برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1290 100 1

wrestler

/ˈresələr/ /ˈreslə/

معنی: کشتیگیر

واژه wrestler در جمله های نمونه

1. a wrestler must have both strength and speed
کشتی‌گیر باید هم زور داشته باشد هم چابکی.

2. a wrestler who finally found his match
کشتی‌گیری که بالاخره حریف خود را پیدا کرد

3. the wrestler easily threw his opponent
کشتی‌گیر به آسانی حریف خود را به زیر آورد.

4. the wrestler folded up in agony
کشتی‌گیر از شدت درد به خود پیچید.

5. the wrestler scaled 70 kilos
کشتی‌گیر 70 کیلو وزن داشت.

6. the wrestler upended his opponent
کشتی گیر حریف خود را کله پا کرد.

7. this wrestler is a phenomenon
(عامیانه) این کشتی‌گیر معرکه است.

8. a gigantic wrestler
کشتی‌گیر نره غول

9. a hefty wrestler
کشتی‌گیر گردن‌کلفت

10. a powerful wrestler
کشتی گیر مرد افکن (یا پرزور)

11. a professional wrestler
کشتی‌گیر پیشه‌کار (حرفه‌ای)

12. a redoubtable wrestler
کشتی‌گیر پر ارج

13. the huge wrestler
کشتی‌گیر تنومند
...

مترادف wrestler

کشتیگیر (اسم)
wrestler

معنی کلمه wrestler به انگلیسی

wrestler
• one who wrestles, contestant whose object is to pin his opponent to the ground (sports); one who fights
• a wrestler is someone who wrestles as a sport.
sumo wrestler
• giant-sized athlete that engages in a special type of japanese wrestling

wrestler را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمیدرضا
کلنجار رفتن
Mahdis
کشتی گیر
حدیث ایران
کشتی گیر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی wrestler
کلمه : wrestler
املای فارسی : ورستلر
اشتباه تایپی : صقثسفمثق
عکس wrestler : در گوگل

آیا معنی wrestler مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )