انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

محدثه فرومدی

محدثه فرومدی سرآغاز هر نامه نام خداست
که بی‌نام او نامه یکسر خطاست

۳۱ ساله، لیسانس مترجمی از دانشگاه پیام‌نور (با معدل ۱۷)
Telegram

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 قابلیت پیش‌بینی ١٣٩٨/٠٩/٢١
|

2 ترتیب رتبه ١٣٩٨/٠٩/٢١
|

3 بر حسب ١٣٩٨/٠٩/٢١
|

4 به صورت قابل ملاحظه‌ای، به طور شایان‌توجه‌ای ١٣٩٨/٠٩/٢١
|

5 نافع،منتفع، بهره‌مند، بهره‌ور ١٣٩٨/٠٩/٢١
|

6 نافع شدن ١٣٩٨/٠٩/٢١
|

7 من هم ١٣٩٨/٠٩/٢١
|

8 نیز همین‌طور است ١٣٩٨/٠٩/٢١
|

9 شاهد چیزی بودن ١٣٩٨/٠٩/٢١
|

10 چه... چه
either political or economic = چه سیاسی چه اقتصادی
١٣٩٨/٠٩/٢١
|

11 از راه رسیدن ١٣٩٨/٠٩/٢١
|

12 دنباله‌روی کردن ١٣٩٨/٠٩/٢١
|

13 و بدین ترتیب ١٣٩٨/٠٩/٢١
|

14 پایان‌دهنده/خاتمه‌دهنده چیزی بودن ١٣٩٨/٠٩/٢١
|

15 پایان‌یافته، خاتمه‌یافته، مختومه، فسخ، منقضی، ملغی، لغو، تمام ١٣٩٨/٠٩/٢١
|

16 راه پیدا کردن ١٣٩٨/٠٩/٢١
|

17 برآورده‌شده، برآورده‌شدگی ١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

18 برآورده‌سازی ١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

19 به طور مقرون‌به‌صرفه ١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

20 راهی/روانه/رهسپار شدن ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

21 موردنظر ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

22 اروپایی‌نشین ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

23 رشد ناگهانی ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

24 مشخصا ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

25 مربوطه ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

26 رکود

a place or condition in which no development or progress is occurring;
the country is an economic backwater = کشور در رکود اقتصادی ق ...
١٣٩٨/٠٩/١٩
|

27 کانون، قطب
world market staple = کانون بازار جهانی
١٣٩٨/٠٩/١٩
|

28 One of the editions or forms of a written work=thefreedictionary.com/text

ویرایش کتاب
(both of Wallerstein’s texts (1983; 2004 = هر دو ویرا ...
١٣٩٨/٠٩/١٩
|

29 جوهره ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

30 به ترتیب ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

31 تولیدگر، پدیدآور ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

32 مشوق، مبلغ، ترویج‌دهنده، رواج‌دهنده، برانگیزاننده، محرک ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

33 کپی‌برداری، الگوبرداری، رونوشت‌برداری ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

34 مجددا تصدیق کردن ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

35 بازسازی ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

36 به شکل، در قالب ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

37 to reinforce or consolidate= thefreedictionary.com/cement
محکم/مستحکم کردن، استحکام بخشیدن، تقویت کردن، سفت و سخت کردن
١٣٩٨/٠٩/١٩
|

38 به مدت
these are wars – lasting about three decades – that the wealth of warring countries shrinks
این‌ها جنگ‌هایی –به مدت حدودا سه دهه– است ...
١٣٩٨/٠٩/١٩
|

39 ناکام‌سازی، شکست، پیروزی، غلبه، ناکام‌گذاری، عقیم‌سازی، عقیم‌گذاری، مغلوب‌سازی
غلبه‌کننده، غالب، پیروز
١٣٩٨/٠٩/١٩
|

40 ناکام‌سازی، ناکام‌گذاری، عقیم‌گذاری، مغلوب‌سازی ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

41 مبارز با، در مصاف، در جنگ/نبرد/پیکار/ستیز/محاربه/حرب با، جنگنده با ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

42 فاتح، غالب، پیروز، مستولی
فتح، تسلیم، تسخیر، غلبه، پیروزی، چیرگی، شکست
١٣٩٨/٠٩/١٩
|

43 تبدیل‌کننده، تبدیل‌گر، مبدل، تغییردهنده
تغییر
١٣٩٨/٠٩/١٩
|

44 در جای خود بودن، به جای خود بودن ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

45 be in place = به جای خود بودن، در جای خود بودن ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

46 نام داشتن، نام گرفتن ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

47 به رغمِ ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

48 عملی، انجام‌پذیر ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

49 یاد کردن، نام بردن، خواندن ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

50 تشکیل‌دهنده، موجد
تشکیل، ایجاد
١٣٩٨/٠٩/١٩
|

51 تماما تا ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

52 بسط دادن به، گسترش یافتن به، رسیدن/رساندن به، تعمیم دادن/یافتن به، ادامه یافتن به/تا ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

53 سوق دادن به، راندن به، موجب شدن، سبب شدن، هدایت کردن به، واداشتن به ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

54 با استفاده از ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

55 خبرگی، چیره‌دستی، شایستگی، قابلیت، توانمندی، توانایی، تفوق، برتری، قدرت، مهارت، سزاواری، لیاقت، زرنگی، زیرکی، ورزیدگی، چیرگی، فضیلت، شجاعت، قهرمانی، ... ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

56 مادی‌گرایانه ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

57 جای گرفتن ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

58 مستقر، موجود، جای‌گرفته، واقع ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

59 در کمین نشستن ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

60 کشاورزی-صنعتی، کشت‌وصنعتی ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

61 امیال ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

62 دخیل در، مشمول، گرفتار در، مشغول به، مرتبط با، مربوط به، در ارتباط با، وابسته به، نقش داشتن در ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

63 همینطور، همانطور، همچنان، کماکان، پیوسته
she kept nagging at me = همینطور به من غر می‌زد
١٣٩٨/٠٩/١٩
|

64 بسیار مرتبط/نزدیک ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

65 پیرو، آتی ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

66 عارضه ١٣٩٨/٠٩/١٩
|

67 صورت گرفتن، انجام پذیرفتن ١٣٩٨/٠٩/١٨
|

68 در تنگنا قرار دادن ١٣٩٨/٠٩/١٨
|

69 گستره ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

70 شبیه‌سازی، همانندسازی ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

71 آفتابی شدن، خودی نشان دادن ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

72 صورت دادن، به انجام رساندن ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

73 تاکید، موکدسازی، مطرح‌سازی ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

74 شاخ‌وبرگ دادن ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

75 واژگونی ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

76 هزیمت دادن، ناکام کردن، مغلوب کردن، فایق آمدن ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

77 اصطلاحا، چنین نام دارد ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

78 در خطر ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

79 وابسته به پیشامد غیرمترقبه، بر مبنای پیشامد ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

80 پیشامدهای غیرمترقبه ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

81 بلندمدت، درازمدت، طویل، بلند ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

82 حذف، نابودسازی، ازقلم‌اندازی، معدوم‌سازی، ازمیان‌برداری
ازبین‌برنده، زداینده، نابودکننده، حذف‌کننده، معدوم‌کننده، نابودساز، نابودگر
١٣٩٨/٠٩/١٧
|

83 گردآوری، جمع‌آوری، دستچین‌سازی ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

84 چراکه ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

85 به طریقی که ممکن است آسیب رساند،احتمالا به صورت آسیب‌زننده‌ای، احیانا به طور آسیب‌رسانی، شاید به طرز آسیب‌زایی ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

86 به طور متفاوتی ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

87 جاگرفته، جای‌گرفته، منزل‌گزیده، لانه‌کرده ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

88 گول‌زننده، منحرف‌کننده، فریبنده ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

89 کارگزاران، نمایندگان ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

90 در هم تنیدن، به هم تنیدن ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

91 درهم‌بافته، درهم‌تنیده، درهم‌تابیده، درهم‌پیچیده، مشبک
به‌هم‌بافته، به‌هم‌تنیده، به‌هم‌تابیده، به‌هم‌پیچیده
١٣٩٨/٠٩/١٧
|

92 به هم تنیدن، به هم تابیدن، تشبک، تشبیک ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

93 درهم‌تنیده، درهم‌بافته، درهم‌تابیده، درهم‌پیچیده، مشبک
به‌هم‌تنیده، به‌هم‌بافته، به‌هم‌تابیده، به‌هم‌پیچیده
١٣٩٨/٠٩/١٧
|

94 هماره ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

95 (به مقدار) بسیار زیاد، به شدت، شدیدا، به طور انبوه،عمدتا، به طور عمده ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

96 کم‌ارزش‌سازی، بی‌ارزش‌سازی، کاهش ارزش ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

97 کم‌ارزش‌سازی، بی‌ارزش‌سازی، کاهش ارزش ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

98 قطعی، بدیهی، مسجل، محرز، حتمی، بی‌تردید، غیرقابل تردید، تردیدناپذیر ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

99 اصول اولیه ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

100 پیله کردن به، چسبیدن به ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

101 به عهده گرفتن ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

102 شناختن، ادراک ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

103 هیچ اشاره ای به ... نشده است، هیچ نامی از ... برده نمی‌شود ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

104 پیش کشیدن (موضوعی)، سرگشادن ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

105 جدایی ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

106 پیشرو، پیشتاز، پیشاهنگ ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

107 گرانمایه، گرانقدر، گران‌قیمت ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

108 برای معانی بیشتر مدخل in terms of را نگاه کنید ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

109 شگرف ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

110 طبع، گرایش ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

111 یکی از
this is a most clear expression =
این یکی از صریح‌ترین بیانات است
the position assumes Amsterdam as a world market staple
این دیدگ ...
١٣٩٨/٠٩/١٧
|

112 تعبیر ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

113 تدارک، تامین، تهیه، مهیاسازی، آماده‌سازی ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

114 دخالت کردن در ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

115 قابل ستایش ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

116 شواهد جدید ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

117 تازه‌صنعتی‌شده ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

118 عرصه/حوزه بین‌الملل ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

119 عرصه ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

120 در پی ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

121 در جستجوی چیزی بودن ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

122 در پی چیزی بودن ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

123 با سهل‌انگاری، از سر بی‌مبالاتی، با نسنجیدگی، با بی توجهی، از روی بی‌دقتی ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

124 عبارتند از ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

125 عبارت بودند از
قرار داشتند
١٣٩٨/٠٩/١٧
|

126 به تصویر کشیده شده ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

127 وارونه‌سازی، واژگون‌سازی، معکوس‌سازی، برگشتگی
وارونه‌ساز، وارونه‌کننده، واژگون‌ساز، واژگون‌کننده، معکوس‌ساز، معکوس‌کننده
١٣٩٨/٠٩/١٧
|

128 مراتب، مقادیر ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

129 رستنگاه ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

130 سرحدات ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

131 برساختن [زبان شناسی] ساختن واژه جدید به شیوه‌ای کاملا دلبخواهی و بدون استفاده از فرایندهای واژه‌سازی
the name ‘United Provinces’ was coined by an ...
١٣٩٨/٠٩/١٧
|

132 عموما ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

133 در فرمان، تحت فرمان ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

134 رد کردن، مردود شمردن، مورد تردید قرار دادن، باعث تردید شدن، مبالغه آمیز دانستن، نادیده گرفتن، کم لطفی کردن، جفا کردن ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

135 لازم بودن، نیاز بودن، ضروری بودن، ضرورت داشتن ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

136 از این دست

بدین شکل، این شکل از
such a rise and fall of an urban world = فراز و فرود دنیای شهری بدین شکل، این شکل از فراز و فرود دنیای شهری
١٣٩٨/٠٩/١٧
|

137 یکسان، به طور یکسان ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

138 it is thought to = تصور می‌شود که، گمان می‌رود که ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

139 به میزان محدودی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

140 تا جای ممکن ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

141 مغلوب، مقهور، منکوب، رام، تسلیم، مطیع ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

142 ترسیم کردن، تصویر کردن، به تصویر کشیدن ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

143 بی‌یاور ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

144 بی‌دفاعی، بی‌پناهی، بی‌یاوری ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

145 مشروعیت‌بخشی، مشروع‌سازی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

146 مشروع، قانونی، مجاز ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

147 مشروعیت‌بخشی، مشروع‌سازی، قانونی‌سازی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

148 اهمیت ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

149 از کار درآمدن، به عمل آمدن ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

150 پیروی، پایبندی، رعایت، وفاداری ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

151 پیروی از، وفاداری به، چسبیدن به ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

152 غیرعملی، انجام‌ناپذیر، اجراناپذیر، ناممکن، غیرممکن ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

153 به نیکی، به شایستگی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

154 اجازه دادن، مجاز دانستن، صدور اجازه، اجازه‌دهی، اجازه ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

155 پذیرش، موافقت، تصویب ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

156 مورد تایید ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

157 پذیرفتن ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

158 آزادی بیان ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

159 آزادی انجمن، آزادی اجتماع ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

160 آزادی ادیان، آزادی در انتخاب مذهب ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

161 آزادی عمل ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

162 آزادی بیان ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

163 آزادی انتخاب ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

164 بستن پیمان ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

165 ناوگان جنگی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

166 سپرده‌شده ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

167 واگذار کردن ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

168 در گردش، به تناوب، متناوب، به صورت چرخشی، دورانی، به نوبت، نوبتی، گاه به گاه ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

169 شهر اِنک‌هایزِن ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

170 شهر هورن ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

171 تقسیم، تقسیم‌بندی، قسمت‌بندی، بخش‌بندی، جزءبندی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

172 مقرر، مقرره، مقررشده
policies set by a board of directors = سیاست‌های مقرره هیت مدیره
١٣٩٨/٠٩/١٦
|

173 پیوستن به ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

174 در همین زمان ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

175 مورد حمایت، در حمایت، حمایت‌شده، پشتیبانی‌شده، مورد پشتیبانی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

176 چنین ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

177 دارای مجوز رسمی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

178 درهم‌آمیزی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

179 حروف اول (نام چیزی) ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

180 تولید، ایجاد ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

181 آن موقع، آن زمان، آن هنگام ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

182 واژگون، واژگونه، عکس ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

183 محذور، حذرشده، مورد حذر، پرهیزشده، احترازشده، اجتناب شده، مجتَنَب (با مجتَنِب فرق می‌کند)
ملغی، لغو، باطل
١٣٩٨/٠٩/١٦
|

184 خودنمایی، فخرفروشی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

185 خودنمایی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

186 برابرسازی، متناظرسازی، یکسان‌سازی، همانندپنداری ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

187 مشروعیت بخشیدن ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

188 نیروهای مسلح، قوای جنگ، ارتش، نظام، ماشین‌آلات جنگی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

189 ماشین‌آلات ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

190 be legitimated = مشروعیت یافتن، مشروعیت پیدا کردن, مشروع شدن
١٣٩٨/٠٩/١٦
|

191 مشروعیت‌بخشی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

192 جعلی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

193 وقوع، صورت گرفتن ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

194 در عین حال ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

195 مقاومت، پایداری، ایستادگی، استقامت ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

196 سرشار، لبریز، مالامال ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

197 موضع ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

198 مقام اجرایی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

199 هرازگاهی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

200 اجبار، جبر، خشونت، درشتی، زور، قهر ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

201 عنفا، به جبر، به زور، به عنف، جبرا، زوری، قهرا ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

202 از سوی، از طرف، از جانب
constraint by the legislature = فشار از طرف قوه مقننه
١٣٩٨/٠٩/١٦
|

203 حمایت‌شده، پشتیبانی‌شده، مورد حمایت، مورد پشتیبانی، در حمایت ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

204 متفق‌القولی، متحد‌القولی، هم‌صدایی، هم‌آوازی، هم‌داستانی، هم‌آهنگی، هم‌نوایی، هم‌اندیشی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

205 اجماع، وفاق، هم‌آهنگی، هم‌نوایی، متفق‌القولی، متحد‌القولی، هم‌صدایی، هم‌آوازی، هم‌داستانی، هم‌اندیشی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

206 داوری/حکمیت سیاسی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

207 ستیز و سازش، مناقشه و مصالحه، تعارض و تراضی، تضاد و توافق، ناسازگاری و سازش ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

208 انعقاد، بستن (قرارداد) ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

209 به رهبری، به سرکردگی، به سرپرستی، با هدایت، با راهنمایی، با راهبری، با پیشوایی، با ریاست، با دنباله‌روی از، با پیروی از، با اقتدا به، به تبع، به تبع ... ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

210 led by = به رهبری، به سرکردگی، به سرپرستی، با هدایت، با راهنمایی، با راهبری، با پیشوایی، با ریاست، با دنباله‌روی از، با پیروی از، با اقتدا به، به تب ... ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

211 در ارتباط با، مربوط به ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

212 بر حسب مثال ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

213 برای نمونه ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

214 گنجاندن، قید کردن، درج کردن، مندرج کردن، مرقوم داشتن/کردن ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

215 written by = به قلمِ، نوشته‌ی، اثرِ، نگاشته‌ی، نبشته‌ی، تالیفِ ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

