برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1288 100 1

weigh in

/ˈweɪɪn/ /weɪɪn/

معنی: وزن کردن
معانی دیگر: 1- وزن کردن 2- وزن شدن (به ویژه برای شرکت در مسابقه بوکس یا کشتی و غیره) 3- (باهایفن) عمل وزن کردن، توزین

واژه weigh in در جمله های نمونه

1. Please weigh in all the suitcases.
[ترجمه ترگمان] لطفا توی همه چمدون باشید
[ترجمه گوگل]لطفا همه چمدان ها را وزن کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. These facts will weigh in your favour.
[ترجمه ترگمان]این واقعیت‌ها به نفع شما خواهد بود
[ترجمه گوگل]این حقایق به نفع شماست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A huge commercial Ecosphere can weigh in at 200 liters.
[ترجمه ترگمان]یک Ecosphere تجاری بزرگ می‌تواند در حدود ۲۰۰ لیتر وزن داشته باشد
[ترجمه گوگل]یک Ecosphere بزرگ تجاری می تواند در 200 لیتر وزن کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Nevertheless, a quiet build-up to Thursday would weigh in his favour.
[ترجمه ترگمان]با این حال، یک ساختمان آرام تا پنج شنبه به نفع او خواهد بود
[ترجمه گوگل]با این وجود، آرام سازی تا روز پنجشنبه به نفع او خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف weigh in

وزن کردن (فعل)
weigh , counterpoise , weigh in

معنی کلمه weigh in به انگلیسی

weigh in
• have a passenger's luggage weighed (at an airport for example); make a strong powerful statement in a discussion (slang)
• a weigh-in at a boxing match or a horse race is the occasion shortly before the event begins when each competitor is weighed.

weigh in را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فیض
بیان نظر
سجاد مصلحی
give an opinion about something
میلاد علی پور
مداخله کردن، دلیل آوردن، استدلال کردن، در بحث شرکت کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی weigh in
کلمه : weigh in
املای فارسی : ویق این
اشتباه تایپی : صثهلا هد
عکس weigh in : در گوگل

آیا معنی weigh in مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )