برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Il Duce

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 زنبور جلاد
نوعی زنبور بی‌عسل از زیرخانواده‌ی زنبورهای دشتی که بومی مناطق نوگرمسیر می‌باشد و دردناک‌ترین نیش را میان پرده‌بالان دارا هستند.
١٣٩٩/٠٣/١٢
|

2 هر گونه زنبور بی‌عسل که نقش سیاه‌و‌سفید دارد. ١٣٩٩/٠٣/١٢
|

3 پیف‌پاف (اصطلاح) ١٣٩٩/٠٣/١١
|

4 نره خر ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

5 در لغت: دلار توانای‌مطلق.
مفهوم: پول حلال تمام مشکلات است.
معمولن برای به‌سخره گرفتن سرمایه‌داری ویا خود وابستگی انسان‌ها به مادیات استفاده می‌ ...
١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

6 دزیمتر ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

7 عمل کم‌اهمیت یا بی‌ارزش خواندن چیزی ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

8 سینه‌پهلوی مرتبط با استنشاق ذرات فراریز آتشفشانی اعم از سیلیکات فرابکر یا گرد کوارتز که در معدن‌چیان دیده می شود. ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

9 نخراشیده، نپخته، زننده، رفتار گستاخانه آمیخته با القای حس انزجار ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

10 بهره‌جویی جنسی بدون کسب اجازه ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

11 رفتار نامعمول و شوکه‌کننده شامل رفتار‌های پرخطر و پرریسک بدون احساس گناه ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

12 مرافعه، دعوا، درگیری فیزیکی
(در گویش استرالیایی استفاده می‌شود)
١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

13 اشاره به نبردی خشونت‌بار که تنها یک برنده دارد ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

14 فرآیند تشکیل غشاء ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

15 بخت و اقبال (لاتین) ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

16 تقویم هجری‌قمری (کامپیوتر) ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

17 آشغال جمع‌کن ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

18 حجاب‌پوشان ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

19 پیشوندی در پزشکی به‌معنای "فراتر از حد معمول" ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

20 پیشوندی در پزشکی به‌معنای "کمتر از حد معمول" ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

21 (.That Feeling when (abbr
معمولن در متون اینترنتی پیش از شرح واقعه‌ای که شخص را رنجانیده است استفاده می‌شود.
معادل آن در فضای‌مجازی فارسی زبان ...
١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

22 اضطرابی که بر اثر هراس از حظور در موقعیت‌های اجتماعی یا هنگام حظور در خود موقعیت، بیمار را آزار می دهد. ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

23 سکوت عذاب‌دهنده؛ موقعیتی که دو یا چند شخص سکوتی طولانی مدت و عذاب‌دهنده را تجربه می‌کنند. ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

24 هراس نسل پیشین از نسل‌های پس از خود که با حس انزجار همراه می‌باشد.
در پرتغالی نیز به معنای جوانی می‌باشد.
١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

25 مذی ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

26 شلم‌شوربا، آش شله‌قلمکار، هشلهف، چرند‌و‌پرند، ترکیب نامرغوب، اجق‌وجق، خزعبلات ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

27 Seven of most destructive and un-repentable sins (christianity) which include: "Envy, Wrath, Pride, Gluttony, Greed, Lust, and finally Sloth."
هف ...
١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

28 حسد ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

29 لقب و نام‌خانوادگی مردانه یونانی به معنای شکست‌ناپذیر، (مخفف Athanasios) ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

30 میزگرد، جامعه‌ای از افراد که تبادل‌نظر می‌کنند ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

31 چوب‌شور آلمانی ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

32 صفحه‌کلید استاندارد ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

33 زاخار ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

34 در لغت به معنای پدر ترس و در اصطلاح به معنای فردی بی‌مصرف می‌باشد. ١٣٩٩/٠٣/٠٨
|

35 شلم‌شوربا ١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

36 دیفرانسیل لغزش کران‌مند گونه‌ای دیفرانسیل است که به دو محور خروجی توانایی گردش در تندی‌های مختلف را همزمان با کران‌مند کردن بیشینه‌ی تفاوت گردش دو مح ... ١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

37 (.Local Sidereal Time (abbv ١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

38 (.Limited Slip Differential (abbv ١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

39 از اولین تولیدکنندگان چوبینه‌ی پلاستیکی (لمینت)، اشتباه مصطلح به‌عنوان مترادف لمینت. ١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

40 چوبیانه‌ی پلاستیکی، کفپوش پلاستیکی طرح چوب. ١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

41 مخفف ایگناسیو (Ignacio) نام مردانه‌ی اسپانیایی به معنای: "پرتوهای خورشید، آتش، آذر، نور ویا روشنایی" که ریشه در زبان لاتین دارد (Egnātĭus). ١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

42 مسهل ١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

43 ملین ١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

44 نوشیدنی الکلی حاصل از تقطیر "سبزیجات، میوه و یا دانه‌"های تخمیر شده که حداقل حاوی ۲۲.۵٪ اتانول می‌باشند. ١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

45 عرق میوه ١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

46 شیوه‌ی اشتباه بیان VIN به معنای Vehicle Identification Number (شماره‌ی شناسایی خودرو). ١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

47 تثلیث مقدس (سه جلوه‌ی خداوند از دیدگاه مسیحیت که عبارت‌اند از: "پدر"، "پسر" و "روح القدوس") ١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

48 (.Zionist Occupation Government(abbr
مخفف: "رژیم غاصب صهیونیستی"
١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

49 حرف ندا به معنای "ای" یا "یا" ١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

50 Content Creator ١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 hotchpotch
• They are all a hotchpotch of greatness and littleness, of virtue and vice, of nobility and baseness.
• همه‌شان تلفیق‌درهمی از بزرگی‌و‌کوچکی، پرهیزگاری‌و‌گناه و نجابت‌وفرومایگی هستند
١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

2 sandpaper
• Rub the surface with sandpaper before painting.
• سطح [دیوار] را پیش از نقاشی سنباده بزنید
١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

3 incorporate
• I'll incorporate your suggestions into my report.
• پیشنهادات شما را ضمیمه‌ی گزارشم خواهم کرد.
١٣٩٩/٠٣/٠٧
|