انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

آرمان حیدری اُرجلو

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 How do you keep in shape, Jon?
تناسب اندام داشتن

keep in shape = stay in shape
١٣٩٨/٠٧/١٨
|

2 People are leaving messages on jack's voicemail
گذاشتن
١٣٩٨/٠٧/١٤
|

3 I was up until 1:15
بیدار بودن
١٣٩٨/٠٧/١٣
|

4 برعکس کردن
He turned the bucket over so it would dry
١٣٩٨/٠٧/١٣
|

5 خطا کردن - اشتباه کردن
What if a nurse trips and stabs you with a dirty needle
١٣٩٨/٠٥/٠٩
|

6 He was mean to her
از نظر، نزد
١٣٩٨/٠٤/١٧
|

7 The lights went off
خاموش شدن
١٣٩٨/٠٤/١٣
|

8 He went off the road
منحرف شدن
١٣٩٨/٠٣/١٩
|

9 She likes to wear it really short
در اینجا wear به معنی آرایش کردن است... برای هر چیزی که به معنی تزئین انسان باشد می‌توان از waer استفاده کرد
١٣٩٨/٠٣/١٥
|

10 چراغ ١٣٩٨/٠٣/١٢
|

11 سِفت ١٣٩٨/٠٣/١٢
|