برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

محمدحسین

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 به نیابت از ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

2 مثل بقیه کار کردن
SYN: do your fair share
١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

3 یک حالتی که شدیدا آزرده،یا شاد یا گریه کننده یا خنده دار. شدن.
حالتی شدید از هر حسی
١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

4 یعنی:ممکنه اولش سختی بکشی اما نتیجه اش خوبه ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

5 دمدمی، کسی که ناگهان بدون فکر کاری را میکند.
SYN :Impetuous, rash
١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

6 کسی را خیلی اذیت کردن،
کسی را خیلی آزردن
صدای کسی را در آوردن
١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

7 سمج، مُسِرّ ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

8 یک برداشت خاص(دقیق یا بهتر) به کسی دادن
Catherine actually struck me as being more suitable for this job.
کاترین واقعا این برداشت رو من میده ک ...
١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

9 مخصوصا اگر همراه با as بیاید معنی '' به بیان دقیق تر'' یا '' برداشت بهتر''میدهد. مثلا:
I thought he came across as rather pushy and a bit conceit ...
١٣٩٧/٠٦/٠٦
|