انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

Miss.Tanɦa

💔💔I have Ice and broken heart💔💔

فـقــطــ ایـــــنـــوبـــدونــــ مـــن دوستـــ داشتــم. . .


Słngle

نــداشــتــــے نــداشــتــے،دوســـم نــداشــتـــے
مــنـــو تـــو خــیــالـــت ایـــنــجــا گــذاشـــتـــے
تــنـــہـــام گــذاشــتــــے،تــنـــہـــام گـــذاشـــتـــے
. . . . . . . . . . . . . . . . . .. . . . . . .
اے کـــاشــــ دلــــ تــــو مــنـــو مـــیخــــواســـــت. . .

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 malpractice معالجه ١٣٩٧/٠٧/٢٦
|

2 To be honest راستشو بخوای،رک بگم که،راست گو،کسی که دروغ نمگوید ١٣٩٧/٠٧/٢٦
|

3 Around Around means a little more or less than ١٣٩٧/٠٧/٢٦
|

4 Alive در قید حیات،زنده است،نفس میکشد ١٣٩٧/٠٧/٢٦
|

5 endangered بد بخت اونم دوست داره نه؟نیما اقا هم روست داره کوثر ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

6 Hibernate Hibernate means spend the winter in deep sleep ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

7 excitement of My love happiness خوشبحالت عشقتم به اندازه ی خودت دوست داره؟
کاش به هم برسین ایشالله همه ی عاشقا به هم برسن
کاش عشق منم دوسم داشت
کاش یکی عاشقم بود
@محسن❤ر ...
١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

8 Bamboo Bamboo is a tall plant of the grass family ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

9 Pound Is 0.454 kilograms ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

10 Ounce مقدار کم ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

11 Ounce An ounce is 28.35 grams ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

12 Weigh Weigh means have or show a certain weight ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

13 Fact Real ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

14 Fact A fact is something that you think is true or correct ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

15 چیاکو چیاکو یعنی کوهستان.وبه معنی بلندترین نقطه کوه میگویند.یک نفرکوردهم فرمانده بوده که اسمش چیاکوبوده. ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

16 وزارت حکومت ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

17 Nobel laurate برنده ی جایزه نوبل ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

18 Best in Class رده بالا،best ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

19 Fraternal دوستانه،خواهرانه،برادرانه،صمیمی ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

20 گواد دیوث،کسی که ادب ندارد ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

21 Giant .Giant means extremely large ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

22 beat the rug تکاندن قالیچه ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

23 رامونا الهه عشق،مظهر عشق ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

24 scatter rugs پادری،قالیچه ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

25 cumulative انباشته ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

26 اجحاف تجاوز،دست از پا خطا کردن ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

27 chef سرآشپز ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

28 heads up مواظب،هشدار،اخطار ١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

29 Soloist تک اهنگ ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

30 Wild living and growing in nature ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

31 Hop to move by jumping on one foot ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

32 کسگم عشقم،عزیزم،همه ی دار و ندارم ،وجودم ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

33 tiger a large wild animal that has yellow and black lines on its body and is a member of the cat family ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

34 tiger پلنگ ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

35 literally عینا،دقیقا،زدی تو هدف ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

36 مسیحا به نظر من هم مسیحا کاملا اسم پسرونه ای هست و خیلی اسم ها هستن که پسرونه هستن اما روی دخترا هم گذاشته شدن مثل متین که خیلی از خانم های ایرانی اسمشون م ... ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

37 سالن تئاتر سالنی که در آن مردم به طور زنده یک داستان کوتاهی را مورد اجرا قرار میدهند و میتوان ان را به طور زنده تماشا کرد ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

38 rare نیم پز،متوسط،کم،نادر کمیاب ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

39 Baboon a large monkey that lives in Africa and South Asia ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

40 Baboon نوعی میمون که از شامپانزه‌ها کوچک تر است وخود را به درخت ها و اشیا دیگر آویزان میکند ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

41 leopard انواع گربه سانان درشت اندام و درنده که بومی افریقا و آسیای جنوبی می باشند و زمینه ی بدنشان زرد مایل به قهوه ای و دارای خال های سیاه است. ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

42 leopard A large wild animal of the cat family that has yellow fur with dark spots. ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

43 Moose a large brown animal like a deer that has very large flat antlers (=horns that grow like branches) and lives in North America, northern Europe, and p ... ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

44 Moose نوعی گوزن که از گوزن معمولی نسبتا بزرگتر است،و در شمال زندگی میکند ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

45 cheetah یوزپلنگ وحشی،یوز پلنگ اهلی نشده ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

46 کنوانسیون پیمان،عهدنامه،قرارداد ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

47 elementary ابتدایی،مقدماتی،دوره های اولیه ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

48 endangered Endangered animals are in danger of disappearing from the world
در معرض انقراض،در مرز نابود شدن
١٣٩٧/٠٧/١٩
|

49 Churn بستنی کره ای،کره سازی،دستگاه کره سازی ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

50 died out از بين رفته،نابود شده،منقرض شده،وجود نداره،بوده ولي الان نيست،نسلش انقراض شده و وجود نداره،برای همیشه از بین رفته. . ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

51 Outlook مرام،چشم داشت،معرفت،منظره ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

52 In front of پیشرو،اینده،جلو،رو به رو،در مقابل،پیشاپیش ،رخ نداده،اینده و. . . ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

53 miss دوشیزه،زنی که مجرد است،زن ناکام ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

54 cooperative تخصصی،شرکت تعاونی،همکاری،مشارکت،مشارکتی ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

55 high heels کفش پاشنه دار،کفشی که پاشنه اش بلند است ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

56 Slip off جایی را ترک کردن ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

57 regarding موضوع،درباره،در رابطه با ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

58 Calm Not worried or angry ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

59 Backyard an area of land behind a house, often covered with grass ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

60 Backyard حیاط پشت منزل
بالکن
حیاط خلوت
حیاط پشتی
باغچه ی پشت خانه
١٣٩٧/٠٧/١٩
|

61 Wild behaving in an uncontrolled, sometimes violent way ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

62 Emergency A serious happening that needs quick attention ١٣٩٧/٠٧/١٨
|

63 پروا و تفکر مبالات ١٣٩٧/٠٧/١٨
|

64 نگهبان حیوان ها sentry animals ١٣٩٧/٠٧/١٨
|

65 نیروی جاذبه شدت gravity ١٣٩٧/٠٧/١٨
|

66 خشت زدن کنایه از سخن بیهوده گفتن
به زبان عامیامه
زر زدن
١٣٩٧/٠٧/١٨
|

67 foray حمله،تجاوز،شکار ١٣٩٧/٠٧/١٨
|

68 arms در آغوش کسی که اورا دوست داری و عاشقشیییی
عاشقتممم
١٣٩٧/٠٧/١٨
|

69 instrumental
instrumental music is for musical instruments without voices
١٣٩٧/٠٧/١٥
|

70 Vocal Vocal means connected with voice ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

71 Conductor رهبر ارکستر
معمولا کسی که با اشاره برای نمایش اهنگ کمک میکند
١٣٩٧/٠٧/١٥
|

72 Grade مقطع تحصیلی ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

73 Grade
One of the levels in the school is called a
١٣٩٧/٠٧/١٥
|

74 Elementary concerning the first and easiest part of a subject ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

75 Elementary ابتدایی ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

76 meet the needs of نیاز کسی یا چیزی را بر طرف کردن
تامیین کردن نیاز😊
١٣٩٧/٠٧/١٥
|

77 meet the needs of به تحقق پیوستن ارزو ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

78 Orchestra ارکست ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

79 Chorus A chorus is a large group of people singing together ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

80 Performance
Singing, acting,or dancing in front of people is called performance
١٣٩٧/٠٧/١٥
|

81 حلما دوستان
با کسره و بدون کسره فرقی نداره و در ثبت احوال هم با نظر والدین هستش البته بهشون یاداوری کنین ک بزارن یا نزارن
البته فکر کنم بشه؟!😕😕😕
١٣٩٧/٠٧/١٥
|

82 Hard of hearing سنگین
کم شنوا
سخت شنوا
کسی که صدارا ب سختی یا بسیار کم میشنود👍👍
١٣٩٧/٠٧/١٥
|

83 unusual غیر عادی
فرا طبیعی
عجیب
مختلف
غیر عادی
خارق العاده
تضاد عادت
😞😞😞
١٣٩٧/٠٧/١٥
|

84 fulfillment انجام تکمیل اجرا ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

85 Marine animaks حیواناتی ک در دریا زندگی میکنند
حیوانات دریای مانند ماهی و کوسه و...
١٣٩٧/٠٧/١٥
|

86 confettie دندانی ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

87 تنور اجاق اتشدان کوره ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

88 stay relevant بازاریابی ١٣٩٧/٠٧/١٥
|

89 Drum A hollow musical instrument with plastic or skin stretched across it round frame ١٣٩٧/٠٧/٠٩
|

90 Concert اجرای زنده خواننده ١٣٩٧/٠٧/٠٨
|

91 Concert کنسرت ١٣٩٧/٠٧/٠٨
|

92 Lift Hold up
Move up
١٣٩٧/٠٧/٠٨
|

93 Exaggerate به قول معروف نمکش رو زیاد کردن،بزرگ کردن بیش از حد ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

94 beleaguered محاصره کردن ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

95 daily روزانه ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

96 زهره نهایت زیبایی ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

97 خان ابدال بزرگ مردان ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

98 نیلا رود نیل ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

99 خلار خالکوب ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

100 existence of love تلاش برای رسیدن به عشقی کع ارزش دارد ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

101 رای اعتقاد،تدبیر ١٣٩٧/٠٦/١٨
|

102 Flu سرماخوردگی شدید
١٣٩٧/٠٦/١٣
|

103 کس تو همه چیزمی
کَس و کار
١٣٩٧/٠٦/١٣
|

104 Upset واژگونی، شکست غیر منتظره، نژند، ناراحت، اشفته، اشفته کردن، اشفتن، مضطرب کردن، بر گرداندن، واژگون کردن، چپه کردن ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

105 Annoy تحریک کردن، ازردن، خشمگین کردن، رنجاندن، عذاب دادن، دلخور کردن، اذیت کردن، بستوه اوردن، مزاحم شدن، عاجز کردن، عصبانی کردن ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

106 Feed خورد، خورش، علوفه، خوراک، خوراندن، قورت دادن، غذا دادن، چراندن، تغذیه کردن، خواربار تامین کردن، پروردن، سیر کردن، خوردن، جلو بردن، طعمه کردن، خوراک د ... ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

107 Crazy مجنون، مجنون، دیوانه، شوریده، شکاف دار، خیلی ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

108 decrepit ضعیف و ناتوان، سالخورده و فرتوت، خیلی پیر،کسی یا چیزی که سالهای زیادی است وجود دارد ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

109 نشان از قامت رعناته بینم یعنی الهی،چون توحاضری چه جویم وچون توناظری چه گویم به قول باباطاهربه دریا بنگرم دریاته بینم به صحرابنگرم صحراته بینم؛به هرجابنگرم کوه و درودشت نشان ا ... ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

110 lead اهنمایی، سبقت، رهبری، تقدم، سر پوش، مدرک، هدایت، راه آب، سرب، شاقول گلوله، پیش افت، سرب دار، رنگ سربی، بردن، سوق دادن، رهبری کردن، سرب پوش کردن، با س ... ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

111 liability مسئولیت، دین، استعداد، فرض، شمول، بدهی، بدهکاری ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

112 governance حکومت، طرز حکومت، حدود و چگونگی حکومت، طرز اداره کردن، فرمانبرداری، حکمرانی، اختیارداری، نظارت
the way that organizations or countries are managed ...
١٣٩٧/٠٦/١٣
|

113 Also نیز، بعلاوه، همچنین، و همچنین، و نیز، همینطور، گذشته از این
ما اینجا نیومدیم کره ای یاد بگیریماااا
شما برو تو کره ای بنویس خواهشا
١٣٩٧/٠٦/١٣
|

114 Also نیز، بعلاوه، همچنین، و همچنین، و نیز، همینطور، گذشته از این ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

115 Rehearse گفتن، تمرین کردن، تکرار کردن ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

116 Decayed تجزیه کردن،فاسد شدن ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

117 Star Trek science-fiction television program ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

118 live out تا آخر (چیزی) دوام آوردن، تا پایان چیزی زنده بودن ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

119 در كمال خونسردي Unflammability ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

120 لاتاری سنجش اقبال،امتحان کردن شانس،بخت ازمایی،شانس،سرنوشت،شانسی،قرعه کشی،قمار ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

121 recruitment استخدام، سرباز گیری ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

122 VBE مخففvisual basic exel ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

123 total herbicide چیزی که علف میکشد یا میبلعد ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

124 Crazy You're crazy to go out in this weather.
شما دیوانه هستید در این آب و هوا بیرون بیایید
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

125 Grow up means change from a child to an adult
Roshd kardan
Bozorg shodan
Ghad keshidan
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

126 Spend صرف کردن، خرج کردن، تمام شدن، صرف شدن، سودن ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

127 Fair منصفانه ، نمایشگاه کالا ، زیبا ، لطیف ، نسبتا خوب ، متوسط ، بور ، بدون ابر ، منصف ، نمایشگاه ، بازار مکاره ، بی طرفانه ، علوم مهندسی: نمایشگاه کالا ، ... ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

128 Patient کسی که صبور است .
کسی که بردبار است .
کسی که از روی بردباری تصمیم می گیرد .
مریض و بیمار
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

129 رل زدن رابطه
دوست شدن
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

130 work out حل کردن، تدبیر کردن، تعبیه کردن، از کار دراوردن، در اثر زحمت و کار ایجاد کردن
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

131 hope امید، امیدواری چشم داشت، چشم انتظاری، امیدوار بودن، پشت گرمی داشتن به، انتظار داشتن، ارزو داشتن ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

132 sivand سیوند امروزه نام روستایی معروف در استان فارس در 75 کیلومتری شمال شرقی است، در گذشته ماهیت قومی داشته است؛ بدین معنا که نام طایفه ای در نقطه ای نامشخص ... ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

133 ذاخر مال اندوز
کسی ک پول جمع میاورد
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

134 well paid دستمزد خوب
درآمد بالا
شغلی با در امد بالا
پول زیادی که ظرف یکماه گیرما میاید😊😊
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

135 دینارآباد معنی اباد به خاطر زمینهای حاصلخیز که این روستا دارد در بخش مرکزی شهرستان بروجرد میباشد زمینهای این روستا مثل دینار باارزش میباشد ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

136 دیاکو اسمی کردی که معنای کلیش جمع آور سرزمین هاست ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

137 Childcare and parenting نگهداری و پرورش وتعلیم کودکان ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

138 read somebody s palm خواندن طالع کسی از روی دستش ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

139 empty تهی خالی پوچ تو خالی ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

140 Pest a small animal or insect that destroys crops or food supplies ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

141 possessive مضافالیه، حالت مضاف الیه ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

142 i got it متوجه شدم،اهان،اوکی،باشه ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

143 in somebodys shoes ب جای کسی بودن،در جایگاه کسی قرار داشتن ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

144 supercroc حیوانی شبیه کروکودیل که در رودخانه زندگی میکرده و ۱۳۲ دندان داشته وطول آن ۱۲ متر و وزن آن ۸۰۰۰ کیلو گرم بوده است ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

145 diving شنا در اب ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

146 explosion هیاهو، انفجار، سر و صدا، بیرون ریزی ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

147 اسفند متولد اسفندااااا دستا بالاااااااا بیاین وسط یه چیزی بگم



اسفند به معنی:گفتار نیک پندار نیک

ممنون
١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

148 الهه چرا واقعا این اسم با این زیبایی که لیاقت هر فردی رو نداره رو هر کَس ک شد میزارن من عاشق این اسم بودم اما روی یه دختر ولووو و بی ادب گذاشتن ک اصلا بدر ... ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

149 شبنم شبنم قطره ای از اب است که بروی گل مینشیند و زیبایی گل را بیشتر میکند😘😘😘 ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

150 ریحانه ریحان گیاهی خوشبویست که در زمین نرم روید و آن گیاهی سهلی یا آزریون بری است و ریحانه به معنای گل خوشبو میباشد ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

151 شیوا دلنشین خوش صدا ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

152 شقایق اره واقعا شقایق گل همیشه عاشق و داغدار و گلی ک تو سخترین شرایط رشد میکنه دقیقا مثل من ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

153 Bitter تلخ،تند یا فرد بد عنق بد اخلاق... ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

154 ملینا من بعضی جاها شنیدم در پزشکی معنی خوبی ندارع،خب چ ربطی دارع مگع مامیخوایم این اسمو تو پزشکی به کار ببریم؟مهم معنی اسمشه که خیعلی معنی خوبی دارع وقتی ا ... ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

155 ماهور پستی و بلندی، کوه پایه، تپه، تپه زار،عاشق این اسمم ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

156 هانا اسم اصیل دخترانه کردی به معنای ،نفس ،امید ،پناه ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

157 ملیکا حالا باس چشمای رنگیتو به رخ همه بکشیـــــ؟
مهکامه!اما ما اینجا داریم در مورد ملیکا صحبت میکنیم.برو تو مهکامه(اسمی خیلی مزخرف) نظر بده خانوووم...😂 ...
١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

158 island جزیره، ابخست، جزیره ساختن، جزیره دار کردن،جزیره(سرزمینی کوچک در اب مثل جزیره ایسلند یا استرالیا و اقیانوسیه) ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

159 comer اینده، وارد ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

160 Peace Make one's peace with something ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

161 get زایش، تولد، فهمیدن، فراهم کردن، کسب کردن، تصرف کردن، ربودن، رسیدن، تحصیل کردن، بدست اوردن، حاصل کردن، تهیه کردن، زدن ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

162 Peace سازش، ارامش، اشتی، سلامت، سلامتی، صلح، صلح و صفا
١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

163 حلما حلما یعنی صبورویکی از القاب حضرت زینب است ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

164 زنخ چانه، ذقن، زنخدان،زر زر کردن ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

165 open فراز، صریح، دایر، باز، اشکار، بی ابر، مفتوح، ازاد، روباز، در معرض، رک گو، بی الایش، فاش، علنی، سرگشاده، گشوده، واریز نشده، بی پناه، باز شدن، اشکار کر ... ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

166 soup ابگوشت، سوپ، غذای مایع ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

167 heartfelt خالص، صمیمی، بی ریا، قلبی، از روی صمیمیت ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

168 سهو اشتباه، خبط، خطا، سقط ، سقیم، غلط، نادرست، ناصواب ، لغزش، نسیان، غفلت، فراموشی، فراموش کردن، خبط کردن، خطا کردن ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

169 ویر فریاد، ناله، ادراک، استنباط، درک، فهم، هوش، به خاطرسپاری، حافظه، یادگیری، میل، ویار، هوس ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

170 Non profit سود نیاوردن ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

171 Projector نور افکن ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

172 Costume لباس مخصوص پارتی های دختر و پسر قاطی ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

173 Wig کلاه گیس، موی مصنوعی، گیس ساختگی، دارای گیس مصنوعی کردن ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

174 Gym باشگاه یا سالن ورزشی ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

175 Microphone میکروفون ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

176 Studio شرکت فیلم سازی ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

177 Damage خسارت، خرابی، زیان، ضرر، اسیب، خدشه، خلل، خسران، گزنده، خسارت وارد کردن، ضایع کردن، عیب دار کردن، خسارت زدن، خسارت رساندن، زیان زدن، معیوب کردن، لطمه ... ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

178 Sci Fi علمی تخیلی ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

179 so and so فلون فلون شده
نوعی فحش یا دشنام
١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

180 have a lot in common با هم شباهت داشتن پیدا کردن نقاط مشترک در همدیگر ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

181 how is it going حالت چطوره؟خوبی؟ ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

182 youre so dumb خیلی احمقی،خیلی خنگول هستی،خیلی بی عقلی،خیلی نفهمی ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

183 in a pigs eye آره جون عمت،مسخره گرفتن ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

184 woe betide عجله نکن... ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

185 Autograph دستخط خود، خط یا امضای خود شخص، دستخط نوشتن، توشیح کردن، از روی دستخطی رونویسی کردن ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

186 Signature امضا،امضا کردن،پاراف ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

187 Handwriting دست خط،هر فرد دست خطی دارد ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

188 rate میزان، روش، نرخ، درچند، سرعت، شمردن، نرخ بستن بر چیزی، بها گذاشتن بر، ارزیابی کردن، سنجیدن، بر اورد کردن ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

189 Hydrophobic tails دم های ابگریز ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

190 Hell دوزخ،جهنم ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

191 مبینا نامی قرآنی و به معنی روشن
ببخشید شما در مورد اقا متین و امیرعلی چی گفتین اگه میخواین تصمیمی بگیرین من کمکتون میکنم فقط برام توضیح بدین ممنون
١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

192 give up on دست کشیدن از، ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

193 in a moment in only a small amount of time ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

194 پشه مالاریا گامبوزیا ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

195 ملینا آرامش دهنده دل ها ، رنگ گلبهی ، شکرگزار ، قدر شناس ، عسل کوچولو ، مروارید ، باوفا ، درخت پر بار سیب قرمز ، نازبانو ، اتش مهربان ، گل فرانسوی ، دختر ک ... ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

196 ملیکا عزیزم از طرز صحبتت معلومه هنوز بچه هستی.ملیکا مگه اسم پسره؟که میگین پادشاه!خب عزیزم بگو ملکه
معنی اسم ملیکا
ملکه زیبایی ها،اسمی خوش اهنگ و زیب ...
١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

197 Twice two times ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

198 باردار کسی که چیزی را باخود حمل میکند مثلا کسی زنی که حامله است بچه ی خود را با خود حمل میکند ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

199 Endlessly همیشگی،دائماً ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

200 on روی ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

201 dependent on بسته به ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

202 no matter مہم نیست ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

203 Oven Something in the shape of a box used for cooking in the kitchen ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

204 quiz امتحان،پرسش و ... ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

205 Bakery A shop where bread,cakes,etc are cooked and sold ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

206 Difference متفاوت،اختلاف،چیزی کهــ باعثــ تفاوت میشوو ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

207 beau اینجا بچه وجود داره هااا،bf.مخاطب خاص.boy friend,just friend ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

208 cardiologist lover کسی که وقتی دستت را میگیرد احساس ارامش داری کسی که او را دوست داری کسی که وقتی نزدیکت میشود دمای بدنت بالا میرود و قلبت شروع به تپیدن میکند.کسی که او ... ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

209 developing در حال تولید،تهیه،پیشرفت و ... ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

210 ballroom سالن رقص،سالنی پر از توپ،استخر توپ ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

211 bitter not sweet ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

212 Croup Hall تالار کراوات ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

213 Lady bird پینه دور،نوعی سوسک که بالهایی قرمز با نقطه سیاه دارد و کمی پرواز میکند،سوسکی قشنگ،کفش دوزگ ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

214 کیف اشیاییی که خانم ها لوازنی که نیاز دارند را داخل ان قرار داده و با خود حمل میکنند ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

215 Come up with ارائه دادن،رفتن با... ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

216 Speech a formal talk ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

217 Serious very bad , dangerous,making you worried and afraid ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

218 Degree a unit of measurement ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

219 The flu an illness like a bad cold ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

220 فرهان به معنی بزرگ و با شکوه. اسم با مصما و بزرگیه. سوسول نیس.اصیله. ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

221 قباد اسم ماهی،اسم شهاب حسینی در شهرزاد ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

222 کرکینی معنی کرکینی= پسر کی هستی. این طایفه بزرگ از زمان کهن جز ایل دریکوند بوده و هست ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

223 رامین صبور و عاشق ١٣٩٧/٠٦/٠١
|

224 Look out of توجه به آنچه که در اطراف شما اتفاق می افتد توجه کنید ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

225 Look out of Pay attention to what is happening around you ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

226 Allow Give permission ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

227 Elevator دستگاهی که به ماشین شباهت دارد و مردم را به طبقه ی مورد نظر میرساند ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

228 Elevator A machine that takes people up and down in a building ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

229 Peanut A nut that grows under the groud ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

230 Lick move your tongue across something in order to eat or clean it
١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

231 Nature all the things in the world that were not made or caused by people
١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

232 Escalator a moving staircase in a store ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

233 Look out of نگاه کن ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

234 Look out of تماشا کن،بنگر ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

235 Footprint a mark that is left by a foot or a shoe ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

236 Honk sound the horn of a car ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

237 Horn در بعضی جمله ها به معنی بوق،در برخی دیگر به معنی شاخ ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

238 Horn something in a car that gives a loud sound ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

239 A moving staircase in a store پله برقی ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

240 Give permission اجازه دادن،صادر کردن اجازه ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

241 شقایق واقعا شقایق به معنای گل همیشه عاشق و داغدار است.با تجربه شخصی به این نتیجه رسیدم ازونجایی که اسم شقایق جز زیباترین اسمهای دخترانه است ولی توصیه میکنم ... ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

242 persistence ایستادگی،مقاومت ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

243 retrolisthesis کنترل مجدد ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

244 پرشانا باهوش،فهمیده،آرام اما زرنگ،کوشا ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

245 nondominant hand دست حاضر ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

246 Peanut A nut (a dry fruit with a hard shell)that grows under the ground ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

247 مهربان باعاطفه،رئوف ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

248 Illused توهین شده،سوءاستفاده شده،بد رفتار شده‌،ناراحت کردن ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

249 cat شلاق زدن،گربه،حیوانی ملوس با پشم های نرم ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

250 scorn تحقیر،اهانت،بی احترامی،کسی را کوچک کردن ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

251 goat هتل،مهمان سرا،با عرض پوزش از مردهای سرزمینم(مرد هرزه) ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

252 pour scorn on پریشان شدن ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

253 بروسان صورت دیگرگون شده بر روشنان است که در برهان آمده به معنی مطلق امت از هر پیغمبری که باشد یا گروههای مردمان از هر جنس که باشند . ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

254 میدان فلکه،ساحت، عرصه، فضا، گستره، محوطه، جولانگاه، صحنه، معرکه، رزمگاه، مصافگاه، زمینه فعالیت و... ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

255 گیتار سازی است کوچک تر از گیتار و تا حدی گلابی شکل | دارای هشت سیم است که دو به دو به هم جفت شده اند ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

256 Series سریالی که ادامه دارد و قسمت های ان زیاد است ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

257 Horror خوف دار،هراس داشتن،ترسیدن،خفن، ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

258 Sure قبول تشکر از کسی.خواهش میکنم
حتما چرا که نه
نظر قطعی
مطمئینا
البته
حتما
چرا قبول نکنم؟
١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

259 مشاع محیطی که به دو الی ده نفر تعلق دارد و همزمان از ان محیط استفاده میشود،محیط مشترک ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

260 دربهان درب آهنی چون این نام گذاری برمیگرددبه گذشته که ورودی آن یک درب آهنی وجودداشته که علت نام گذاری آن بوده ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

261 mug فنجان بزرگ یعنی:بزرگتر از فنجان و کوچکتر از لیوان ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

262 Odventures ماجرا ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

263 chilly تند،سردو... ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

264 Cool چاییدن به دلیل سرما ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

265 avalanche نزول ناگهانی و عظیم هر چیزی😧😧 ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

266 کم استقامت زپرتی،کسی که استقامت ندارد ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

267 از دست دادن امید دلسردی،ناامیدی،از دست دادن شوق،دست از کار کشیدن به دلیل نا امید بود،کسی که فکر کند خدا وجود ندارد،😦😦😦 ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

268 ضد کساد رواج داشتن،تضاد کساد ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

269 کائنات جهان و هستی،کائنات،هر موجودی غیر از شیطان،
کائنات یعنی ایمان داشتن به شاهد وناظر بودن خد اوند درهمه حال وهمه جا.
١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

270 Cool دوست داشتنی،معرکه و محشر، ایول ، خیلی توپ بود، ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

271 Rehearse تکرار کردن،گفتن،بیان کردن،تکرار کردن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

272 Adventure سرگذشت،حادثه،ماجراجویی،ماجراجو،مخاطره امیز،دل به دریا زدن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

273 well done Well done:very good,excelent,well done ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

274 ثرنان اب یا نعمت های فراوان
چشمه های پر اب
١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

275 exhausted درمانده،خسته،تمام شده،تحلیل رفته،مصرف شده
زیست شناسی؛لوله خروجی گاز
١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

276 escape فرار کردن،طفره رفتن،run away,تا بینهایت ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

277 Glistening صاف،پر زرق و برق،دارای درخشش بالا ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

278 bounce off rebound off،منعکس کردن،بازتاب کردن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

279 professionals متخصص ها،افراد حرفه ای،افرادی که در یک کار تخصص دارند ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

280 بوک بوک
بوک (به مجاری: B�k) یک منطقهٔ مسکونی در مجارستان است که در Kőszeg District واقع شده است. بوک ۲۰٫۸۸ کیلومتر مربع مساحت و ۳٬۵۴۴ نفر جمعیت دارد.
١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

281 اهل دهکده دهاتی ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

282 Kind انواع،مهربانی،گونه،جور،دسته،کیفیت ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

283 hippo کرگدن،اسب آبی،هیپو ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

284 mouth breather کسی که واقعا خنگول(اسکل،خنگول)است ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

285 معادل فارسی پرتره کسی که یک چهره دارد،تک چهره ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

286 grith حق نداری خودتو وسط بیندازی!،شفقت، بست ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

287 صاحب ذوق اهل دل ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

288 مجموعه شعری فاضل نظری گریه های فرمان روا ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

289 averting گذراندن،دفع کردن،بیزار کردن،منحرف کردن،برگرداندن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

290 نهیف و لاغر استخوانی،کسی که چربی ندارد🙊 ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

291 Fun An experience or activity that is very enjoyable and exciting ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

292 Fun سرخوش ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

293 مقصد اسمی پسرانه که از زبان عربی ریشه میگیرد ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

294 lather تراش کار ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

295 ساواش شجاع ، نیرومند ، دلیر ،دلاور ، پهلوان ، قهرمان، قوی ، پیروز ، موفق ، جنگجو ، مرد جنگی ،جسور،اسمی مناسب برای پسر ها، ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

296 آسترکی استرکی ها از طوایف بزرگ لر است ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

297 Chess set خانم یا اقای مهر شما چه کار به خانم محمدیان دارید.شاید بعضی از عضو این سایت خوب،نیاز به معنی خارجی دارند،شاید تازه وارد اموزش زبان شده اند!شاید معنی ... ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

298 Chess set ابزار مورد نیاز برای بازی کردن با شطرنج ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

299 keep up پابه پای کسی یا چیزی رفتن، عقب نیافتادن،مسابقه دادن،بالا نگه داشتن،از افتادن چیزی جلوگیری کردن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

300 closed Close:یعنی بسته
اما
Closed:معنی بسته در زمان گذشته را میدهد اما دربرخی جمله
١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

301 bad egg شما وقتی تخم مرغی را میشکنید از سالم بودن او خبر ندارید فقط ظاهر ان تخم مرغ را دیده اید و فکر میکنید که تخم مرغ سالم است اما تخم مرغ خراب و گندیده اس ... ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

302 biting down ضعیف شدن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

303 high life زندگی تجملاتی،زندگی که ریخت و پاش زیادی دارد، زندگی پر دردسر،زندگی که بیشتر پولدار ها تشکیل میدهند ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

304 آروا اسمی مناسب برای دخترها به معنی سیراب این اسم،اسم یکی از فرشته های زرتشت بوده ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

305 a pair of hiking shoe یک جفت کفش مخصوص پیاده روی یا کوهنوردی که معمولا این کفش ها کفش ورزشی است ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

306 Exchange student دانش آموز یا دانشجو که به دلیل بورسیه به جایی دیگر سفر میکند ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

307 رمانی از آگاتا کریستی راز پرونده ای که به پایان رسیده است ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

308 top of the line گران،باکیفیت،قیمت بالا،مدل بالا،در بعضی جمله ها به در بالای خط ترجمه میشود ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

309 Earrings چیزی که به گوش می آویزند ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

310 Passengers The persons that they travel to other cities ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

311 unattractive ناخوشایند،زشت ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

312 wimpy در کلمه به معنی فوق العاده حالا بستگی به جایگاهش در جمله دارد این کلمه میتواند جمله را هم مثبت کند و هم منفی.... ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

313 flexitime وقت کاری ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

314 لباس کهنه رکو،مندرس،قدیمی،د مده ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

315 palsy walsy راحت.خودمانی.صمیمی.جون جونی.آسوده.بی خیال ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

316 Pop music موسیقی پاپlisten to pop music ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

317 Autograph امضای فردِ معروف برای طرفدارانش که باید قابلِ خواندن باشد و آسان و سریع نوشته شود ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

318 Autograph The signature of a famous person ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

319 Ms برای خانمی که اطلاع نداریم ازدواج کرده (مجرد است یا متاهل)بکار میرود.در کنار اسم خانم مورد نظر برای ادای احترام میز میاوریم. ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

320 Crashed ضربه خوردن،سقوط کردن،مثلا میگوییم که ماشین از دره سقوط کرد،یا به درخت خورد. ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

321 Accident حادثه ناگوار،رخداد،پیشامد ناگهانی،حادثه،اتفاقی ناگوار،اتفاق وحشتناک،اتفاق ناگهانی یا پیش بینی نشده،واقعه ناگوار... ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

322 گوگولی مگولی با مزه.شیرین.خون گرم ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

323 frustrating حوصله سر بر عصبی کننده کاری که باعث عصبی شدن افراد میشود ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

324 fitting room اتاقی که در آن لباس تعویض میگردد اتاق پرو ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

325 miss I miss youمعنی من دلتنگ تو شدم
اما missبرای دختری که ازدواج نکرده است به کار میرود دوشیزه بستگی دارد در کدام جمله به کار گرفته شده است در هر جمله ...
١٣٩٧/٠٥/١٨
|

326 neighborhood در همسایگی کسی قرار داشتن ١٣٩٧/٠٥/١٧
|

327 Make up درست یا جبران کردن ١٣٩٧/٠٥/١٧
|

328 well done کاملا پخته شده ١٣٩٧/٠٥/١٧
|

329 Make up گریم یا آرایش کردن ١٣٩٧/٠٥/١٧
|

330 Message پیامک.میسیج.اس ام اس.متنی که از کسی دریافت میکنید،میگوییم ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

331 Studio اتاق فیلم سازی ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

332 گوگولی مگولی خواستنی.کمیاب.زیبا روی.جذاب.خوشمل.سوگلی ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

333 ملوس دوست داشتنی لوس ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

334 Polluted آلوده ١٣٩٧/٠٥/١٣
|

335 give up دست ورداشتن از ١٣٩٧/٠٥/١٢
|

336 Price tag برچسبی که قیمت و بقیه اطلاعات مانندتاریخ تولید و انقضا و نام کامل کالا روی ان نوشته شده است ١٣٩٧/٠٥/١٢
|

337 Cash register A machine used in shops to keep the money in and record the amount of money from each sale ١٣٩٧/٠٥/١٢
|

338 Fitting room در صورتی که یک لباس مورد پسند قرار بگیرد اتاقی وجود دارد که لباس تعویض شود و در صورت پسند خریداری شود ١٣٩٧/٠٥/١٢
|

339 Cashier Someone whose job is to receive or pay out money in a shop ١٣٩٧/٠٥/١٢
|

340 Line خط ١٣٩٧/٠٥/١٢
|

341 Chop Cut into pieces ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

342 Chop Cut into pieces ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 bamboo
• This chair is made of bamboo.
• جنس این صندلــے از چوب بامبو است
١٣٩٧/٠٧/٢٥
|

2 leopard
• A leopard cannot change its spots.
• پلنگ وحشی هیچوقت نمیتواند لکه هایش را تعویض کند.
١٣٩٧/٠٧/١٩
|

3 feed
• We should manage to house and feed the poor.
• ما باید به فقرا خانه و غذا بدهیم
١٣٩٧/٠٦/١٣
|

4 feed
• Feed by measure and defy physician.
• به اندازه کافی غذا بخورید تا به دکتر نیازی نداشته باشید
١٣٩٧/٠٦/١٣
|

5 spend • چه مقدار پول خرج کردی ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

6 follow • یک سگ تا خانه همراه ما امد ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

7 pest
• That child is an absolute pest he keeps ringing the doorbell and then running away!
• این کودک یک افت است او زنگ در را میزند و فرار میکند
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

8 once
• He calls his mother once a month.
• او مادر خودیکبار در ماه میدید
١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

9 speech
• I'm nervous about having to make a speech at the wedding.
• من به خاطر سخنرانی عروسی عصبانی هستمـــ
١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

10 speech • من به اجبار در عروسی برادرم سخنرانی کردم ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

11 speech
• I'm nervous about having to make a speech at the wedding.
• من به خاطر سخنرانی عروسی عصبانی هستمـــ
١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

12 degree
• Marry a wife of thine own degree.
• ازدواج با مردی که هم درجه(سطح) او هستید
١٣٩٧/٠٦/٠١
|

13 allow
• The hospital does not allow smoking anywhere on the premises.
• بیماریستان کشیدن سیگار را در ساختمان ممنوع کرده است
١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

14 lick
• The dog licked up the water.
• سگ آب را لیسید
١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

15 lick
• She licked her ice cream cone.
• او بستنی خود را لیسید
١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

16 lick
• The dog licked the boy's face.
• سگ صورت پسر را لیسید
١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

17 honk • بوق زدن یا ایجاد سروصدای بلند در نزدیکی بیمارستان ممنوع است ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

18 horn • بعضی از گاو ها دارای شاخ هستند♥ ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

19 horror
• The sight of the corpse filled them with horror.
• ان جسد چشم ها را به خود گرفت
١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

20 movie star • یک ستاره سینمای مشهور بازیگری که مشهور است ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

21 cool
• You'll need to wear a light jacket on cool spring days.
• شما باید در روز های سرد ژاکت بپوشید
١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

22 adventure • آیا فیلمی دیده ای که موضوعش ماجراجویی باشد؟ ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

23 fun • در اینجا کارهای جالب زیادی وجود دارد که انجامش بدهی ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

24 pop music
• A radio belted out pop music.
• یک رادیو موسیقی پاپ را اجرا نکرد.
١٣٩٧/٠٥/١٨
|