برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

😊MIRSMH

Seyed Muhammad Hussein Mirjalili
.The student of Senior Maleksabet highschool in Yazd

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 موسیر ١٣٩٨/١٢/١٢
|

2 غذای از پیش آماده ١٣٩٧/٠٧/٣٠
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 flea market
• You can find some antique in Flea Market if you are lucky.
• اگر خوش شانس باشید می توانید عتیقه در سمساری (بازار کهنه فروشان ) پیدا کنید .
١٣٩٨/١٢/١٢
|

2 litter
• It's against the law to litter in the park.
• زباله ریختن در پارک خلاف قانون(قانون شکنی) است.
١٣٩٨/١٢/١٢
|

3 slope
• Be careful walking over the slope of the roof.
• در هنگام راه رفتن روی سرازیری سقف مراقب باشید .
١٣٩٨/١٢/١٢
|

4 cube
• He cubed the meat before cooking it.
• او قبل از پختن گوشت را تکه تکه(به قطعات کوچک تر تقسیم) کرد .
١٣٩٨/١٢/١٢
|

5 retire
• She retired from teaching at age sixty-five.
• او در سن شصت وپنج سالگی از درس دادن بازنشسته شد .
١٣٩٧/٠٩/١٧
|

6 clue
• This fact clued him to the murderer's identity.
• این حقیقت او را راهنمایی کرد تا به هویت قاتل برسد .
١٣٩٧/٠٩/١٢
|

7 safe
• The documents were kept in the safe.
• اسناد در گاوصندوق نگهداری شدند .
١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

8 safe
• I'm confident she's a safe driver.
• من اطمینان دارم که او یک راننده محتاط است .
١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

9 safe
• They fled to another country where they were safe from their persecutors.
• آنها به کشوری دیگر فرار کردند جایی که از (خطر ) آزار دهندگانشان ایمن بودند .
١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

10 resource
• My parents did not have the resources to pay for my college education.
• والدین من توان مالی برای پرداخت هزینه تحصیلات دانشگاه من را نداشتند .
١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

11 exchange
• We can exchange some of our currency at the airport when we land.
• ما می توانیم مقداری از ارزمان را وقتی فرود آمدیم در فرودگاه مبادله کنیم .
١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

12 bill
• I pay those bills monthly.
• من آن قبض ها را ماهانه پرداخت می کنم .
١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

13 article
• Please remember to take all personal articles with you when you leave the airplane.
• لطفا هنگام خروج از هواپیما به یاد داشته باشید که تمام وسایل شخصی خود را بردارید .
١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

14 address
• The package had been sent to the wrong address.
• بسته به آدرس اشتباه فرستاده شده بود .
١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

15 attempt
• He attempted to escape from prison, but he was caught.
• او تلاش کرد که از زندان فرار کند اما او دستگیر شد .
١٣٩٧/٠٨/٢١
|

16 wing
• the north wing of the mansion
• بخش شمالی عمارت
١٣٩٧/٠٨/٢١
|

17 spot
• A leopard is famous for its spots.
• پلنگ به نقاطش (خال های روی بدنش ) معروف است .
١٣٩٧/٠٨/٢١
|

18 sight
• The accident caused her to lose her sight.
• تصادف باعث شد که او بینایی خود را از دست بدهد .
١٣٩٧/٠٨/٢١
|