انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1099 100 1

رضا

/rezA/

مترادف رضا: تراضی، خشنود، خوشحال، خوشدل، راضی، رضایت، قانع، قبول، مجاب، موافقت، همداستانی

برابر پارسی: خشنود، خرسند، خوشدل، خرسندی

معنی اسم رضا

اسم: رضا
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: rezā) (عربی) رضایت، راضی، خشنود، (در اعلام) نام امام هشتمین شیعیان علی بن موسی الرضا (ع )، (در تصوف) رضا این است که بنده از مشیت حق گله نکند و نامرادی را رضای حق بداند و با روی خوش بپذیرد - خشنودی، رضایت، خشنود، راضی، نام امام هشتم شیعیان

معنی رضا در لغت نامه دهخدا

رضا. [ رِ ] (ع مص ، اِمص ) رَضا. رِضی ̍ . [ رضا ] خشنود شدن.(از آنندراج ) (غیاث اللغات ). خشنودی. (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). عبامرضاة. (منتهی الارب ). رضوان. (دهار) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رِضاً. (اقرب الموارد). رِضی ً. رُضوان. رُضی ً. (منتهی الارب ). و رجوع به مصادر مرادف آن شود. || خشنودی... و با لفظ دادن و آوردن به معنی اجازت دادن و آوردن مستعمل... و در منتخب به همه معنی به فتح نوشته و صاحب کشف و صراح و مزیل الاغلاط و ابن حاج به معنی اول به کسرنوشته اند. (از آنندراج ) (از غیاث اللغات ). در عربی رضایت نیامده و از این رو اساتید قدما همه جا بجای رضایت که در تداول نثر امروز شایع است رضا استعمال می کرده اند. نیک خرسندی. (ناظم الاطباء). خشنودی. مرضات. رضوان. خرسندی. خشندی. مقابل سخط. مقابل جبر و ستم. مقابل خشم. مقابل غضب. (یادداشت مؤلف ) :
رضای او کند روشن ثنای او کند نیکو
هوای او کندبینا سخای او کند فربی.
منوچهری.
بارخدایی که او جز به رضای خدا
بر همه روی زمین می ننهد یک قدم.
منوچهری.
ثمره ٔ این اعتراف و رضا آن است که احاطه کند زیادتی فضل خدا را. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 309). با این همه قسم می خورم در حالت رضا نه در وقت اکراه. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 357). هیچ چیز عزیزتر از جان نباشد دررضای خداوند بذل کردم. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 357). می گزیند رضای او را در همه ٔ آنچه می گشاید و می بندد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 312). اکنون خوارزمشاه پیر دولت است آنچه رفت در باید گذاشت و به رضای سلطان به آموی رود... (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 355).
گر جز رضای تست غرض مر مرا ز عمر
بر چیزها مده به دو عالم ظفر مرا.
ناصرخسرو.
دانستند که خاموشی او رضای آنست. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص 100).
ای خسرو زمانه که باشد ز خسروان
کاندر جهان رضای ترا جانسپار نیست.
مسعودسعد.
در رضا و ثواب ایزد کوش
گرچه صعب است درد فرزندان.
مسعودسعد.
لیکن از دین پاک تو نسزد
که بدین مر ترا رضا باشد.
مسعودسعد.
در آنچه جست همه خشندی ّ سلطان جست
هر آنچه کرد زبهر رضای یزدان کرد.
مسعودسعد.
جهان به پیش مراد تو دست کرده به کش
فلک به پیش رضای تو پشت کرده دو تا.
مسعودسعد.
یکی از سکرات ملک آن است که همیشه خانیان را به جمال رضا آراسته دارد. (کلیله و دمنه ).
اگر محول حال جهانیان نه قضاست
چرا مجاری احوال برخلاف رضاست.
انوری.
همه رنجی بسر برم چو به کوی تو بگذرم
همه خشمی فروخورم چو ببینم رضای تو.
خاقانی.
پل آبگون فلک باد رخنه
که در جویش آب رضایی نبینم.
خاقانی.
... با تحری رضای خویش برابر دانست. (سندبادنامه ص 4). معارف ملک میان او و سلطان توسط کردند و موافقت را ملتزم شود و به قراری تن دردهد و رضای سلطان حاصل کند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 359).
یار آن بود که صبر کند بر جفای یار
ترک رضای خویش کند در رضای یار.
سعدی.
به سمع رضا مشنو آزار کس.
سعدی (بوستان ).
حاصل نشود رضای سلطان
تا خاطر بندگان نجویی.
سعدی (گلستان ).
مانند آستان درت مأمن رضا.
(گلستان ).
- امثال :
رضای دوست به دست آر و دیگران بگذار.
؟ (از امثال و حکم دهخدا ج 2 ص 868).
سکوت موجب رضاست . (امثال و حکم دهخدا ج 2 ص 987).
- بی رضا ؛ ناخشنود. ناراضی :
زن کز بر مرد بی رضا برخیزد
بس فتنه و جنگ از آن سرا برخیزد.
(گلستان ).
- رضای کسی را جستن ؛ طلب خشنودی وی. جستن رضای او. (یادداشت مؤلف ) :
ذوالجلال از تو هیچ راضی نیست
چند جویی رضای میر جلیل.
ناصرخسرو.
گر زخم زنی سنانْت بوسم
ور خشم آری رضات جویم.
خاقانی.
جویم رضات شاید گر دولتی نجویم
دارم مسیح گرچه سُم ّ خری ندارم.
خاقانی.
|| خوشدلی. || دلپسندی. (ناظم الاطباء). پسند. پسندیدن. پسند کردن. دلخواه. (یادداشت مؤلف ). || موافقت. تن دردادن. همداستانی. تسلیم. (یادداشت مؤلف ) : اگر صلح باشد خود نیک و اگر جنگ باشد چون بنده ، بسیار بندگان در خدمت و رضای خداوند روان شوند در طاعت خویش. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 399). فرصت نگاه می داشت و حیلت می ساخت تا رضای آن خداوند را به باب ما دریافت و بجای آورد. (تاریخ بیهقی ).
- به چشم رضا به چیزی نگریستن ؛ از روی موافقت و خشنودی و رضای خاطر در چیزی نگاه کردن : و نیز با وی تذکره ای است چنانکه رسم رفته است و همیشه از هر دو جانب چنین مهادات و ملاطفات می بوده است که چون به چشم رضا بدان نگریسته آید عیب آن پوشیده ماند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 209).
|| نزد طایفه ٔ معتزله به معنی اراده است. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || به اصطلاح اهل تصوف خشنودی کردن بر هرچه از قضای الهی به بنده رسد، و فروتر ازاین مرتبه ٔ صبر است و بالاتر از این مرتبه ٔ تسلیم. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). نزد سالکان رضا لذت یافتن از بلا باشد چنانچه در مجمعالسلوک گفته. و در اسرارالفاتحه گوید: رضا خروج است از رضای نفس و درآمدن است به رضای حق. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). این اصطلاح عرفانی است و رضا عبارت از رفع کراهت و تحمل مرارت احکام قضا و قدراست ، و مقام رضا بعد از مقام توکل است. (از فرهنگ علوم عقلی تألیف محمد سجادی ). در اصطلاح عرفا شادی دل است به آنچه پیش آید. (از تعریفات جرجانی ). هجویری گوید: محاسبیه پیروان حارث بن اسد محاسبی هستند و او نخستین کسی بود که رضا را از جمله ٔ احوال شمرد نه مقامات ، و پس از او اهل خراسان قول او و اهل عراق خلاف آنرا گرفتند. بدان که کتاب و سنت به ذکر رضا ناطق است و امت بر آن مجتمعاند:... و رضا بر دو گونه بود یکی رضای خداوند از بنده دیگری رضای بنده ازخداوند. اما حقیقت رضای حق اراده ٔ ثواب و نعمت و کرامت بنده باشد و حقیقت رضای بنده اقامت بر فرمانهای وی ، پس رضای حق مقدم بر رضای بنده است زیرا تا توفیق وی نباشد بنده حکم را گردن ننهد و در جمله رضای بنده استواری دل وی باشد بر طرف قضا اعم از منع و عطا، استقامت سرش بر نظاره ٔ احوال اعم از جلال یا جمال چنانکه اگر بنور لطف حق بفروزد یا به آتش هیبت وی بسوزدبر او یکسان بود. امام حسین از قول اباذر غفاری فرمود که او گفته به نزد من درویشی از توانگری و بیماری از تندرستی بهتر، ولی من گویم هرچه خدا بخواهد همان بهتر و بنده چون اختیار حق دید از اختیارات خود اعراض کند. اما حقیقت معاملات رضا پسنده کاری بنده باشد به علم خدای تعالی و اعتقاد وی به اینکه خداوند در همه حال بدو بیناست ، و اهل این بر چهار قسمند: اول - آنان که از حق تعالی راضی اند به عطا، و آن عطا معرفتست. دوم - آنان که راضی اند به نعما، و آن دنیاست و خسران.سوم - آنانکه راضی اند به بلا، و آن محن گوناگون است وچون در بلا، بلارسان را بیند رنج آن به دیدار زایل شود. چهارم - آنانکه راضی اند به اصطفا، و آن محبت است ، و منزل دلهایشان بجز حضرت حق نباشد. حاضرانی باشند غایب ، دل از خلق گسسته و از بند مقامات و احوال جسته و مر دوستی را میان بسته : لایملکون لأنفسهم ضراً و لا نفعاً و لایملکون موتاً و لا حیوةً و لا نشوراً. (قرآن 3/25). رسول خدا فرمود: من لم یرض باﷲ و بقضائه شغل قلبه و تعب بدنه. رضای بنده بر قضای خدا نشانه ٔ رضای حق از اوست. رضا از زهد بالاتر است چه زهد را تمنا درپی اوست ولی رضا را نیست. چون راضی بالاتر از رضا منزلتی نمی بیند، پس قول محاسبی درست است که گفت رضا ازجمله ٔ احوال است و از مواهب ذوالجلال نه از مکاسب بنده ، وی گوید: الرضا سکون القلب تحت مجاری الاحکام. و چون سکون دل خداییست نه اکتسابی ، پس رضا از احوال است نه مقام. ولی برای روشن شدن مطلب باید گفت که مقام ، عبارتست از راه طلب و قدمگاه وی اندر محل اجتهاد ودرجه ٔ وی به مقدار اکتسابش اندر حضرت حق تعالی است. و اما حال ، عبارتست از فضل خداوند تعالی و لطف وی به دل بنده بی تعلق مجاهدت وی. پس مقام از جمله ٔ مکاسب است و حال از جمله ٔ مواهب. (از کشف المحجوب هجویری صص 219 - 225) : گفت ای فرزند خرقه ٔ درویشان جامه ٔ رضاست هرکه در این کسوت تحمل بی مرادی نکند مدعی است و خرقه بر او حرام. (گلستان ).
چهارم تواضع رضا پنجمین
ششم ذکر مردقناعت گزین.
سعدی.
|| نزد اشاعره ترک اعتراض باشد. رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون شود.
- راضی بودن به رضا و قضای خدا ؛ تن به قضای الهی دادن. تسلیم خواست و مشیت الهی شدن : ناچار است راضی بودن به رضا و قضای خدا عزوجل. (تاریخ بیهقی ).
- راضی به رضای حق ؛ یعنی خرسند و شادمان به آنچه خدا می خواهد. (از ناظم الاطباء).
- رضاً بقضاء اﷲ و تسلیماً لأمره ؛ به جهت رضا بقضای خدا و تسلیم امر او.
- رضا به قضا دادن ؛ راضی بودن به رضای خدا.تسلیم قضا و قدر شدن. به قضای الهی رضا دادن و خشنود شدن. (یادداشت مؤلف ) : روبرو می شود با واقعه به آن طریق که رضا به قضا می دهد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 308).
|| (ص ) خوشدل و خشنود. (از ناظم الاطباء). فارسیان به معنی راضی و خشنود هم استعمال کنند، و این مجاز است. (آنندراج ).
- رضا بودن ؛ خوشدل و خشنود بودن. (از ناظم الاطباء).
|| راغب و مایل. || خاطرجمع. (ناظم الاطباء). || ضامن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف ). || محب. (منتهی الارب ) (یادداشت مؤلف ) (ناظم الاطباء). || مرد خشنود و پسندیده. (ناظم الاطباء) .

رضا. [ رِ ] (اِخ ) ابوالحسین بن زکی بن حسن... بن علی بن ابیطالب که به هفت واسطه نسبش به حضرت امام حسن می رسد و از طرف مادر نوه ٔ صاحب بن عباد وزیر نامی بود و سادات همدان نسبشان به این خاندان می رسد. رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص 459 شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضا اصفهانی. از گویندگان اصفهان که در اوایل پیشه ٔ جولاهی داشت. رجوع به فرهنگ سخنوران و تذکرة المعاصرین ص 120 و 121 و شمع انجمن ص 170 شود.

رضا. [ رِ ](اِخ ) یا رضا اصفهانی ، مولانا آقا رضا خلف مولانا محمد گیلانی مشهور به سراب (متوفی در حدود 1135 هَ. ق.). از گویندگان قرن 12 هجری بود. رجوع به تذکرة المعاصرین ص 109 و نجوم السماء ص 204 و فرهنگ سخنوران شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضا اصفهانی ، سیدشرف الدین. از گویندگان نامی ایران و از سادات اصفهان بود و نیاکان وی از وزراء و امرا بودند. در عصر شاهرخ حاکم سبزوار بود ولی به اتهامی زندانی و بعد به وساطت وزیر خواجه غیاث الدین پیر احمد آزاد گردید. قتل رضا در سال 856 هَ. ق. بود. بیت زیر او راست :
ای خواجه درین کوی که ما را طلبی تو
مَطْلَب که بجزکوی رضا را نشناسیم.
(از قاموس الاعلام ترکی ).
و رجوع به فرهنگ سخنوران و مآخذ مندرج در آن شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضای اصفهانی ، شیخ نجیب الدین رضا. رجوع به زرگر اصفهانی شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضای اصفهانی ، میرزا رضا صفاهانی.طبعش معروف رضای شاهدان تازه مضامین و نادره معانی :
ز بس پر شد به یاد لعل جان بخشی دل تنگم
صدای آب حیوان می کند گر بشکند رنگم.
تار و پود بسترش از رنگ وبوی گل کنید
آن بدن یک پیرهن از برگ گل نازکتر است.
(از صبح گلشن ص 176).
و رجوع به قاموس الاعلام ترکی و فرهنگ سخنوران شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضای اصفهانی ، میرزاسیدرضا. از سادات حسینی اصفهان و در کمال زهد و تقوی بسیار خوش صحبت بود. در عهد شاه سلطان حسین به منصب نقابت منصوب و هم در آن زمان به اجدادش محشور شد و گاهی شعر می گفت ، این دو بیت از او مسموع و ثبت شد:
هرگه که چشم مست ترا یاد می کنم
خاموش می نشینم و فریاد می کنم.
اشکم ببین ز دیده ٔ بیتاب می رود
تا چشم کار می کند این آب می رود.
(از آتشکده ٔ آذر چ شهیدی ص 181). و رجوع به فرهنگ سخنوران و نگارستان سخن ص 32 شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضای بروجردی ، حکیم محمدرضا عرب. از گویندگان قرن دوازدهم هجری بود. رجوع به فرهنگ سخنوران و تذکرة المعاصرین ص 87 و 88 شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضای بروجردی ، میرزا محمدرضا، از اولاد جهانشاه ترکمان. از گویندگان قرن دوازدهم هجری بود. رجوع به فرهنگ سخنوران و تذکرةالمعاصرین ص 124 شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضای بروجردی ، میر محمدرضا خلف میر عبدالحی و قاضی بروجردی. از گویندگان قرن یازدهم هجری بود. رجوع به تذکرة المعاصرین صص 116-118 و فرهنگ سخنوران شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضای بلگرامی ، محمدرضا. از دوستان محمدصادق خان اختر و از گویندگان قرن سیزدهم هجری بود. رجوع به فرهنگ سخنوران و روز روشن ص 247 شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضای بهبهانی ، میرزا محمدرضا خلف الصدق میرزا قوامای بهبهانی. گاهی شعر می گفت. از اوست :
جفا برون مبر از حد و جور کمتر کن
که آه خسته دلان بی گمان اثر دارد.
(از فارسنامه ٔ ناصری ج 2 ص 270).
و رجوع به فرهنگ سخنوران و مرآة الفصاحة (حرف «م ») شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضای تبریزی ، میرزا رضا خلف میرزا رضی ، متخلص به بنده ٔ تبریزی. در سنه 1243 هَ. ق. درگذشت. (از دانشمندان آذربایجان ص 159). و رجوع به فرهنگ سخنوران شود.

رضا. [ رِ ](اِخ ) یا رضای تتوی ، رضابن عبدالواسعبن داروغه کهر،ساکن تته. متوفای 1038 هَ. ق. از گویندگان قرن یازدهم هَ. ق. بود. رجوع به مقالات الشعراء ص 251 شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضای جوینی ، خواجه محمدرضا خلف خواجه ملک وزیر. از گویندگان قرن یازدهم هجری بود.رجوع به روز روشن صص 245-246 و فرهنگ سخنوران شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضا خوانساری. از گویندگان متأخر ایران بود. بیت زیر او راست :
چون گلرخان به جانب عشاق رو کنند
صد چاک دل به ناز نگاهی رفو کنند.
(از قاموس الاعلام ترکی ).
و رجوع به صبح گلشن ص 174 و 175 و تذکره ٔ نصرآبادی ص 381 شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضای دهلوی ، محمدمحسن ، رضا، پسر شیخ محمد شجاع دهلوی ، در فرخ آباد هند سکونت گزیده بود. در ادبیات پارسی و تازی دست داشت و شعر می گفت. بیت زیر از اوست :
بنده ٔ حسن جمالت بشری نیست که نیست
سجده را بر درت افتاده سری نیست که نیست.
(از قاموس الاعلام ترکی ).
و رجوع به فرهنگ سخنوران و صبح گلشن ص 175 شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضای سمنانی. از سادات هرات و قاضی سمنان و از گویندگان فارسی زبان بوده. و رجوع به فرهنگ سخنوران و روز روشن ص 246 شود.

رضا. [ رِ ](اِخ ) شیخ محمدرضا. از گویندگان فارسی زبان هند بود و به سال 1143 هَ. ق. درگذشت. رباعی زیر از اوست :
کار ما آخر شد و آخر ز ما کاری نشد
مشت خاک ما غبار کوچه ٔ یاری نشد
سالها خون جگر در ناف آهو شد گره
مشک شد اما چه حاصل خال رخساری نشد.
(از قاموس الاعلام ترکی ج 3).
و رجوع به فرهنگ سخنوران و صبح گلشن ص 175 و مقالات الشعراء صص 521 - 523 شود.

