انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

بزرگ زاده

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 یعنی جشن سنتی فولکلور.
فقطم در آلمان نیست.
در اتریش خیلی هیجانی تر برگزار میشه.
١٣٩٨/٠٩/١٧
|

2 گوش بُر
کلاهبردار
١٣٩٨/٠٩/١٤
|

3 تضمین نشده
تایید نشده
اثبات نشده
١٣٩٨/٠٩/١٣
|

4 تصور غلط
باور نادرست
Wrong Impression
برداشت اشتباه
١٣٩٨/٠٩/١٢
|

5 مانتو
شنل زنانه
١٣٩٨/٠٩/١١
|

6 عفو مشروط
عفو با شرایط خاص
عفو به قید التزام
١٣٩٨/٠٩/١٠
|

7 over here یعنی در آنجا
مثلا: کجا میتونم کتمو آویزون کنم، در جواب : over here

over there یعنی در آنجا
مثلا: کجا میتونم فاطی رو ببینم، ...
١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

8 بی پرده
صمیمی
لخت بودن و عریان شدن هم معنی می دهد
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

9 رونمایی کردن،
به نمایش گذاشتن
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

10 استاد برجسته در علم مارکتینگ
شاید استاد کهنه کار و یا حتی استاد بازنشسته که معنی با تجربه بودن را میدهد بکار برد.
در ضمن ترجمه بازاربابی برای ...
١٣٩٨/٠٨/١٨
|

11 عمل متقابل
تلافی
در جواب کاری اقدام کردن
١٣٩٨/٠٨/١٧
|

12 ۱. پیشتاز ، پیش قراول
۲. مرزی، منتهی الیه چیزی مثلا
frontier region که یعنی منطقه مرزی
a line or border separating two countries
خط م ...
١٣٩٨/٠٨/١٢
|

13 کلمه hymen بیشتر به معنی پرده بکارت است.
مترادف همین کلمه maidenhead است
ولی بطور کلی و عامیانه برای دخترانی که هنوز سکس نداشتن و دوشیزه تشر ...
١٣٩٨/٠٨/١٢
|

14 زندگی کردن
تجربه کردن
رعایت کردن
١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

15 پزشکی قانونی
جرم شناسی
١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

16 پبچ در پیچ
سخت و شلوغ
مثلا:
Lengthy and tortuous legal battle
نبرد حقوقی طولانی و سخت
١٣٩٨/٠٧/٣٠
|

17 بُز دلانه ١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

18 whistleblower means:
a person who informs on a person or organization engaged in an illicit activity.
ویسِل بِلاوِه به معنای:
شخصی که اطل ...
١٣٩٨/٠٧/٠٨
|

19 تفنگ
تفنگدار
١٣٩٨/٠٦/٣٠
|