216 عناصر ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

217 سپر نظامی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

218 هزینه چیزی را پرداختن/تقبل کردن ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

219 پُرولتاژ ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

220 در محاصره دشمن، در میان دشمنان ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

221 در احاطه‌ی، در محاصره‌ی، در حصارِ، محصور در، احاطه‌شده با، در میانِ ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

222 surrounding = محیط، احاطه‌کننده، حاصر
surrounded = محاط، احاطه‌شده، محصور
١٣٩٨/٠٩/١٦
|

223 کنونی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

224 ائتلافات ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

225 be outmanoeuvred = پس افتادن، عقب افتادن ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

226 حاصل، حاصله ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

227 از طریق ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

228 پیاده‌سازی ١٣٩٨/٠٩/١٦
|

229 گوش‌بزنگ، هشیار، مراقب ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

230 مسائل، امور، قضایا ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

231 سر فرود آوردن ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

232 بازآرایی ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

233 فهمیدنی، فهم‌پذیر
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

234 با حروف پررنگ/درشت نوشتن ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

235 پرواضح ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

236 پررنگ، درشت، سیاه، برجسته ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

237 convincing= thefreedictionary.com/credible
متقاعدکننده، مجاب‌کننده، قانع‌کننده
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

238 مبحث ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

239 کلی ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

240 مُجَلَّد ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

241 :attend to
work for or be a servant to/aid, assist, help= thefreedictionary.com/attend to
کار کردن برای، در خدمتِ ... بودن، خدمت کردن، کمک کردن
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

242 کار کردن برای، در خدمتِ ... بودن، خدمت کردن، کمک کردن ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

243 کاملا متناقض، دارای تفاوت فاحش ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

244 به طور کاملا متناقض، دارای تفاوت فاحش ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

245 به زیانِ ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

246 موکد ساختن، تاکید گذاشتن، مورد تاکید قرار دادن، مطرح ساختن
to emphasize (an issue, idea, or word)= thefreedictionary.com/foreground
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

247 نافع بودن، منفعت رساندن ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

248 نابرابری ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

249 ساماندهی ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

250 تنظیم کردن ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

251 ویژه
adverts customized for a new market = آگهی‌های ویژه‌ی بازاری جدید
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

252 نمایاندن، اعطا کردن، عطا کردن ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

253 حقیقتا، واقعا ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

254 تحت تاثیر، به خاطر تاثیر، به خاطر وجود ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

255 جامعه‌پذیری ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

256 any process of change = thefreedictionary.com/becoming
(فرایند) تغییر، دگرگونی
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

257 دیگر/از این پس... نیست ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

258 مشخصا ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

259 فرمانداران ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

260 ناشناختگی ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

261 جدیدی، جدیدبودگی، نوینی، نوین‌بودگی، طراوت، تروتازگی، تاخر، غرابت، ناشناختگی ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

262 سعی کردن، سعی داشتن ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

263 عمومی
a generally held view = نگرشی عمومی
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

264 نگرش عمومی ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

265 عمومی
a commonly held view = نگرشی عمومی
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

266 عموما مورد استفاده ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

267 مراتب، درجات، طبقات، صفوف ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

268 در تردید، مورد تردید، شبهه‌ناک، نامعلوم، نامشخص، مبهم ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

269 کسی را در معرض چیزی قرار دادن ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

270 leave someone open to sth = کسی را در معرض چیزی قرار دادن ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

271 به طور دقیق ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

272 پیش‌دستی کردن، رو دست زدن، رو دست بلند شدن، غافلگیر کردن، سبقت گرفتن/جستن، پیشی گرفتن/جستن، پیش افتادن، برتری یافتن ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

273 نماینده (بودن)
متجلی، متجسم، تجلی، نشانه
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

274 پرهیز، حذر، احتراز، امساک، خودداری، جلوگیری، کناره‌جویی، کناره‌گیری، گریز، امتناع ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

275 تغییرپذیر ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

276 سلطه، سلطه‌گری، چیرگی، حاکمیت، حاکم بودن ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

277 تمسک ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

278 فریفته، فریب‌خورده ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

279 مبنی بر این‌که ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

280 نامتداول ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

281 مقصود، منظور ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

282 امکان ... وجود ندارد، امکانپذیر نیست، ممکن نیست ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

283 کلیت ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

284 گردآوری ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

285 در زمینه، بر سر
there is,no dispute concerning the existence of cities = هیچ بحثی بر سر وجود شهرها نیست
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

286 پیرامونِ، در زمینه، در خصوصِ، حولِ، بر سر
a book on development = کتابی پیرامون توسعه
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

287 آزادسازی (بردگان) ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

288 خدشه‌پذیر ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

289 صرفه‌جویی در منابع ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

290 بهره‌مند شدن ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

291 فراوان، وافر ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

292 پرخطا، کثیرالخطا ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

293 غایب، ناموجود، غیرموجود، ناکافی ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

294 بازداری، جلوگیری، پیشگیری، مانع‌سازی، ناممکن‌سازی
بازدارنده، جلوگیر، پیشگیر، پیشگیرنده
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

295 بازداشتن، ناممکن کردن، مانع‌سازی ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

296 نشانگر، بیانگر، نمایانگر ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

297 نابلد ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

298 به بار آوردن ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

299 پاسخ‌دهی، پاسخ‌گویی، جواب‌گویی ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

300 موسوم به، با اسم، به اسم، به نام ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

301 همدل بودن ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

302 بی‌اعتبارسازی، برملاسازی، به‌سخره‌گیری ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

303 از اعتبار انداختن، مورد تردید قرار دادن، برملا ساختن، افشاگری کردن، به سخره گرفتن، سخره کردن ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

304 تفاسیر، تعابیر ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

305 دست‌آموز، مطیع، خانگی ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

306 دست‌آموز، مطیع ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

307 میانگاه، حد وسط، بینابین، نقطه میانی
a compromise between two different or opposing views or courses of action.
١٣٩٨/٠٩/١٤
|

308 سوق دادن، سوق یافتن ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

309 اتحاد اوترخت ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

310 جدیدی، نوینی، نوین‌بودگی، نوظهوری، طراوت، تروتازگی، تاخر، غرابت، ناشناختگی، نوپایی، نورسیدگی، بداعت ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

311 به صورت قانون کلی درآوردن، تبدیل به حکم کلی کردن ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

312 میزان زیادی، انبوهی از ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

313 غیرقابل‌انکار، انکارناپذیر ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

314 بازاکتشاف، اکتشاف دوباره، اکتشاف مجدد ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

315 عامل، محرک ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

316 به ذهن خطور کردن ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

317 بی‌یاور
unaided, without help
١٣٩٨/٠٩/١٤
|

318 نظرات دیگر ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

319 بدیهی پنداشتن ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

320 تثبیت‌شده، حک‌شده ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

321 نابودسازی، ویران‌سازی ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

322 تنزل، نابودسازی، نابود کردن، از بین بردن، فروپاشاندن ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

323 تقسیم‌بندی‌شده ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

324 تحت حمایت، در حمایت، مورد حمایت، تحت‌الحمایه، در پناه، مورد تایید ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

325 مورد حمایت، تحت‌الحمایه، مورد تایید، در پناه، در حمایت ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

326 رُندشده ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

327 از راه رسیدن، سروکله کسی پیدا شدن ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

328 ملزم، وادار ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

329 پسوند -زایی
wealth generation= ثروت‌زایی
heat generation = گرمازایی
١٣٩٨/٠٩/١٤
|

330 صرف کردن ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

331 میهن،وطن، زادگاه، زادبوم، موطن، کشور مادری ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

332 اموال منقول ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

333 قابل‌حمل، متحرک،سیار، منقول، قابل انتقال ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

334 شروط ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

335 درهم‌تنیدگی، درهم‌بافتگی، درهم‌تابیدگی، درهم‌پیچیدگی، تشبک، تشبیک
به‌هم‌تنیدگی، به‌هم‌بافتگی، به‌هم‌تابیدگی، به‌هم‌پیچیدگی
١٣٩٨/٠٩/١٤
|

336 درهم‌تنیده، درهم‌بافته، درهم‌تابیده، درهم‌پیچیده، مشبک
به‌هم‌تنیده، به‌هم‌بافته، به‌هم‌تابیده، به‌هم‌پیچیده
١٣٩٨/٠٩/١٤
|

337 در هم تنیدن ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

338 استقراریافته، جای‌گرفته، برقرار، پاگیر، پاگرفته،جاافتاده، محقق، ریشه‌دار، ریشه‌گرفته، ریشه‌دوانده، وضع‌شده، بنانهاده، پایه‌ریزی‌شده، پایه‌ریخته، پایه ... ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

339 تازه‌واردان ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

340 فطرت، طینت، وجود، هویت، سگال، ذات، گوهر، جوهر، کنه ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

341 کنش‌ها، اقدامات ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

342 رابطه ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

343 تماس‌ها، روابط، ارتباطات ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

344 تاکید داشتن، تاکید گذاشتن ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

345 سرگذشت، شرح ماوقع ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

346 توصیفات، روایات، توضیحات، سرگذشت‌ها، ماجراها ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

347 یکی از بی‌شمار ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

348 بازتفسیر کردن، تفسیر مجدد ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

349 عهده‌دار، متصدی، سرپرست، مامور، کنترل‌کننده، مجری ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

350 توافق مشترک ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

351 Holland was destined to come out on top =
قرار بود/مقدر بود هلند در صدر قرار گیرد
سرنوشت/تقدیر هلند بود که درصدر قرار گیرد
١٣٩٨/٠٩/١٤
|

352 درصدر قرار گرفتن، اول شدن ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

353 به تَبَعِ ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

354 اولین، نخستین ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

355 پیش از همه ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

356 در زمینه‌ی ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

357 واپس‌گرا، پس‌رونده، پسرفت کننده، بازگشت‌کننده ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

358 خارجی‌ها، خارجیان، بیگانگان، غیرخودی‌ها، غریبه‌ها ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

359 مستلزم، ایجاب‌کننده ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

360 اختیار امور را به دیگری دادن، سپردن مسئولیت به دیگری، واسپاری امور ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

361 نقدشده، مورد نقد، خرده گرفته شده، مورد خرده‌گیری، نکوهیده ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

362 برجسته شدن، اهمیت یافتن ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

363 بالندگی، تعالی، رفعت، والایی ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

364 سوق‌یافته ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

365 همین
the conditional referred to just above = پیش‌گزاره مذکور در همین بالا
١٣٩٨/٠٩/١٤
|

366 متراکم، تمرکزیافته ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

367 1 اخراج (از کار)
2 غارت، چپاول
3 درکیسه‌ریزی، کیسه‌سازی
١٣٩٨/٠٩/١٤
|

368 کیسه کردن
put into a sack or sacks
a small part of his wheat had been sacked = مقدار کمی از گندمش کیسه شده بود
١٣٩٨/٠٩/١٤
|

369 چپاول، یغما، تاراج
غارتگر، چپاولگر، به‌یغمابرنده
١٣٩٨/٠٩/١٤
|

370 سنن ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

371 نیرو
the number of people etc in a force, organization etc, considered as an indication of its power or effectiveness
a military force 100,000 ...
١٣٩٨/٠٩/١٤
|

372 پا به صحنه گذاشتن، پا به عرصه وجود گذاشتن، پا به عرصه ظهور نهادن، وارد صحنه شدن، به صحنه وارد شدن ١٣٩٨/٠٩/١٣
|

373 متعاقبا ١٣٩٨/٠٩/١٣
|

374 ایجاد، پایه‌گذاری، پایه‌ریزی ١٣٩٨/٠٩/١٣
|

375 بطن ١٣٩٨/٠٩/١٣
|

376 قابل تامل، نیازمند تعمق و بررسی
there are interesting cases that warrant consideration.= موارد جالبی هست که نیازمند تعمق است
١٣٩٨/٠٩/١٣
|

377 آب‌رسانی ١٣٩٨/٠٩/١٣
|

378 آسان‌سازی ١٣٩٨/٠٩/١٣
|

379 برخوردن به، برخورد کردن به، مواجه شدن با ١٣٩٨/٠٩/١٣
|

380 برخوردن به، برخورد کردن به، مواجه شدن با ١٣٩٨/٠٩/١٣
|

381 منفعت شخصی ١٣٩٨/٠٩/١٣
|

382 منافع شخصی ١٣٩٨/٠٩/١٣
|

383 تدریجا، آرام آرام، یواش یواش، پله‌پله، نم‌نم، نرم‌نرمک، آهسته آهسته، قدم به قدم، ١٣٩٨/٠٩/١٣
|

384 پراهمیت ١٣٩٨/٠٩/١٢
|

385 پدیدار شدن در قالبِ
قالبِ... را به خود گرفتن
١٣٩٨/٠٩/١٢
|

386 سر برآوردن ١٣٩٨/٠٩/١٢
|

387 چشم انتظار بودن، در انتظار بودن ١٣٩٨/٠٩/١٢
|

388 وسیعا، به طور وسیع ١٣٩٨/٠٩/١٢
|

389 قرار دارد ١٣٩٨/٠٩/١٢
|

390 قرار داشت
عبارت بود از
١٣٩٨/٠٩/١٢
|

391 برپایی/راه‌اندازی جنگ ١٣٩٨/٠٩/١٢
|

392 شهر میدل‌بورخ (واقع در جنوب باختری هلند) ١٣٩٨/٠٩/١٢
|

393 coercion ١٣٩٨/٠٩/١٢
|

394 به طور مداوم، به صورت مستمر ١٣٩٨/٠٩/١٢
|

395 نشاندن به جای ١٣٩٨/٠٩/١٢
|

396 لازم به ذکر است که، ذکر این نکته اهمیت دارد که ١٣٩٨/٠٩/١٢
|

397 همچنان، پیوسته، همواره، همانطور، همینطور
their opposition continues to be heard=مخالفت آنان همچنان به گوش می‌رسد
they continued to solicit dona ...
١٣٩٨/٠٩/١٢
|

398 در راستای، هم‌راستا با ١٣٩٨/٠٩/١٢
|

399 به طور ضمنی، ضمنا
به صورت تلویحی، تلویحا
١٣٩٨/٠٩/١٢
|

400 بازنشستگی پیش‌ازموعد ١٣٩٨/٠٩/١٢
|

401 نهادینه ١٣٩٨/٠٩/١٢
|

402 ناممکن ١٣٩٨/٠٩/١١
|

403 بی‌ابهام، صراحتا، آشکارا ١٣٩٨/٠٩/١١
|

404 نامبهمی، بی‌ابهامی، وضوح، صراحت، روشنی، آشکاری ١٣٩٨/٠٩/١١
|

405 نامبهم ١٣٩٨/٠٩/١١
|

406 گذرگاه ١٣٩٨/٠٩/١١
|

407 (عموما) پذیرفته‌شده ١٣٩٨/٠٩/١١
|

408 زیان‌بار ١٣٩٨/٠٩/١١
|

409 فروپاشی ١٣٩٨/٠٩/١١
|

410 قیام کردن ١٣٩٨/٠٩/١١
|

411 علل، دلایل، عوامل، موجبات، اسباب ١٣٩٨/٠٩/١١
|

412 فرسایش، فرسودگی
فرساینده، فرسوده‌کننده
١٣٩٨/٠٩/١١
|

413 تعالیم، رهنمودها، دستورات کار ١٣٩٨/٠٩/١١
|

414 لاینقطع، بلاوقفه، علی‌الدوام، دایم، مدام، وقفه‌ناپذیر ١٣٩٨/٠٩/١١
|

415 موانع، محاصرات ١٣٩٨/٠٩/١١
|

416 مضرات ١٣٩٨/٠٩/١١
|

417 رنج بردن ١٣٩٨/٠٩/١١
|

418 رنج بردن از
suffer - experience (emotional) pain= thefreedictionary.com/bear
١٣٩٨/٠٩/١١
|

419 ضرر، نقص ١٣٩٨/٠٩/١١
|

420 موجد، ایجادگر، ایجادکننده، تولیدکننده
ایجاد، تولید
١٣٩٨/٠٩/١١
|

421 کلنی‌وار، کلنی‌گونه ١٣٩٨/٠٩/١١
|

422 پیشرفت، عمران ١٣٩٨/٠٩/١١
|

423 حائزاهمیت ١٣٩٨/٠٩/١١
|

424 مطلقا، به طور محض، تماما، به تنهایی، فقط، محضا ١٣٩٨/٠٩/١١
|

425 شکوفایی ١٣٩٨/٠٩/١١
|

426 صاحب‌منصبان، افراد صاحب‌اختیار، مسئولان، مراجع ١٣٩٨/٠٩/١١
|

427 برجسته‌سازی ١٣٩٨/٠٩/١١
|

428 کسی را به حال خود رها کردن ١٣٩٨/٠٩/١١
|

429 حقوق خانواده ١٣٩٨/٠٩/١١
|

430 باز هم ١٣٩٨/٠٩/١١
|

431 زیادی تاکیدشده، دارای تاکید بیش از حد ١٣٩٨/٠٩/١١
|

432 تاکید بیش از حد ١٣٩٨/٠٩/١١
|

433 تضاد ١٣٩٨/٠٩/١١
|

434 قرون وسطی (سده‌های میانی،قرون میانی) ١٣٩٨/٠٩/١١
|

435 ذی‌نفع ١٣٩٨/٠٩/١١
|

436 ذی‌نفعان، منتفعان، ذی‌نفوذان ١٣٩٨/٠٩/١١
|

437 منتفع ١٣٩٨/٠٩/١١
|

438 منتفع ١٣٩٨/٠٩/١١
|

439 متصف (بودن به)، ترسیم‌شده، توصیف‌شده ١٣٩٨/٠٩/١١
|

440 مشخصه آن ... است
this city is characterized by population density = مشخصه این شهر تراکم جمعیت است
١٣٩٨/٠٩/١١
|

441 هانزایی ١٣٩٨/٠٩/١١
|

442 به گفته دیگر، به سخن دیگر، به دیگر سخن، در کلامی دیگر، به کلامی دیگر، به دیگر کلام، به قولی دیگر، به دیگر قول ١٣٩٨/٠٩/١١
|

443 پنداشتن، انگاشتن، دانستن
Braudel designates Antwerp the dominant city = برودل آنتورپ را شهر غالب می‌پندارد
١٣٩٨/٠٩/١١
|

444 پایسته ١٣٩٨/٠٩/١١
|

445 بر پایه چیزی بودن، متکی بودن بر، استوار بودن بر، اتکا/تکیه داشتن بر ١٣٩٨/٠٩/١١
|

446 انحطاط، زوال، هلاکت، اضمحلال، امحا ١٣٩٨/٠٩/١١
|

447 گرد آوردن، گردآوری ١٣٩٨/٠٩/١١
|

448 امکان، فرصت
possibility, opening = thefreedictionary.com/option
١٣٩٨/٠٩/١١
|

449 افتتاحیه ١٣٩٨/٠٩/١١
|

450 luggage، باروبنه ١٣٩٨/٠٩/١١
|

451 برپایی، شروع، آغاز ١٣٩٨/٠٩/١١
|

452 اشرافی‌سازی (کردن) ١٣٩٨/٠٩/١١
|

453 ایمن، در امان، محفوظ، مصون، محروس ١٣٩٨/٠٩/١١
|

454 جنوآیی ١٣٩٨/٠٩/١١
|

455 در حد اعلی، در منتها درجه، در منتهی‌الیه، به شکل مفرط ١٣٩٨/٠٩/١١
|

456 جلوه یافتن با، متجلی شدن با ١٣٩٨/٠٩/١١
|

457 بدجنس، بدذات ١٣٩٨/٠٩/١١
|

458 بدذات، بدسیرت ١٣٩٨/٠٩/١١
|

459 گوسفندپروری ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

460 برخوردار از، بهره‌مند از
برخورداری
١٣٩٨/٠٩/١٠
|

461 دست رد به سینه کسی زدن ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

462 تشکّل، سازوبرگ ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

463 in later years =در اواخر عمر، در کهنسالی ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

464 مشعر، شعور، وقوف ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

465 چندی، چندصباحی، برای مدت زمانی ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

466 دردم، بی‌درنگ، بلادرنگ، در آنی، در چشم برهم‌زدنی، بلافاصله، فورا، فوری، فی‌الفور، فی‌الحال، بی‌تامل، به‌تاجیل، همان دم ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

467 چندپاره، چندتکه ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

468 پرداخت‌شده، پرداختی ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

469 فعالیت‌ها ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

470 مبارز با، در مصاف، در جنگ/نبرد/پیکار/ستیز/محاربه/حرب با، جنگنده با
Spanish troops fighting the Dutch = سربازان اسپانیایی مبارز با هلندی‌ها
١٣٩٨/٠٩/١٠
|

471 سربازان، لشکریان،سپاهیان، قشون، نظامیان، نیروها ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

472 ارسال‌شده، ارسالی ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

473 توان‌فرسا، ناتوان‌ساز، مضعف ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

474 توان‌کاه، توان‌فرسا، ناتوان‌ساز، جان‌فرسا ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

475 توان‌فرسایی، جان‌فرسایی ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

476 پا نهادن در ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

477 پول قوی، پول سالم، پول باثبات ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

478 پول باثبات ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

479 ارز باثبات ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

480 روبه‌جلو ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

481 به اضافه, به علاوه، علاوه بر، مزید بر ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

482 حفظ کردن از، محافظت کردن از ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

483 بهره‌کشی (کردن) ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

484 another spelling for organize, for more meanings see the entry of organize ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

485 تحکیم، تحکیم‌بخشی، استحکام‌بخشی ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

486 روزافزون ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

487 درآمیختن، ترکیب/مخلوط/ملحق/یک‌کاسه کردن ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

488 ازکف‌رفته، نابودشده ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

489 از کف دادن ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

490 پایان‌دهی، پایان‌بخشی، پایان‌یابی، خاتمه‌دهی، خاتمه‌یابی، اتمام، خاتمه، پایان
پایان‌دهنده، پایان‌بخش، اتمام‌گر، اتمام‌دهنده
١٣٩٨/٠٩/١٠
|

491 پایان‌ناپذیر ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

492 با احتیاط، محتاطانه ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

493 مورد کنترل ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

494 به طور قطع ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

495 چندین مرتبه ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

496 بارها، دفعات، مراتب
زمان، روزگار، ایام، دوران
١٣٩٨/٠٩/١٠
|

497 با فراست ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

498 دست‌نشانده ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

499 داخل کردن، داخل شدن
به کار گرفتن، به‌کارگیری
١٣٩٨/٠٩/١٠
|

500 سوم آنکه... ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

501 دوم آنکه... ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

502 اول آنکه ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

503 تصور ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

504 توقعات، تصورات ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

505 پیشنهادی
پیشنهادشده، ارائه‌شده، عرضه‌شده
١٣٩٨/٠٩/١٠
|

506 رو به سوی کسی یا چیزی کردن ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

507 غیرمتعهد، نامتعهد، مشغول‌نشده، غیرمشغول ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

508 درگیرنشده، بی‌نقش، گرفتارنشده، دخالت‌نکرده، مداخله‌نکرده ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

509 صورت گرفتن،واقع شدن، انجام شدن ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

510 ادامه یافتن، امتداد داشتن ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

511 گوشزد کردن ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

512 خیلی‌ها ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

513 تولد دوباره ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

514 در سرتاسر جهان ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

515 دارای رضایت خاطر ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

516 آسیب‌پذیر، خدشه‌پذیر، خلل‌پذیر، صدمه‌پذیر، گزندپذیر
١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

517 هماورد ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

518 پنهانی، پنهانکارانه، محرمانه، مخفیانه ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

519 پنهانی ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

520 تعاملات، تبادلات، مبادلات ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

521 رایزنی‌های عمومی ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

522 نحوه ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

523 خودمختاری، خودگردانی، خودفرمانی ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

524 موردنظر، مدنظر، مقصود ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

525 مدنظر ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

526 رفتن به فلان صفحه، باز کردن صفحه ی...
to look for a particular page in a book = macmillandictionary.com/dictionary/british/turn-to
Turn to page ...
١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

527 یاد کردن، نام بردن، خواندن، اطلاق کردن، پنداشتن، انگاشتن ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

528 عنوان کردن ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

529 متلاشی، خراب، ویران، در هم‌شکسته؛ ازهم‎پاشیده، گسیخته، منهدم ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

530 در هم شکستن ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

531 دسایس ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

532 درگیرنشدگی، عدم مداخله ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

533 به دور از جنجال، درگیرنشده در بگومگو ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

534 تصور کردن ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

535 درنظرگرفته‌شده، تلقی‌شده، قلمدادشده، تصورشده ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

536 محکوم به فنا/نابودی ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

537 محکوم به
باید، بالاجبار
١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

538 تعلیم‌دیده، کارآموخته، آموزش‌دیده، آموخته‌شده ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

539 پودستا (نام اطلاق شده به برخی مقامات بلندپایه در بسیاری از شهرهای ایتالیا در قرون وسطی) ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

540 اطلاق‌شده، اطلاقی ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

541 درباری ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

542 مخاطره‌آمیز، خطرزا، خطرخیز، وخیم، هولناک، سیجناک، بیمناک، هراس‌انگیز، سهمگین، سهمناک، وحشت‌انگیز، مهیل، وهمناک، هراسناک، ترس‌آور، ترس‌آلود، تهدیدآم ... ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

543 فاصله گرفتن، فاصله داشتن ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

544 حین، ضمن ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

545 وسیعا، عمدتا ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

546 اواسط ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

547 تصدیق کننده چیزی بودن، موید چیزی بودن ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

548 تصدیق‌کننده، تصدیق‌گر، اثبات‌کننده، گواه ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

549 کمابیش، تاحدودی ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

550 پشتیبان، پشت‌بند، پشتواره، نگهدار، پشتیبانی، نگهداری ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

551 میل داشتن به، میل کردن به، متمایل بودن به، جانبداری/طرفداری کردن از، تبعیض قائل شدن ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

552 میل کردن ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

553 به یاد آورید، به خاطر آورید، به خاطر داشته باشید
به یاد می آورید که...؟ به خاطر می آورید که...؟ به خاطر دارید که...؟
١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

554 تحسین ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

555 به‌کارگیرنده ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

556 بی‌اطلاعی، بی‌خبری، ناآگاهی ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

557 پایه ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

558 شیوه کار ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

559 شیوه ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

560 شیوه زندگی ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

561 حاصل از، منتج از، فرآمدِ ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

562 انتخاب‌شده، گزینش‌شده، انتخابی، موردانتخاب ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

563 غالب امدن، مغلوب ساختن، غلبه یافتن ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

564 مغلوب ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

565 نشان دهنده ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

566 در معرض نمایش، عرضه شده ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

567 مستثنا ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

568 پرواضح است که، به طور اَوضَح، به صورت آشکارتر، به روشنی بیشتر ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

569 واجدالشرایط ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

570 تعجب برانگیز ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

571 اختصاص دادن ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

572 منظور شده، در نظر گرفته شده ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

573 به منظورِ، منظور شده برای ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

574 نافع، منتفع، متمتع، مستفید، مستفیض ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

575 متضرر، خاسر، زیان دیده، زیان رسیده، خسارت دیده، زیانکار، مغبون ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

576 در رابطه با، مربوط به، در مورد ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

577 نیمه تمام ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

578 صورت دادن ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

579 با نام، با اسم ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

580 مانند این، همانند این، مثل این ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

581 جانبی ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

582 طرف کسی یا چیزی را گرفتن، طرفداری/جانبداری کردن از ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

583 اضلاع، جوانب، اطراف، جهات، وجوه ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

584 مهم است، اهمیت دارد، دارای اهمیت است، حائز اهمیت است ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

585 مسدودسازی ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

586 نیاکان ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

587 بازآرایی، بازچینی ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

588 کسب معاش، گذرانِ زندگی، کسب معیشت، تولید معیشت ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

589 کم‌ارزش‌سازی، بی‌ارزش‌سازی، کاهش ارزش
ارزش‌کاه، کاهنده ارزش
١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

590 تا این زمان، تا آن زمان، تا به حال ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

591 1 ظهرنویسی
2 پشتیبانی، حمایت
١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

592 مخالف بودن با ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

593 میل کردن، گراییدن ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

594 میل کردن، گراییدن ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

595 پرورنده، پروراننده ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

596 تقابل ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

597 تداوم‌بخش خود ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

598 نقد کردن ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

599 رعایا، بندگان، بردگان، غلامان ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

600 خفت،خواری, سرافکندگی، سرشکستگی، شرمساری ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

601 تبیین کردن، تشریح کردن، بازنمودن ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

602 مجدد، مجددا ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

603 به طور اهم، مهمتر آنکه ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

604 بذر پاشیدن
this position spawns a further question = این دیدگاه بذر پرسش دیگری را می پاشد

پدید آوردن
١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

605 بالا رفتن،بالا بردن، ارتقا دادن، ارتقا یافتن ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

606 شهری شدن، شهری شدگی ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

607 کم‌ارزش‌سازی، ناچیزپنداری، کوچک‌شماری، خردانگاری، خوارشماری، سبک‌شماری، کم‌اهمیت‌پنداری، دون‌شماری، زبون‌شماری، تحقیر، استخفاف ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

608 بازتاب داشتن، بازتاب یافتن، پژواک داشتن، پژواک یافتن، طنین‌انداز شدن ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

609 به طور اعم ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

610 درگرفتن
a debate was initiated = مناظره ای درگرفت
١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

611 نکته مهم
...The critical point is that= نکته مهم این است که...
١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

612 ضروری است، ضرورت دارد ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

613 هم راستا، مقارن ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

614 به بقای خود ادامه دادن، زیست کردن، تداوم یافتن ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

615 طرف کسی یا چیزی را گرفتن، طرفداری/جانبداری کردن از ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

616 اهمیت
a matter of utmost concern = مسئله ای با حد اعلای اهمیت
١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

617 به حمایت (از چیزی) در آمدن، پشتیبانی کردن، رای دادن (به نفع کسی یا چیزی) ١٣٩٨/٠٩/٠٧
|

618 از دریچه‌ی، از مجرای، به کمک، با استفاده از، توسط، تماما تا ١٣٩٨/٠٩/٠٦
|

619 1 انگ زدن
2 خاطرنشان‌سازی
١٣٩٨/٠٩/٠٦
|

620 موردنظر ١٣٩٨/٠٩/٠٥
|

621 موردنظر ١٣٩٨/٠٩/٠٥
|

622 مرتبط ١٣٩٨/٠٩/٠٥
|

623 پرپیامد، پرتاثیر، پراثر ١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

624 به راه انداختن، به جریان انداختن، جریان گرفتن ١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

625 به راه انداختن، به جریان انداختن، جریان گرفتن ١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

626 آزردن، آزرده خاطر کردن، شوکه کردن ١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

627 مرد متشخص/شخیص ١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

628 فوق‌الذکر، گفته شده در بالا، نامبرده، مذکور ١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

629 اختصاص دادن، تخصیص دادن، مختص چیزی بودن
to assign or resign to a specific purpose or function= thefreedictionary.com/give over
the day was give ...
١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

630 اختصاص دادن، تخصیص دادن، مختص چیزی بودن
to use something for a specific purpose —usually used in the form given over to:
the day was given over ...
١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

631 دوقطبیت ١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

632 واپسین ١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

633 سلسله وار، زنجیروار ١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

634 خودران ١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

635 مهلت، موقعیت، شانس
a possibility due to a favorable combination of circumstances= thefreedictionary.com/possibility
١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

636 احتمالات، پیشامدها ١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

637 فراوان، وافر ١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

638 فقرزده، بی نوا ١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

639 مجزا ١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

640 تشکیل‌دهنده چیزی بودن،ایجاد کردن، به وجود آوردن، شکل دادن، به شمار آمدن ١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

641 تاثیرنپذیرفته ١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

642 مجامع ١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

643 حاصل از، محصولِ، ماحصلِ، مولودِ، ثمره ی، نتیجه ی، زاده ی، پیامدِ ١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

644 پیوسته، مدام ١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

645 به جریان افتادن، مشغول به کار یا تولید یا فعالیت شدن ١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

646 طرز فکر ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

647 بیفایده، بیهوده، بلااستفاده، بیمصرف، باطله، عبث، غیرسودمند، به دردنخور ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

648 نهادن ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

649 دورسازی، دوری‌گزینی، فاصله‌گیری، فاصله‌گذاری ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

650 گذاشتن، گماردن، قائل شدن ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

651 نوسان داشتن، پیوسته فراز و فرود داشتن، افت و خیز داشتن ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

652 در اواخر عمر، در کهنسالی ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

653 سالیان ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

654 اراضی، زمین ها، سرزمین ها ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

655 عقب ماندن ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

656 سوق‌دهی
صدرنشین
١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

657 کهن‌الگو ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

658 زیربنایی ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

659 اروپادوست، اروپاخواه، اروپاطلب
اروپادوستی، اروپاخواهی، اروپاطلبی
اروپادوستانه، اروپاخواهانه، اروپاطلبانه
١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

660 پسوند به معنای:
-دوستی، -خواهی، -طلبی
Europhilism = اروپادوستی
١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

661 اروپادوستی، اروپاخواهی، اروپاطلبی ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

662 پسوند به معنای:
-دوست، -دوستی، -خواه، -خواهی, -طلب، -طلبی
Europhilic = اروپادوست، اروپادوستی
١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

663 پسوند به معنای -دوستی، -خواهی، -طلبی
Europhilia =اروپادوستی
١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

664 به پایان خود رسیدن، به نهایت خود رسیدن ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

665 نهایت ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

666 حاصل،حاصله ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

667 عیان، عریان، برملا، فاش، بی‌پرده، رسوا، برهنه ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

668 نمایان‌سازی، آشکارسازی، افشاسازی، افشاگری، عیان‌سازی، برهنه‌سازی، رسواسازی، پرده‌دری، برملاسازی، علنی‌سازی ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

669 نمایان‌سازی، آشکارسازی، افشاسازی، افشاگری، عیان‌سازی، برهنه‌سازی، رسواسازی، پرده‌دری، برملاسازی، علنی‌سازی ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

670 بازنموده، ترسیم‌شده، وصف‌شده ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

671 be conspicuous = خودنمایی کردن ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

672 عیان ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

673 دسترس‌پذیر ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

674 ادراکات، استنتاجات، برداشت‌ها ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

675 آگاه‌سازی، اطلاع‌رسانی ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

676 سست‌پیوند، دارای ارتباط سست ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

677 (به صورت) بی‌قاعده ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

678 سکونتگاه، منزلگاه، منزلگه، مسکن ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

679 لذا ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

680 derived from, consequent upon, resulted from, from ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

681 وجوه ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

682 معانی، مفاهیم، تعابیر ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

683 برقرار کردن
:the link that I have made
پیوندی که من برقرار کرده‌ام
١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

684 مدرن، مدرن شده، مدرن‌سازی شده، مدرنیزه شده ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

685 مدرن‌سازی ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

686 مخازن ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

687 چندتکه، چندپارچه ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

688 مدرنیته ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

689 مشمول، گرفتار، درگیر، شریک ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

690 معزول، مخلوع، برکنار، برافتاده ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

691 در لباسِ، در جامه‌ی، ملبس به، در ردایِ، در قالبِ، با چهره‌ی، در نقابِ، به ظاهرِ ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

692 انتظام ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

693 شمول، فراگیری، تمامیت ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

694 مضاعف ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

695 نوشدگی ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

696 مدرن‌سازی ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

697 به طور معروف، به صورت شناخته‌شده ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

698 لحاظ کردن ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

699 درآمدزایی، پول‌سازی ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

700 امر، مسئله ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

701 ایجاد ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

702 (مثل) آب خوردن ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

703 روانه‌سازی ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

704 ارسال، روانه‌سازی ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

705 درهم‌کوبی ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

706 زیورآلات ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

707 خزائن ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

708 خزانه‌داری ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

709 بی‌دینان، بی‌ایمانان ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

710 اغواگری ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

711 وقایع ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

712 پادرهوا، بلاتکلیف ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

713 تجدیدقوا کردن ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

714 طبقات، اقشار ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

715 تهدیدنشده، مورد تهدید واقع نشده، به خطر/مخاطره نیفتاده ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

716 شرکت کردن ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

717 درگیر شدن در، مشغول شدن به ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

718 کشیده شدن به ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

719 پایان‌دهی، پایان‌بخشی، متوقف‌سازی
پایان‌بخش
١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

720 پایان دادن، پایان بخشیدن، پایان‌دهی، پایان‌بخشی ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

721 تولیدکننده ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

722 :in the aftermath of
در اثر، پس از
١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

723 (به) پیش رفتن، تداوم داشتن، پاییدن، پایدار بودن ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

724 بی‌تردید، بی‌چون‌وچرا پذیرفته شده، مسلم، مسجل، محرز، بی‌چالش ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

725 محرز دانستن، مسجل پنداشتن، بی‌چون‌وچرا پذیرفتن ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

726 محرز، مسلم، مسجل ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

727 عموما ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

728 succeed to =جانشینی
١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

729 معمول ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

730 به موفقیت رسیدن ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

731 a decline; a downturn
سیرنزولی، رکود اقتصادی، کسادی
١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

732 مانع شدن، پیشگیری کردن ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

733 پدیدآور ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

734 سربرآوردن
پیدایی، پدیدآیی، تکون، تکوین، وقوع
١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

735 یک
there is too much data to fit onto just the one disk = داده‌های خیلی زیادی وجود دارد که بتوان در یک دیسک گنجاند
do you think five or us will ...
١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

736 یک، یک چیز ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

737 ارتدادی
heretical movements =جنبش‌های ارتدادی
١٣٩٨/٠٩/٠١
|

738 به طور فوق‌العاده ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

739 تلخیص ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

740 اختلافات
religious divisions and challenges = ستیزه‌جویی‌ها و اختلافات مذهبی
١٣٩٨/٠٩/٠١
|

741 پایداری ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

742 فراهم‌آور، فراهم‌گر، فراهم‌ساز، تامین‌گر، ارائه‌گر ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

743 زنجیروار، متسلسل ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

744 نمادکالا ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

745 فصول ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

746 فصول ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

747 اعلا، ممتاز، نفیس ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

748 high quality = پرکیفیت
good quality = باکیفیت
low/poor quality= کم‌کیفیت
١٣٩٨/٠٩/٠١
|

749 پرکیفیت، مرغوب ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

750 باکیفیت ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

751 کم‌کیفیت، کیفیت‌پایین ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

752 کم‌کیفیت، کیفیت‌پایین ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

753 تبیین (کردن)، روشن‌سازی (کردن) ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

754 تبیین ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

755 به طور اعم ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

756 1 تلقیات، تعابیر، تفاسیر
2 معالجات، درمان‌ها
١٣٩٨/٠٩/٠١
|

757 منسوخ کردن ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

758 انکارناپذیر، غیرقابل‌انکار ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

759 محرز، حتمی، بی‌تردید، غیرقابل تردید، تردیدناپذیر ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

760 یافتن ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

761 محدود ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

762 وابسته به نظام، نظامی ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

763 رویارویی (کردن) ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

764 انحصارسازی، انحصارگرایی، انحصارطلبی ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

765 انحصاری‌شده، انحصاری ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

766 انحصارگر، انحصارطلب، انحصارساز، ایجادگر انحصار، موجد انحصار ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

767 بازی مونوپولی ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

768 انحصارسازی، انحصارگرایی، انحصاری‌شدگی ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

769 انحصارات ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

770 انحصارسازی، انحصارگرایی ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

771 مفهوم روشن، معنی واضح، تعبیر صریح ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

772 براندازی حکومت ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

773 be (a) party to sth = دست داشتن در، دخالت داشتن در، دخیل بودن در ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

774 be (a) party to sth = دست داشتن در، دخالت داشتن در، دخیل بودن در ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

775 be (a) party to sth = دست داشتن در، دخالت داشتن در، دخیل بودن در ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

776 be (a) party to = دست داشتن در، دخالت داشتن در، دخیل بودن در ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

777 مورد استفاده برای، به‌کاررفته برای ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

778 مورد استفاده، به‌کاررفته، به‌کارگرفته‌شده ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

779
۱) مچ کسی را گرفتن
they had been selling stolen cars for years before the police caught up with them =
پیش از آن‌که پلیس مچشان را بگیرد سال ...
١٣٩٨/٠٩/٠١
|

780 مچ کسی را گرفتن ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

781 پرموفقیت ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

782 food for thought ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

783 دغدغه خاطر، تشویش خاطر، درگیری ذهنی، دغدغه ذهنی، مشغله فکری، دل‌مشغولی ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

784 غایت‌گرایی، غایت‌گرایانه
فرجام‌گرایی، فرجام‌گرایانه
فرجام‌شناسی، فرجام‌شناسانه
١٣٩٨/٠٩/٠١
|

785 غایت‌گرایی ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

786 از کنار چیزی عبور کردن ١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

787 براندازی، واژگونی
برانداز، واژگون‌کننده، واژگون‌ساز
١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

788 فرستادن، گسیل/روانه کردن ١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

789 پابرجا ماندن ١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

790 پرهیزناپذیر، امساک‌ناپذیر ١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

791 تا حدی، تا حدودی ١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

792 چنین بودن، درست بودن، صحت داشتن
this doesn't appear to be the case= به نظر نمی‌آید چنین باشد، به نظر نمی‌رسد صحت داشته باشد
it appears she left ...
١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

793 ظاهرا، به ظاهر
there appears to be some mistake = ظاهرا اشتباهی رخ داده است
١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

794 ظاهرا، به ظاهر ١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

795 قادر، توانا
ممکن‌سازی
١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

796 تمامی ١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

797 متعاقب، آتی، مابعد، بعدی
this market made possible the economic growth that followed= این بازار ، رشد اقتصادی متعاقب را ممکن ساخت
١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

798 به صورت انفجاری ١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

799 رکود ١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

800 فواصل، بازه‌ها ١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

801 جویای چیزی بودن ١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

802 درحال‌گسترش، در‌حال‌توسعه، روبه‌رشد، روبه‌رونق، درحال‌شکوفایی ١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

803 the latter = مورد دوم، مورد آخر، مورد اخیرالذکر
١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

804 مورد اخیرالذکر، مورد آخر، مورد دوم ١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

805 سپردن، اختصاص دادن ١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

806 به طور متناوب عوض شدن، به تناوب چرخیدن ١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

