برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1356 100 1

willie

واژه willie در جمله های نمونه

1. Willie Hamilton broke away early in the race.
[ترجمه ترگمان]ویلی همیلتون خیلی زود از مسابقه فرار کرد
[ترجمه گوگل]ویلی هامیلتون در اوایل مسابقه خاتمه داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. When Willie tapped on a window, Miguel gave an involuntary jump.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که ویلی به یکی از پنجره‌ها برخورد کرد، میگوئل an ناخواسته به او داد
[ترجمه گوگل]وقتی ویلی روی یک پنجره نگاه کرد، میگول یک پرش غیرمستقیم را انجام داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Willie helped hand the mugs around.
[ترجمه ترگمان]ویلی به کمک کردن لیوان کمک کرد
[ترجمه گوگل]ویلی کمک کرد که گردو را در اطراف نگه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Willie Smith was the second son born to Jean and Stephen.
[ترجمه ترگمان]ویلی اسمیت پسر دوم بود که برای جین و استفن به دنیا آمد
[ترجمه گوگل]ویلی اسمیت دومین فرزند ژان و استفان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه willie به انگلیسی

willie
• male first name (form of william)
• (british slang) penis
willie mays
• (born 1931) famous black professional baseball player, member of the new york giants in the 1954 world series

willie را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد علی پور
آلت ذکور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی willie مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )