خراس بان

لغت نامه دهخدا

خراس بان. [ خ َ ] ( اِ مرکب ) مالک و خداوند خراس. ( ناظم الاطباء ) : همچنانکه گردون کشان و خراس بانان جایگاه گردش چوب گردون را و میل خراس را بروغن چرب کنند تا حرکت آن به نرمی بود. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ فارسی

مالک و خداوند خراس

فرهنگ عمید

آسیابان.

پیشنهاد کاربران

بپرس