انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

سید محمد حسین میر جلیلی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 غذای از پیش آماده ١٣٩٧/٠٧/٣٠
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 retire
• She retired from teaching at age sixty-five.
• او در سن شصت وپنج سالگی از درس دادن بازنشسته شد .
١٣٩٧/٠٩/١٧
|

2 clue
• This fact clued him to the murderer's identity.
• این حقیقت او را راهنمایی کرد تا به هویت قاتل برسد .
١٣٩٧/٠٩/١٢
|

3 safe
• The documents were kept in the safe.
• اسناد در گاوصندوق نگهداری شدند .
١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

4 safe
• I'm confident she's a safe driver.
• من اطمینان دارم که او یک راننده محتاط است .
١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

5 safe
• They fled to another country where they were safe from their persecutors.
• آنها به کشوری دیگر فرار کردند جایی که از (خطر ) آزار دهندگانشان ایمن بودند .
١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

6 resource
• My parents did not have the resources to pay for my college education.
• والدین من توان مالی برای پرداخت هزینه تحصیلات دانشگاه من را نداشتند .
١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

7 exchange
• We can exchange some of our currency at the airport when we land.
• ما می توانیم مقداری از ارزمان را وقتی فرود آمدیم در فرودگاه مبادله کنیم .
١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

8 bill
• I pay those bills monthly.
• من آن قبض ها را ماهانه پرداخت می کنم .
١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

9 article
• Please remember to take all personal articles with you when you leave the airplane.
• لطفا هنگام خروج از هواپیما به یاد داشته باشید که تمام وسایل شخصی خود را بردارید .
١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

10 address
• The package had been sent to the wrong address.
• بسته به آدرس اشتباه فرستاده شده بود .
١٣٩٧/٠٨/٣٠
|

11 attempt
• He attempted to escape from prison, but he was caught.
• او تلاش کرد که از زندان فرار کند اما او دستگیر شد .
١٣٩٧/٠٨/٢١
|

12 wing
• the north wing of the mansion
• بخش شمالی عمارت
١٣٩٧/٠٨/٢١
|

13 spot
• A leopard is famous for its spots.
• پلنگ به نقاطش (خال های روی بدنش ) معروف است .
١٣٩٧/٠٨/٢١
|

14 sight
• The accident caused her to lose her sight.
• تصادف باعث شد که او بینایی خود را از دست بدهد .
١٣٩٧/٠٨/٢١
|