رضا. [ رِ ](اِخ ) یا رضای شیرازی ، حکیم شاه رضا. معاصر اکبرشاه بود و سفری به هند کرد و در آنجا می زیست و همانجا درگذشت. زیاده بر این از حالش معلوم نیست. از اوست :
سلطان به جهان پرده سرایی زد و رفت
درویش به دهر پشت پایی زد و رفت
القصه به هر دو روز در گلشن عمر
مرغی به سر شاخ نوایی زد و رفت.
ای سالک راه خانه سوزی می کن
وز شعله ٔ آن جهان فروزی می کن
بر عمر چه مقدار که امّیدت هست
درخورد همان کوشش روزی می کن.
(از ریاض العارفین ص 195).
و رجوع به فارسنامه ٔ ناصری ج 2 ص 147 و فرهنگ سخنوران شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضای شیرازی ، میرزا محمدرضا. از نویسندگان ایلخان فارس و از گویندگان بود. رجوع به مرآة الفصاحة (حرف «ر») و فرهنگ سخنوران شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضای طهرانی ، آقا محمدرضا، خواهرزاده ٔ امیدی.از گویندگان قرن دهم هجری بود. رجوع به عرفات العاشقین نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ ملک و فرهنگ سخنوران شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) لقب امام هشتم حضرت علی بن موسی بن محمدبن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیه و علی آبائه آلاف التحیة و الثناء. (ناظم الاطباء). لقب علی بن موسی بن جعفر صادق بن محمدبن الحسین بن علی بن ابی طالب (ع ). (منتهی الارب ) . کنیه ٔ او ابوالحسن و معروفترین لقبش رضا بود. ولادت وی به یازدهم ذی قعده ٔ سال 148 هَ. ق. در مدینه اتفاق افتاده ، اگرچه برخی سال 153 و یا 151، 202 و 203 نیز نوشته اند. پدر او حضرت موسی کاظم هفتمین امام شیعیان و مادرش کنیزی پاک و پرهیزکار بود به نام نجمه که حمیده مادر امام موسی کاظم وی را خرید و به پسرش بخشید و بعد ازولادت حضرت رضا او را به طاهره مسمی گردانید. حضرت رضا در علم و فضل و تقوی سرآمد اقران بود و مأمون دختر خود را به وی داد و او را ولیعهد خود خواند و احترامی تمام در حق او بجا آورد. وفات آن حضرت در آخر صفر 203 و بنابه برخی روایات در هفدهم آن ماه یا 23 ویا 13 ذیقعده در طوس روی داد و گویند مأمون حضرت را مسموم کرد. بارگاه حضرت بسیار مجلل و باشکوه است وهم اکنون بزرگترین زیارتگاه شیعیان جهان بویژه ایران می باشد. و در خراسان املاک فراوانی به آستان قدس رضوی تعلق دارد. (از منتهی الاَّمال شیخ عباس قمی صص 171 - 217). خواندمیر گوید:... و در سنه ٔ 201 که سن شریف آن حضرت به چهل وهشت رسید مأمون آن جناب را به ولایت عهد خود برگزید و به روایت اکثر علماء، بسبب قصد مأمون در ماه رمضان 203 هَ. ق. در قریه ٔ سناباد طوس درگذشت. مدت عمرش بنابه اصح روایات پنجاه سال و مدت امامتش بیست سال بود و مرقدش سرای حمیدبن قحطبه ٔ طایی است. در قبه ای که مدفن هارون الرشید بود و اکنون زیارتگاه شیعیان جهان است... مأمون زمام ایالت عراق عرب را بدست حسن بن سهل داد و خود در مرو بود. گروهی ازعلویان به طمع خلافت عَلَم طغیان برافراشتند و چون مردم عراق از حسن بن سهل راضی نبودند جمع کثیری به مبایعت و مطاوعت علویان پرداختند. مأمون با شنیدن این خبر پریشان حال گشت و با فضل بن سهل ذوالریاستین به مشورت پرداخت و به صوابدید وی بر آن شد حضرت رضا را به ولیعهدی خود برگزیند تا شاید از این راه دیگر سادات را به اطاعت وادارد. بدین مقصود دایی خود رجأبن ابی ضحاک را با جمعی بمدینه فرستاد و با بزرگداشتی تمام آن حضرت را به مرو آورد و بواسطه ٔ یکی از خواص گفت قصد دارم سرانجام خود کناره گیری کنم و مسند خلافت را به وجود تو قرین سازم. امام رضا از قبول آن سر پیچید، ولی مأمون گفت اگر آنرا نپذیری باید ولایت عهد را قبول کنی. حضرت باز مخالفت کرد، ولی سرانجام به اصرار و تهدید مأمون بدین امر راضی شد، و او با تشریفاتی خاص برای آن حضرت از مردم بیعت گرفت. نام او بر سکه ها زدند و علامت سیاه که شعار عباسیان بود به سبز مبدل شد. همه ٔ مسلمانان از این حسن انتخاب شاد شدند جزگروهی از غُلات بنی عباس که بر بغداد استیلا داشتند. آنان بمخالفت برخاستند و با عم مأمون ابراهیم بن مهدی بیعت کردند و میان ابراهیم بن مهدی و برادر فضل حسن بن سهل که والی عراق بود جنگ درگرفت و هرج و مرج و نارضایی مردم از حسن بن سهل شدت یافت. مأمون با شنیدن این اخبار بسوی بغداد شتافت و چون به سرخس رسید در نهان چهار کس مأمور کرد تا فضل بن حسن را در حمام به قتل رساندند و خود به تعزیت وی نشست و به قصاص قاتلان پرداخت ، چه او فتنه ٔ عراق را بخاطر برادرش پوشیده می داشت و حضرت رضا آن را در خلوت به مأمون بازگفت. مأمون پس از بازگشت به طوس حضرت رضا را نیز زهر داد و گویند علت این کار قصه ٔ خلافت ابراهیم بن مهدی و مخالفت عباسیان با ولیعهدی حضرت بود. و برخی گفته اند بسبب صراحت لهجه ٔ حضرت در مخالفت با باطل و بیان حق بود و دسته ای گفته اند که این داستان دروغ است و حضرت به مرگ طبیعی درگذشت ، چون محبت مأمون نسبت بدان حضرت در اوج خود بود. مأمون جنازه ٔ آن حضرت را با اعزازو گرامی داشت تمام که خود گریان در کنار تابوت حرکت می کرد در قبه ای که آرامگاه پدرش هارون الرشید بود بخاک سپرد. بنابه روایات عدیده آن حضرت پنج پسر داشته ویک دختر، و اسامی ایشان اینست : محمد تقی (که بعد ازحضرت به امامت شیعیان رسید)، حسن ، جعفر، ابراهیم ، حسین ، عایشه ، و برخی از مورخان گفته اند آن حضرت را جزمحمد تقی علیه السلام فرزندی نبود و به زعم حمداﷲ مستوفی از جمله فرزندان آن حضرت حسین در قزوین مدفونست.(از حبیب السیر چ تهران ج 2 جزء1 صص 82-91). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی و حبیب السیر چ سنگی ج 1 ص 229، 128،236، 284، 286 - 288 و ج 2 ص 322 و 365 و انساب سمعانی و لباب الالباب ج 1 ص 79 و التفهیم ص 482 و 490 و نمونه ٔ خطوط خوش کتابخانه ٔ سلطنتی ایران ص 136 و مجمل التواریخ گلستانه و ضحی الاسلام ج ث ص 215 و 263 و مجالس النفائس ص 143 و فهرست تاریخ گزیده (ماده ٔ علی بن موسی الرضا) و فهرست خاندان نوبختی (ماده ٔ علی بن موسی الرضا) و تاریخ سیستان ص 134 و 129 و چهارمقاله ص 225 و ماده ٔ ابوالحسن در همین لغت نامه (علی الرضا...) شود.
در پایان مناسب می نماید خلاصه ای از ترجمه ٔ کتاب «زندگانی سیاسی هشتمین امام » نوشته ٔ جعفر مرتضی حسینی و ترجمه ٔ خلیل خلیلیان را بر آنچه گذشت بیفزائیم :
مسأله ٔ مهمی که در حیات سیاسی حضرت علی بن موسی الرضا (ع ) مطرح است ، پذیرفتن مقام ولایت عهدی از مأمون عباسی است. برای بررسی رویداد ولیعهدی آن حضرت باید تاریخ اسلام و تاریخ خلفای بنی امیه و کیفیت به خلافت رسیدن عباسیان را مورد تحقیق قرار داد و از این جمله اوضاع عمومی سرزمینهای خلافت اسلامی تا سال 203 هَ. ق.(سال وفات حضرت رضا (در طوس ) به اجمال از این قرار است : خلفای اموی عموماً ستمگر بودند. از آئین اسلام روی گردان شدند و از خلافت جز حکمرانی چیزی در نظر نداشتند. تنها رفتار عمربن العزیز با آنان مغایر بود که حکومت او هم دیری نپائید. در نتیجه ٔ ستم این خلفا شورشها و آشوبها علیه حکومت اموی از هر سو پدیدار شد واین شورشها بیشتر رنگ و آمیزه ٔ مذهبی داشت. مسلمانان برای احیای آئین اسلام و تابعان سایر ادیان که در بلاد اسلامی می زیستند برای برقراری عدل و مساوات به خاندان علی (ع ) که آنان را «اهل البیت » می گفتند چشم امیددوخته بودند. عباسیان از این امید مردم به نفع خود استفاده کردند. آنان در آغاز کار می گفتند برای نجات مردم از شر بنی امیه آمده اند. اما قیام آنان با تبلیغبه نفع اهل بیت در چند مرحله صورت پذیرفت :
مرحله ٔ نخست ، دعوت عباسیان در آغاز کار بنفع علویان. مرحله ٔ دوم ، فراخوانی به سوی اهل بیت و عترت. مرحله ٔ سوم ، دعوت به جلب رضا و خشنودی آل محمد. مرحله ٔ چهارم ، دعوی میراث خلافت برای خویشتن. عباسیان چون با حیله خلافت را درخاندان خود مستقر کردند آن همه وعده و نوید را زیر پا گذاشتند. با مردم بویژه با علویان بنای بدرفتاری را نهادند و به هر بهانه ای هر یک از آنان را هر جا می یافتند آزار می رساندند و حبس می کردند و می کشتند. سرانجام رفتار ناجوانمردانه ای که عباسیان با عموزادگان خود یعنی خاندان «ابوطالب » می کردند مردم را از آنان رنجاند. بدین رو، شورشها دوباره علیه نظام موجود پدید آمد. در روزگار مأمون آشوبها بیش از گذشته گسترش یافت و قیامهایی به هواداری از خاندان علی (ع ) در بسیاری از ایالات و شهرها صورت گرفت. مأمون دانست که برای رهایی از این مشکلات بایست چند کار را انجام دهد:
1 - فرونشاندن شورشهای علویان
2 - گرفتن اعتراف از علویان مبنی بر آنکه حکومت عباسیان قانونی است.
3 - از بین بردن محبت و ستایش و احترام روزافزونی که مردم نسبت به خاندان علوی داشتند. از این طریق که احساس عمیق را از نهاد مردم برکند، و علویان را به طرقی که شبهه و شک برنینگیزد نزد مردم بی ارج گرداند. مخصوصاً در مورد امام رضا (ع ) گفته بود که می خواهد امام رادر نظر مردم برای امر خلافت بی لیاقت نشان دهد. مأمون هنگامی که از سوی حمیدبن مهران و برخی عباسیان بازخواست شد که چرا ولیعهدی را به امام رضا (ع ) داده است بدانها چنین پاسخ داد: «این مرد از دیدگاه ما پنهان بود. او مردم را به سوی خویشتن فرامی خواند. از این رو خواستیم ولیعهد ما بشود تا هرچه مردم را به خویشتن جلب کند همه به نفع ما تمام شود». امام علی بن موسی الرضا قصد مأمون را میدانست و می فرمود: «مأمون بااین کار می خواهد بمردم وانمود کند علی بن موسی از دنیا روبرگردان نیست... مگر نمی بینید چگونه به طمع خلافت ، ولایت عهد را پذیرفته است ». و در پاسخ کسانی که علت پذیرفتن ولیعهدی را از او پرسیده بودند گفت : «در واقع این ضرورت بود که مرا به پذیرفتن آن کشانید و من تحت فشار و اکراه بودم...». شرایطی که امام رضا (ع )برای قبول ولایت عهدی اعلام کرد در حقیقت تبرای او را از شرکت در حکومت مأمون نشان میدهد، زیرا امام (ع ) اعلام کرد که هرگز نه کسی را بر مقامی می گمارد و نه کسی را عزل می کند نه رسم و سنتی را نقض می کند و نه چیزی از وضع موجود را دگرگون می سازد. فقط از دور مشاوردر امر حکومت خواهد بود. و این شرط نشان میدهد که وی با اکراه این سمت را پذیرفته است. از این گذشته چنانکه در بعض سندها می بینیم امام فرمود که این کار به پایان نخواهد رسید. دقت در عبارت فقره هایی که امام بر پشت سند ولایت عهدی نوشته است کراهت او را از این کار و علم وی را بر پایان نامطلوب این امر نشان میدهد. دیری نپایید که خاندان عباسی در بغداد علیه مأمون بپا خاستند و با ابراهیم مهدی بیعت کردند. از سوی دیگر علویان دانستند که مأمون این کار را از روی ایمان نکرده است. دیگر بار شورش برخاست و مأمون چاره را در آن دید که امام را از میان بردارد.

رضا. [رِ ] (اِخ ) یا رضا قاجار، محمدرضامیرزا فرزند فتحعلی شاه قاجار. از گویندگان قرن سیزدهم هجری بود. رجوع به بستان السیاحة ص 413 و 414 و فرهنگ سخنوران شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضای قزوینی ، میرزا رضا. از گویندگان و ندیمان شاه عباس بود. رباعی زیر او راست :
آنم که ضعیف و خسته تن می آیم
جان بسته به تارپیرهن می آیم
مانند غباری که بپیچد بر باد
پیچیده به آه خویشتن می آیم.
(از قاموس الاعلام ترکی ).
ورجوع به صبح گلشن ص 176 و فرهنگ سخنوران شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضای قمشه ای ، آقا محمدرضا (متوفای 1306 هَ. ق.). از گویندگان متأخر بود. رجوع به فرهنگ سخنوران و طرائق الحقائق ج 3 ص 237 شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضای قمی ، میرزا محمدرضا خلف آقا رضی وزیر قم. از گویندگان قرن یازدهم هَ. ق. بود. رجوع به تذکره ٔ نصرآبادی ص 112 و روز روشن ص 247 و فرهنگ سخنوران شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضا کازرونی ، حاج میرزا محمدرضا ملقب به «صدرالسادات ». از گویندگان قرن سیزدهم هجری بود. رجوع به مرآة الفصاحة (حرف «ر») و فرهنگ سخنوران شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضای لاهیجانی ، رضا شکر. وطنش لاهیجان است. شکرشکن و شیرین بیان بود. او راست :
بیابان بلا خاری ندارد
که از دامان من تاری ندارد.
چو آیی در صف آلودگان پرهیز کمتر کن
که اینجا منزلت هر کس به مقدار گنه دارد.
(از صبح گلشن ص 175).
و رجوع به قاموس الاعلام ترکی و فرهنگ سخنوران شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) محمدرضاپاشا یا رضاپاشا تبریزی. رجوع به رضاپاشا (محمدرضاپاشا) شود.

رضا. [ رِ] (اِخ ) مشهدی. از شعرای متأخر و از پرهیزکاران مشهد بود و به هندوستان سفر کرد. رباعی زیر از اوست :
گریان که ناله می کند وقت گری
دانی غرضش چیست از این نوحه گری
یعنی که گری گری شود عمر تو کم
پیمانه ٔ عمر پر شود تا نگری.
(از قاموس الاعلام ترکی ).
و رجوع به صبح گلشن ص 176 و فرهنگ سخنوران شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضا ملایری ، میرزا رضا آریان. از گویندگان قرن چهاردهم هجری بود. رجوع به تذکره ٔ شعرای معاصر اصفهان ص 485 و 486 و فرهنگ سخنوران شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) میرزا محمدرضا خلف میرزا حیدر قمشه ای. از گویندگان متأخر (قرن یازدهم هجری ) و اهل قمشه بود. بیت زیر او راست :
سرم به عرش رسد گر زمانه ٔ بی مهر
به قدر آنکه به خاکم فکند بردارد.
(از قاموس الاعلام ترکی ).
و رجوع به تذکره ٔ نصرآبادی ص 129 و 535 و فرهنگ سخنوران و مآخذ مندرج در آن شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) میرزا رضای کرمانی که ناصرالدین شاه را در روز جمعه هفدهم ذیقعده ٔ سال 1313 هَ. ق. در حرم حضرت عبدالعظیم به ضرب شش لول کشت ، پسر ملا حسین عقدایی و از مریدان متعصب سیدجمال الدین افغانی بود. وی اهل کرمان بود و در تهران به شغل دستفروشی اشتغال داشت و سالها به تهمت دروغ بابی بودن در سیاه چالها محبوس بود. تفصیل احوال او و علل و اسبابی که وی را به قتل ناصرالدین شاه برانگیخت در ضمن بازجویی بوسیله ٔ خود و بستگان او بیان شده که همگی در روزنامه ٔ هفتگی صور اسرافیل از شماره ٔ 9 مورخه ٔ 28 جمادی الاَّخر 1325 هَ. ق. تا شماره ٔ 17 مورخه ٔ 24 شوال همان سال چاپ شده است و قسمت استنطاق خود او نیز تماماً در تاریخ بیداری ایران تألیف مرحوم میرزا کاظم کرمانی و ترجمه ٔ انگلیسی آن در کتاب «انقلاب ایران » تألیف ادوارد براون چاپ گردیده است. دو ماه و اندی پس ازجلوس مظفرالدین شاه به تخت سلطنت میرزا رضا را در صبح روز پنجشنبه دوم ماه ربیعالاول سال 1314 هَ. ق. درمیدان مشق طهران به دار آویختند و دو سه روز همچنان به دار بود و مردم از همه جا به تماشا می آمدند و بامراقبت قراولان از فاصله ٔ معین بدان نگاه می کردند. مجلس ترحیم و چله برای وی نشد. تنها شب چهلم و سالگرداو حاجی شیخ هادی نجم آبادی با دو سه نفر مخفیانه مجلسی ترتیب داد. میرزا رضا پسری به نام تقی داشت که پس از مرگ پدر در دکان نانوایی تفتونی شاطری می کرد و مردم دسته دسته بدانجا آمده و او را بنام پسر قاتل شاه شهید به یکدیگر نشان می دادند. (از وفیات معاصرین بقلم محمد قزوینی ، مجله ٔ یادرگار سال 3 شماره ٔ 10).

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا میرزا رضای کَلْهُر. از بهترین و نامی ترین خطاطان نستعلیق نویس عصر اخیر بود. کَلْهُر نام یکی از ایلات کرد اطراف کرمانشاه است. چون صاحب ترجمه یکی از افراد آن ایل بوده به این اسم معروف شده است. شرح احوال او با نمونه ای از خطوط وی در شماره ٔ هفتم از سال اول مجله ٔ یادگار (صص 39-56) طبع شده است. میرزا رضا کلهر در وبای عام تهران در روز جمعه بیست وپنجم محرم سال 1310 هَ. ق. درگذشت و در تهران در قبرستان حسن آباد که فعلاً دیگر وجود ندارد و اداره ٔ آتش نشانی بجای آن بنا شده است به خاک سپرده شد. (از وفیات معاصرین بقلم محمد قزوینی ، مجله ٔ یادگار سال 3 شماره ٔ 10). و رجوع به فرهنگ فارسی معین (بخش اعلام ) و نمونه ٔ خطوط خوش کتابخانه ٔسلطنتی ایران و سبک شناسی ج 3 ص 346، 365 و 371 شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) میر محمدرضا. از گویندگان متأخر هندوستان و از اهالی عظیم آباد بود و به سال 1216 هَ. ق. در آنجا درگذشت. بیت زیر او راست :
کشتن چه لازم است بدین قهر و کین مرا
از ناز چون نمی کشی ای نازنین مرا.
(از قاموس الاعلام ترکی ).
و رجوع به فرهنگ سخنوران و صبح گلشن ص 176 و 177 شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضا واعظهمدانی ، حاجی میرزا رضا واعظ همدانی پسر حاجی میرزاعلی نقی. یکی از مشایخ ارشاد و نوه ٔ حاجی ملا رضا متخلص به کوثر از مشایخ نامی عهد فتحعلی شاه بود که یکی از وعاظ نامی و بانفوذ تهران در اواخر دوره ٔ ناصرالدین شاه بشمار است و در اغلب مجالس وعظ و روضه ٔ آن عصرحتماً یکی از وعاظ بود که رجال و درباریان و تقریباً همه ٔ خواص و عوام با اشتیاق در پای منبر او گرد می آمدند. او در سخنوری تعبیرات خاصی داشت و در آخر عمرخود در مجالس وعظ بغایت نزدیک بودن ظهور امام زمان را تصریح می کرد و می گفت که بسیاری از حاضرین مجلس آن حضرت را درک خواهند کرد. وی روز پنجشنبه چهاردهم ربیعالاول 1318 هَ. ق. در تهران درگذشت و در زاویه ٔ حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد. (از وفیات معاصرین به قلم محمد قزوینی ، مجله ٔ یادگار سال 3 شماره ٔ 10).

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضا هروی ، رضاعلی شاه. از مریدان سیدمعصوم دکنی و از گویندگان قرن دوازدهم هجری بود.رجوع به فرهنگ سخنوران و ریاض العارفین ص 260 شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضا هاشمی ، محمدرضا. از گویندگان قرن دوازدهم هَ. ق. و در سال 1127 هَ. ق. زنده بود. رجوع به تذکره ٔ قاری ص 253 و 254 و فرهنگ سخنوران شود.

رضا. [ رِ ] (اِخ ) یا رضایی نوربخشی یا رضایی طهرانی یا رازی. رجوع به رضایی طهرانی در فرهنگ سخنوران و رضایی (شاه رضا...) شود.

معنی رضا به فارسی

رضا
(میرزا) نوکی کرمان ابن ملاحسین عقدائی (مقت. تهران ۱۳۱۴ ه. ق .).از مریدان متعصب سید جمال الدین اسد آبادی که ناصر الدین شاه قاجار (ه.م.) را در زاویه حضرت عبدالعظیم بقتل رسانید . پس از گذشت دو ماه از جلوس مظفرالدین شاه در تهران میرزا رضا را در میدان نقش بدار آویختند.
۱ - ( اسم ) خشنودی خوشدلی . ۲ - صلاح صوابدید . ۳ - ( تصوف ) رفع کراهت و تحمل مرارت احکام قضا و قدر و مقام رضا بعد از مقام توکل است حقیقت رضا تسلیم شدن سالک است. ۴ - ( صفت ) خشنود راضی . یا رضائ بودن ۱ - خوشدل بودن خشنود بودن . ۲ - راضی بودن .
یا رضایی نور بخشی یا رضایی طهرانی یا رازی
ده از دهستان خفرک بخش زرقان شهرستان شیراز
ده از دهستان افشاریه ساو جبلاغ شهرستان کرج
ده از دهستان قمرود بخش مرکزی شهرستان قم
از گویندگان متاخر عثمانی و مشایخ نقشبندی بود و بسال ۱۱۵۹ قمری درگذشت کتاب را بترکی ترجمه کرده است
ده از دهستان پیشخور بخش رزن شهرستان همدان
گویا نام موضعی است به ماورائ النهر
از ایلات ساکن اطراف اردبیل از ایلات اطراف اردبیل و مرکب از پانصد خانوار است قشلاق ندارند قرائ مشهور آنها سوتا والچه می باشد
از وزیران عصر عبد المجید خان و سلطان عبد العزیز خان بود و بسال ۱۲۹۲ قمری درگذشت
دکتر رضا توفیق معروف به فیلسوف رضا از دانشمندان متاخر ترکیه که وکیل مجلس ترکیه و از دوستان ادوارد براون بود
رضا جوینده آنکه کوشش در خشنودی می کند که خواهد دیگری را خشنود سازد که رضایت او بدست آرد
مجاهده در جلب رضایت کسی .
رضا جوئی کوشش و سعی در خوشحالی و خشنودی عمل رضا جو
ده از دهستان کاکاوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد
نام طایفه و ایلی در خلخال از آن طایفه است میرزا قاسم رضا خانلو معروف به فاضل خلخالی عالم و فقیه معاصر ( متوفای ۱۳۲٠ شمسی ) که عده ای از رجال و علمای معاصر از شاگردان وی می باشند
( مصدر ) راضی شدن رضایت دادن قبول کردن .
رضامندی داشتن میل داشتن راضی بودن مایل بودن
پهلوی نخستین پادشاه سلسله پهلوی (۱۳۲٠۱۳٠۴ه.ش.) وی در قشون ایران درجات نظامی را یکی پس از دیگری احراز کرد و پس از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ ه.ش. سردار سپه و فرمانده کل قوی گردید و سپس در آذرماه ۱۳٠۴ بر تخت سلطنت ایران جلوس کرد و پس از ۱۶ سال در روز ۲۵ شهریور ۱۳۲٠ هنگامی که کشور ایران از طرف متفقین ( آمریکا انگلیس وروسیه شوروی) اشغال شده بود از سلطنت مستعفی شد و تخت شاهی بفرزند ارشد او محمد رضا پهلوی سپرده شد وی بلافاصله از تهران بسوی اصفهان و یزد و کرمان و بندرعباس حرکت کرد و با کشتی بجزیره موریس واقع در شرق جزیره ماداگاسکارا در اقیانوس هند رهسپار گردید و در روز چهارشنبه ۴ مرداد۱۳۲۳ه.ش./۵شعبان ۱۳۶۲ه.ق. ۲۶ ژویه ۱۹۴۴ م. در شهر یوهانسبورگ در افریقای جنوبی بدرود زندگانی گفت . در ۶ آبان ۱۳۲۳ه.ش./ذی القعده ۱۳۶۳ه.ق. کالبد شاه فقید را از یوهانسبورگ به بندر سوئز و از آنجا بقاهره حمل کردند و در ۱۷ اردیبهشت ۱۳۲۹ ه. ش.بتهران آوردند و بخاک سپردند.
یا رضا شاه کبیر سر سلسله خاندان پهلوی
اعلیحضرت رضا شاه کبیر سر سلسله دودمان پهلوی فرزند عباسقلیخان سرهنگ فوج سواد کوه و نواده مراد علیخان سردار و مرد بزرگ تاریخ ایران روز چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۲۵۵ خورشیدی در قریه الشت سواد کوه مازندران بدنیا آمدند
راضی شدن
مشهور به آقا رضا عباسی ابن علی اصغر کاشی نقاش معروف متوفای ۱٠۴۴ قمری وی در خدمت شاه عباس اول بود و معین مصور از شاگردان اوست

معنی رضا در فرهنگ معین

رضا
(رِ) [ ع . رضاء ] ۱ - (اِمص .) خشنودی . ۲ - صلاحدید.
( ~. دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) راضی شدن ، رضایت دادن .

معنی رضا در فرهنگ فارسی عمید

رضا
۱. خشنودی، خوش دلی.
۲. (صفت) [عامیانه] خشنود.
۳. (تصوف) یکی از مراحل سلوک که سالک در آن هر حادثه ای را نتیجۀ مشیت الهی می بیند.

رضا در دانشنامه اسلامی

رضا
رضا یکی از درجات و مقام های بالای معنوی است که در علم اخلاق دارای جایگاه ویژه ای می باشد.
رضا در لغت به معنای خشنودی و ضد سخط است و به معنای اختیار کردن نیز آمده است و اصل این ماده به موافقت میل آدمی به آنچه با آن مواجه است دلالت دارد.

تعریف رضا در اصطلاح
در اصطلاح عبارت است از ترک اعتراض بر مقدرات الهیه در باطن و ظاهر، قولاً و فعلاً به گونه ای که بنده مقامی بیشتر از آنچه خدا آن را قرار داده است، طلب نکند که این خود بالاترین درجه‏ تکامل است؛ زیرا تکامل دارای درجاتی است؛ اوّل: صبر، دوّم: تنزیه خداوند، سوّم: سپاس و ستایش پروردگار، چهارم: رضا به قضای الهی.

رضا از صفات فعل خدا
اگر رضای خدا از صفات ذاتیه او بود و خداوند در ذاتش متصف به رضا بود البته این صفت تغییر نمی‏پذیرفت و در هیچ حالی زایل نمی‏شد در حالی که انسان اگر امروز کار خوبی کند خدا از او راضی است و اگر فردا کار بدی کرد خدا از او ناراضی است، اگر بعدا توبه کرد باز خدا از او راضی است. پس صفت ذات نیست بلکه صفت فعل است.

کیفیت رضایت و سخط خداوند
...
رضا
ضدّ سخط (ناخشنودی) رضاست و آن ترک اعتراض و ناخشنودی باطنی و ظاهری در گفتار و کردار است و این صفت از ثمرات محبت و لوازم آن است زیرا محب هر چه را که از محبوب وی صادر شود نیکو می شمارد و نزد صاحب مرتبه رضا فقر و غنا و رنج و راحت و بقاء و فنا و عزت و ذلت و تندرستی و بیماری و مرگ و زندگانی یکسان است و یکی را بر دیگری ترجیح نمی دهد و هیچ کدام بر دل او گران نیست زیرا همه را صادر از خدای سبحان می داند و دوستی او در دلش استوار شده به گونه ای که افعال او را دوست دارد و خواست او را بر خواهش خود ترجیح می دهد و به آنچه از او می رسد راضی است.
منقول است که: (سنّ یکی از صاحبان مرتبه رضا به هفتاد رسید و در این مدت نگفت که کاش فلان چیز چنین نبود و فلان چیز چنان بود).
و به یکی از ایشان گفتند: (از آثار رضا در خویش چه یافتی؟ گفت: در من بوئی از رضا نیست و با وجود این اگر خدا مرا پلی سازد بر جهنم و همه خلایق از آن بگذرند و به بهشت درآیند و سپس مرا به دوزخ افکند و جهنم را از من پر کند، این حکم او را دوست دارم و به قسمت او خشنودم و هرگز به خاطرم نمی گذرد که چرا چنین است و کاش چنین نبود، چرا بهره من این شد و نصیب دیگران آن).
صاحب مرتبه رضا همواره در آرامش و راحت و سرور و بهجت است، زیرا هر چیزی را به چشم رضا می نگرد، و در هر چیز به نور رحمت الهی و سرّ حکمت ازلی نظر می کند، گوئی هر چیزی بر وفق مراد و خواهش او روی می دهد، و فایده رضا در دنیا آسایش خاطر برای عبادت و راحت از غم و اندوه است، و در آخرت رضوان خدا و نجات از خشم اوست.
رضا به قضای الهی برترین مقامات دین و شریف ترین مراتب مقرّبان و عظیم ترین درهای رحمت خدا است، و هر که از آن در داخل شود به بهشت درآید. خدای سبحان می فرماید: رَضِیَ اللَّهُ عَنهُم وَرَضُوا عَنهُ؛ خدا از ایشان خشنود است و ایشان از خدا خشنودند.
و روایت است که: عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله أَنَّهُ مَرَّ عَلَی قَوْمٍ مِنَ الْأَنْصَارِ فِی بَیْتٍ فَسَلَّمَ عَلَیْهِمْ وَ وَقَفَ فَقَالَ کَیْفَ أَنْتُمْ قَالُوا مُؤْمِنُونَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَفَمَعَکُمْ بُرْهَانُ ذَلِکَ قَالُوا نَعَمْ قَالَ هَاتُوا قَالُوا نَشْکُرُ اللَّهَ فِی الرَّخَاءِ وَ نَصْبِرُ عَلَی الْبَلَاءِ وَ نَرْضَی بِالْقَضَاءِ قَالَ أَنْتُمْ إِذًا أَنْتُم
پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلّم از گروهی از اصحاب خود پرسید: شما چه کسانی هستید؟ گفتند: مؤمنانیم، فرمود: نشان ایمان شما چیست؟ گفتند: در بلا صبر کنیم، و هنگام فراخی و نعمت شکر گزاریم، و در موارد قضا رضا دهیم، فرمود: به خدای کعبه قسم مؤمنانند.
•رضا یکی از القاب امام رضا، هشتمین امام شیعیان هست.•رضا به معنای خشنودی و ضد سخط هست.
...
آیت الله رضا استادی مقدم در سال ۱۳۱۶ ش، در تهران، در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. وی یکی از اساتید برجسته حوزه علمیه قم می باشد. ایشان علاوه بر فعالیت های فرهنگی تالیفات با ارزشی نیز دارند.
«آیت الله رضا استادی مقدم»، در سال ۱۳۱۶ ش، در تهران، در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش، مرحوم حاج خداداد که در سال ۱۳۷۲ ش دار فانی را وداع گفت، مردی متدین و اهل خیر بود که همواره فرزند خود را در مسائل معنوی و مادی کمک می کرد. رضا، در سن هفت سالگی به دبستان رفت و در دوازده سالگی تحصیلات دوره ابتدایی را به پایان رساند. پس از آن، تا شانزده سالگی به کار و کسب مشغول بود.
ورود به حوزه علمیه
در شانزده سالگی به وساطت دو نفر از مؤمنان، به مسجد امین الدوله بازار تهران و مدرسه علمیه مروی رفت و تحصیل علوم دینی را آغاز کرد.حدود چهار سال از عمر طلبگی خود را در تهران سپری کرد و سپس به حوزه علمیه قم شرف یاب شد و در دروس دوره سطح شرکت کرد، سپس حدود ده سال در دروس خارج فقه و اصول شرکت کرد و از محضر استادان برجسته روزگار خود بهره برد. او، دو بار به عتبات عالیات مشرف شده بود که نخستین بار آن، در دوران کودکی و بار دوم در دوران تحصیل بود و چند ماه به طول انجامید که در طی این چند ماه در درس خارج برخی از استادان آن دیار نیز حاضر شد. در طی این سال ها، شوق فراوان به گردآوری کتب و مطالعه آنها داشت که این مسئله، بعدها در شکل گیری روحیه پژوهش گری او تاثیر بسزایی داشت. هم چنین در این سال ها در درس اخلاق استادان حوزه علمیه تهران و قم حاضر می شد.
اساتید
آیت الله استادی، در سال های تحصیل خود، محضر استادان بسیاری را درک کرد. او، در حدود چهار سال در تهران، از محضر آقایان حاج شیخ عبدالکریم حق شناس ،شیخ احمد مجتهدی، مرحوم حاج شیخ هادی مقدس واعظ و میرزا عبدالعلی تهرانی استفاده کرد. در قم نیز در چند سالی که دروس دوره سطح را می خواند، به درس آیات ستوده، میرزا حسین نوری، خزعلی، محمد شاه آبادی، جعفر سبحانی، مکارم شیرازی، سلطانی بروجردی رفت و از درس ایشان، بهره برد.با پایان یافتن دوره سطح نیز به دروس خارج آیات عظام مرحوم سید حسن فرید اراکی، مرحوم سید محمد محقق داماد یزدی، مرحوم سید محمدرضا گلپایگانی، مرحوم حاج شیخ محمد علی اراکی و آیت الله حاج سید موسی شبیری زنجانی رفت و در چند ماهی که در نجف حضور داشت، در درس خارج امام خمینی رحمة الله علیه ، آیت الله العظمی خویی رحمة الله علیه و شهید سید محمد باقر صدر رحمة الله علیه شرکت جست.
فعالیت ها
...
آیت الله رضا استادی مقدم، متولد ۱۳۱۶ در تهران مدرس دروس فقه و اصول در حوزه، مفسر قرآن و صاحب تالیفات عدیده است. از آثار ارزشمند او فهرست های نسخ خطی برخی از کتابخانه هاست. ایشان یکی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و نماینده دوره های سوم و چهارم مجلس خبرگان رهبری بوده است.
آیت الله رضا استادی مقدم (تهرانی ) در سال 1316 در تهران در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش مرحوم حاج خداداد که در سال 1372 دار فانی را وداع گفت ، مردی متدین ، اهل خیر بود که همواره فرزند خود را در مسائل معنوی و مادی کمک می کرد. او در قبرستان وادی السلام قم در مقبره ای که خود تهیه کرده بود، مدفون است .
آیت الله استادی در سن هفت سالگی به دبستان رفت و در دوازده سالگی تحصیلات دوره ابتدایی را به پایان رساند پس از آن تا شانزده سالگی به کار و کسب مشغول بود. سپس برای فراگیری تحصیلات حوزوی به مسجد "امین الدوله" واقع در بازار و مدرسه علمیه "مروی" رفت و پس از 4 سال برای آموختن دروس دورهٔ "سطح و "خارج" عازم قم شد و در دروس دوره سطح شرکت می کرد. سپس حدود ده سال در دروس خارج فقه و اصول شرکت کرد و از محضر استادان برجسته روزگار خود بهره برد او دو بار به عتبات عالیات مشرف شده بود که نخستین بار آن در دوران کودکی و بار دوم در دوران تحصیل بود و چند ماه به طول انجامید که در طی این چند ماه در درس خارج برخی از استادان آن دیار نیز حاضر شد.
آیت الله استادی در طی این سال ها، شوق فراوان به گردآوری کتب و مطالعه آن ها داشت که این مسأله ، بعدها در شکل گیری روحیه پژوهشگری او تأثیر بسزایی داشت . همچنین در این سال ها در درس اخلاق استادان حوزه علمیه تهران و قم حاضر می شد.
آیت الله رضا استادی در سال های تحصیل خود، محضر استادان بسیاری را درک کرد. او در حدود چهار سال در تهران ، از محضر آقایان حاج شیخ عبدالکریم حق شناس امام جماعت مسجد امین الدوله ـ حاج شیخ احمد مجتهدی امام جماعت مسجد حاج ملا جعفر، مرحوم حاج شیخ هادی مقدس واعظ ، مرحوم حاج میرزا عبدالعلی تهرانی امام جماعت مسجد بزازهای تهران و... استفاده کرد.
در قم نیز در چند سالی که دروس دوره سطح را می خواند به درس آیت الله ستوده ، آیت الله میرزا حسین نوری ، آیت الله خزعلی ، آیت الله محمد شاه آبادی ، آیت الله جعفر سبحانی ، آیت الله منتظری ، آیت الله مکارم شیرازی ، آیت الله سلطانی بروجردی ، آیت الله آذری قمی رفت و از درس ایشان بهره برد. در ضمن در درس اخلاق و توسل مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس طهرانی و مرحوم حاج آقا حسین فاطمی شرکت کرد.
با پایان یافتن دوره سطح نیز به دروس خارج آیات عظام مرحوم سید حسن فرید اراکی ، مرحوم سید محمد محقق داماد یزدی ، مرحوم سید محمدرضا گلپایگانی ، مرحوم سید کاظم شریعتمداری ، مرحوم حاج شیخ محمدعلی اراکی و آیت الله حاج سید موسی شبیری زنجانی رفت و در چند ماهی که در نجف حضور داشت ، در درس خارج امام خمینی ، آیت الله العظمی خویی و شهید سید محمدباقر صدر شرکت جست .
او در سال های تحصیل خود که نزدیک به بیست سال بود، با برخی از فضلا و بیش از همه با آیت الله سید محسن خرازی درس ها را مباحثه می نموده است و در طی این سال ها، خود از تدریس دروسی که خوانده بود، غافل نماند. ایشان از باب تیمن و تبرک از مرحوم آیت الله سید مصطفی صفایی خوانساری و مرحوم آیت الله شیخ محمدتقی تستری ـ مؤلف قاموس الرجال ـ و آیت الله نجومی اجازه روایت دریافت کرد.
استاد رضا آل یاسین (همایون) سراینده کتاب نورانی و شریف نهج البلاغه را همه کسانی که با شعر معاصر آشنایی دارند، می شناسند. وی در خانواده ای روحانی چشم به جهان گشوده پدر بزرگوارش مرحوم آیت اللّه میرزا نظام الدین مجتهد کاشانی؛ از جمله علمای بزرگ روزگار خویش بود. آن مرحوم علاوه بر آن که در فقه و اصول و کلام و فلسفه درجه اجتهاد داشت با شعر و ادبیات نیز بیگانه نبود. شاید گرایش آن مرحوم به شعر و ادب این باشد که خود در خانواده شعر و ادب تربیت شده بود، چه مادر مرحوم میرزا نظام الدین، دختر مشرقی غفاری و مشرقی از شاعران معروف دوره قاجاری است و خوشبختانه دیوان مخطوطی از وی در یکی از کتاب خانه های هند با بیش از شصت هزار بیت موجود است.
پدر مرحوم آیت اللّه میرزا نظام الدین مرحوم آیت اللّه میرزا ابوالقاسم مجتهد کاشانی است که او نیز از جمله عالمان و فقیهان بزرگ روزگار خویش بود.
استاد همایون در خاندانی پا به عرصه وجود گذاشت که همه قبیله او عالمان دین بودند. امّا او عاشقانه راه شعر پیمود و معلّم عشقش شاعری را به او تعلیم داد. همایون در انواع قالب های شعر از غزل و مثنوی و رباعی و... استادی مسلم است. در شیوه غزل، شیوه عراقی را پیروی می کند و انصاف را که در این سبک مهارتی تام دارد. در لابلای غزل های همایون ابیاتی را با مضامین بکر هندی نیز می توان یافت که از شیرینی و ملاحت خاصی برخوردار است.
همایون نه تنها، غزلیات شیرین و دل انگیزی که در شیوه عراقی و هندی سروده است، به سبب ارادت خالصانه اش به خاندان رسالت و امامت دو منظومه دل انگیز در بحر متقارب دارد: یکی به نام منظومه شهیدان کربلا که شرح ماجرای شهادت حضرت امام حسین (ع) و یاران باوفای اوست.
منظومه دیگری که باز در همین قالب سروده شده، کتاب کلام علی با نغمه همایون است که با مهارت کامل، خطبه ها و سخنان گهربار مولی الموحدین علی بن ابی طالب(ع) را در سلیس بودن و روانی کامل به رشته نظم کشیده است.



رضا در دانشنامه ویکی پدیا

رضا
رضا نامی برای مردان و نیز یک نام خانوادگی ست. افراد شاخص با این نام از این قرارند:
علی بن موسی الرضا، امام هشتم شیعیان
رضاشاه، شاه ایران (از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰) و بنیانگذار دودمان پهلوی
رضا نامی برای مردان و نیز یک نام خانوادگی ست.
رضا (فیلم)
رضا (تصوف)
رضا همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
رضا کلمه ای عربی و نامی پسرانه به معنی خشنود بودن، خرسندی، و تائید است و در تصوف و تاریخ صدر اسلام کاربرد دارد.
"Riḍā." Encyclopaedia of Islam, Second Edition. Edited by: P. Bearman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel, W.P. Heinrichs. Brill Online, 2014. Reference.
اگرچه در قرآن کلمهٔ رضا استفاده نشده است ولی کلمات هم ریشه مانند رضوان که به معنی خشنودی خدا از اعمال انسان است، به کار رفته است. در آثار حسن بصری، رضا حالتی روحی است که انسان از تقدیر خدا راضی است و بلعکس خدا نیز از اعمال انسان راضی.
این کلمه اهمیت خاصی در به قدرت رسیدن عباسیان داشت: تبلیغات ضد امویان برای به قدرت رسیدن فردی تحت عنوان «الرضا من آل محمد» انجام می گرفت که به معنی «فردی از خاندان محمد که مورد قبول همه است» بود. این اصطلاح مبهم باعث شد که هم خاندان علی و هم خاندان عباس ادعا کنند که الرضا از آنان است.
پس از آن، به تدریج کلمهٔ رضا به شیعه منسوب شد و مثلاً لقب امام هشتم شیعیان گشت.
رابرت فیتزجرالد دیگز (به انگلیسی: Robert Fitzgerald Diggs) با نام هنری رضا (انگلیسی: Rza؛ زادهٔ ۵ ژوئیهٔ ۱۹۶۹(1969-07-05)) یک موسیقی دان اهل ایالات متحده آمریکا است. وی از سال ۱۹۸۹ میلادی تاکنون مشغول فعالیت بوده است.
از فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می توان به مردی با مشت های آهنین، گانگستر آمریکایی، قهوه و سیگار، آدم های بامزه، جی.آی.جو: تلافی ، سه روز آینده ، عمارت های آجری ، موعد مقرر اشاره کرد.
رضا یک فیلم درام به کارگردانی علیرضا معتمدی است. این فیلم برای نخستین بار در سال ۱۳۹۶ در سی و ششمین دورهٔ جشنوارهٔ جهانی فیلم فجر به نمایش درآمد. نمایش عمومی فیلم از ۲۰ اسفند ۱۳۹۷ در گروه هنر و تجربه بود.
افسر اسدی
رضا داوودنژاد
ستاره پسیانی
سحر دولتشاهی
سولماز غنی
علیرضا معتمدی
دبورا یانگ نویسندهٔ هالیوود ریپورتر که فیلم را در جشنوارهٔ جهانی فجر تماشا کرده در یادداشتی «ابتکار وسواس گونهٔ فیلم هایی مانند رضا» را «از نشانه های از نوگرایی سینمای ایران» دانسته است. او در ادامه طولانی شدن پلانهای فیلم را خسته کننده عنوان کرده است. مجید اسلامی فیلم را «از هیجان انگیزترین فیلم های اول» سال های اخیر سینمای ایران دانسته و طراحی صحنهٔ آن را «درخشان» توصیف کرده است.
رضا آذری (زاده۱۳۷۶) بازیکن فوتبال متولد اردبیل است
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است.
رضا آذری فوتبال خود را از آکادمی تیم استقلال آغاز کرد سپس برای انجام سربازی به تیم مقاومت تهران پیوست.
وی که در ابتدای لیگ برتر فوتبال ایران ۹۸–۱۳۹۷ از تیم جوانان استقلال به تیم اصلی راه یافت با درخشش در بازی های دوستانه پیش فصل خیلی زود و در اولین هفته لیگ مقابل پیکان نخستین بازی رسمی خود را برای استقلال انجام داد، وی در این دیدار در دقیقه ۸۰ به جای علی کریمی وارد زمین شد او در بازی مقابل سایپا برای اولین بار در ترکیب ثابت قرار گرفت.
رضا آذری در بازی هفته پانزدهم لیگ هجدهم که بین دو تیم سپیدرود رشت و استقلال برگزار می شد موفق شد اولین گلش با پیراهن استقلال را به ثمر برساند. گل آذری پنجمین گل استقلال در این بازی بود
رضا آریا (انگلیسی: Reza Aria، متولد ۱۳۱۸ در رشت) فیلمبردار بین المللی ایرانی
یک اصفهانی در سرزمین هیتلر (۱۳۵۶ مدیر فیلمبرداری)
فرستاده (۱۹۸۳ فیلمبرداری و تهیه کننده)
او تهیه کنندگی و فیلمبرداری فیلم فرستاده به کارگردانی پرویز صیاد را به عهده داشته است.
رضا آشتیانی (نام اصلی عبدالرضا آشتیانی) (زاده ۱۳۴۵ در زرند) بازیگر، مجری طرح و تهیه کننده تلویزیون و سینماست. آشتیانی دارای مدرک کاردانی راه و ساختمان است. او پس از گذراندن دوره یک ساله بازیگری در دانشکده هنرهای دراماتیک دانشگاه تهران، فعالیت خود را در سینما آغاز کرد. او با بازی در فیلم انفجار ساخته ساموئل خاچیکیان وارد سینما شد.
«فیلم تلویزیونی خانه روباه جلوی دوربین رفت». رضا آشتیانی در سایت سوره
رضا آشتیانی در بانک جامع اطلاعات سینمای ایران (سوره سینما)
رضا آشتیانی عراقی، از اعضای جبهه پایداری، (زادهٔ ۱۳۱۹ در آشتیان) از روحانیان شیعه ایرانی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و نمایندهٔ حوزهٔ انتخابیهٔ قم در مجلس شورای اسلامی. وی پیش تر در دورهٔ هفتم و دورهٔ هشتم نیز عضو این مجلس بود.نبو
وی در آشتیان در خانواده ای مذهبی و کشاورز به دنیا آمد. در حدود ۲۰ سالگی دروس مقدمات را در حوزه علمیه آشتیان آغاز کرد، با به پایان رساندن مقدمات، عازم حوزه علمیه قم شد. شرح لمعه را نزد شیخ علی پناه اشتهاردی و شب زنده دار، قوانین را نزد ستوده فرا گرفت. مهم ترین استاد وی در قم، ناصر مکارم شیرازی بود. او در درس روح الله خمینی و مرتضی حائری یزدی فرزند مؤسس حوزه علمیه قم نیز شرکت کرده است.
آشتیانی از مؤلفان تفسیر نمونه (از تفاسیر فارسی قرآن کریم) است که زیر نظر ناصر مکارم شیرازی تألیف گشته است.
رضا آفتابی (زاده ۱۵ آذر ۱۳۵۵ در بندر انزلی) دوبلر ایرانی است. او از نسل پنجم گویندگان فیلم در تاریخچه دوبلاژ ایران بوده و به گفته یکی از مدیران دوبلاژ، صدای او دارای قابلیت تمام عناصر نمایش و لحظه های آن است. آفتابی دانش آموخته رشته کارشناسی بازیگری تئاتر دانشگاه هنر تهران است. او از گویندگی ناصر طهماسب تأثیر گرفته است. او از مدیران دوبلاژ سیما است.
شرلوک (شرلوک هلمز) بندیکت کامبربچ
شوالیه تاریکی (جیم گوردون) گری اولدمن
بازی تقلید (آلن تورینگ) بندیکت کامبربچ
فرار از زندان (مجموعه تلویزیونی) ( فرناندو سوکره) آمائوری نولاسکو
کودک در زمان (استیون) بندیکت کامبربچ
دردویل (مامور ری ندیم) جی علی
گویندگی او در بازیهای متعدد برگردان فارسی شرکتهای دوبله بسیار به چشم می خورد … بازیهایی نظیر تمدن ۵- پیور - شیفت ۱ و … آفتابی گوینده ثابت بندیکت کامبربچ می باشد.
شوالیه تاریکی برمی خیزد
میان ستاره ایبازی تقلیدانتقام جویان: جنگ ابدیت
رضا آقاربی (زاده ۱۳۳۷–درگذشته ۱۳۸۷)، بازیگر سینما و تلویزیون ایران بود.
دایره سرخ
فرمان آتش
همسفر
ماه عسل
عروس حلبچه
صخره همیشه سبز
خانه ای مثل شهر
حماسه دره شیلر
پرچم دار (۱۳۶۲)
یوسف پیامبر
مختارنامه
وی تا مقطع دیپلم تحصیل نمود و فعالیت هنری اش را از سال ۱۳۶۰ با تئاتر آغاز کرد. بازی در فیلم پرچمدار به کارگردانی شهریار بحرانی نخستین تجربه سینمایی اوست. وی مرداد ۱۳۸۷ در سن ۵۰ سالگی بر اثر سکته قلبی درگذشت. از نقش های مهم او می توان به نقش پادیامون در سریال یوسف پیامبر و همچنین در سریال مختارنامه در نقش عبدالله بن وائل اشاره نمود.
آب انبار حاج آقا رضا مربوط به دوره صفوی است و در شهرستان جهرم، کوی حسن آباد، کوچه شهید بسطانی واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۷۹۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
آب انبار حاجی رضا مربوط به دوره پهلوی اول است و در شهرستان میبد، بخش مرکزی، روستای حسن آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۶۳۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
آب انبار سید فتح الدین رضا مربوط به دوره پهلوی است و در یزد، خیابان امام خمینی، کوچه مالمیر، کوچه شهید بافی واقع شده و این اثر در تاریخ ۹ فروردین ۱۳۷۸ با شمارهٔ ثبت ۲۲۹۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
بقعه امامزاده حسین رضا مربوط به دوره تیموریان است و در ورامین، ایستگاه راه آهن، گلزارشهدای حسین رضا واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۲۹۳۷ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این آرامستان قبرستان مرکزی شهرستان ورامین است وساختمان پزشکی قانونی شهرستان ورامین نیز در آن قراردارد.
بقعه امامزاده رضا مربوط به دوره صفوی است و در شهرستان نور، بخش چمستان، روستای کچل ده واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۸۴۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
مقبره سالار رضا مربوط به دوره صفوی است و در شهرستان جیرفت، روستای گرم سالار رضا واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ تیر ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۲۷۵۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
آرامگاه سلطان ابراهیم رضا مربوط به دوره تیموریان تا دوره قاجار است و در شهرستان درمیان، روستای نصرالدین واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۷۶ با شمارهٔ ثبت ۱۸۸۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
بقعه سید فتح الدین رضا مربوط به دوره پهلوی است و در شهرستان یزد، خیابان امام خمینی (ره) واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۵۴۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
بقعهٔ شاه سید رضا مربوط به دوره صفوی است و در یزد، خیابان انقلاب، چهارراه دولت آباد، کوچه بندان، محلهٔ چهار منار واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۸ با شمارهٔ ثبت ۲۶۰۴ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
این زیارتگاه بقعه ای است با گنبدی بلند و به اسلوب گنبدهای دیگر یزد (مانند شاه کمال، گنبد هشت و جز آنها…) که در اساس جزئی از مجموعهٔ بنای مفصلتری بوده است که هنوز آثار صفّه و ایوان غربی متصل به آن باقی است. وسعت گنبد و کلفتی دیوارهای آن (بعد از بقعهٔ سید رکن الدین) از دیگر گنبدهای یزد بیشتر و هر ضلع آن ۹/۲۵ متر و ضخامت دیوارها ۲/۳۵ متر است.
علت انتساب این بنا به مزار شاه سید رضا علی الظاهر به مناسبت وجود سنگ قبری از آن شاه سید رضا نامی است که در ۹۵۵ فوت شده است. معلوم نیست که آیا سنگ از آغاز در همین موضع بوده است یا آن را از جای دیگری بدین مقام آورده اند! مسلم است که بنا از آثار قرون هشتم هجری است و طبعاً ارتباطی با شاه سید رضا ندارد. نمی دانیم که بنا با کدام یک از ابنیهٔ مذکور در تواریخ یزد قابل تطبیق تواند بود.
در مورد آن حدس ضعیف این است که بقایایی از مدرسهٔ غیاثیهٔ چهارمنار باشد، و آن مدرسه ای بوده که امیر غیاث الدّین علی حسینی وزیر شاه ابواسحاق در سال ۷۴۰ ساخت و خود زیر گنبد آن به خاک سپرده شد.
احمد محمد رضا (انگلیسی: Ahmed Mohamed Reda؛ زادهٔ ۹ نوامبر ۱۹۳۹) بازیکن فوتبال است.
وی همچنین در تیم ملی فوتبال مصر بازی کرده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با رضا

رضا در جدول کلمات

آخرین ساخته اکران شده مجتبی راعی با بازی رضا ناجی | حسین محجوب و محمود پاک نیت
ترنج
آخرین سریالی که با بازی و کارگردانی رضا عطاران در شبکه سه تولید شد
بزنگاه
آخرین فیلم اکران شده مجتبی راعی با بازی رضا ناجی
ترنج
آخرین فیلم اکران شده مجتبی راعی با بازی رضا ناجی | حسین محجوب و محمود پاک نیت
ترنج
آخرین قیلم زنده یاد ساموئل خاچیکیان با بازی مرحوم خسرو شکیبایی | رضا رویگری | حسین یار یار | مهشید افشارزاده و آتنه فقیه نصیری
بلوف
آلبومی موسیقی که به مناسبت ولادت امام رضا (ع) در سال 89 با صدای محسن چاووشی | رضا صادقی | علی اصحابی | امین رستمی | بابک جهانبخش | علیرضا شهاب | حامی و رضا یزدانی منتشر شد
هشت
از فیلمهای بهمن فرمان آرا با بازی رضا کیانیان | بابک حمیدیان | مریم بوبانی و بیتا فرهی
خاک اشنا
از فیلمهای رضا میرکریمی
زیر نور ماه
بازیگر خانم فیلم سینمایی آدمکش (1389) به کارگردانی رضا کریمی
مهتاب کرامتی
پزشک مخصوص رضا خان پهلوی
امیر اعلم

معنی کلمه رضا به عربی

رضا را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ماهان ١٦:٣٩ - ١٣٩٦/٠٧/١٥
رضایت٬ راضی
|

زهرا ٠١:٤٧ - ١٣٩٦/١٠/١٦
راضی خشنود
|

خرسندی ٢١:٠٧ - ١٣٩٦/١٠/٢٥
خوشنودی و خرسندی .....
|

زهرا ١٥:٢٨ - ١٣٩٧/٠٣/١٨
راضی خوشنود
|

رضا ٢٠:٥٥ - ١٣٩٧/٠٤/٠٥
خوشنودی و رضایت
|

ثنا میهمی ١٩:١٤ - ١٣٩٧/٠٨/٢٠
راضی خوشنودی خوشحالی رضایت خرسندی اسم بابام رضا هستش این یه اسم عربیه
|

فرحناز ١١:٠٤ - ١٣٩٧/١٠/٢٥
رضا: راضی 💖عشق ناز ،الهه خوشی
|

محمدرضا ١٨:٣٧ - ١٣٩٧/١١/٠٣
راضی و خشنود
|

parsa ١٣:٣٢ - ١٣٩٧/١٢/٠٣
رضا به معنی رضایت یا خشنودی یا راضی
|

philharmonic ٢٢:٤٩ - ١٣٩٧/١٢/٠٦
خشنودی/صلاحدید
|

فرزاد کوشاری ٢٠:١٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠١
رضا یعنی رضایتمندی
|

رضا ٠٢:١٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٩
خوش دل خوشحال راضی موافق
|

رضا ٠١:٤٤ - ١٣٩٨/٠٢/١٤
رضایت / خوشی
|

امیر ٢٢:٢٠ - ١٣٩٨/٠٢/١٥
خشنودی ر ضایت
|

رضا ٢٣:٢٤ - ١٣٩٨/٠٢/٢١
رضا به معنی رضایت
|

رضا ٠١:١١ - ١٣٩٨/٠٣/٠٤
خشنودی.رضایت.راضی بودن.خوش دل.
|

مرتضی نصیری ٠١:١٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٤
رضا یعنی ::
راضی .خشنود رضایت داده
نام امام هشتم (ع)
|

خدیجه ١٦:٤٩ - ١٣٩٨/٠٤/١٥
رضا یعنی راضی بودن و شکر گذار بودن در هر حالتی
|

ریحانه ١٧:٥٧ - ١٣٩٨/٠٤/٣٠
رضایت

|

یکتا ١٤:١٣ - ١٣٩٨/٠٥/٢٨
راضی، مجاب
|

ستاره ١٦:٣٦ - ١٣٩٨/٠٧/٠١
رضا بمعنای راضی و نور افشار
رضا یعنی تمام وجودم
|

رضا ١٠:٠٠ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
چرا امام هشتم (علیه السلام)، �رضا�ست؟

آیت الله جوادی آملی: هیچ موجودی از هیچ موجود دیگری راضی نمی‌شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛ هیچ انسانی به هیچ توفیقی دست نمی یابد و خوشحال نمی شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (سلام الله علیه)؛ و هیچ نفس مطمئنه ای به مقام راضی و مَرضی بار نمی‌یابد، مگر به وساطت مقام امام رضا! او نه چون به مقام رضا رسیده است، به این لقب ملقّب شده است! بلکه چون دیگران را به این مقام می‌رساند، ملقّب به رضا شد.
|

رضا ١٠:٠٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨

چرا امام هشتم (علیه السلام)، �رضا�ست؟

آیت الله جوادی آملی: هیچ موجودی از هیچ موجود دیگری راضی نمی‌شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛ هیچ انسانی به هیچ توفیقی دست نمی یابد و خوشحال نمی شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (سلام الله علیه)؛ و هیچ نفس مطمئنه ای به مقام راضی و مَرضی بار نمی‌یابد، مگر به وساطت مقام امام رضا! او نه چون به مقام رضا رسیده است، به این لقب ملقّب شده است! بلکه چون دیگران را به این مقام می‌رساند، ملقّب به رضا شد.

ممکن است در بین آحاد امّت کسانی باشند که به مقام رضوان راه پیدا کنند؛ چون پایان بخش سورة مبارکة فجر که فرمود: یا أیَّتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَهُ ارْجِعِی إلی رَبِّکِ راضِیَهً مَرضِیَّه (1)مخصوص ائمه (ع) نیست، شامل سائر انسانهای ملکوتی‌منش هم می‌شود. ممکن است در بین امّت کسانی باشند که دارای نفس مطمئنه و نائل به مقام راضِیَهً مَرضِیَّهً بشوند، امّا رضا نخواهند بود! آنها جزء امّت‌اند، ولی امام رضا (ع) واسطه است که چنین افرادی در بین امّت به مقام راضِیَهً مَرضِیَّهً راه پیدا می کنند.

اهداف جزئی هم مشمول این اصل کلّی است. اگر کسی در کارهای جزئی موفق شد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به برکت امام رضا(ع) است. اگر فرزندی کوشید، رضای پدر و مادر را فراهم کرد؛ چه بداند و چه نداند، به وساطت مقام امام رضا(ع) است. و اگر عالم حوزوی یا اندیشور دانشگاهی به مقام علم و دانش بار یافت و بر کُرسی استادی تکیه زد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به وساطت مقام ایشان است.

