال آورد.

4. We're going to grow a variegated ivy up the back of the house.
[ترجمه ترگمان]ما داریم یک پیچک variegated را از پشت خانه بزرگ می‌کنیم
[ترجمه گوگل]ما قصد داریم یک گیاه عجیب و غریب در پشت خانه ایجاد کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. This plant has beautifully variegated leaves.
[ترجمه ترگمان]این گیاه برگ‌های چند رنگی زیبایی دارد
[ترجمه گوگل]این گیاه دارای برگ های زیبا و متنوع است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The leaves are a variegated red.
[ترجمه ترگمان]برگ‌ها a رنگی هستند
[ترجمه گوگل]برگها یک قرمز رنگی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. ...

مترادف variegated

چند رنگ (صفت)
polychromatic , variegated , polychrome

معنی عبارات مرتبط با variegated به فارسی

معنی variegated در دیکشنری تخصصی

variegated
[زمین شناسی] متنوع، رنگارنگ - به یک رسوب یا سنگ رسوبی گویند، مانند طبقات قرمز یا ماسه سنگ، که نشان دهنده تغییراتی در رنگ در نقاط نامنظم نوارها، لکه ها، راه راه ها یا الگوهای مشبک می باشد. مقایسه شود با: خال دار یا لکه دار.
[زمین شناسی] کانه مس رنگارنگ ، بورنیت.

معنی کلمه variegated به انگلیسی

variegated
• a variegated plant or leaf has different coloured markings on it.

variegated را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Fateme73418
متمایز
Mnemon
رنگارنگ - متنوع
Figure
Having streaks, marks, or patches of a different color or colors; varicolored: a plant with variegated leaves. 2. Distinguished or characterized by variety; diversified: her variegated experience

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی variegated
کلمه : variegated
املای فارسی : وریگتد
اشتباه تایپی : رشقهثلشفثی
عکس variegated : در گوگل

آیا معنی variegated مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )