انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

Miss.Tanɦa

Ice_heart💔

فـقــطــ ایـــــنـــوبـــدونــــ مـــن دوستـــ داشتــم. . .

Słngle

نــداشــتــــے نــداشــتــے،دوســـم نــداشــتـــے
مــنـــو تـــو خــیــالـــت ایـــنــجــا گــذاشـــتـــے
تــنـــہـــام گــذاشــتــــے،تــنـــہـــام گـــذاشـــتـــے

. . . . . . . . . . . . . . . . . .. . .. . . . .

‏یکی باید باشه که خسته نشه ازت حتی وقتی که خودت خسته شدی از خودت

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 flour Powder used to make bread pr cake ١٣٩٧/١١/١١
|

2 flour آرد ١٣٩٧/١١/١١
|

3 ingredient ذرات سازنده ی مواد(اتم) ١٣٩٧/١١/١١
|

4 Pancake کیکی برای صبحانه(پنکیک) ١٣٩٧/١١/١١
|

5 Champion قهرمان ١٣٩٧/١١/٠٨
|

6 Contest @ریحانه
اشتباست competition is a synonym for race
١٣٩٧/١١/٠٨
|

7 competition رقبت ١٣٩٧/١١/٠٨
|

8 Discouraged Without hope ١٣٩٧/١١/٠٨
|

9 anchor لنگر ١٣٩٧/١٠/٢٤
|

10 snorkel A tube that a swimmer uses to breathe air under water ١٣٩٧/١٠/١٧
|

11 dream What you hope for and want to happen but it is not very likely ١٣٩٧/١٠/١٧
|

12 Lately Not long ago ; recently ١٣٩٧/١٠/١٦
|

13 Lately Not long ago ; recently ١٣٩٧/١٠/١٦
|

14 hurt درد ١٣٩٧/١٠/١٢
|

15 Popular کسی که مردم اورا دوست دارند مثل ارتیست یا هنرمند ها خواننده ها و بازیگر ها و . . .😄 ١٣٩٧/١٠/١٢
|

16 Enormous Enormous means very large or great ١٣٩٧/٠٨/١٠
|

17 Hiking پیاده روے ١٣٩٧/٠٨/١٠
|

18 Hiking hiking is a long walk in the mountains or the country ١٣٩٧/٠٨/١٠
|

19 Jogging Jogging means running slowly ١٣٩٧/٠٨/١٠
|

20 Sightseeing Sightseeing means visiting interesting places of a city ١٣٩٧/٠٨/١٠
|

21 Sightseeing ســِیر ١٣٩٧/٠٨/١٠
|

22 Soon Soon means early or quickly ١٣٩٧/٠٨/١٠
|

23 Sandbox Sand box is a hole or box in the garden with sand in it ١٣٩٧/٠٨/١٠
|

24 Funny Funny things make you smile or laugh ١٣٩٧/٠٨/١٠
|

25 Recess Recess is free time during the day at school ١٣٩٧/٠٨/١٠
|

26 Move away نقل مکان کردن ١٣٩٧/٠٨/١٠
|

27 Miss to not go somewhere or do something, especially when you want to but cannot: ١٣٩٧/٠٨/١٠
|

28 بوئین (سلطانیه) خرمن گاه ١٣٩٧/٠٨/١٠
|

29 Accentric متفاوت ١٣٩٧/٠٨/٠٦
|

30 عقد پیمان ازدواج بستن قرار داد زناشویی را منعقد کردن . ١٣٩٧/٠٨/٠٦
|

31 hole سفت، روزنه، سوراخ، خندق، غار، گودی، غول، منفذ، رخنه، فرجه، نقب، حفره، گودال، چال، فرج، لانه خرگوش و امثال ان، روزنه کندن، در لانه کردن، سوراخ سوراخ ک ... ١٣٩٧/٠٨/٠٦
|

32 hole His coat caught in the doorPeel and dice the potatoesa very large strong building, built in the past as a safe place that could be easily defended ag ... ١٣٩٧/٠٨/٠٦
|

33 twinkie جذاب،تودل برو،دلربا،زیبا ١٣٩٧/٠٨/٠٦
|

34 zodiac sign علائم ماه های تولد ١٣٩٧/٠٨/٠٦
|

35 Postulate درخواست ١٣٩٧/٠٨/٠٦
|

36 مستغاث بهره برداری
سوءاستفاده
١٣٩٧/٠٨/٠٦
|

37 Split مو خوره ١٣٩٧/٠٨/٠٦
|

38 Dead مردن از لحاظ احساسات و عاطفی ١٣٩٧/٠٨/٠٣
|

39 Cut out to cut a shape from a piece of paper, cloth etc: ١٣٩٧/٠٨/٠٣
|

40 Catch Give something to each one of a group of people ١٣٩٧/٠٨/٠٣
|

41 peel Take the skin off a fruit or vegetable ١٣٩٧/٠٨/٠٣
|

42 Castle A large building with high walls and towers ١٣٩٧/٠٨/٠٣
|

43 Bubble An empty ball of air or gas ١٣٩٧/٠٨/٠٣
|

44 Erase Remove marks or writing ١٣٩٧/٠٨/٠٣
|

45 Blow Make or shape something by sending air out of mouth ١٣٩٧/٠٨/٠٣
|

46 Give up Stop trying ١٣٩٧/٠٨/٠٣
|

47 Kindergarten A class for little children ١٣٩٧/٠٨/٠٣
|

48 زرقان از نظر من زرقان به معنی زر سیم است چرا که تخت جمشید در کنار او و زمینهای کشاورزی در اطراف او است به همین دلیل آن را زرقان خوانده اند ١٣٩٧/٠٨/٠٣
|

49 never give up هرگز تسلیم نشو
هرگز نا امید نشو
همیشه امیدوار باش
ایمان داشته باش
١٣٩٧/٠٨/٠٣
|

50 old love عشقی طولانی مدت
عشقی که خیلی مدت است،وجود دارد اما در دل هنوز جوان است
١٣٩٧/٠٨/٠٣
|

51 ghettos زاغه نشین. ١٣٩٧/٠٨/٠٣
|

52 attributed مرتبط ١٣٩٧/٠٨/٠٣
|

53 زویا ستاره روشن
اسمی برای دختران
١٣٩٧/٠٨/٠٣
|

54 support layer مکمل ١٣٩٧/٠٨/٠٣
|

55 Scared frightened ;afraid a lot ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

56 Thief A person who steals things from other people


فردے که بدون اجازه به وسایل دیگران دست میزند و ان را برای خود بر میدارد
١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

57 Steal مثال
👀😂😂😂😂He stole money from his parents
١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

58 Steal Take other people's things without permission

دزدیدن
بدون اجازه چیزی را برای خود برداشتن
١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

59 Bark Of a dog) make a loud short noise) ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

60 Bark پارس کردن سگ ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

61 Rub Move and press your hand over something ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

62 Go off Make a sudden loud noise ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

63 ماهان ماه درخشنده ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

64 بیژن ببخشید بیژن اسم دخترا هم هست؟ ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

65 worksheet a piece of paper with questions or exercises on it
برگه یادداشت اشتباه هستش
١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

66 take out A restaurant that sells food which you eat some where else is a take out
بیرون بردن
رستوران مرکزی که غذا سرو نمی کند و باید غذا را بخریم و بیرو ...
١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

67 Around پیرامون ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

68 Follow دنبال کردن،فالو کردن البته در فعل ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

69 ad hoc بدون وقت قبلی،بدو فکر کردن،بدون پیش نیاز ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

70 شاداب سرزنده ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

71 evolution is love acts اعمال عشق
ببخشید یه سوال شما اقا محسن عشق ستاره خانوم هستید؟ببخشید پرسیدم
١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

72 give alift با ماشین نقل مکان کردن ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

73 خداپرستان مسلمانان،مومنان،ایزدپرستان ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

74 Root canal عصب کشی ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

75 آترسا زیباروی،خجسته ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

76 Tool Something you hold in your hand and use to do a job ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

77 Clue سرنخ و مدرک ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

78 Clue A piece of information that helps you solve a problem or find an answer ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

79 Display Things for people to see ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

80 native speakers گویشوران محلی،زبان سرشتی بومی ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

81 beleve منفجر شدن مخزن مایعات بر اثر گرم شدن مایع و تبدیل به بخار و افزایش فشار ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

82 muscleses ماهیچه هــا ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

83 فریبا لوند،کیوت،زیبا و دل انگیز،دلربا ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

84 Well done مرحبا ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

85 ستایش آفرین،احسنت،سپاس و ستایش برای خدا ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

86 odd out کنار هم قرار دادن ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

87 تظاهر خودنمایی ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

88 malpractice معالجه ١٣٩٧/٠٧/٢٦
|

89 To be honest راستشو بخوای،رک بگم که،راست گو،کسی که دروغ نمگوید ١٣٩٧/٠٧/٢٦
|

90 Around Around means a little more or less than ١٣٩٧/٠٧/٢٦
|

91 Alive در قید حیات،زنده است،نفس میکشد ١٣٩٧/٠٧/٢٦
|

92 endangered بد بخت اونم دوست داره نه؟نیما اقا هم روست داره کوثر ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

93 Hibernate Hibernate means spend the winter in deep sleep ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

94 excitement of My love happiness خوشبحالت عشقتم به اندازه ی خودت دوست داره؟
کاش به هم برسین ایشالله همه ی عاشقا به هم برسن
کاش عشق منم دوسم داشت
کاش یکی عاشقم بود
@محسن❤ر ...
١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

95 Bamboo Bamboo is a tall plant of the grass family ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

96 Pound Is 0.454 kilograms ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

97 Ounce مقدار کم ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

98 Ounce An ounce is 28.35 grams ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

99 Weigh Weigh means have or show a certain weight ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

100 Fact Real ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

101 Fact A fact is something that you think is true or correct ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

102 چیاکو چیاکو یعنی کوهستان.وبه معنی بلندترین نقطه کوه میگویند.یک نفرکوردهم فرمانده بوده که اسمش چیاکوبوده. ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

103 وزارت حکومت ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

104 Nobel laurate برنده ی جایزه نوبل ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

105 Best in Class رده بالا،best ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

106 Fraternal دوستانه،خواهرانه،برادرانه،صمیمی ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

107 گواد دیوث،کسی که ادب ندارد ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

108 Giant .Giant means extremely large ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

109 beat the rug تکاندن قالیچه ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

110 رامونا الهه عشق،مظهر عشق ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

111 scatter rugs پادری،قالیچه ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

112 cumulative انباشته ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

113 اجحاف تجاوز،دست از پا خطا کردن ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

114 chef سرآشپز ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

115 heads up مواظب،هشدار،اخطار ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

116 Soloist تک اهنگ ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

117 Wild living and growing in nature ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

118 Hop to move by jumping on one foot ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

119 کسگم عشقم،عزیزم،همه ی دار و ندارم ،وجودم ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

120 tiger a large wild animal that has yellow and black lines on its body and is a member of the cat family ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

121 tiger پلنگ ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

122 literally عینا،دقیقا،زدی تو هدف ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

123 مسیحا به نظر من هم مسیحا کاملا اسم پسرونه ای هست و خیلی اسم ها هستن که پسرونه هستن اما روی دخترا هم گذاشته شدن مثل متین که خیلی از خانم های ایرانی اسمشون م ... ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

124 سالن تئاتر سالنی که در آن مردم به طور زنده یک داستان کوتاهی را مورد اجرا قرار میدهند و میتوان ان را به طور زنده تماشا کرد ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

125 rare نیم پز،متوسط،کم،نادر کمیاب ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

126 Baboon a large monkey that lives in Africa and South Asia ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

127 Baboon نوعی میمون که از شامپانزه‌ها کوچک تر است وخود را به درخت ها و اشیا دیگر آویزان میکند ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

128 leopard انواع گربه سانان درشت اندام و درنده که بومی افریقا و آسیای جنوبی می باشند و زمینه ی بدنشان زرد مایل به قهوه ای و دارای خال های سیاه است. ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

129 leopard A large wild animal of the cat family that has yellow fur with dark spots. ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

130 Moose a large brown animal like a deer that has very large flat antlers (=horns that grow like branches) and lives in North America, northern Europe, and p ... ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

131 Moose نوعی گوزن که از گوزن معمولی نسبتا بزرگتر است،و در شمال زندگی میکند ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

132 cheetah یوزپلنگ وحشی،یوز پلنگ اهلی نشده ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

133 کنوانسیون پیمان،عهدنامه،قرارداد ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

134 elementary ابتدایی،مقدماتی،دوره های اولیه ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

135 endangered Endangered animals are in danger of disappearing from the world
در معرض انقراض،در مرز نابود شدن
١٣٩٧/٠٧/١٩
|

136 Churn بستنی کره ای،کره سازی،دستگاه کره سازی ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

137 died out از بين رفته،نابود شده،منقرض شده،وجود نداره،بوده ولي الان نيست،نسلش انقراض شده و وجود نداره،برای همیشه از بین رفته. . ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

138 Outlook مرام،چشم داشت،معرفت،منظره ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

139 In front of پیشرو،اینده،جلو،رو به رو،در مقابل،پیشاپیش ،رخ نداده،اینده و. . . ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

140 miss دوشیزه،زنی که مجرد است،زن ناکام ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

141 cooperative تخصصی،شرکت تعاونی،همکاری،مشارکت،مشارکتی ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

142 high heels کفش پاشنه دار،کفشی که پاشنه اش بلند است ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

143 Slip off جایی را ترک کردن ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

144 regarding موضوع،درباره،در رابطه با ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

145 Calm Not worried or angry ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

146 Backyard an area of land behind a house, often covered with grass ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

147 Backyard حیاط پشت منزل
بالکن
حیاط خلوت
حیاط پشتی
باغچه ی پشت خانه
١٣٩٧/٠٧/١٩
|

148 Wild behaving in an uncontrolled, sometimes violent way ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

149 Emergency A serious happening that needs quick attention ١٣٩٧/٠٧/١٨
|

150 پروا و تفکر مبالات ١٣٩٧/٠٧/١٨
|

151 نگهبان حیوان ها sentry animals ١٣٩٧/٠٧/١٨
|

152 نیروی جاذبه شدت gravity ١٣٩٧/٠٧/١٨
|

153 خشت زدن کنایه از سخن بیهوده گفتن
به زبان عامیامه
زر زدن
١٣٩٧/٠٧/١٨
|

154 foray حمله،تجاوز،شکار ١٣٩٧/٠٧/١٨
|

155 arms در آغوش کسی که اورا دوست داری و عاشقشیییی
عاشقتممم
١٣٩٧/٠٧/١٨
|

156 instrumental
instrumental music is for musical instruments without voices
١٣٩٧/٠٧/١٥
|

157 Vocal Vocal means connected with voice ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

158 Conductor رهبر ارکستر
معمولا کسی که با اشاره برای نمایش اهنگ کمک میکند
١٣٩٧/٠٧/١٥
|

159 Grade مقطع تحصیلی ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

160 Grade
One of the levels in the school is called a
١٣٩٧/٠٧/١٥
|

161 Elementary concerning the first and easiest part of a subject ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

162 Elementary ابتدایی ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

163 meet the needs of نیاز کسی یا چیزی را بر طرف کردن
تامیین کردن نیاز😊
١٣٩٧/٠٧/١٥
|

164 meet the needs of به تحقق پیوستن ارزو ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

165 Orchestra ارکست ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

166 Chorus A chorus is a large group of people singing together ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

167 Performance
Singing, acting,or dancing in front of people is called performance
١٣٩٧/٠٧/١٥
|

168 حلما دوستان
با کسره و بدون کسره فرقی نداره و در ثبت احوال هم با نظر والدین هستش البته بهشون یاداوری کنین ک بزارن یا نزارن
البته فکر کنم بشه؟!😕😕😕
١٣٩٧/٠٧/١٥
|

169 Hard of hearing سنگین
کم شنوا
سخت شنوا
کسی که صدارا ب سختی یا بسیار کم میشنود👍👍
١٣٩٧/٠٧/١٥
|

170 unusual غیر عادی
فرا طبیعی
عجیب
مختلف
غیر عادی
خارق العاده
تضاد عادت
😞😞😞
١٣٩٧/٠٧/١٥
|

171 fulfillment انجام تکمیل اجرا ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

172 Marine animaks حیواناتی ک در دریا زندگی میکنند
حیوانات دریای مانند ماهی و کوسه و...
١٣٩٧/٠٧/١٥
|

173 confettie دندانی ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

174 تنور اجاق اتشدان کوره ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

175 stay relevant بازاریابی ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

176 Drum A hollow musical instrument with plastic or skin stretched across it round frame ١٣٩٧/٠٧/٠٩
|

177 Concert اجرای زنده خواننده ١٣٩٧/٠٧/٠٨
|

178 Concert کنسرت ١٣٩٧/٠٧/٠٨
|

179 Lift Hold up
Move up
١٣٩٧/٠٧/٠٨
|

180 Exaggerate به قول معروف نمکش رو زیاد کردن،بزرگ کردن بیش از حد ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

181 beleaguered محاصره کردن ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

182 daily روزانه ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

183 زهره نهایت زیبایی ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

184 خان ابدال بزرگ مردان ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

185 نیلا رود نیل ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

186 خلار خالکوب ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

187 existence of love تلاش برای رسیدن به عشقی کع ارزش دارد ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

188 رای اعتقاد،تدبیر ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

189 Flu سرماخوردگی شدید
١٣٩٧/٠٦/١٣
|

190 کس تو همه چیزمی
کَس و کار
١٣٩٧/٠٦/١٣
|

191 Upset واژگونی، شکست غیر منتظره، نژند، ناراحت، اشفته، اشفته کردن، اشفتن، مضطرب کردن، بر گرداندن، واژگون کردن، چپه کردن ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

192 Annoy تحریک کردن، ازردن، خشمگین کردن، رنجاندن، عذاب دادن، دلخور کردن، اذیت کردن، بستوه اوردن، مزاحم شدن، عاجز کردن، عصبانی کردن ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

193 Feed خورد، خورش، علوفه، خوراک، خوراندن، قورت دادن، غذا دادن، چراندن، تغذیه کردن، خواربار تامین کردن، پروردن، سیر کردن، خوردن، جلو بردن، طعمه کردن، خوراک د ... ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

194 Crazy مجنون، مجنون، دیوانه، شوریده، شکاف دار، خیلی ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

195 decrepit ضعیف و ناتوان، سالخورده و فرتوت، خیلی پیر،کسی یا چیزی که سالهای زیادی است وجود دارد ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

196 نشان از قامت رعناته بینم یعنی الهی،چون توحاضری چه جویم وچون توناظری چه گویم به قول باباطاهربه دریا بنگرم دریاته بینم به صحرابنگرم صحراته بینم؛به هرجابنگرم کوه و درودشت نشان ا ... ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

197 lead اهنمایی، سبقت، رهبری، تقدم، سر پوش، مدرک، هدایت، راه آب، سرب، شاقول گلوله، پیش افت، سرب دار، رنگ سربی، بردن، سوق دادن، رهبری کردن، سرب پوش کردن، با س ... ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

198 liability مسئولیت، دین، استعداد، فرض، شمول، بدهی، بدهکاری ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

199 governance حکومت، طرز حکومت، حدود و چگونگی حکومت، طرز اداره کردن، فرمانبرداری، حکمرانی، اختیارداری، نظارت
the way that organizations or countries are managed ...
١٣٩٧/٠٦/١٣
|

200 Also نیز، بعلاوه، همچنین، و همچنین، و نیز، همینطور، گذشته از این
ما اینجا نیومدیم کره ای یاد بگیریماااا
شما برو تو کره ای بنویس خواهشا
١٣٩٧/٠٦/١٣
|

201 Also نیز، بعلاوه، همچنین، و همچنین، و نیز، همینطور، گذشته از این ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

202 Rehearse گفتن، تمرین کردن، تکرار کردن ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

203 Decayed تجزیه کردن،فاسد شدن ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

204 Star Trek science-fiction television program ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

205 live out تا آخر (چیزی) دوام آوردن، تا پایان چیزی زنده بودن ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

206 در كمال خونسردي Unflammability ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

207 لاتاری سنجش اقبال،امتحان کردن شانس،بخت ازمایی،شانس،سرنوشت،شانسی،قرعه کشی،قمار ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

208 recruitment استخدام، سرباز گیری ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

209 VBE مخففvisual basic exel ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

210 total herbicide چیزی که علف میکشد یا میبلعد ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

211 Crazy You're crazy to go out in this weather.
شما دیوانه هستید در این آب و هوا بیرون بیایید
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

212 Grow up means change from a child to an adult
Roshd kardan
Bozorg shodan
Ghad keshidan
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

213 Spend صرف کردن، خرج کردن، تمام شدن، صرف شدن، سودن ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

214 Fair منصفانه ، نمایشگاه کالا ، زیبا ، لطیف ، نسبتا خوب ، متوسط ، بور ، بدون ابر ، منصف ، نمایشگاه ، بازار مکاره ، بی طرفانه ، علوم مهندسی: نمایشگاه کالا ، ... ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

215 Patient کسی که صبور است .
کسی که بردبار است .
کسی که از روی بردباری تصمیم می گیرد .
مریض و بیمار
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

216 رل زدن رابطه
دوست شدن
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

217 work out حل کردن، تدبیر کردن، تعبیه کردن، از کار دراوردن، در اثر زحمت و کار ایجاد کردن
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

218 hope امید، امیدواری چشم داشت، چشم انتظاری، امیدوار بودن، پشت گرمی داشتن به، انتظار داشتن، ارزو داشتن ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

219 sivand سیوند امروزه نام روستایی معروف در استان فارس در 75 کیلومتری شمال شرقی است، در گذشته ماهیت قومی داشته است؛ بدین معنا که نام طایفه ای در نقطه ای نامشخص ... ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

220 ذاخر مال اندوز
کسی ک پول جمع میاورد
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

221 well paid دستمزد خوب
درآمد بالا
شغلی با در امد بالا
پول زیادی که ظرف یکماه گیرما میاید😊😊
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

222 دینارآباد معنی اباد به خاطر زمینهای حاصلخیز که این روستا دارد در بخش مرکزی شهرستان بروجرد میباشد زمینهای این روستا مثل دینار باارزش میباشد ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

223 دیاکو اسمی کردی که معنای کلیش جمع آور سرزمین هاست ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

224 Childcare and parenting نگهداری و پرورش وتعلیم کودکان ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

225 read somebody s palm خواندن طالع کسی از روی دستش ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

226 empty تهی خالی پوچ تو خالی ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

227 Pest a small animal or insect that destroys crops or food supplies ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

228 possessive مضافالیه، حالت مضاف الیه ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

229 i got it متوجه شدم،اهان،اوکی،باشه ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

230 in somebodys shoes ب جای کسی بودن،در جایگاه کسی قرار داشتن ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

231 supercroc حیوانی شبیه کروکودیل که در رودخانه زندگی میکرده و ۱۳۲ دندان داشته وطول آن ۱۲ متر و وزن آن ۸۰۰۰ کیلو گرم بوده است ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

232 diving شنا در اب ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

233 explosion هیاهو، انفجار، سر و صدا، بیرون ریزی ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

234 اسفند متولد اسفندااااا دستا بالاااااااا بیاین وسط یه چیزی بگم



اسفند به معنی:گفتار نیک پندار نیک

ممنون
١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

235 الهه چرا واقعا این اسم با این زیبایی که لیاقت هر فردی رو نداره رو هر کَس ک شد میزارن من عاشق این اسم بودم اما روی یه دختر ولووو و بی ادب گذاشتن ک اصلا بدر ... ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

236 شبنم شبنم قطره ای از اب است که بروی گل مینشیند و زیبایی گل را بیشتر میکند😘😘😘 ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

237 ریحانه ریحان گیاهی خوشبویست که در زمین نرم روید و آن گیاهی سهلی یا آزریون بری است و ریحانه به معنای گل خوشبو میباشد ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

238 شیوا دلنشین خوش صدا ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

239 شقایق اره واقعا شقایق گل همیشه عاشق و داغدار و گلی ک تو سخترین شرایط رشد میکنه دقیقا مثل من ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

240 Bitter تلخ،تند یا فرد بد عنق بد اخلاق... ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

241 ملینا من بعضی جاها شنیدم در پزشکی معنی خوبی ندارع،خب چ ربطی دارع مگع مامیخوایم این اسمو تو پزشکی به کار ببریم؟مهم معنی اسمشه که خیعلی معنی خوبی دارع وقتی ا ... ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

242 ماهور پستی و بلندی، کوه پایه، تپه، تپه زار،عاشق این اسمم ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

243 هانا اسم اصیل دخترانه کردی به معنای ،نفس ،امید ،پناه ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

244 ملیکا حالا باس چشمای رنگیتو به رخ همه بکشیـــــ؟
مهکامه!اما ما اینجا داریم در مورد ملیکا صحبت میکنیم.برو تو مهکامه(اسمی خیلی مزخرف) نظر بده خانوووم...😂 ...
١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

245 island جزیره، ابخست، جزیره ساختن، جزیره دار کردن،جزیره(سرزمینی کوچک در اب مثل جزیره ایسلند یا استرالیا و اقیانوسیه) ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

246 comer اینده، وارد ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

247 Peace Make one's peace with something ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

248 get زایش، تولد، فهمیدن، فراهم کردن، کسب کردن، تصرف کردن، ربودن، رسیدن، تحصیل کردن، بدست اوردن، حاصل کردن، تهیه کردن، زدن ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

249 Peace سازش، ارامش، اشتی، سلامت، سلامتی، صلح، صلح و صفا
١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

250 حلما حلما یعنی صبورویکی از القاب حضرت زینب است ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

251 زنخ چانه، ذقن، زنخدان،زر زر کردن ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

252 open فراز، صریح، دایر، باز، اشکار، بی ابر، مفتوح، ازاد، روباز، در معرض، رک گو، بی الایش، فاش، علنی، سرگشاده، گشوده، واریز نشده، بی پناه، باز شدن، اشکار کر ... ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

253 soup ابگوشت، سوپ، غذای مایع ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

254 heartfelt خالص، صمیمی، بی ریا، قلبی، از روی صمیمیت ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

255 سهو اشتباه، خبط، خطا، سقط ، سقیم، غلط، نادرست، ناصواب ، لغزش، نسیان، غفلت، فراموشی، فراموش کردن، خبط کردن، خطا کردن ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

256 ویر فریاد، ناله، ادراک، استنباط، درک، فهم، هوش، به خاطرسپاری، حافظه، یادگیری، میل، ویار، هوس ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

257 Non profit سود نیاوردن ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

258 Projector نور افکن ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

259 Costume لباس مخصوص پارتی های دختر و پسر قاطی ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

260 Wig کلاه گیس، موی مصنوعی، گیس ساختگی، دارای گیس مصنوعی کردن ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

261 Gym باشگاه یا سالن ورزشی ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

262 Microphone میکروفون ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

263 Studio شرکت فیلم سازی ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

264 Damage خسارت، خرابی، زیان، ضرر، اسیب، خدشه، خلل، خسران، گزنده، خسارت وارد کردن، ضایع کردن، عیب دار کردن، خسارت زدن، خسارت رساندن، زیان زدن، معیوب کردن، لطمه ... ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

265 Sci Fi علمی تخیلی ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

266 so and so فلون فلون شده
نوعی فحش یا دشنام
١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

267 have a lot in common با هم شباهت داشتن پیدا کردن نقاط مشترک در همدیگر ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

268 how is it going حالت چطوره؟خوبی؟ ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

269 youre so dumb خیلی احمقی،خیلی خنگول هستی،خیلی بی عقلی،خیلی نفهمی ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

270 in a pigs eye آره جون عمت،مسخره گرفتن ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

271 woe betide عجله نکن... ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

272 Autograph دستخط خود، خط یا امضای خود شخص، دستخط نوشتن، توشیح کردن، از روی دستخطی رونویسی کردن ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

273 Signature امضا،امضا کردن،پاراف ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

274 Handwriting دست خط،هر فرد دست خطی دارد ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

275 rate میزان، روش، نرخ، درچند، سرعت، شمردن، نرخ بستن بر چیزی، بها گذاشتن بر، ارزیابی کردن، سنجیدن، بر اورد کردن ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

276 Hydrophobic tails دم های ابگریز ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

277 Hell دوزخ،جهنم ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

278 مبینا نامی قرآنی و به معنی روشن
ببخشید شما در مورد اقا متین و امیرعلی چی گفتین اگه میخواین تصمیمی بگیرین من کمکتون میکنم فقط برام توضیح بدین ممنون
١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

279 give up on دست کشیدن از، ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

280 in a moment in only a small amount of time ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

281 پشه مالاریا گامبوزیا ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

282 ملینا آرامش دهنده دل ها ، رنگ گلبهی ، شکرگزار ، قدر شناس ، عسل کوچولو ، مروارید ، باوفا ، درخت پر بار سیب قرمز ، نازبانو ، اتش مهربان ، گل فرانسوی ، دختر ک ... ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

283 ملیکا عزیزم از طرز صحبتت معلومه هنوز بچه هستی.ملیکا مگه اسم پسره؟که میگین پادشاه!خب عزیزم بگو ملکه
معنی اسم ملیکا
ملکه زیبایی ها،اسمی خوش اهنگ و زیب ...
١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

284 Twice two times ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

285 باردار کسی که چیزی را باخود حمل میکند مثلا کسی زنی که حامله است بچه ی خود را با خود حمل میکند ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

286 Endlessly همیشگی،دائماً ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

287 on روی ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

288 dependent on بسته به ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

289 no matter مہم نیست ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

290 Oven Something in the shape of a box used for cooking in the kitchen ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

291 quiz امتحان،پرسش و ... ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

292 Bakery A shop where bread,cakes,etc are cooked and sold ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

293 Difference متفاوت،اختلاف،چیزی کهــ باعثــ تفاوت میشوو ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

294 beau اینجا بچه وجود داره هااا،bf.مخاطب خاص.boy friend,just friend ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

295 cardiologist lover کسی که وقتی دستت را میگیرد احساس ارامش داری کسی که او را دوست داری کسی که وقتی نزدیکت میشود دمای بدنت بالا میرود و قلبت شروع به تپیدن میکند.کسی که او ... ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

296 developing در حال تولید،تهیه،پیشرفت و ... ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

297 ballroom سالن رقص،سالنی پر از توپ،استخر توپ ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

298 bitter not sweet ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

299 Croup Hall تالار کراوات ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

300 Lady bird پینه دور،نوعی سوسک که بالهایی قرمز با نقطه سیاه دارد و کمی پرواز میکند،سوسکی قشنگ،کفش دوزگ ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

301 کیف اشیاییی که خانم ها لوازنی که نیاز دارند را داخل ان قرار داده و با خود حمل میکنند ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

302 Come up with ارائه دادن،رفتن با... ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

303 Speech a formal talk ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

304 Serious very bad , dangerous,making you worried and afraid ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

305 Degree a unit of measurement ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

306 The flu an illness like a bad cold ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

307 فرهان به معنی بزرگ و با شکوه. اسم با مصما و بزرگیه. سوسول نیس.اصیله. ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

308 قباد اسم ماهی،اسم شهاب حسینی در شهرزاد ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

309 کرکینی معنی کرکینی= پسر کی هستی. این طایفه بزرگ از زمان کهن جز ایل دریکوند بوده و هست ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

310 رامین صبور و عاشق ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

311 Look out of توجه به آنچه که در اطراف شما اتفاق می افتد توجه کنید ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

312 Look out of Pay attention to what is happening around you ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

313 Allow Give permission ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

314 Elevator دستگاهی که به ماشین شباهت دارد و مردم را به طبقه ی مورد نظر میرساند ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

315 Elevator A machine that takes people up and down in a building ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

316 Peanut A nut that grows under the groud ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

317 Lick move your tongue across something in order to eat or clean it
١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

318 Nature all the things in the world that were not made or caused by people
١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

319 Escalator a moving staircase in a store ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

320 Look out of نگاه کن ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

321 Look out of تماشا کن،بنگر ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

322 Footprint a mark that is left by a foot or a shoe ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

323 Honk sound the horn of a car ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

324 Horn در بعضی جمله ها به معنی بوق،در برخی دیگر به معنی شاخ ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

325 Horn something in a car that gives a loud sound ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

326 A moving staircase in a store پله برقی ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

327 Give permission اجازه دادن،صادر کردن اجازه ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

328 شقایق واقعا شقایق به معنای گل همیشه عاشق و داغدار است.با تجربه شخصی به این نتیجه رسیدم ازونجایی که اسم شقایق جز زیباترین اسمهای دخترانه است ولی توصیه میکنم ... ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

329 persistence ایستادگی،مقاومت ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

330 retrolisthesis کنترل مجدد ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

331 پرشانا باهوش،فهمیده،آرام اما زرنگ،کوشا ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

332 nondominant hand دست حاضر ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

333 Peanut A nut (a dry fruit with a hard shell)that grows under the ground ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

334 مهربان باعاطفه،رئوف ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

335 Illused توهین شده،سوءاستفاده شده،بد رفتار شده‌،ناراحت کردن ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

336 cat شلاق زدن،گربه،حیوانی ملوس با پشم های نرم ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

337 scorn تحقیر،اهانت،بی احترامی،کسی را کوچک کردن ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

338 goat هتل،مهمان سرا،با عرض پوزش از مردهای سرزمینم(مرد هرزه) ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

339 pour scorn on پریشان شدن ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

340 بروسان صورت دیگرگون شده بر روشنان است که در برهان آمده به معنی مطلق امت از هر پیغمبری که باشد یا گروههای مردمان از هر جنس که باشند . ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

341 میدان فلکه،ساحت، عرصه، فضا، گستره، محوطه، جولانگاه، صحنه، معرکه، رزمگاه، مصافگاه، زمینه فعالیت و... ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

342 گیتار سازی است کوچک تر از گیتار و تا حدی گلابی شکل | دارای هشت سیم است که دو به دو به هم جفت شده اند ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

343 Series سریالی که ادامه دارد و قسمت های ان زیاد است ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

344 Horror خوف دار،هراس داشتن،ترسیدن،خفن، ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

345 Sure قبول تشکر از کسی.خواهش میکنم
حتما چرا که نه
نظر قطعی
مطمئینا
البته
حتما
چرا قبول نکنم؟
١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

346 مشاع محیطی که به دو الی ده نفر تعلق دارد و همزمان از ان محیط استفاده میشود،محیط مشترک ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

347 دربهان درب آهنی چون این نام گذاری برمیگرددبه گذشته که ورودی آن یک درب آهنی وجودداشته که علت نام گذاری آن بوده ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

348 mug فنجان بزرگ یعنی:بزرگتر از فنجان و کوچکتر از لیوان ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

349 Odventures ماجرا ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

350 chilly تند،سردو... ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

351 Cool چاییدن به دلیل سرما ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

352 avalanche نزول ناگهانی و عظیم هر چیزی😧😧 ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

353 کم استقامت زپرتی،کسی که استقامت ندارد ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

354 از دست دادن امید دلسردی،ناامیدی،از دست دادن شوق،دست از کار کشیدن به دلیل نا امید بود،کسی که فکر کند خدا وجود ندارد،😦😦😦 ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

355 ضد کساد رواج داشتن،تضاد کساد ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

356 کائنات جهان و هستی،کائنات،هر موجودی غیر از شیطان،
کائنات یعنی ایمان داشتن به شاهد وناظر بودن خد اوند درهمه حال وهمه جا.
١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

357 Cool دوست داشتنی،معرکه و محشر، ایول ، خیلی توپ بود، ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

358 Rehearse تکرار کردن،گفتن،بیان کردن،تکرار کردن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

359 Adventure سرگذشت،حادثه،ماجراجویی،ماجراجو،مخاطره امیز،دل به دریا زدن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

360 well done Well done:very good,excelent,well done ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

361 ثرنان اب یا نعمت های فراوان
چشمه های پر اب
١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

362 exhausted درمانده،خسته،تمام شده،تحلیل رفته،مصرف شده
زیست شناسی؛لوله خروجی گاز
١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

363 escape فرار کردن،طفره رفتن،run away,تا بینهایت ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

364 Glistening صاف،پر زرق و برق،دارای درخشش بالا ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

365 bounce off rebound off،منعکس کردن،بازتاب کردن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

366 professionals متخصص ها،افراد حرفه ای،افرادی که در یک کار تخصص دارند ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

367 بوک بوک
بوک (به مجاری: B�k) یک منطقهٔ مسکونی در مجارستان است که در Kőszeg District واقع شده است. بوک ۲۰٫۸۸ کیلومتر مربع مساحت و ۳٬۵۴۴ نفر جمعیت دارد.
١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

368 اهل دهکده دهاتی ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

369 Kind انواع،مهربانی،گونه،جور،دسته،کیفیت ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

370 hippo کرگدن،اسب آبی،هیپو ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

371 mouth breather کسی که واقعا خنگول(اسکل،خنگول)است ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

372 معادل فارسی پرتره کسی که یک چهره دارد،تک چهره ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

373 grith حق نداری خودتو وسط بیندازی!،شفقت، بست ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

374 صاحب ذوق اهل دل ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

375 مجموعه شعری فاضل نظری گریه های فرمان روا ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

376 averting گذراندن،دفع کردن،بیزار کردن،منحرف کردن،برگرداندن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

377 نهیف و لاغر استخوانی،کسی که چربی ندارد🙊 ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

378 Fun An experience or activity that is very enjoyable and exciting ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

379 Fun سرخوش ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

380 مقصد اسمی پسرانه که از زبان عربی ریشه میگیرد ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

381 lather تراش کار ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

382 ساواش شجاع ، نیرومند ، دلیر ،دلاور ، پهلوان ، قهرمان، قوی ، پیروز ، موفق ، جنگجو ، مرد جنگی ،جسور،اسمی مناسب برای پسر ها، ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

383 آسترکی استرکی ها از طوایف بزرگ لر است ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

384 Chess set خانم یا اقای مهر شما چه کار به خانم محمدیان دارید.شاید بعضی از عضو این سایت خوب،نیاز به معنی خارجی دارند،شاید تازه وارد اموزش زبان شده اند!شاید معنی ... ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

385 Chess set ابزار مورد نیاز برای بازی کردن با شطرنج ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

386 keep up پابه پای کسی یا چیزی رفتن، عقب نیافتادن،مسابقه دادن،بالا نگه داشتن،از افتادن چیزی جلوگیری کردن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

387 closed Close:یعنی بسته
اما
Closed:معنی بسته در زمان گذشته را میدهد اما دربرخی جمله
١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

388 bad egg شما وقتی تخم مرغی را میشکنید از سالم بودن او خبر ندارید فقط ظاهر ان تخم مرغ را دیده اید و فکر میکنید که تخم مرغ سالم است اما تخم مرغ خراب و گندیده اس ... ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

389 biting down ضعیف شدن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

390 high life زندگی تجملاتی،زندگی که ریخت و پاش زیادی دارد، زندگی پر دردسر،زندگی که بیشتر پولدار ها تشکیل میدهند ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

391 آروا اسمی مناسب برای دخترها به معنی سیراب این اسم،اسم یکی از فرشته های زرتشت بوده ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

392 a pair of hiking shoe یک جفت کفش مخصوص پیاده روی یا کوهنوردی که معمولا این کفش ها کفش ورزشی است ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

393 Exchange student دانش آموز یا دانشجو که به دلیل بورسیه به جایی دیگر سفر میکند ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

394 رمانی از آگاتا کریستی راز پرونده ای که به پایان رسیده است ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

395 top of the line گران،باکیفیت،قیمت بالا،مدل بالا،در بعضی جمله ها به در بالای خط ترجمه میشود ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

396 Earrings چیزی که به گوش می آویزند ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

397 Passengers The persons that they travel to other cities ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

398 unattractive ناخوشایند،زشت ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

399 wimpy در کلمه به معنی فوق العاده حالا بستگی به جایگاهش در جمله دارد این کلمه میتواند جمله را هم مثبت کند و هم منفی.... ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

400 flexitime وقت کاری ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

401 لباس کهنه رکو،مندرس،قدیمی،د مده ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

402 palsy walsy راحت.خودمانی.صمیمی.جون جونی.آسوده.بی خیال ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

403 Pop music موسیقی پاپlisten to pop music ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

404 Autograph امضای فردِ معروف برای طرفدارانش که باید قابلِ خواندن باشد و آسان و سریع نوشته شود ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

405 Autograph The signature of a famous person ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

406 Ms برای خانمی که اطلاع نداریم ازدواج کرده (مجرد است یا متاهل)بکار میرود.در کنار اسم خانم مورد نظر برای ادای احترام میز میاوریم. ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

407 Crashed ضربه خوردن،سقوط کردن،مثلا میگوییم که ماشین از دره سقوط کرد،یا به درخت خورد. ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

408 Accident حادثه ناگوار،رخداد،پیشامد ناگهانی،حادثه،اتفاقی ناگوار،اتفاق وحشتناک،اتفاق ناگهانی یا پیش بینی نشده،واقعه ناگوار... ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

409 گوگولی مگولی با مزه.شیرین.خون گرم ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

410 frustrating حوصله سر بر عصبی کننده کاری که باعث عصبی شدن افراد میشود ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

411 fitting room اتاقی که در آن لباس تعویض میگردد اتاق پرو ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

412 miss I miss youمعنی من دلتنگ تو شدم
اما missبرای دختری که ازدواج نکرده است به کار میرود دوشیزه بستگی دارد در کدام جمله به کار گرفته شده است در هر جمله ...
١٣٩٧/٠٥/١٨
|

413 neighborhood در همسایگی کسی قرار داشتن ١٣٩٧/٠٥/١٧
|

414 Make up درست یا جبران کردن ١٣٩٧/٠٥/١٧
|

415 well done کاملا پخته شده ١٣٩٧/٠٥/١٧
|

416 Make up گریم یا آرایش کردن ١٣٩٧/٠٥/١٧
|

417 Message پیامک.میسیج.اس ام اس.متنی که از کسی دریافت میکنید،میگوییم ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

418 Studio اتاق فیلم سازی ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

419 گوگولی مگولی خواستنی.کمیاب.زیبا روی.جذاب.خوشمل.سوگلی ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

420 ملوس دوست داشتنی لوس ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

421 Polluted آلوده ١٣٩٧/٠٥/١٣
|

422 give up دست ورداشتن از ١٣٩٧/٠٥/١٢
|

423 Price tag برچسبی که قیمت و بقیه اطلاعات مانندتاریخ تولید و انقضا و نام کامل کالا روی ان نوشته شده است ١٣٩٧/٠٥/١٢
|

424 Cash register A machine used in shops to keep the money in and record the amount of money from each sale ١٣٩٧/٠٥/١٢
|

425 Fitting room در صورتی که یک لباس مورد پسند قرار بگیرد اتاقی وجود دارد که لباس تعویض شود و در صورت پسند خریداری شود ١٣٩٧/٠٥/١٢
|

426 Cashier Someone whose job is to receive or pay out money in a shop ١٣٩٧/٠٥/١٢
|

427 Line خط ١٣٩٧/٠٥/١٢
|

428 Chop Cut into pieces ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

429 Chop Cut into pieces ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 cute
• What a cute baby she is!
• چه دختر بچه ی بانمکی
١٣٩٧/١٠/١٧
|

2 popular
• I always wanted to be popular at school, but I was too shy.
• من همیشه دوست داشتم در مدرسه طرفدار داشته باشم ولی خیلی خجالتی بودم.
١٣٩٧/١٠/١٢
|

3 funny
• It's not funny! Someone could have been hurt.
• این اصلا خنده دار نیست،زیرا ممکن است کسی اسیب ببیند
١٣٩٧/٠٨/١٠
|

4 funny
• a funny smell in the attic
• صدای خنده در اتاق زیر شیروانی به گوش میرسد
١٣٩٧/٠٨/١٠
|

5 funny
• 'What's so funny?' she demanded.
• چه چیزی اینقد خنده دار است؟او یک خواستگار است(اخطار برای اینکه کمی جدی باش)
١٣٩٧/٠٨/١٠
|

6 funny
• The movie is a comedy, and it's very funny.
• این یک فیلم کمدی،وبسیار خنده دار است
١٣٩٧/٠٨/١٠
|

7 funny
• She told us a very funny joke that had us all rolling with laughter.
• او یک جک بسیار قشنگ و خنده دار گفت که همه ی ما از خندیدن زیاد خسته شدیم
١٣٩٧/٠٨/١٠
|

8 tool
• What do you want with a tool kit ?
• با جعبه ابزار چه کاری دارید؟
١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

9 bamboo
• This chair is made of bamboo.
• جنس این صندلــے از چوب بامبو است
١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

10 leopard
• A leopard cannot change its spots.
• پلنگ وحشی هیچوقت نمیتواند لکه هایش را تعویض کند.
١٣٩٧/٠٧/١٩
|

11 feed
• We should manage to house and feed the poor.
• ما باید به فقرا خانه و غذا بدهیم
١٣٩٧/٠٦/١٣
|

12 feed
• Feed by measure and defy physician.
• به اندازه کافی غذا بخورید تا به دکتر نیازی نداشته باشید
١٣٩٧/٠٦/١٣
|

13 spend • چه مقدار پول خرج کردی ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

14 follow • یک سگ تا خانه همراه ما امد ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

15 pest
• That child is an absolute pest he keeps ringing the doorbell and then running away!
• این کودک یک افت است او زنگ در را میزند و فرار میکند
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

16 once
• He calls his mother once a month.
• او مادر خودیکبار در ماه میدید
١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

17 speech
• I'm nervous about having to make a speech at the wedding.
• من به خاطر سخنرانی عروسی عصبانی هستمـــ
١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

18 speech • من به اجبار در عروسی برادرم سخنرانی کردم ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

19 speech
• I'm nervous about having to make a speech at the wedding.
• من به خاطر سخنرانی عروسی عصبانی هستمـــ
١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

20 degree
• Marry a wife of thine own degree.
• ازدواج با مردی که هم درجه(سطح) او هستید
١٣٩٧/٠٦/٠١
|

21 allow
• The hospital does not allow smoking anywhere on the premises.
• بیماریستان کشیدن سیگار را در ساختمان ممنوع کرده است
١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

22 lick
• The dog licked up the water.
• سگ آب را لیسید
١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

23 lick
• She licked her ice cream cone.
• او بستنی خود را لیسید
١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

24 lick
• The dog licked the boy's face.
• سگ صورت پسر را لیسید
١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

25 honk • بوق زدن یا ایجاد سروصدای بلند در نزدیکی بیمارستان ممنوع است ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

26 horn • بعضی از گاو ها دارای شاخ هستند♥ ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

27 horror
• The sight of the corpse filled them with horror.
• ان جسد چشم ها را به خود گرفت
١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

28 movie star • یک ستاره سینمای مشهور بازیگری که مشهور است ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

29 cool
• You'll need to wear a light jacket on cool spring days.
• شما باید در روز های سرد ژاکت بپوشید
١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

30 adventure • آیا فیلمی دیده ای که موضوعش ماجراجویی باشد؟ ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

31 fun • در اینجا کارهای جالب زیادی وجود دارد که انجامش بدهی ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

32 pop music
• A radio belted out pop music.
• یک رادیو موسیقی پاپ را اجرا نکرد.
١٣٩٧/٠٥/١٨
|