انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 956 100 1

wee

تلفظ wee
تلفظ wee به آمریکایی/ˈwiː/ تلفظ wee به انگلیسی/wiː/

معنی: کوچولو، لحظهای، ریز، اندکی
معانی دیگر: (بسیار) زود، نخستین، (بسیار) کوچک، ریزه، ریزه پیزه، اسکاتلند کوچولو، یکی کمی

بررسی کلمه wee

صفت ( adjective )
حالات: weer, weest
(1) تعریف: very small or tiny.
مترادف: diminutive, minute, tiny
مشابه: itty-bitty, lilliputian, little, microscopic, midget, miniature, minuscule, small, teeny, weeny

- I'll have just a wee bit of that pie.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من فقط یه خورده از اون پای کوچولو رو می‌خورم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من فقط یک کمی از آن کیک می خواهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- He came to this country when he was just wee boy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون وقتی بچه بود به این کشور اومد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] وقتی او فقط پسر بچه بود، به این کشور آمد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: very early.
مشابه: early, small

- They set off in the wee hours before dawn.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] چند ساعت قبل از سپیده‌دم راه افتادند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها قبل از طلوع خورشید ساعتها را میگذرانند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه wee در جمله های نمونه

1. wee hours of the morning
ترجمه نخستین ساعات بامداد

2. they were bopping away till the wee hours
ترجمه تا سپیده‌دم مشغول پای کوبی بودند.

3. He just needs to calm down a wee bit.
ترجمه کاربر [ترجمه علی] او فقط نیاز دارد که کمی آرام شود.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او فقط باید کمی آرام شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او فقط نیاز به آرام کردن کمی عصبی دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. I'll have a wee drop of cream in my coffee.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من یک قطره کرم تو قهوه می‌خورم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من یک کپسول کرم در قهوه خواهم داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. There's a wee cottage inside the grounds.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک کلبه کوچک داخل محوطه هست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کلبه ای در داخل زمین وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. We'll be a wee bit late, I'm afraid.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]متاسفانه کمی دیر می‌رسیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما کمی دیر می شویم، من می ترسم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. "God, I need a wee!" she said.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]\" خدایا، من به یک کمی نیاز دارم! او گفت: \"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'خدا، من نیاز به یک عصبانیت!' او گفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. How about a wee dram to celebrate?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یه پیک کوچولو برای جشن گرفتن چطوره؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در مورد یک درام ماجراجویی جشن می گیریم؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. My wee boy is three.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] پسر کوچولو من ۳ سالشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پسر ما سه ساله است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Would you care for a wee bit more to eat?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یه کوچولو غذا برای خوردن می خوای؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا شما برای خوردن کمی بیشتر میخوابید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He said he wanted to wee.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون گفت که می خواد یه کم کوچولو باشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او گفت که میخواهد بمیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Just a wee drop of milk for me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فقط یه قطره شیر برای من
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فقط یک قطره شیر برای من
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Mummy, I need a wee.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] مامان، یه کم به یه کوچولو احتیاج دارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مومی، من نیاز به یک عصا
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. I lay awake through the wee small hours, waiting for the signal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در ساعات کوتاهی که منتظر علامت بودم، بیدار ماندم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من از ساعتهای کوچک بیدارم، منتظر سیگنال هستم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف wee

کوچولو (اسم)
kid , bantling , wee , half-pint
لحظهای (صفت)
wee
ریز (صفت)
small , little , fine , atomic , tiny , minute , wee , pony , teeny , minikin , snippety , weeny
اندکی (صفت)
wee , halfway

معنی عبارات مرتبط با wee به فارسی

(واژه ی کودکانه)، شاشیدن
(واژه ی کودکانه)، شاشیدن

معنی کلمه wee به انگلیسی

wee
• small amount; short period of time (scottish)
• tiny, minuscule; reduced
• wee means small or little; used in scottish english.
• when someone wees, they urinate; an informal use. verb here but can also be used as a singular noun. e.g. i want a wee.
wee hours
• early hours of the morning
wee wee
• urine (baby talk)
wee wee
• urine (baby talk)

wee را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی wee

حسن امامی ١٤:١٠ - ١٣٩٧/١٠/٢٨
خیلی کوچک
ادرار - شاش - مترادف pee

معنی دستشویی هم میده همون که ما میگیم دستشویی یک و دو (do need to wee?
|

پیشنهاد شما درباره معنی wee



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سهیل رصایی > دهنونده
ابوالفضل > Starter
اژدر > arms length
اژدر > funder
Jalali > Ngo
حمیدرضا کریم > Wobbly
سارای > منیژه
شقایق > جانا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی wee
کلمه : wee
املای فارسی : وزه
اشتباه تایپی : صثث
عکس wee : در گوگل


آیا معنی wee مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )