انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

مانیا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 سلامم ،اسمم مانیا و از دیدن این همه نظر دهنده خوشحالم .مانیا یک اسم کاملا ایرانی است و به معنی عشق جاویدان ،مجنون ،دیوانگی،خانه عشق و جذب کننده.من که ... ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

2 ارمینا یک اسم آریایی به معنی شیدا و شیدایی است. ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

3 اگه امرش کنیم،میشه می کنمت،اما در فحش ها معنی گوناگون و زیادی داردد ١٣٩٧/١١/٠٩
|

4 پنجه،چنگال ١٣٩٧/١٠/١٨
|

5 ایرلندی ١٣٩٧/١٠/٠٣
|

6 منم مانیام
خیلی خوبه آنقدر اطلاعات داری
لذت بردم
١٣٩٧/٠٨/٢٩
|

7 رو ریاحی کاملا درست می‌گوید٫من هم کانون زبان ایرانم ١٣٩٧/٠٨/١٤
|

8 حوله ١٣٩٧/٠٨/٠١
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 suddenly
• She braked suddenly.
• او ناگهان ایستاد
١٣٩٧/١٢/٠٨
|

2 kneel
• Kneel on your left knee, head down.
• روی زانوی چپ زانو بزن ،سرتو بنداز پایین
١٣٩٧/١١/١٧
|

3 clue
• Police have found a vital clue .
• پلیس باید یک نشانه حیاتی پیدا کند
١٣٩٧/١٠/٢٣
|