برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1277 100 1

wholeheartedly

/ˌhoʊlˈhɑːtɪdli/ /ˌhəʊlˈhɑːtɪdli/

wholehearted صمیمی، یکدل، از صمیم دل

واژه wholeheartedly در جمله های نمونه

1. This is a sentiment I wholeheartedly agree with.
[ترجمه ترگمان]این احساسی است که من با تمام وجودم با آن موافق هستم
[ترجمه گوگل]این یک احساس است که من با تمام وجود با آن موافقم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I wholeheartedly approve of his actions.
[ترجمه ترگمان]من با صداقت عمل او را تایید می‌کنم
[ترجمه گوگل]از صمیم قلب اعمالش را تایید می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I subscribe wholeheartedly to this theory.
[ترجمه ترگمان]من با تمام وجود به این نظریه ایمان دارم
[ترجمه گوگل]من به طور کامل از این نظریه مشترک هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I can endorse their opinion wholeheartedly.
[ترجمه ترگمان]من می تونم عقیده شون رو با صداقت تایید کنم
[ترجمه گوگل]من می توانم نظر خود را با تمام وجود متقاعد کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه wholeheartedly به انگلیسی

wholeheartedly
• heartily, unreservedly; sincerely; enthusiastically; devotedly

wholeheartedly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرجان میری لواسانی
از صمیم قلب
از ته دل
منصور بنانی
با تمام وجود، با شش دانگ حواس یا شش دانگ دل، از ژرفنای قلب یا دل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی wholeheartedly
کلمه : wholeheartedly
املای فارسی : وهلهیرتدلی
اشتباه تایپی : صاخمثاثشقفثیمغ
عکس wholeheartedly : در گوگل

آیا معنی wholeheartedly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )