برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مهرداد عبداله زاده

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 beat
• The guards beat the prisoners often.
• زندانبانان، اغلب زنداني ها رو مي زنن!
١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

2 beat
• The bullies beat up the new kid on the first day of school.
• قلدر هاي مدرسه، اول سال بچه هاي كوچيك را كتك مي زنن.
١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

3 beat
• She beat him at tennis.
• او در تنيس مغلوبش كرد.
١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

4 beat
• They beat the drums loudly.
• آنها، با صداي بلند درام مي زنند!
١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

5 beat
• The thugs beat him in the face.
• اراذل، توي صورتش مي زنن!
١٣٩٧/٠٩/٢٥
|