برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1233 100 1

Whites


معنی: لباس های سفید
معانی دیگر: سوزنک مزمن غیر مسری زنان

واژه Whites در جمله های نمونه

1. beat egg whites until stiff
سفیده‌ی تخم مرغ را بزن تا غلیظ بشود.

2. whipped egg whites
سفیده‌ی تخم‌مرغ زده شده

3. fold the egg whites into the dough
سفیده‌های تخم‌مرغ را آهسته با خمیر مخلوط کنید.

4. naval officers in summer whites
افسران نیروی دریایی در انیفورم‌های سفید تابستانی

5. the blacks and the whites mix freely bearing each other no despite
سیاهپوستان و سفیدپوستان با هم می‌آمیزند و نسبت به هم کینه ندارند.

6. in south africa blacks outnumber whites
در افریقای جنوبی شمار سیاهان از سفیدان بیشتر است.

مترادف Whites

لباس های سفید (اسم)
whites

Whites را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرزاد زارع
سفیده، در توصیف و یا جمله به کار میرود که اشاره به قسمتی از شی یا جسم دارد. ماننده سفیده ی چشم یا سفیده تخم مرغ و ...

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی whites
کلمه : whites
املای فارسی : وهیتس
اشتباه تایپی : صاهفثس
عکس whites : در گوگل

آیا معنی Whites مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )