برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1217 100 1

well established

واژه well established در جمله های نمونه

1. Financial stress is well established as a chief reason for divorce.
[ترجمه ترگمان]استرس مالی به عنوان یکی از دلایل اصلی طلاق به رسمیت شناخته می‌شود
[ترجمه گوگل]استرس مالی به عنوان دلیل اصلی طلاق به خوبی شناخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The rules, though not written down, are fairly well established.
[ترجمه ناهید] هرچند قوانین هنوز نوشته نشده اند اما به خوبی پذیرفته شده اند
|

[ترجمه ترگمان]قوانین، هر چند که هنوز نوشته نشده اند، نسبتا خوب مستقر شده‌اند
[ترجمه گوگل]قوانین، هرچند که نوشته نشده اند، کاملا درست شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. After three months we were well established in/at our new house/new jobs.
[ترجمه Sina] بعد از سه ماه ما در خانه ی جدیدمان، شغل های جدیمان ، به خوبی جا افتاده بودیم| ...

معنی well established در دیکشنری تخصصی

well established
[حقوق] معتبر، مسلم، متقن، محرز

معنی کلمه well established به انگلیسی

well established
• well-founded, has a secure basis
• if something is well-established, it has existed for a long time and is successful.

well established را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هادی سلیمی
مؤثق، معتبر، پایا، چیزی که به خوبی ساخته و پرداخته شده
علی ن
بخوبی جا افتاده ( از نظر زمانی)
Atf93
پذیرفته شده
شهرزاد حق شناس
مشخص شدن، شناخته شدن
"being generally known about"
مثال:
The rules, though not written down, are fairly well established.
World Music is now well established and popular with mass audiences.

https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/well-established
mostafa
معتبر
گلی تپلی
تثبیت
محدثه فرومدی
باثبات، ثبات‌یافته، دیرپا، پایدار
جلال نجاریزدی
جا افتاده, خبره
آپوریا
جا افتاده
RA-SA
پابرجا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی well established مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )