انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

امیرعلی ماز

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 stand for مخفف بودن، تحمل کردن، اعتقاد داشتن، نامزد شدن ١٣٩٧/١٢/٢١
|

2 at hand پیشِ رو، مورد نظر ١٣٩٧/١٢/٢٠
|

3 true or false مثلا در True or False Thinking
سیاه و سفید، دوقطبی، یا این یا آن
١٣٩٧/١٢/٢٠
|

4 chevron طرح زیگزاگ افقی ١٣٩٧/١٢/١٣
|

5 established واثق ١٣٩٧/١٢/١٠
|

6 victimization قربانی سازی و قربانی شدگی (هر دو معنی را می دهد)، آزار و اذیت ١٣٩٧/١٢/٠٩
|

7 devastating خانمان سوز، خردکننده، مخرب، ناگوار، داغان کننده ١٣٩٧/١٢/٠٩
|

8 self injury خودزنی، جرح خویشتن، خودآسیبی، خودجرحی، آسیب به خود، تیغ زنی، خون بازی ١٣٩٧/١٢/٠٦
|

9 run free بدون محدودیت بودن، بی قید بودن
:let someone run free
آزاد گذاشتن
١٣٩٧/١٢/٠٦
|

10 speculate تأمل کردن، نظریه پردازی کردن، حدس زدن، گمانه زنی کردن، فکر کردن ١٣٩٧/١٢/٠٤
|

11 moratorium تعلیق، وقفه، توقف موقت ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

12 self consciousness خجالت، کمرویی، دستپاچگی ١٣٩٧/١٢/٠٢
|

13 fragmented قطعه قطعه، پاره پاره، تکه تکه، متناوب، گاه و بیگاه، آشفته، پراکنده، مختل، ناپایدار، چندپاره، شکسته، متفرق، تجزیه شده، خرد شده، متلاشی ١٣٩٧/١١/٢٩
|

14 flow (روانشناسی) حس سیالیت، تچان، حس جاری بودن، غرقگی ١٣٩٧/١١/٢٧
|

15 nonintrusive غیرتهاجمی ١٣٩٧/١١/٢٧
|

16 attunement هم آهنگی، هم سازی، همسویی ١٣٩٧/١١/٢٥
|

17 collected تحت کنترل، خوددار ١٣٩٧/١١/٢٣
|

18 yes person فرد بله گو، بله قربان گو ١٣٩٧/١١/٢٣
|

19 common thread وجه اشتراک، عامل پیوند، نخ تسبیح ١٣٩٧/١١/٢٣
|

20 Orthogenic مربوط به بازتوانی کودکان دچار اختلالات هیجانی شدید یا عقب ماندگی ذهنی ١٣٩٧/١١/٢٢
|

21 smothering خفقان آور، دست و پا گیر ١٣٩٧/١١/١٩
|

22 monkey bar میله های بارفیکس ١٣٩٧/١٠/٢١
|

23 unencumbered بدون تکلف ١٣٩٧/١٠/٢٠
|

24 cosset لوس کردن، در ناز و نعمت پروردن ١٣٩٧/١٠/١٨
|