برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

آرین جان

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 To lose possession of something ١٣٩٩/٠٣/١٧
|

2 Go past معنای به گذشته رفتن نمی ده یعنی رد شدن ،عبور کردن ١٣٩٩/٠٣/١٦
|

3 اراده ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

4 به چیزی که در گذشته اتفاق افتاده فکر کردن ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

5 دوباره تکرار کردن قسمت خاصی از یک کار
دوباره همان کار را کردن
١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

6 کسی که نمایشی را به اجرا در می آورد..مسئول اجرای نمایش ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

7 ممکنه سوم شخص فعل leave هم باشه ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

8 He's as sky as a fox
درست این جمله اینه
He's as sly as a fox
Sly:موذی و ناقلا
Sky: آسمان
١٣٩٩/٠٢/٣١
|

9 بنظر من" تأثیر گذار" هم میشه ١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

10 یه وقتی ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

11 1.درخواست کردن از کسی 2.با کسی تماس گرفتن3.جایی رفتن یا کاری انجام دادن ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

12 کسی نبود جز ١٣٩٩/٠٢/١٨
|

13 غیر شفاف برای دیدن یا شنیدن ١٣٩٩/٠٢/١٨
|

14 وعده دروغین ١٣٩٩/٠٢/١٨
|

15 plenty of time before
١٣٩٩/٠٢/١٧
|