برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Hossein

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 چتر بازی ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

2 در عمل ١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

3 به ارزش ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

4 صفته به معنای هاج و واج ، متحیر :
He looked puzzled so I repeated the question
١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

5 غیر تخیلی ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

6 مشهور جهانی ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

7 تاریخ انقضا ١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

8 یعنی سبد خرید (در خرید های آنلاین البته)

١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

9 درآوردن( کفش ، پیراهن و ... )
I took off my shoes and went inside
١٣٩٨/٠٨/٢١
|

10 صفته و معنیش میشه:
نارسا خوان( کسی که اختلال داره در خوندن ).
١٣٩٨/٠٨/٢١
|

11 دوست شدن:
He has made friends with the kids on the street.
او دوست شده با بچه های توی خیابون
دوست پیدا کردن:
Jack makes friends easily.< ...
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

12 پانتومیم کردن ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

13 make an arrangement:
تدارک چیدن
١٣٩٨/٠٨/١٩
|

14 make an arrangement:
تدارک چیدن
١٣٩٨/٠٨/١٩
|

15 چیدن:
We can set a day and a time to meet
میتونیم یه روز و یه زمانی رو برای دیدن بچینیم.
١٣٩٨/٠٨/١٨
|

16 مزه نریز ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

17 مشغله کاری( حالا میخواد کار باشه یا درس خوندن یا هر چیزی) ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

18 با تاخیر:
Your flight is delayed today
پروازتون با تاخیره امروز.
١٣٩٨/٠٨/١٧
|

19 رابطه عاشقانه داشتن:
Tom has gone out with Rose since 2010
تام از سال 2010 رابطه عاشقانه داشته با رز .
١٣٩٨/٠٨/١٧
|

20 معرکه ١٣٩٨/٠٨/١٧
|

21 یالا:
!Go on, jump
یالا، بپر!
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

22 پلاک ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

23 آن طرف خیابان دویدن، این طرف خیابان دویدن
I was driving when suddenly someone ran across the street
داشتم رانندگی میکردم که ناگهان یکی دوید اون ...
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

24 آرزو کردن ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

25 گران (خیلی گران) تمام شدن.
١٣٩٨/٠٨/١٤
|

26 کله شق:
He was a rebel in his teens
او یه کله شق بود توی نوجوانیش.
١٣٩٨/٠٨/١٤
|

27 مالک اموال زیادی بودن ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

28 خرج برداشتن ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

29 خیلی گران بودن:
put the vase down. That's cost a fortune
گلدون رو بذار زمین. اون خیلی گرونه.
١٣٩٨/٠٨/١٤
|

30 چرخیدن:
We walked around the town
شهر رو چرخیدیم.
١٣٩٨/٠٨/١٤
|

31 ب داد رس ١٣٩٨/٠٨/١٣
|

32 طبق معمول ١٣٩٨/٠٨/١٣
|

33 سازگاری داشتن:
I get along well with people
سازگاری خوبی دارم با مردم.
١٣٩٨/٠٨/١٢
|

34 سس غذا و یا هر چیز دیگه به غیر از سالاد رو میگن sauce که انواع مختلفی داره مثل chocolate sauce
سس سالاد رو یا میگن dressing یا salad dressing که ...
١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

35 سس سالاد رو یا میگن dressing یا salad dressing که انواع مختلفی داره مثل orange dressing
سس غذا و یا هر چیز دیگه به غیر از سالاد رو میگن sauce که ...
١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

36 مربوط به ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

37 باز و بسته شدن:
.The doors are opening and closing
درها دارن باز و بسته میشن.
١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

38 روشن و خاموش شدن:
.The lights always go on and off
چراغ ها همیشه روشن و خاموش میشن.
.The lights are going on and off
چراغ ها دارن روشن و ...
١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

39 میدونید:
.You see, I don't have a car because I'm short of money
میدونی، من ماشین ندارم چونکه بی پولم.
You see, it's an old bus and there ...
١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

40 هم قافیه شدن، هم قافیه بودن، قافیه ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

41 تابلوئه( حتما میبینیش ). ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

42 دوربین فیلم برداری ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

43 ورودی ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

44 به طور ماهرانه:
Inside the concert hall, a top orchestra is playing brilliantly.
توی سالن کنسرت، یک دسته نوازندگان درجه یک دارند به طور ماهران ...
١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

45 say goodbye
خداحافظی کردن
١٣٩٨/٠٨/٠٤
|

46 world-famous
مشهور جهانی
١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

47 دشت و صحرا:
land outside towns and cities, with fields, woods, etc.
١٣٩٨/٠٧/٢٨
|

48 از اونجا ١٣٩٨/٠٧/٢٨
|

49 باعث افتخار:
It's my pleasure.
باعث افتخارمه.
١٣٩٨/٠٧/٢٦
|

50 با مُد ١٣٩٨/٠٧/٢٥
|

51 دائما کار کردن
There is a lot of snow, but the buses and trains are running perfectly.
یه عالمه برف هست، ولی تمام اتوبوس ها و قطار ها دارن بدون ...
١٣٩٨/٠٧/٢٥
|

52 بدون هیچ ایرادی ١٣٩٨/٠٧/٢٥
|

53 فهمیده ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

54 حوادث رانندگی ، تصادفات رانندگی ١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

55 اصیل:
It's a real authentic house
این یه خونه ی اصیل واقعیه.
١٣٩٨/٠٧/٢١
|

56 قرار گذاشتن ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

57 تا اینجاییم.
.we can see inside the Milad Tower as we are here
میتونیم داخل برج میلاد رو ببینیم تا اینجاییم.
١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

58 تا اینجاییم.
.we can see inside the Milad Tower as we are here
میتونیم داخل برج میلاد رو ببینیم تا اینجاییم.
١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

59 برنده ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

60 خط کشیدن،ضربدر کشیدن ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

61 سیستم گرمایشی:
?Is there heat in the house
سیستم گرمایشی ، هست(وجود داره) توی خونه؟
١٣٩٨/٠٧/١٩
|

62 سیستم تهویه مطبوع ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

63 .Dad, turn on the air conditioning
بابا، کولر رو روشن کن. (کولر خودرو)
١٣٩٨/٠٧/١٩
|

64 به کولر ماشین نیز میگن air conditioning ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

65 قطار تو شهری ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

66 get lost: گم شدن
.I always get lost in London
همیشه توی لندن گم میشم.
١٣٩٨/٠٧/١٨
|

67 سر درآوردن از :
The car finally ended up in a garage.
در نهایت ماشین سر از توی یک تعمیرگاه در اورد.
١٣٩٨/٠٧/١٧
|

68 جا ماندن:
.I always miss the bus
من همیشه از اتوبوس جا میمونم.

دلتنگ شدن:
.I sometimes miss my friend
گاهی اوقات دلم برا دوستم تنگ ...
١٣٩٨/٠٧/١٧
|

69 جمعش میشه leaves ١٣٩٨/٠٧/١٧
|

70 عدم وابستگی، استقلال ١٣٩٨/٠٧/١٥
|

71 leaf یعنی برگ ولی اگه بخوایم بگیم برگ ها میگیم: leaves ١٣٩٨/٠٧/١٥
|

72 یه نکته اینکه: برای بیان احساس از جمله مثال های زیر و امثالشون، از افعال to be استفاده میشه و نباید از have یا has استفاده کرد. مثال:
.People ar ...
١٣٩٨/٠٧/١٥
|

73 احساس بدی داشتن
١٣٩٨/٠٧/١٥
|

74 جو:
.I love the atmosphere at work
جو محل کارم رو دوست دارم.
١٣٩٨/٠٧/٠٩
|

75 جابجا شدن، رفت و آمد کردن:
.Today, it's so easy to get around
امروزه جابجا شدن ( رفت و آمد کردن ) خیلی راحته. ( رفتن از جایی به جای دیگر با وسا ...
١٣٩٨/٠٧/٠٩
|

76 رسم و رسوم:
.I'm going to learn about Chinese culture and customs
میخوام در باره فرهنگ و رسم و رسوم های چینی یاد بگیرم.
١٣٩٨/٠٧/٠٢
|

77 گذاشتن:
.Leave the car in the parking lot
ماشین رو توی پارکینگ بذار.
جا گذاشتن:
.I always leave my bag on the bus
همیشه کیفمو توی اتوب ...
١٣٩٨/٠٧/٠٢
|

78 فصل پر توریست: high season
فصل کم توریست: low season
فصل توریستی: tourism season
.in Shiraz, our high season is in the spring
١٣٩٨/٠٦/٣٠
|