انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

Hossein

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 دوست شدن:
He has made friends with the kids on the street.
او دوست شده با بچه های توی خیابون
دوست پیدا کردن:
Jack makes friends easily.< ...
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

2 پانتومیم کردن ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

3 make an arrangement:
تدارک چیدن
١٣٩٨/٠٨/١٩
|

4 make an arrangement:
تدارک چیدن
١٣٩٨/٠٨/١٩
|

5 چیدن:
We can set a day and a time to meet
میتونیم یه روز و یه زمانی رو برای دیدن بچینیم.
١٣٩٨/٠٨/١٨
|

6 مزه نریز ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

7 مشغله کاری( حالا میخواد کار باشه یا درس خوندن یا هر چیزی) ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

8 با تاخیر:
Your flight is delayed today
پروازتون با تاخیره امروز.
١٣٩٨/٠٨/١٧
|

9 رابطه عاشقانه داشتن:
Tom has gone out with Rose since 2010
تام از سال 2010 رابطه عاشقانه داشته با رز .
١٣٩٨/٠٨/١٧
|

10 معرکه ١٣٩٨/٠٨/١٧
|

11 یالا:
!Go on, jump
یالا، بپر!
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

12 پلاک ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

13 آن طرف خیابان دویدن، این طرف خیابان دویدن
I was driving when suddenly someone ran across the street
داشتم رانندگی میکردم که ناگهان یکی دوید اون ...
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

14 آرزو کردن ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

15 گران (خیلی گران) تمام شدن.
١٣٩٨/٠٨/١٤
|

16 کله شق:
He was a rebel in his teens
او یه کله شق بود توی نوجوانیش.
١٣٩٨/٠٨/١٤
|

17 مالک اموال زیادی بودن ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

18 خرج برداشتن ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

19 خیلی گران بودن:
put the vase down. That's cost a fortune
گلدون رو بذار زمین. اون خیلی گرونه.
١٣٩٨/٠٨/١٤
|

20 چرخیدن:
We walked around the town
شهر رو چرخیدیم.
١٣٩٨/٠٨/١٤
|

21 ب داد رس ١٣٩٨/٠٨/١٣
|

22 طبق معمول ١٣٩٨/٠٨/١٣
|

23 سازگاری داشتن:
I get along well with people
سازگاری خوبی دارم با مردم.
١٣٩٨/٠٨/١٢
|

24 سس غذا و یا هر چیز دیگه به غیر از سالاد رو میگن sauce که انواع مختلفی داره مثل chocolate sauce
سس سالاد رو یا میگن dressing یا salad dressing که ...
١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

25 سس سالاد رو یا میگن dressing یا salad dressing که انواع مختلفی داره مثل orange dressing
سس غذا و یا هر چیز دیگه به غیر از سالاد رو میگن sauce که ...
١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

26 مربوط به ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

27 باز و بسته شدن:
.The doors are opening and closing
درها دارن باز و بسته میشن.
١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

28 روشن و خاموش شدن:
.The lights always go on and off
چراغ ها همیشه روشن و خاموش میشن.
.The lights are going on and off
چراغ ها دارن روشن و ...
١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

29 میدونید:
.You see, I don't have a car because I'm short of money
میدونی، من ماشین ندارم چونکه بی پولم.
You see, it's an old bus and there ...
١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

30 هم قافیه شدن، هم قافیه بودن، قافیه ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

31 تابلوئه( حتما میبینیش ). ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

32 دوربین فیلم برداری ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

33 ورودی ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

34 به طور ماهرانه:
Inside the concert hall, a top orchestra is playing brilliantly.
توی سالن کنسرت، یک دسته نوازندگان درجه یک دارند به طور ماهران ...
١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

35 say goodbye
خداحافظی کردن
١٣٩٨/٠٨/٠٤
|

36 world-famous
مشهور جهانی
١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

37 دشت و صحرا:
land outside towns and cities, with fields, woods, etc.
١٣٩٨/٠٧/٢٨
|

38 از اونجا ١٣٩٨/٠٧/٢٨
|

39 باعث افتخار:
It's my pleasure.
باعث افتخارمه.
١٣٩٨/٠٧/٢٦
|

40 با مُد ١٣٩٨/٠٧/٢٥
|

41 دائما کار کردن
There is a lot of snow, but the buses and trains are running perfectly.
یه عالمه برف هست، ولی تمام اتوبوس ها و قطار ها دارن بدون ...
١٣٩٨/٠٧/٢٥
|

42 بدون هیچ ایرادی ١٣٩٨/٠٧/٢٥
|

43 فهمیده ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

44 حوادث رانندگی ، تصادفات رانندگی ١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

45 اصیل:
It's a real authentic house
این یه خونه ی اصیل واقعیه.
١٣٩٨/٠٧/٢١
|

46 قرار گذاشتن ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

47 تا اینجاییم.
.we can see inside the Milad Tower as we are here
میتونیم داخل برج میلاد رو ببینیم تا اینجاییم.
١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

48 تا اینجاییم.
.we can see inside the Milad Tower as we are here
میتونیم داخل برج میلاد رو ببینیم تا اینجاییم.
١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

49 برنده ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

50 خط کشیدن،ضربدر کشیدن ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

51 سیستم گرمایشی:
?Is there heat in the house
سیستم گرمایشی ، هست(وجود داره) توی خونه؟
١٣٩٨/٠٧/١٩
|

52 سیستم تهویه مطبوع ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

53 .Dad, turn on the air conditioning
بابا، کولر رو روشن کن. (کولر خودرو)
١٣٩٨/٠٧/١٩
|

54 به کولر ماشین نیز میگن air conditioning ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

55 قطار تو شهری ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

56 get lost: گم شدن
.I always get lost in London
همیشه توی لندن گم میشم.
١٣٩٨/٠٧/١٨
|

57 سر درآوردن از :
The car finally ended up in a garage.
در نهایت ماشین سر از توی یک تعمیرگاه در اورد.
١٣٩٨/٠٧/١٧
|

58 جا ماندن:
.I always miss the bus
من همیشه از اتوبوس جا میمونم.

دلتنگ شدن:
.I sometimes miss my friend
گاهی اوقات دلم برا دوستم تنگ ...
١٣٩٨/٠٧/١٧
|

59 جمعش میشه leaves ١٣٩٨/٠٧/١٧
|

60 عدم وابستگی، استقلال ١٣٩٨/٠٧/١٥
|

61 leaf یعنی برگ ولی اگه بخوایم بگیم برگ ها میگیم: leaves ١٣٩٨/٠٧/١٥
|

62 یه نکته اینکه: برای بیان احساس از جمله مثال های زیر و امثالشون، از افعال to be استفاده میشه و نباید از have یا has استفاده کرد. مثال:
.People ar ...
١٣٩٨/٠٧/١٥
|

63 احساس بدی داشتن
١٣٩٨/٠٧/١٥
|

64 جو:
.I love the atmosphere at work
جو محل کارم رو دوست دارم.
١٣٩٨/٠٧/٠٩
|

65 جابجا شدن، رفت و آمد کردن:
.Today, it's so easy to get around
امروزه جابجا شدن ( رفت و آمد کردن ) خیلی راحته. ( رفتن از جایی به جای دیگر با وسا ...
١٣٩٨/٠٧/٠٩
|

66 رسم و رسوم:
.I'm going to learn about Chinese culture and customs
میخوام در باره فرهنگ و رسم و رسوم های چینی یاد بگیرم.
١٣٩٨/٠٧/٠٢
|

67 گذاشتن:
.Leave the car in the parking lot
ماشین رو توی پارکینگ بذار.
جا گذاشتن:
.I always leave my bag on the bus
همیشه کیفمو توی اتوب ...
١٣٩٨/٠٧/٠٢
|

68 فصل پر توریست: high season
فصل کم توریست: low season
فصل توریستی: tourism season
.in Shiraz, our high season is in the spring
١٣٩٨/٠٦/٣٠
|