انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1079 100 1

viable

تلفظ viable
تلفظ viable به آمریکایی/ˈvaɪəbl̩/ تلفظ viable به انگلیسی/ˈvaɪəbl̩/

معنی: ماندنی، قابل دوام، مناسب رشد و ترقی، زیست پذیر، زنده ماندنی
معانی دیگر: زیستا، (گیاه) رویش پذیر، قابل رویش، رشدکردنی، رستنی، دوام پذیر، دارای امکان موفقیت، عملی، کامیاب، موفقیت آمیز

بررسی کلمه viable

صفت ( adjective )
مشتقات: viability (n.)
(1) تعریف: capable of germinating, growing, or developing, as a living organism or social organization.

- Many of the seeds were not viable, and we didn't get as many plants as we had hoped.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بسیاری از دانه‌ها قابل دوام نبودند، و همانطور که امیدوار بودیم گیاهان زیادی به دست آوردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بسیاری از دانه ها زنده نبودند و ما به همان اندازه که امیدوار بودیم، گیاهان زیادی نخوردیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: capable of sustaining life and developing as a fetus outside the womb.

(3) تعریف: capable of being put into effect; practicable.
متضاد: dead, impracticable
مشابه: practicable

- We rejected a number of ideas before we came up with a viable strategy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما قبل از رسیدن به یک استراتژی مناسب تعدادی از ایده‌ها را رد کردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] قبل از اینکه یک استراتژی قابل قبول ارائه کنیم، تعدادی ایده را رد کردیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه viable در جمله های نمونه

1. viable seeds
ترجمه بذرهای رستنی

2. a viable economy
ترجمه یک اقتصاد کامیاب

3. a premature but viable infant
ترجمه کودک زودرس ولی زنده‌ماندنی

4. the skin graft was viable
ترجمه پیوند پوست موفقیت‌آمیز بود.

5. Cash alone will not make Eastern Europe's banks viable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پول نقد به تنهایی بانک‌های اروپای شرقی را قابل دوام نخواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بانک های اروپای شرقی قابل اعتماد نیستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The committee came forward with one viable solution.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کمیته با یک راه‌حل قابل دوام به جلو پیش رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کمیته با یک راه حل مناسبی روبرو شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The government wants to encourage viable self-contained rural communities.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت می‌خواهد جوامع روستایی موجود در مناطق روستایی را تشویق کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دولت می خواهد جوامع روستایی مستقل را تشویق کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Is there a viable alternative to prison?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا راهی برای زندان وجود دارد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا یک جایگزین مناسب برای زندان وجود دارد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The project is no longer commercially viable .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این پروژه دیگر تجاری نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این پروژه دیگر قابل اعتماد نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The factory is no longer economically viable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کارخانه دیگر از نظر اقتصادی قابل دوام نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کارخانه دیگر اقتصادی نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Will a hotel here be financially viable?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یه هتل اینجا به نظر مالی میاد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا یک هتل در اینجا به لحاظ مالی حیاتی است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Solar power is now a viable alternative to oil-fired water heaters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انرژی خورشیدی در حال حاضر جایگزین مناسبی برای آب‌گرم‌کن‌های خورشیدی شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انرژی خورشیدی در حال حاضر یک جایگزین مناسب برای آبگرمکن های نفت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Is there a viable alternative to the present system?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا یک جایگزین مناسب برای سیستم فعلی وجود دارد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا جایگزین مناسب برای سیستم فعلی وجود دارد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The scheme is economically viable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این طرح از نظر اقتصادی قابل دوام است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این طرح از لحاظ اقتصادی قابل اعتماد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. I am afraid your plan is not commercially/economically/financially/politically viable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من می‌ترسم که برنامه شما از نظر اقتصادی \/ اقتصادی \/ مالی \/ سیاسی مقرون‌به‌صرفه نباشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من می ترسم که برنامه شما از نظر تجاری / اقتصادی / مالی / سیاسی قابل اجرا نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. It doesn't sound like a very viable proposition to me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر من که برای من قابل‌قبول نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این به نظر من بسیار مناسب برای من نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. At a certain age, it's not viable for men to take a backward step into unskilled work.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در این سن و سال برای مردان برای یک قدم به کار ساده‌ای نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در یک سن خاص، برای مردان گام عقب مانده به کار غیر متخصص نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف viable

ماندنی (صفت)
permanent , lasting , fixed , viable
قابل دوام (صفت)
viable
مناسب رشد و ترقی (صفت)
viable
زیست پذیر (صفت)
viable
زنده ماندنی (صفت)
viable

معنی کلمه viable به انگلیسی

viable
• capable of living; having a reasonable chance of succeeding, practical; having the ability to survive outside the uterus (of a fetus)
• something that is viable is capable of doing what it is intended to do.

viable را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

سمیرا ق ١٥:٢٧ - ١٣٩٦/٠٩/٢١
پایدار
|

فاضله ٠١:٢١ - ١٣٩٦/١٠/١٨
مقرون به صرفه
|

نقوی ١٤:٣٢ - ١٣٩٧/٠٣/١٥
پایا
|

علیرضا ح ٠٣:٢٤ - ١٣٩٧/٠٦/٢٦
زنده (در خصوص بذر)
|

آذر ٠٧:٤٨ - ١٣٩٧/٠٨/١٠
ممکن،عملی،شدنی
|

مقداد سلمانپور ١٨:١٦ - ١٣٩٧/٠٩/٠٧
قابل قبول، (گزینه)اقتصادی
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٢:٢١ - ١٣٩٨/٠٣/٠٥
كارامد
|

سپهر رضوانیان ١٥:٣٠ - ١٣٩٨/٠٦/١٣
موفقیت پایدر
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مرینت > footprint
Marjan > Prescription
Azal > Go wrong
محدثه فرومدی > all
محدثه فرومدی > followed
Maria > Built up
ERF.. > daydream
mina > in my early twenties

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی viable
کلمه : viable
املای فارسی : ویبل
اشتباه تایپی : رهشذمث
عکس viable : در گوگل


آیا معنی viable مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )