مسگری

/mesgari/

مترادف مسگری: شغل مسگر، ظروف مسی سازی، کارگاه مسگر

معنی انگلیسی:
coppersmithing

لغت نامه دهخدا

مسگری. [ م ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) شغل و کار مسگر. حرفه مسگر. و رجوع به مسگر شود. || ( اِ مرکب ) محل و دکان مسگر. || نوعی فن در کشتی.
- مسگری کردن ؛ به کار بردن فن مسگری در کشتی.

فرهنگ فارسی

۱- شغل مسگر . ۲ - ( اسم ) دکان مسگر

دانشنامه آزاد فارسی

مِسگری
مِسگری
از مشاغل سنّتی، و ساختن انواع ظروف مسی. مسگران ورقه های مس را در کوره های آتش می نهادند تا نرم شود و به شکل دلخواه درآید. سپس، آن دسته از ظروف چندتکّه، مانند پاتیل و دیگ و دیگچه، را پس از شکل دادن بخش های مختلف آن، با فلز برنج به هم جوش می دادند. مرسوم است که غذاهای نذری را در دیگ های مسی بپزند. از این رو عوام برای ظروف مسی وِجهه ای تقدسی و جادویی و درمانی قائل اند. ظرفی هم که آب سقّاخانه در آن جمع می شد از جنس مس بود. بر روی دیگ هایی که سفارش ساختن آن ها به منظور استفاده های مذهبی به مسگرها داده می شد نام هیئت یا مسجد یا فرد سفارش دهنده، به همراه لعنت نامه ای خطاب به آن که دیگ را بدزدد، نیز حک می شد. ظروف مسی از وسایل مهم جهیزیۀ عروس به شمار می رفته است. مسگرهای تهران در بازار دو راسته برای خود داشتند: راستۀ پرسروصدایی در بخش جنوبی چارسو بزرگ که در آن ظروف ساخته می شدند و راسته ای در میانۀ راستۀ عطرفروش ها و مرغی ها که در آن ظروف ساخته شده به فروش می رسیدند. نیز ← سفیدگری

پیشنهاد کاربران

بپرس