از خود ندانستن

مترادف ها

disown (فعل)
منکر شدن، رد کردن، نشناختن، از خود ندانستن، مالکیت چیزی را انکارکردن

disorient (فعل)
رد کردن، بهم خوردن، از خود ندانستن، ناجور شدن، غیر متجانس شدن، مالکیت چیزی را انکارکردن

فارسی به عربی

ارفض تملک

پیشنهاد کاربران

بپرس