برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

محدثه فرومدی

محدثه فرومدی سرآغاز هر نامه نام خداست
که بی‌نام او نامه یکسر خطاست

۳۱ ساله، لیسانس مترجمی از دانشگاه پیام‌نور (با معدل ۱۷)

سعی کرده‌ام فقط معانی جدید را به این فرهنگ اضافه کنم؛ از دوستان هم خواهش دارم از درج معانی تکراری خودداری کنند. سپاس

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 یکپارچگی سیستم(ها)/سامانه(ها) ١٣٩٩/٠٥/٠٨
|

2 وابستگی به خودرو ١٣٩٩/٠٥/٠٨
|

3 وابستگی به مسیر ١٣٩٩/٠٥/٠٨
|

4 بخصوص ١٣٩٩/٠٥/٠٨
|

5 پیراشهری ١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

6 همگرایی داشتن ١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

7 سرانه مصرف نهایی انرژی ١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

8 پرکاربردترین، مور داستفاده‌ترین ١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

9 کاهش مقیاس، مقیاس‌کاهی ١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

10 کاهش مقیاس، مقیاس‌کاهی ١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

11 مقیاس چیزی را افزایش دادن ١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

12 همین ١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

13 مبتنی بر مصرف، مصرفگرا ١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

14 کند، به کندی ١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

15 بازاربنیان، مبتنی بر بازار ١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

16 سریعا در حال شهری‌شدن ١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

17 تولیدشده، تولیدی
The committed GHG emissions : انتشار گازهای گلخانه‌ای تولیدشده
١٣٩٩/٠٥/٠٦
|

18 مرتبط‌به‌هم، به‌هم‌مرتبط ١٣٩٩/٠٥/٠٥
|

19 از ذره‌بین/منظر/چشم‌انداز/مجرای/دریچه/دید ١٣٩٩/٠٥/٠٥
|

20 مبنای علمی ١٣٩٩/٠٥/٠٥
|

21 ناشناختگی، نشناختگی، نشناختن، درک نکردن، نفهمیدن، عدم درک/شناخت/فهم ١٣٩٩/٠٥/٠٥
|

22 بسیار، بسیار زیاد، زیاد، فراوان، شدیدا ١٣٩٩/٠٥/٠٥
|

23 مورد تعریف ١٣٩٩/٠٥/٠٥
|

24 پژوهش‌ها ١٣٩٩/٠٥/٠٥
|

25 نظام اطلاعاتی، نظام داده‌ها ١٣٩٩/٠٥/٠٥
|

26 تعداد کم، شمار اندک ١٣٩٩/٠٥/٠٥
|

27 تعداد کم، شمار اندک ١٣٩٩/٠٥/٠٥
|

28 در دست انجام، در جریان، جاری ١٣٩٩/٠٥/٠٥
|

29 اتلاف تبخیر ١٣٩٩/٠٥/٠٥
|

30 1 کارخانجات، تاسیسات، تجهیزات، ماشین‌آلات، کارگاه‌ها، واحدهای صنعتی، واحدهای تولیدی
2 گیاهان، نباتات، رستنی‌ها، سبزیجات
١٣٩٩/٠٥/٠٥
|

31 نیروگاه حرارتی ١٣٩٩/٠٥/٠٥
|

32 منابع آب ١٣٩٩/٠٥/٠٥
|

33 به طور نامتناسبی ١٣٩٩/٠٥/٠٥
|

34 نامتناسب ١٣٩٩/٠٥/٠٥
|

35 مصالح ساختمانی ١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

36 معادل با ١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

37 سطح سنگفرش‌شده ١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

38 بی‌توازنی/اجبار/واداشت تابشی ١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

39 قطعی، مطمئن، موثق، معتبر ١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

40 دودودم ١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

41 پردود ١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

42 آسایش حرارتی/دمایی ١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

43 ناآسودگی حرارتی/دمایی ١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

44 ناآسودگی ١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

45 تاسیسات صنعتی ١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

46 دوباره/از نو سربرآوردن ١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

47 امنیت انرژی ١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

48 عرضه/تامین/منبع انرژی ١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

49 کربن‌زدایی ١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

50 کربن‌زدایی ١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 generation
• My grandmother's generation did not have television.
• نسل مادربزرگم تلویزیون نداشتند.
١٣٩٩/٠٤/٢٧
|

2 once
• He calls his mother once a month.
• او ماهی یک بار به مادرش زنگ می‌زند.
١٣٩٩/٠٤/٢٧
|

3 once
• She was once a teacher.
• او زمانی معلم بود
١٣٩٩/٠١/١٠
|

4 center
• We will call the center of the circle point A.
• ما مرکز این دایره را نقطه آ خواهیم نامید
١٣٩٨/١٢/١٩
|

5 dysfunctional
• Because I grew up in a dysfunctional family, anger is a big issue for me.
• از آن‌جا که در خانواده‌ای نابسامان بزرگ شده‌ام، عصبانیت مشکل بزرگی برای من است.
١٣٩٨/١٢/٠٨
|

6 convincing
• I found his argument pretty convincing.
• من استدلال او را بسیار قانع‌کننده یافتم
١٣٩٨/١٢/٠٦
|

7 explore
• The scientists explored the forest in hope of sighting certain rare birds.
• دانشمندان، جنگل را به امید رویت پرندگان کمیاب بخصوصی کاوش کردند
١٣٩٨/١٢/٠٤
|

8 application
• After the first application of paint, he stepped back to look at his work.
• پس از اولین رنگ‌زنی، قدم به عقب گذاشت تا کارش را نگاه کند
١٣٩٨/١١/٠٧
|

9 application
• Those are interesting facts, but they have no application to this matter.
• این‌ها حقایق جالبی‌اند، اما هیچ کاربردی در این موضوع ندارند
١٣٩٨/١١/٠٧
|

10 takeout
• Forget the cooking, let's go get takeout.
• بیخیال آشپزی، بیا بریم غذای بیرون‌بر بگیریم
١٣٩٨/١١/٠٣
|

11 account for
• How do you account for the fact that unemployment is still rising?
• این واقعیت که بیکاری هنوز دارد افزایش می‌یابد را چگونه توضیح می‌دهید؟؛ توضیح شما برای افزایش کماکان بیکاری چیست؟
١٣٩٨/١٠/١٦
|

12 measure
• She made a careful measure of the distance.
• او مسافت را به دقت اندازه گرفت؛ او فاصله را دقیقا براورد کرد؛ او اندازه‌گیری دقیقی از فاصله به عمل آورد.
١٣٩٨/١٠/٠٢
|

13 between
• the wall between rooms
• دیوار مابین اتاق‌ها
١٣٩٨/٠٩/٢٦
|

14 hi
• All the girls nodded and said "Hi".
• همه دخترها سر تکان دادند و گفتند"سلام".
١٣٩٨/٠٩/٢٤
|

15 hi
• Hi, Kelly. How are you?
• سلام کلی. چطوری؟
١٣٩٨/٠٩/٢٤
|

16 fall down
• Kim slipped on the ice and fell down.
• کیم روی یخ سر خورد و افتاد؛ کیم روی یخ لیز و زمین خورد
١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

17 total
• The total number of points scored was six.
• تعداد کل امتیازات گرفته‌شده برابر شش بود.
١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

18 total
• I paid the total amount that I owed.
• من کل مبلغ بدهیم را پرداختم؛ من کل مبلغی را که بدهکار بودم پرداختم (به جای قرارگیری حرف اضافه را توجه کنید)
١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

19 fit
• a fit of grief
• هجوم غم
١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

20 fit
• a program fit for children
• برنامه‌ای مناسب کودکان
١٣٩٨/٠٩/٢٢
|