انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

ابراهیم جباری منجیلی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 دور دست ها، اقصی نقاط ١٣٩٧/٠٣/١٩
|

2 استقساء در معنی سقا را خواستن و طلب کردن است و در مفهوم نوعی مرض است که در آن شکم باد کرده و بزرگ میشود و شخص بیمار از نوشیدن آب سیراب نمیرود و از تش ... ١٣٩٧/٠٢/٢٥
|

3 فعل ماضی نوشتن با نشانه تاء کشیده ساکن ١٣٩٧/٠١/١٧
|

4 به اشخاص خوش لباسی که دارای رفتاری متشخصانه و البته با چهره ای متبسم بودند اطلاق میشد ١٣٩٦/١٢/١٩
|

5 1)در معنی مصدری:کثرت.فراوانی
2 )تبحر
١٣٩٦/١٢/١٨
|

6 محتاج. برهنه. ١٣٩٦/١١/١٦
|

7 نوعی انگور که مزه آن ترش است ١٣٩٦/١١/١٥
|

8 پیروز. مظفر. غالب. ١٣٩٦/١١/١٥
|

9 در گذشته به دو کار زشت زن بارگی و غلام بارگی انجام دادن را میگفتند. ١٣٩٦/١١/١٥
|

10 ناسزا گفتن.زشت کردار و گفتار گردیدن.بذائت زبان:بد زبانی ١٣٩٦/١١/١٣
|

11 جدید واژه ای فارسی است و تنوین که مختص زبان عربی است بکار بردنش در چنین حالت هایی غلط است. بجای نوشتن واژه تصادفا باید بنویسیم از روی تصادف.بجای اشتب ... ١٣٩٦/١١/١١
|

12 خیک و مشک آب یا شیر و یا هر مایع و نوشیدنی را وطن می نامند و جمع آن وطاب است ١٣٩٦/١١/١٠
|

13 یراعت به معنی نی ١٣٩٦/١١/١٠
|

14 (عربی اسم مرکب) بنگ که از نام هندی آن یعنی نهنگ گرفته شده.انرا از برگ و روغن دانه شاهدانه تهیه میکنند. ١٣٩٦/١١/١٠
|

15 با سلاح سرد به جان هم افتادن. مرافعه دو نفر با هم بوسیله عصا ، چوب دستی یا شمشیر ١٣٩٦/١١/٠٨
|

16
حلقه زدن به چیزی،شیء حلقه زده شده.
شاهد:آقا عبدالحسین از گروس تا نجف آباد با قبای منمنم و عمامه ململم ...میرود
١٣٩٦/١١/٠٧
|

17 از ماده فصل به معنی حساب را صفر کردن ، حساب را تصفیه نمودن ١٣٩٦/١١/٠٧
|

18 مرگ ناگهانی. ١٣٩٦/١١/٠٦
|

19 شدت و قوت هرچیز در آغاز و ابتدا.حمیای باده:سورت راب و قوت و پیچیدن نشئه آن در سر.شاهد:نه محیا ی ساده را آن نور است و نه حمیای باده را این زور. (منشآت ... ١٣٩٦/١١/٠٦
|

20 محل فرود آمدن بارها. بار انداز. کاروانسرا.بنکداری ها. انبارها ١٣٩٦/١١/٠٦
|

21 آنچه زیر جامه است. مراد آلت رجولیت است.مافی الضمیر:آنچه در دل است. ١٣٩٦/١١/٠٦
|

22 نکوهیده شده.مذمت شده ١٣٩٦/١١/٠٣
|

23 شتران ماده.جمع قلوص به معنی شتر ماده بلند دراز دست. ١٣٩٦/١١/٠٣
|

24 سخن منظوم.سخن دارای وزن و قافیه. ١٣٩٦/١١/٠٣
|

25 مرواریدهای درشت برگرفته از دریا ی عمان ١٣٩٦/١١/٠٢
|

26 گلیم ١٣٩٦/١١/٠٢
|

27 کسی که موقع خندیدن دندانهایش نمایان شود. مجازا خنده رو.شاداب و شادان ١٣٩٦/١١/٠٢
|

28 غیم به معنی ابر و ممطره به معنی بارنده پس غیم ممطره به معنی ابر بارنده است. ١٣٩٦/١١/٠٢
|

29 شتر بچه ماده ١٣٩٦/١١/٠١
|

30 قراغات باید همان نام ترکی میوه درختی شبیه زرشک و به اندازه فلفل که قراقاط و گاهی قراقاط نامیده میشود. ١٣٩٦/١١/٠١
|

31 خونریز. ١٣٩٦/١٠/٣٠
|

32 شیشه هایی که دالیان نفت پر میگردند و در جنگ به قلعه ها پرتاب میگردند. ١٣٩٦/١٠/٢٩
|

33 جمع شق،بخش ها،جزئیات. ١٣٩٦/١٠/٢٨
|

34 نوعی کجاوه، نوعی از هودج معمول اهالی حجاز(عربستان فعلی). ١٣٩٦/١٠/٢٨
|

35 سر مشک شیر را بستن. کنایه از فیصله دادن به مشکل است. ١٣٩٦/١٠/٢٨
|

36 دندان مزوشبچره مترادف هم هستند و به میوه و آجیل و گردو و خصوصا نخود کشمش و گاه خرما که شب ها بعد از غذا به مهمان ها داده میشد و یا اهل خانه خود صرف م ... ١٣٩٦/١٠/٢٨
|

37 نور ماه یک دو شبه. نور اندک ماه ١٣٩٦/١٠/٢٧
|

38 جلوگیری از ورود به منزل.بستن در. کنایه از فیصله دادن به مسئله ١٣٩٦/١٠/٢٦
|

39 شراب تقطیر شده. ١٣٩٦/١٠/٢٥
|

40 گلو بریده. ذبیح الله:گلوی قربانی را برای خدا بریدن. بریدن سر قربانی برای خدا و تقسیم گوشت آن. ١٣٩٦/١٠/٢٤
|

41 میوه و نخود و کشمش و خرما که بعد از غذا خصوصا در زمستان شب ها در پای کرسی ها در حال گوش دادن به قصه ها و داستان هایی که بزرگان نقل میگردند خورده می ... ١٣٩٦/١٠/٢٤
|

42 خواهش. اراده . در متون قدیمی معمولا به معنی ادعا ی حکو مت و سلطنت داشتن است. ١٣٩٦/١٠/٢٢
|

43 مراد از <<باد به چنبر بستن >>کار بی فایده و بیهوده انجام دادن است ١٣٩٦/١٠/٢٠
|

44 نوعی کشتی چوبی بادبانی که در زمان هخامنشیان برای نیروی دریایی ساخته میشود که بعدها برای تجارت توسط ایرانیان نیز بکار گرفته شد. تا در قرن اخیر که در ج ... ١٣٩٦/١٠/٢٠
|

45 ملخ پراکنده. ١٣٩٦/١٠/٢٠
|

46 مونث جانم به معنی اقدام کننده ١٣٩٦/١٠/٢٠
|

47 روییدن موی بر پشت لب جوانان است. ماد بالغ شدن پسران میباشد. ١٣٩٦/١٠/١٩
|

48 مراد امام حسین (ع)میباشد: خاصه که شخص شفیع در آن حضرت رفیع باشد که خاصه موجودات و خلاصه کائنات است. (منشآت فرهاد میرزا ص 146 ). ١٣٩٦/١٠/١٩
|

49 باطل کردن شهادت شهود ١٣٩٦/١٠/١٨
|

50 بسیار فریاد زن.شخصی که حرف زدنش با داد و فریاد است. ١٣٩٦/١٠/١٨
|

51 سخن چینی نزدیکان.نمامی فامیل ١٣٩٦/١٠/١٧
|

52 شکوه های نهان در سینه وقتی که بیرون بدانند. آشکار کردن شکایت های نهان در سینه. ١٣٩٦/١٠/١٥
|

53 بلند مرتبه شدن . بلند مرتبه گردیدن. بلند مرتبه گردیدن. ١٣٩٦/١٠/١٥
|

54 نوشته ، دستخط و یا فرمان مکتوبی که متن آن قابل اطاعت باشد. ١٣٩٦/١٠/١٤
|

55 گشودن. دست یافتن. ١٣٩٦/١٠/٠٩
|

56 پشک انداختن. آتش افروزی. ١٣٩٦/١٠/٠٨
|

57 بر آسودن. استراحت کوتاه کردن. ١٣٩٦/١٠/٠٧
|

58 آنکه که موی بر سر و صورت و دست و پا ندارد، بی موی .در ترکیب با مکان به معنی زمین بی نبات و علف میباشد. ١٣٩٦/١٠/٠٦
|

59 دوستان مذکر. شاهد از منشآت فرهاد میرزا معتمد الدوله. دوستان گاهی با ابکار جرد و دمی با اخیار مرد فارغ البال و رافع الحال نشسته و در بروی اغیار بسته. ... ١٣٩٦/١٠/٠٦
|