برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1322 100 1

well done

/ˈwelˈdən/ /weldʌn/

خوب انجام شده، ماهرانه، زبردستانه، افرین، خوب پخته

بررسی کلمه well done

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of a food, thoroughly cooked.

(2) تعریف: performed or created with skill; clearly above average.

واژه well done در جمله های نمونه

1. how would you like your meat? well-done or medium?
گوشتت را چه طوری دوست داری‌؟ خیلی پخته یا نیم‌پز؟

معنی کلمه well done به انگلیسی

well done
• performed finely; cooked thoroughly (usually of meat that is cooked for a longer time and is not pink on the inside)
• you say `well done' to indicate that you are pleased that someone has got something right or done something good.
• if something that you have cooked, especially meat, is well done, it has been cooked thoroughly.

well done را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

دختر زمین
آفرین
mohammad javad
آفرین
AMIR nori
ماهرانه
H.S.H
cook completely or great
جواد سلیمانی
احسنت
parisa
عالی
Arvin
خوب پخته شده
Eli
در مورد استیک کامل پخته شده
D
Cooced complaty
D
Great
haniyeh
افرین یا بارک الله
shiva_sisi‌
کاملا پخته شده
shiva_sisi‌
Well done:very good,excelent,well done
Darya Hadian
مرحبا
شادی
پخت خوب_پخت عالی_ کامل پخته شدن
shiva_sisi‌
مرحبا
احمدرضا آگوشی
cooked completely
Amir
کاملا پخته
ستایش قربانی
گوشت کامل پخته شده ،نمره کامل ،عالی، آفرین
@.y.d.@
cooked completely/پخته
معنی دیگر: آفرین
roya
باریک الله
Parsa
خوش پخت
m.d
cooked the food was completely
y.k
کسی که کاری را ماهرانه انجام می دهد
Vernal
دو جور معنی داره:
۱.آفرین
2. کاملا پخته ، خوب پخته
Arya
مغز پخت
آزیتا مهری
آفرین.
مرحبا
باریکلا
خوب بود
Sahel
خشک
Amir
پخت خوب
Nazanin
افرین ماهر کی بودی تو!!
جلال نجاریزدی
خسته نباشید
يار دلواري
آفرين كارت درسته
Paniz
پخت کامل
sara
خوب پخته شده
میثم علیزاده
●اگر با خط تیره به مهم متصل باشد: well-done
یعنی پخته، خوب پخته شده
● اگر جدا باشد: well done!
یعنی آفرین، باریکلا
يار دلواري
خوشمزه بودن تنوع غذایی ، آفرین ، باریکلا به خودم ، خوب انجام شده
My cooking is very good My baking is delicious My love I promise you cooking will be amazing in the future
آشپزی من خیلی خوب هست دست پخت من خوش مزه هست عشقم
بهت قول میدهم در آینده آشپزیم فوق العاده بینظیر ( شگفت انگیز)باشد
All the food I've made so far has been delicious
تمام غذایی های که تا کنون درست کردم خیلی خوشمزه بوده اند
(I learn more foods (variety
( تنوع غذایی) غذاهای بیشتری را یاد میگیرم😍
N.K
cooked completely
Pryia
خوب انجام شده، ماهرانه
هادی
دست مریزاد
Almira
آفرین,تشویق کردن
Melina
در حد کامل پخته شدن
محمود الهی
well done!/well played!
used to praise someone when you think they have done something very well
ای ول ، عالی بود

well-done
meat that is well-done has been cooked thoroughly

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی well done
کلمه : Well done
املای فارسی : ول داونه
اشتباه تایپی : صثمم یخدث
عکس Well done : در گوگل

آیا معنی well done مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )