انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

فرتاش راوش

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 [عامیانه] مواد(مخدر) ١٣٩٨/٠٧/٢٥
|

2 [عامیانه] سیگاری (= سیگار حشیش) ١٣٩٨/٠٧/١٥
|

3 آرزوی محال٫ آرزوی واهی٫ هدف بی اساس ١٣٩٨/٠٧/٠٢
|

4 ماه کامل ١٣٩٨/٠٧/٠٢
|

5 [انگلیس] ترمینال مسافربری٫ پایانه ١٣٩٨/٠٧/٠٢
|

6 [ آمریکا] پلیس ایالتی ١٣٩٨/٠٦/٢٩
|

7 وکیل گرفتن ١٣٩٨/٠٦/٢٩
|

8 زد و بند ؛ کثافت کاری ١٣٩٨/٠٦/٢٩
|

9 ۱- [در وسط و یا آخر جمله] مثل چی، مثل ریگ،...= خیلی زیاد
He worked like hell
مثل سگ کار کرد
۲- [ در اول جمله] عمرا، صد سال سیاه،..‌‌.
١٣٩٨/٠٦/٢٧
|

10 استادیوم، ورزشگاه
[انگلیس] ورزشگاه فوتبال، ورزشگاه راگبی
[آمریکا] ورزشگاه بیس بال
١٣٩٨/٠٦/٢٦
|

11 [عامیانه] پلیس، پاسبان ١٣٩٨/٠٦/٢٦
|

12 حروم کردن ١٣٩٨/٠٦/٢٢
|

13 ۱-[پنیر،کره] قالب، ۲-[طلا] شمش،۳- [گوشی موبایل] پاره آجر,گوشت کوب= قدیمی( که سنگین و بزرگ است)، خراب ١٣٩٨/٠٦/٢٢
|

14 تاکسی خطی ١٣٩٨/٠٦/٢٢
|

15 Turn a whiter shade of pale
[از ترس ] رنگ باختن
١٣٩٨/٠٦/٢٢
|

16 [در بازی ورق] خال آزاد= خال یا ورقی که دارنده آن ارزشش را تعیین میکند
مثال: deuces are wild
دولو ها خال آزادن
١٣٩٨/٠٦/٢٢
|

17 to give someone shit
مزخرف/ کس شعر تحویل کسی دادن
١٣٩٨/٠٦/٢٢
|

18 ۱-فضای خالی، فضای تهی
۲- خلا
١٣٩٨/٠٦/٢٢
|

19 غیر عادی، نامتعارف
١٣٩٨/٠٦/٢٢
|

20 حساب دفتری ١٣٩٨/٠٦/٢٢
|

21 بازاریابی تلفنی، ویزیتوری تلفنی ١٣٩٨/٠٦/٢٢
|