برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مجید ترکستانی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 مردم‌کاری،مردم‌نژادی(هنژاد و همجنس مردم)،مردم‌چهر(کسی‌که چهر و ذات مردمی‌دارد)،مردم‌سار(دارای ویژگی‌های انسانی)،مردم‌زاد،مردم‌سرشت، آدم‌گرا،آدم‌سرشت ١٣٩٩/٠٣/١٦
|

2 1-تَرافِکَندن/ترافکنی،2-دَرهاختن/درهازیدَن
روشنگری=دیسیده از دو بخش پیشوند انتقال و جابجایی" تَرا"(مانند ترابردو ترافیک) فکندن(کوته‌وار افکندن/اند ...
١٣٩٩/٠١/٠٤
|

3 آب‌تَزان‌گاه/آبت‌تَچان‌گاه/آب‌تزان‌کَند/نهبارش‌گاه/نِهبارِش‌کند/لورکند/
اب‌تچان، آب تزان،نهبارش،روز آب به چم سیل می‌باشد.
اگر میخواهیم سیل را و ...
١٣٩٩/٠١/٠٣
|

4 آب‌تَچان، آب‌تَزان،نِهبارش(بارش نهیب) و لورآب ١٣٩٩/٠١/٠٣
|

5 بنام خداوند جان و خرد
با درود به دوستان و همیاران گرامی
استاد واژه‌ای پارسی‌ست که از پهلوی اشکانی اوستات و پهلوی ساسانی اُوستاذ سرچشمه گرفته و ...
١٣٩٨/١١/٠٥
|

6 هُوشرمی-خوب‌شرمی-هیوَند ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

7 نیوات niv�t (اوستایی: niv��ti)، رای افکندن(فرهنگنامه‌ی دهخدا)
١٣٩٨/٠٩/٠١
|

8 کیفراک،کیفراد(کیفر پسوند مکان‌سازی و نهاد سازی اد=یعنی انجمن کیفردهی) ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

9 تَوَند-تاوَند ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

10 دادار باوری؛ ایزدباوری، یزدان باوری ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

11 شادگونه؛ خندستان ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

12 شادگونه،خندستان ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

13 دژاختر، بداختر ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

14 دهشمند،دهشگر،نیکی‌کر ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

15 کژدین، کژکیش، دین‌باخته، از دین‌برگشته، ناپاک‌دین(ملحد) ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

16 کژدین-کج‌دین- دین‌باخته ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

17 وخشگر،وَخشور
وخش در ادبسار پارسی دری وزبان پهلوی به چم وحی و الهام بکاررفته بسی واژه‌شناسان وحی را عربیده‌ی(معرب) وخش دانسته‌اند
١٣٩٨/٠٨/٢٩
|