وجود مبارک امام هشتم (ع) وقتی وارد سرزمین مرو و خراسان شد؛ آنروز مسئلة رسمی خراسان، مسئله امامت،‌ رهبری، خلافت و مانند آن بود. عدّه ای بر این پندار باطل بودند که رهبر را باید مردم انتخاب بکنند! امامت انتخابی است و سقیفة بنی ساعده هم شاهد آنها بود. عباسیّه بر این پندار بودند،‌ بنی العباس فکرشان این بود که رهبری انتخابی است!

وجود مبارک امام از آنها سئوال کرد: مسئله رسمی خراسان کنونی چیست؟ عرض کردند: مسئله ولایت و رهبری است که عدّه ای باورشان این است که رهبر را مردم باید انتخاب بکنند. آنگاه وجود مبارک امام رضا (ع) طبق نقل مرحوم کُلینی (رض) فرمود: من امامت و رهبری را تشریح کنم تا معلوم بشود که امامت انتخابی نیست.

آنگاه مطلبی را فرمود که بخشی از آن معارف و مطالب به این مضمون در کافی ضبط شده است؛ اَلإمامُ واحِدُ دَهرِهِ لا یُدانِیهِ اَحَدْ وَ هُوَ بِحِیثتُ النَّجمْ مِنْ یَدِ المُتَناوِلینْ، إینَ العُقُولُ مِنْ هذا؟ إینَ الاِختیارُ مِنْ هذا؟ (2) فرمود: امام آن انسان کاملی است که در عصر خود، در روی زمین دوّمی ندارد. او مثل اعلای لیسَ کَمِثلِهِ شِیء است،‌ او مظهر لیسَ کَمِثلِهِ شِیء است. مگر مظهر لیسَ کَمِثلِهِ شِیء همتا دارد؟ وقتی همتا نداشت، در دسترس فکر دیگری نیست که دیگری او را بشناسد!

از باب تشبیه معقول به محسوس چنین فرمود: همانطوری که ستاره‌های آسمان در دسترس بشر عادی نیست، اوج مقام امامت و رهبری هم در دست بشر عادی نیست. همانطوری که با دست نمی شود ستارة آسمان را گرفت، با فکر بشر عادی هم نمی شود خلیفة الله را و امام معصوم را شناخت! إینَ العُقُولُ مِنْ هذا؟ إینَ الاِختیارُ مِنْ هذا؟ کجا عقل مردم می تواند امام را بشناسد، تا او را در سقیفه اختیار بکند، انتخاب بکند! امام را جز امام آفرین احدی نمی شناسد؛‌ او می‌شناسد، او می‌پروراند، او نصب می‌کند و مانند آن. إینَ العُقُولُ مِنْ هذا و إینَ الاِختیارُ مِنْ هذا؟

نردبانی به نام اقرار به گناه

در قرآن کریم، ذات أقدس إله به ما فرمود: شما باید وسیله ای فراهم بکنید که از آن وسیله مدد بگیرید و به خدا واصل بشوید. وسیله برای وصول است! این سبب و این نردبان برای آن صعود است؛ وَ ابتَغُوا إلَیهِ الوَسیله (3). آنگاه وسیله را در ادعیه، در مناجات، در روایات برای ما مشخّص کرده اند.

بهترین وسیله و عالی ترین وسیله �توحید� است که انسان موحّد باشد. تَوَسَّلْتُ إلِیکَ بِرُبُوبیَّتِکْ (4). اعتقاد به عبودیت خویش و ربوبیّت خدا بهترین وسیله است. و برای اینکه انسان به این توفیق راه پیدا کند، اقرار به گناه را به عنوان وسیله با مولای خود در میان می گذارد. خود این اقرار به گناه وسیله است. در مناجات شعبانیّه چنین آمده است: خدایا! تو که دستور داده ای ما به طرف تو وسیله‌ای اتخاذ کنیم؛ وَ قَدْ جَعَلتُ الإقرارَ بِالذَّنبِ إلِیکَ وَسیلَتِی(5). من هیچ نردبان و وسیله ای ندارم، مگر اینکه اقرار می کنم بد کرده ام!

اقرار به گناه نردبان خوبی است؛ از غرور آدم می کاهد، انسان را به توبه وادار می‌کند، وقتی انسان اقرار کرد و تصمیم گرفت توبه کند، کم کم شامّه اش باز می شود. حالت ذکام معنوی او بر طرف می شود؛ وقتی انسان مذکوم نبود، ذکام نداشت، سرما خورده نبود، هم بوی بد را استشمام می کند، هم بوی خوب را! بوی خوب و شیوای عبادت و استغفار به شامّه اش می رسد، بوی بد گناه هم به شامّه اش می رسد.

این از بیانات نورانی رسول خداست که به ما فرمود: تَعَطَّرُوا بِالإستِغفارْ لا تَفضَحَنَّکُمْ رَوائِحُ الذُّنُوبْ (7). با استغفار خود را معطّر کنید تا بوی بد گناه شما را رسوا نکند. بالأخره گناه بد بو روزی انسان را رسوا می کند. همه که مثل ما مذکوم نیستند،‌ شامّة همه بسته نیست! بسیاری از جوانها، از خواهران و برادران با شامّة باز استشمام می کنند. جامعه ای که شهید داده است، معطّر است. جامعة معطّر و خوشبو هم بوی خوب دارد، هم بوی خوب را استشمام می کند.

مگر در فرهنگ ما زیارت وارث و امثال وارث نیآمده؟! مگر ما در پیشگاه شهداء و شهیدانِ امام (رض) عرض نمی کنیم: طِبتُمْ وَ طابَتِ الأرضُ الَّتِی فِیهَا دُفِنْتُمْ (8)؟! شما طیّب و طاهرید، سرزمینی که شما را پروراند طیّب و طاهر است، مزار و مرقد شما طیّب و طاهر است. خُب این زیارت وارث به انسان شامّه می دهد. اگر ما نتوانستیم استشمام کنیم، خیلی ها هستند؛ همانها که شهید داده اند، همانها هم بوی شهادت را استشمام می کنند. و اگر چنین جامعة زنده ای ما داشتیم، بالأخره بوی بد گناه ما را مفتضح می کند!

فعلاً بگوئیم: اَلحَمدُ للهِ الَّذِی سَتَرَ عُیُوبی وَ ذُنُوبی وَ لَمْ یَفضَحْنِی مِنْ بِینِ الخَلائِقْ (9). خدایا! تا دیر نشده ما بر می گردیم، ما معتقدیم بد کردیم و تو پوشاندی. ستّار بودی، غفّار بودی؛ امید آن هست که در آخرت هم بپوشانی. ولی بالأخره ممکن است یک وقتی قهر خدا آن پرده را کنار بزند و سرزمین طیّب و طاهر که مردان الهی و زنان الهی تربیت می کند و بوی خوب اطاعت را استشمام می کنند و بوی بد گناه را هم استشمام می کنند، ما مفتضح بشویم.

میان‌بری برای تقرب الهی

شما در دعای کمیل می خوانید، در ادعیة دیگر می خوانید که خدا به ما از هر موجودی نزدیکتر است. اگر او به ما از خود ما حتّی نزدیکتر بود، بخشش او هم به ما از هر چیزی نزدیکتر است. یک راه میان بری بنده با خدا دارد؛ غیر از آن اسباب و وسائل، یک راه میان بری دارد. لذا به او عرض می کنیم: تَوَسَّلْتُ إلِیکَ بِرُبُوبیَّتِکْ.

یعنی خدایا! تو که فرمودی وَ ابتَغُوا إلِیهِ الوَسیلِه، ما توسل به ائمه داریم، نماز وسیله است، روزه وسیله است، قرائت قرآن وسیله است، درس و بحث وسیله است، احسان و نثار و ایثار وسیله است، جهاد اصغر و اکبر وسیله اند؛ همة اینها وسیله اند. امّا �توحید ناب� وسیلة خوبی است. خدایا! عبودیت خود و ربوبیّت تو را وسیله قرار دادیم. تَوَسَّلْتُ إلِیکَ بِرُبُوبیَّتِکْ. اگر چنین وسیله ای در اختیار ما هست، و این وسیله اَقربُ الوَسائِل است و‌ اَقویَ الوَسائِل است؛ اگر از این وسیله ما بخواهیم مدد بگیریم، کار آسانی هست؛ دفعتاً می بینید انسان متحوّل می شود. و این تحوّل باعث تهیّة ذخیره ای است که چیزی او را عوض نمی کند.

شما تا چشم به هم بزنید، می بینید ابلاغ بازنشستگی به دست یک عالم حوزوی یا دانشمند دانشگاهی دادند. طولی نمی کشد که انسان به 60 یا 70 سالگی می رسد! یک بیان نورانی ای امیر المؤمنین (سلام الله علیه) دارد که لحظه ها چقدر می گذرد، به چه سرعت می گذرد، روز می شود. روزها به چه سرعت می گذرد، هفته می شود. هفته ها به چه سرعت می گذرد، ماه و سال را پشت سر می گذارد؛ و این ماهها و سالها به چه سرعت می گذرد و عمر را تأمین می کند! تا انسان بجنبد، می بیند: از آن سرد آمد این کاخ دلاویز/ که تا جا گرم کردی‌، گویدند خیز

مقام رضوان از آن چه کسی می‌شود؟

دنیا همیشه سرد است؛ زیرا هر کسی چند لحظه ای آنجا نشست، تا جای خود را گرم بکند، به او می گویند: نوبت تو به سر آمده. آنگاه کسی در این بازیگری‌ها پیروز می‌شود که نه کسی را فریب دهد، نه فریب کسی را بخورد؛ او به مقام رضوان بار می یابد، إن شآءَ الله به نفس مطمئنه می‌رسد، راضیة مرضیه خواهد شد. از آن به بعد به او اجازة رجوع می دهند. به برخی می گویند: قِفُوهُمْ إنَّهُمْ مَسئُولُونْ (11). اینها را متوقف کنید، بازداشت کنید. به بعضی ها می گویند: بیائید. خدا دستور توقف به عدّه ای می‌دهد، فرمان رجوع دربارة عدّه‌ای دیگر صادر می‌کند. مائیم و ابدیّت ما!

شما می بینید انسان اینچنین نیست که عمرش با کهکشان ها قابل قیاس باشد! انسان یک جان مجرّدی دارد که فوق میلیاردها سال نوری است. اصلاً نه متزمّن در زمان است، نه متمکّن در مکان...

(1) سوره فجر / آیات 27 و 28

(2) الکافی / جلد 1 / صفحة 201 ـ با تلخیص

(3) سورة مائده / آیة 35

(4) المصباح لِلکفعمی / صفحة 558

(5) بحار الأنوار / جلد 91 / صفحة 97

(7) وسائل الشیعه / جلد 16 / صفحة 70 ـ رُوِیَ عَنْ اَمیرالمؤمنین (ع)

(8) مفاتیح الجنان / زیارت وارث

(9) مستدرک الوسائل / جلد 5 / صفحة 393

(11) سورة صافات / آیة 24
|

٢٢:٥٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
سرد شدن در مقابل دستورات خدا (تسلیم شدن به رضای خدا)
راضی به رضای خدا
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• امام رضا شعر   • متن امام رضا   • امام رضا زنده   • سایت حرم امام رضا   • امام رضا عکس   • معجزات امام رضا   • زندگینامه امام رضا   • امام رضا حامد زمانی   • معنی رضا   • مفهوم رضا   • تعریف رضا   • معرفی رضا   • رضا چیست   • رضا یعنی چی   • رضا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رضا
کلمه : رضا
اشتباه تایپی : vqh
آوا : rezA
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس رضا : در گوگل


آیا معنی رضا مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )