برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1331 100 1

Warm

/ˈwɔːrm/ /wɔːm/

معنی: گرم، صمیمی، غیور، با حرارت، گرم کردن، گرم شدن
معانی دیگر: گرم (در مقایسه با: داغ hot)، مهرآمیز، محبت آمیز، صمیمانه، آتشی مزاج، زودخشم، بد خلق، با گرمی، به طور گرم، گرم کردن یا شدن، (با: to یا toward) مهربان شدن، مهرورزیدن، محبت کردن، همدردی کردن، ملاطفت کردن، قوت قلب دادن، امیدوار کردن، اشتیاق نشان دادن، شور نشان دادن، پرهیجان، هیجان انگیز، پر حرارت، پر جنب و جوش، شورانگیز، پر شور، عاشقانه، شهوت انگیز، شهوتران، (رنگ) دارای سایه رنگ زرد یا نارنجی یا قرمز، چشم نواز، مطبوع، شاد، (بو و غیره) تند، تازه بجا گذاشته، گرمسازی، گرمی، خونگرم

بررسی کلمه Warm

صفت ( adjective )
حالات: warmer, warmest
(1) تعریف: having or emitting moderate heat.
متضاد: chill, chilled, chilly, cold, cool, cutting, nippy
مشابه: cozy, hot, lukewarm, moderate, temperate, tepid, toasty

- a warm kitchen
[ترجمه ترگمان] آشپزخانه گرم
[ترجمه گوگل] یک آشپزخانه گرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- a warm oven
[ترجمه ترگمان] یک فر گرم
[ترجمه گوگل] یک اجاق گرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: serving to hold in body heat.
متضاد: cool, summery
مشابه: cozy, toasty

- a warm blanket
[ترجمه ترگمان] پتوی گرم
[ترجمه گوگل] پتو گرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: having or causing a sensation of somewhat high body temperature.
مترادف: flushed, hot
• متضاد: ...

واژه Warm در جمله های نمونه

1. warm clothes are a must in the mountains
در کوهستان لباس گرم از ضروریات است.

2. warm clothing for winter
لباس گرم برای زمستان

3. warm friendship
دوستی مهرآمیز

4. warm milk is good for settling an upset stomach
شیر گرم برای آرام کردن معده‌ی منقلب خوب است.

5. warm spring days that quicken the earth
روزهای گرم بهاری که زمین را زنده می‌کند.

6. warm over
1- (خوراک پس مانده و غیره) دوباره گرم کردن 2- (پیش از مسابقه یا اجرای برنامه و غیره) خود را آماده کردن،تمرین کردن،نرمش‌کردن 3- (رجوع شود به: warmed-over)

7. warm up
گرم کردن یا شدن

8. a warm and shiny day
یک روز گرم و آفتابی

9. a warm day
یک روز گرم

10. a warm fire
آتش گرم

11. a warm reception
پذیرایی گرم

12. a warm welcome
خوش‌آمد صمیمانه

13. a warm welcome
استقبال گرم

14. his warm and impetuous nature
مزا ...

مترادف Warm

گرم (صفت)
ardent , hot , ebullient , warm , peppery , thermal , muggy , warmish , perfervid
صمیمی (صفت)
near , frank , real , cordial , sincere , loving , warm , privy , candid , big-hearted , intimate , heartfelt , unaffected , hearty , chummy , heart-to-heart , whole-hearted , true-hearted
غیور (صفت)
brave , bold , spunky , warm , zealous , jealous
با حرارت (صفت)
strenuous , earnest , hot , adust , fervent , ebullient , hot-blooded , warm , hipped-up
گرم کردن (فعل)
anneal , heat , warm , braise , furnace
گرم شدن (فعل)
warm , thaw

معنی عبارات مرتبط با Warm به فارسی

bloodedness warm خونگرم، با روح، خونگرمی، مهربانی
blooded warm خونگرم، با روح، خونگرمی، مهربانی
(هوا شناسی) جبهه ی هوای گرم، جبهه هوای گرم
دلسوز، بامحبت
چیز دم کرده
1- (خوراک پس مانده و غیره) دوباره گرم کردن 2- (پیش از مسابقه یا اجرای برنامه و غیره) خود را آماده کردن، تمرین کردن، نرمش کردن 3- (رجوع شود به: warmed-over)
تش، اندامها و مراکز احساس گرما در پوست
گرم کردن یا شدن، (قبل از مسابقه یا ورزش و غیره) آماده سازی، نرمش، گرم سازی بدن، قبل از بازی حرکت کردن و خود را گرم نمودن، دست گرمی بازی کردن

معنی Warm در دیکشنری تخصصی

warm
[برق و الکترونیک] گرم کردن
[نساجی] گرم
[آب و خاک] هوای گرم
[علوم دامی] اصطبل گرم گوساله ؛ نوعی گوساله دانی که دمای درون آن بیشتر از دمای بیرون است .
[کامپیوتر] فرآیند فریب دادن کامپیوتر با این تفکر که برق آن با وجود روشن بودن خاموش شده است راه اندازی گرم
[کامپیوتر] راه اندازی گرم عملیات راه اندازی دوباره ی کامپیوتری که در حال عملات است . نگاه کنید به boot
[آب و خاک] ابرگرم
[نساجی] رنگ گرم ( مثل قرمز )
[نساجی] رنگینه خمی گرم
[آب و خاک] مه گرم
[عمران و معماری] جبهه گرم
[آب و خاک] جبهه گرم
[عمران و معماری] بارش جبهه گرم
[نساجی] آبکشی با آب گرم

معنی کلمه Warm به انگلیسی

warm
• heat up; excite; be excited; arouse affection; be filled with affection
• slightly hot, tepid; giving or keeping in heat; having a high temperature (from sickness or physical exertion); hearty, sincere; quick-tempered; close; passionate, enthusiastic; of a color suggesting heat (red to yellow); fresh
• something that is warm has some heat but not enough to be hot.
• if you warm a part of your body, you put it near a fire or heater to stop it feeling cold.
• warm clothes and blankets are made of a material such as wool which protects you from the cold.
• a warm person is friendly and affectionate.
• if you warm to a person or an idea, you become fonder of the person or more interested in the idea.
• if you warm something up or if it warms up, it gets hotter.
• when athletes warm up for an sporting event, they prepare themselves by practising or by doing exercises just before it starts.
• when a machine or engine warms up, it becomes ready for use a little while after being switched on or started.
warm bed system
• working in shifts do that there is constantly someone working and someone sleeping
warm blooded
• a warm-blooded animal, for example a bird or a mammal, has a relatively high body temperature which remains constant and is not affected by the surrounding temperature.
warm boot
• boot which is performed without interrupting the electrical current to the whole system
warm clothes
• clothes that keep one warm (i.e. a sweater, gloves, etc.)
warm colors
• colors that are associated with fire and warmth (i.e. red, yellow, orange, etc.)
warm congratulations
• hearty blessings, heart-felt wishes
...

Warm را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sunflower
Warm to (someone

To begin to like someone, be fond of

کم کم علاقه مند شدن، شیفته ی کسی شدن، دوست دار کسی شدن، احساس صمیمیت کردن،
رواخواه
گرم شدن هوا، کمی گرمی هوا
آراز فرشباف
نسبتا گرم، کمی گرم، رو به گرما
عماد
عاشقانه
مهرآمیز
محبت آمیز
پرهیجان
هیجان انگیز
شورانگیز
پر شور
السا
کمی گرم
aram
برافروخته
امیرحسین بیگلری
در آب و هوا:
pleasantly high temperature
گرم تر از mild و خنک تر از hot
setayesh
گرم شدن
Warm
گرم شدن💢

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی warm
کلمه : warm
املای فارسی : وارم
اشتباه تایپی : صشقئ
عکس warm : در گوگل

آیا معنی Warm مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )