انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری، مترجم یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

ابراهیم جباری منجیلی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 شد وطاب سر مشک شیر را بستن. کنایه از فیصله دادن به مشکل است. ١٣٩٦/١٠/٢٨

2 شبچره دندان مزوشبچره مترادف هم هستند و به میوه و آجیل و گردو و خصوصا نخود کشمش و گاه خرما که شب ها بعد از غذا به مهمان ها داده میشد و یا اهل خانه خود صرف م ... ١٣٩٦/١٠/٢٨

3 رف هلال نور ماه یک دو شبه. نور اندک ماه ١٣٩٦/١٠/٢٧

4 سد باب جلوگیری از ورود به منزل.بستن در. کنایه از فیصله دادن به مسئله ١٣٩٦/١٠/٢٦

5 راح مقطر شراب تقطیر شده. ١٣٩٦/١٠/٢٥

6 ذبیح گلو بریده. ذبیح الله:گلوی قربانی را برای خدا بریدن. بریدن سر قربانی برای خدا و تقسیم گوشت آن. ١٣٩٦/١٠/٢٤

7 دندان مز میوه و نخود و کشمش و خرما که بعد از غذا خصوصا در زمستان شب ها در پای کرسی ها در حال گوش دادن به قصه ها و داستان هایی که بزرگان نقل میگردند خورده می ... ١٣٩٦/١٠/٢٤

8 داعیه خواهش. اراده . در متون قدیمی معمولا به معنی ادعا ی حکو مت و سلطنت داشتن است. ١٣٩٦/١٠/٢٢

9 باد به چنبر بستن مراد از <<باد به چنبر بستن >>کار بی فایده و بیهوده انجام دادن است ١٣٩٦/١٠/٢٠

10 جهاز نوعی کشتی چوبی بادبانی که در زمان هخامنشیان برای نیروی دریایی ساخته میشود که بعدها برای تجارت توسط ایرانیان نیز بکار گرفته شد. تا در قرن اخیر که در ج ... ١٣٩٦/١٠/٢٠

11 جراد منتشر ملخ پراکنده. ١٣٩٦/١٠/٢٠

12 جازمه مونث جانم به معنی اقدام کننده ١٣٩٦/١٠/٢٠

13 خط رجال روییدن موی بر پشت لب جوانان است. ماد بالغ شدن پسران میباشد. ١٣٩٦/١٠/١٩

14 خاصه موجودات مراد امام حسین (ع)میباشد: خاصه که شخص شفیع در آن حضرت رفیع باشد که خاصه موجودات و خلاصه کائنات است. (منشآت فرهاد میرزا ص 146 ). ١٣٩٦/١٠/١٩

15 جرح شهود باطل کردن شهادت شهود ١٣٩٦/١٠/١٨

16 جآف بسیار فریاد زن.شخصی که حرف زدنش با داد و فریاد است. ١٣٩٦/١٠/١٨

17 تضریب اقارب سخن چینی نزدیکان.نمامی فامیل ١٣٩٦/١٠/١٧

18 نفقه المصدور شکوه های نهان در سینه وقتی که بیرون بدانند. آشکار کردن شکایت های نهان در سینه. ١٣٩٦/١٠/١٥

19 اعتلای معارج بلند مرتبه شدن . بلند مرتبه گردیدن. بلند مرتبه گردیدن. ١٣٩٦/١٠/١٥

20 ارقام مطاع نوشته ، دستخط و یا فرمان مکتوبی که متن آن قابل اطاعت باشد. ١٣٩٦/١٠/١٤

21 افتراع گشودن. دست یافتن. ١٣٩٦/١٠/٠٩

22 اقتراع پشک انداختن. آتش افروزی. ١٣٩٦/١٠/٠٨

23 استجمام بر آسودن. استراحت کوتاه کردن. ١٣٩٦/١٠/٠٧

24 اجرد آنکه که موی بر سر و صورت و دست و پا ندارد، بی موی .در ترکیب با مکان به معنی زمین بی نبات و علف میباشد. ١٣٩٦/١٠/٠٦

25 اخیار مرد دوستان مذکر. شاهد از منشآت فرهاد میرزا معتمد الدوله. دوستان گاهی با ابکار جرد و دمی با اخیار مرد فارغ البال و رافع الحال نشسته و در بروی اغیار بسته. ... ١٣٩٦/١٠/٠٦