برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1291 100 1

yelling

واژه yelling در جمله های نمونه

1. he was yelling like a crazy man
مانند دیوانه‌ها فریاد می‌زد.

2. A mob came over the hill yelling and brandishing sticks.
[ترجمه ترگمان]جمعیت از بالای تپه رد شدند و فریاد می‌زدند و چوب‌دستی خود را تکان می‌دادند
[ترجمه گوگل]یک توطئه بر سر تپه فریاد زد و مارپیچی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Our neighbours were yelling at each other this morning.
[ترجمه ترگمان]همسایه‌ها امروز صبح سر هم داد میزدن
[ترجمه گوگل]همسایگان ما امروز صبح یکدیگر را فریاد می زدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. When we entered the room, the teacher was yelling at some unfortunate student.
[ترجمه ترگمان]وقتی وارد اتاق شدیم، معلم سر چند دانش‌آموز بدبخت داد می‌زد
[ترجمه گوگل]هنگامی که ما وارد اتاق شدیم، معلم در برخی دانشجویان ترسناک فریاد زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We heard him yelling for help.
[ترجمه ترگمان]شنیدیم که داد و بیداد راه انداخته
[ترجمه گوگل] ...

معنی کلمه yelling به انگلیسی

yelling
• shouting, act of yelling, act of screaming, act of calling out; act of shouting a loud unclear cry of excitement or pain

yelling را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

sajed
داد زدن
SuperSU
به زبان بچه گانهس ت فک کنم


گفتن داد زدن فریاد زدن
میلاد علی پور
داد و بیداد کردن، رُعب و وحشت ایجاد کردن، نعره زدن، هوار کشیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی yelling مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )