انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 889 100 1

waterspout

تلفظ waterspout
تلفظ waterspout به آمریکایی/ˈwɔːrtəspaʊt/ تلفظ waterspout به انگلیسی/ˈwɔːtəspaʊt/

معنی: ناودان، گرداب، سیاه باد، گردباد دریایی
معانی دیگر: (سوراخ یا لوله یا دهانه ای که از آن آب بیرون می زند) فواره، آبفشان، چشمه، آب افکن، (نواحی استوایی) گرد باد دریایی، دیوباد (دریایی)، لوله یا وسیله ای که از ان اب فوران میکند، فواره

بررسی کلمه waterspout

اسم ( noun )
(1) تعریف: a pipe or hole from which water pours, often for diverting rainwater.
مشابه: spout

(2) تعریف: a funnel-shaped column of whirling spray produced when a tornado or whirlwind touches the surface of a large body of water.

واژه waterspout در جمله های نمونه

1. A series of white waterspouts soon rose in the harbor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک سری of سفید به زودی در بندر جمع شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک سری آبشارهای سفید به زودی در بندر بزرگ شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. I notice a waterspout at the horizon, and watch it until it moves out of sight.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در افق گم می‌شود و آن را نگاه می‌کنم تا آن که از نظر ناپدید شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من متوجه یک آبشار در افق، و تماشای آن تا زمانی که از دید خارج می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The drain rib begins with the waterspout of the button leading salient and extends to the back of the control panel.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دنده تخلیه با فشار دکمه برجسته شروع می‌شود و به قسمت عقب صفحه کنترل بسط می‌یابد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ریز تخلیه با فشار آب از دکمه منعکس شده آغاز می شود و به پشت پانل کنترل گسترش می یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. A rare waterspout was seen near Po Toi at about 8 am on August 19 and was detected on the Hong Kong Observatory's weather radar.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حدود ساعت ۸ صبح روز ۱۹ اوت یک waterspout نادر در نزدیکی پو Toi در حدود ۸ صبح در رادار هواشناسی هنگ‌کنگ مشاهده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در 18 اوت حدود ساعت 8 صبح در نزدیکی Po Toi یک آبشار نادر دیده شد و در رادار هواشناسی رصدخانه هنگ کنگ شناسایی شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. A waterspout was last seen in Hong Kong on August 200
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]waterspout آخرین بار در روز ۲۰۰ اوت در هنگ‌کنگ دیده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اخیرا در اوت 200 در هنگ کنگ دیده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. A colorful waterspout shot from the mouth of the electronic dragon and the children clapped.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شلیک رنگین کمانی از دهان اژدهای الکترونیکی و بچه‌ها دست زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک آبشار رنگارنگ از دهان اژدها الکترونیکی شلیک کرد و بچه ها آواز خواندند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. A waterspout occurs over water; a tornado is its equivalent over land.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]A روی آب رخ می‌دهد؛ یک گردباد معادل آن در زمین است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک آبشار بیش از آب رخ می دهد؛ یک گردباد برابر با زمین است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The Itsy Bitsy spider climbed up the waterspout.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بیتسی عنکبوت از گردباد دریایی بالا رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عنکبوت Itsy Bitsy صعود کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. This artificial hurricane rushed like a waterspout through the air.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این طوفان مصنوعی همچون گردباد دریایی در هوا معلق بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این طوفان مصنوعی مانند یک آبشار از طریق هوا عجله کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. A rare waterspout(see photo) was seen near Po Toi at about 8 am Wednesday indicated on the Hong Kong Observatory's weather radar.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حدود ساعت ۸ صبح روز چهارشنبه در رادار هواشناسی هنگ‌کنگ، یک waterspout نادر (عکس از عکس)دیده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک آبشار نادر (عکس را ببینید) در نزدیکی پوتوی در حدود ساعت 8 صبح روز چهارشنبه بر روی رادار هواشناسی رصدخانه هنگ کنگ نشان داده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The waterspout lasted around five minutes and expired before landfall.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The پنج دقیقه طول کشید و قبل از ریزش زمین منقضی شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آب جوش حدود پنج دقیقه طول کشید و قبل از فرود زمین پایان یافت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. A waterspout touches down near a boat near Dubrovnik, Croatia, in August 200
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هواپیمای waterspout در نزدیکی a، کرواسی، در ماه اوت ۲۰۰ به یک قایق برخورد می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک آبراه آب در ماه اوت 200 در نزدیکی یک قایق در نزدیکی دوبرونیک، کرواسی قرار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A scientist said they were probably picked up by a waterspout or mini - tornado out at sea.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک دانشمند گفت که احتمالا توسط یک گردباد یا mini کوچک در دریا برداشته شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک دانشمند گفت که آنها احتمالا توسط دریاچه یا دریای خزر بیرون آورده شده بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The main technologies it involves including TV video image imitate; exterior ballistic simulation, waterspout coordinate processing; range bearing spotting imitate and real-time calculating.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فن‌آوری‌های اصلی شامل تقلید از تصویر ویدیویی تلویزیون، شبیه‌سازی بالستیک خارجی، پردازش مختصات waterspout؛ برد مربوط به تقلید و محاسبه زمان حقیقی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فن آوری های اصلی شامل تصویر تلویزیون تصویر تقلید؛ شبیه سازی بالستیک بیرونی، پردازش مختصات آب و هوا؛ ردیابی تحمل پراکندگی تقلید و محاسبه در زمان واقعی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The properties, development, production and process of molding FRP well lids and waterspout lids are introduced systematically.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ویژگی‌ها، توسعه، تولید و فرآیند قالب‌گیری FRP به خوبی معرفی شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خواص، توسعه، تولید و فرایند ریخته گری FRP و دم درب های آبگیر به صورت سیستماتیک معرفی می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف waterspout

ناودان (اسم)
spout , flume , tube , dale , kennel , downpipe , waterspout , feeder , rainspout
گرداب (اسم)
vortex , gulf , waterspout , whirlpool , tourbillon
سیاه باد (اسم)
whirlwind , tornado , waterspout , tourbillon
گردباد دریایی (اسم)
waterspout

معنی کلمه waterspout به انگلیسی

waterspout
• pipe for rainwater; tornado over water
• a waterspout is a whirlwind over the sea which causes a tall column of water to be formed, or the column of water itself.

waterspout را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی waterspout

ebitaheri@gmail.com ٢٠:٥١ - ١٣٩٦/١٠/٠٩
تنوره آبی
|

پیشنهاد شما درباره معنی waterspout



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

A... > were
رضا خرم > relies
مریم > مریم
مهرسا > claim
Karim > ژینوس
علی سهام > biomolecular
فاطمه شعبانی > چیکال
فافا > رونا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی waterspout
کلمه : waterspout
املای فارسی : وترسپوت
اشتباه تایپی : صشفثقسحخعف
عکس waterspout : در گوگل


آیا معنی waterspout مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )