انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

جواد

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 پيروي كردن، رعايت كردن : syn: adhere,obey ١٣٩٧/١٠/١٨
|

2 گوشت لخم ١٣٩٧/١٠/١١
|

3 دانش نامه ١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

4 موضع ١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

5 رو به شكست و نابودي رفتن
3 [ intransitive ] if a system, plan, organization etc unravels, it starts to fail SYN fall apart :
١٣٩٧/٠٩/٢٠
|

6 خبره، تائيد شده، مورد وثوق

char‧tered / tʃɑtəd $ tʃɑrtərd / adjective [ only before noun ] British English
chartered accountant ...
١٣٩٧/٠٩/١٨
|

7 سروصدا، غاروقور كردن معده ١٣٩٧/٠٩/١٢
|

8 if a part of an animal or plant secretes a liquid substance, it produces it
The toad’s skin secretes a deadly poison.ترشح كردن، تراوش كردن
١٣٩٧/٠٩/١٢
|