807 واقع
trade taking place in Italy = تجارت واقع در ایتالیا
١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

808 اصلی ١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

809 واقع
located in the south =واقع در جنوب
١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

810 1 بهتر است، می بایست، بایستی، رواست که
2 should = if اگر
should you need anything, please dont hesitate to contact me = اگر به چیزی نیاز ...
١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

811 از هیچ، از صفر، از نیستی ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

812 همانند پنداشتن، یکی پنداشتن، همسان کردن، همانند کردن، برابر دانستن ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

813 تمایل داشتن ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

814 شهرمحور ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

815 کمی به تفصیل ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

816 بروز، پیدایش، پیدایی، طلوع، وقوع، تجلی، جلوه ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

817 فقط بعدهاست که... ، فقط بعدا است که... ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

818 رواج دادن، ترویج ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

819 ایجاد، تشکیل، تاسیس، شکل دهی، وضع، برپایی، برقراری ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

820 غَلَیان ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

821 پیشران ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

822 ادله، براهین ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

823 خلاف ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

824 ادراک ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

825 حاشیه ای سازی
١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

826 an appendage of = جزئی از ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

827 منزوی سازی، جداسازی، سواسازی، قرنطینه سازی ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

828 موافق، هم رای، همدل، هم نوا، هم ساز، یکدل، هم داستان، متفق الرای، متفق القول، هم آواز، هم زبان، هم صدا، هم نظر، هم عقیده، هم فکر، هماهنگ ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

829 گهگدار، گاهگدار ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

830 باید، قرار بود ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

831 باید، قرار است ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

832 تام، تمام، بی‌کم‌وکسر، درست و کامل، بی‌عیب‌ونقص، مستوفا ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

833 همتا، همانند ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

834 همتا/همانند بودن ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

835 صرف نظر، گذشت، سلب حق، رد، تکذیب،انکار، اعراض، اغماض ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

836 بیزانسی ها ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

837 دست یافتن به، نیل آمدن، تحصیل کردن، تحصیل، حصول ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

838 شهادت‌نامه، تصدیق‌نامه ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

839 تصورناپذیر ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

840 شروع نو، نوآغاز ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

841 خودنمایی کردن، چشمگیر بودن ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

842 مداخله، مشغولیت، اشتغال، مشغله ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

843 ادویه جات ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

844 کمبود، نبود ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

845 مبادی ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

846 مکشوف، پرده برداری شده، برملا، عریان، عیان ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

847 مشتاق به، خواهانِ، طالبِ ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

848 1 مشهود
2 مبتنی بر شواهد
١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

849 رویارویی، رودررویی، تقابل ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

850 مبادلاتی
there was exchange vitality, but not exchange take-off = تکاپوی مبادلاتی وجود داشت، اما نه جهش مبادلاتی
١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

851 قطع، منقطع، منفصل ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

852 حمل‌ونقل، حمل‌ونقل دریایی، ترابری دریایی ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

853 ترکیب ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

854 مستغرق/غرقه/غوطه ور کردن ١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

855 سرآغاز ١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

856 اسیرسازی ١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

857 اشخاصی که، مردمی که ١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

858 افراد، کسان، اشخاص، مردم
those in bondage = افراد دربند
...those who = کسانی که، افرادی که، اشخاصی که...
١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

859 دربند ١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

860 به طور غیرعادی ١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

861 منقطع ١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

862 وجود داشت، موجود بود، بود، داشت، یافت می شد ١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

863 دلالت کردن، دلالت داشتن ١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

864 توصیف، ترسیم، ترسیم کردن ١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

865 ناپاک، ناتمیز، کثیف
نشسته، ناشسته، ناشور
١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

866 استفهام انکاری ١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

867 پیوند داشتن/خوردن ١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

868 پیشگام، پیشتاز، پیشرو ١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

869 محسوس، معلوم، نمایان، واضح، هویدا، آشکار، بارز، پدیدار ١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

870 where it is occurred = محل وقوع
when it is occurred = هنگام وقوع
١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

871 markets catering to the rich = بازارهای فراهم آورنده نیاز اغنیا ١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

872 باشکوه ١٣٩٨/٠٨/٢٧
|

873 محلی سازی ١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

874 موکدا، به طور موکد، به تاکید ١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

875 luxurious = به قول دوستمون باارزش با کلاس، تجملی, مجلل، لوکس، اعیانی، فاخر
luxuries = تجملات
این دو تا با هم اشتباه نشه
١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

876 تجملاتی، فاخر، اعیانی ١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

877 گسستن، گسلیدن، گسیختن ١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

878 گسستگی
his account represents a break from Pirenne scholarship =روایت وی نمایانگر گسستگی از پژوهش پیرین است
١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

879 (noun)
تلاش، اقدام
An attempt or a try: He got the answer on the third take

رویکرد، نگرش، گرایش
an approach; treatment: a new take on ...
١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

880 مدون ١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

881 ابزار، اسباب، آلات، ادات ١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

882 به حساب آوردن، به شمار آوردن، ممکن ساختن ١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

883 بازتاب‌کننده، بازتابنده، بازتابگر ١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

884 رخت بربستن ١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

885 و همچنین، و نیز
evidence, both quantitative and qualitative = شواهد کمی و همچنین کیفی
١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

886 کارولنژی ١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

887 تشکیل ١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

888 دیرمانی، ماندگاری ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

889 ملخص کلام، خلاصتا ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

890 جان به در بردن ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

891 پیرو چیزی بودن ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

892 نیمه نهایی ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

893 کم نظیر ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

894 متمدن سازی ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

895 رومی سازی ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

896 درپیچیده در ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

897 لاینفک، جدانشدنی، جدایی ناپذیر، غیر قابل انفصال، غیر قابل انفکاک، تجزیه ناپذیر، متلازم ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

898 نه تنها... نیست بلکه...
Far from being Eurocentric, my analysis exoticizes Europe =تحلیل من نه تنها اروپامحوری نیست، بلکه اروپا را بیگانه می سازد< ...
١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

899 گریخته، فراری، رهیده، جان به در برده، خلاص ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

900 اروپامحوری ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

901 اروپامحور ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

902 رحجان بخشی، رجحان دهی، ارجحیت بخشی، ارجح سازی، برتری بخشی، مستثنی سازی، امتیازدهی، امتیازبخشی، تفضل ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

903 مفید، فایده بخش، موثر، نافع، سودبخش، نتیجه بخش، ثمربخش، مثمر ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

904 تاکید کردن ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

905 زودهنگام، پیشتاز، پیشرو

اولیه
early - being or occurring at an early stage of development
١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

906 سیرت، طریقت ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

907 آتی، متعاقب، بعدی ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

908 غرض ورزی ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

909 غرض ورزانه ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

910 چسبیده، ملحق، منضم، ضمیمه‌شده، الصاق‌شده، الصاقی ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

911 رو به باختر، رو به غرب ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

912 نمایانگر/نشانگر/بیانگر/مبین/نشان دهنده/آشکارکننده/ روشنگر/گویای چیزی بودن ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

913 درخور،فراخور، برازنده، شایان، شایگان،مستحق، لایق ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

914 مورد نظر ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

915 دست‌ساخت، دست‌ساخته، دست‌ساز ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

916 به منظور، جهتِ ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

917 نقشی ایفا کردن، نقشی بازی کردن ١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

918 پرسه زدن، سیر کردن ١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

919 خود را درگیر نکردن ١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

920 مسیریابی ١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

921 در فاصله (دو چیز) ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

922 یکپارچه، نامتغیر ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

923 ظهور یافتن، سر برآوردن ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

924 ازهم پاشیدگی، از هم پاشی ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

925 از هم پاشیدن ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

926 extend over or across= thefreedictionary.com/straddling
مابین
the city network straddling AD 700 to 800 = شبکه شهری مابین ۷۰۰ تا ۸۰۰ ب.م
١٣٩٨/٠٨/٢١
|

927 تصویر کردن ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

928 به صورت تاثیرگذاری،به طرز تاثیربرانگیزی، به طور موثری، شدیدا ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

929 باثبات، ثبات یافته، دیرپا، پایدار ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

930 در نظر داشتن، به یاد داشتن ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

931 مستوجب، مستحق ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

932 واجد شرایط، مستوجب، مستحق، شایسته، سزاوار ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

933 سزاوار ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

934 متسلسل، سلسله وار، زنجیروار، به ترتیب ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

935 مولود، محصول، ماحصل، منتج، ثمره، فراورده، دستاورد ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

936 حاصل از، ناشی از، محصولِ، ماحصلِ، ثمره‌ی، مولودِ، برخاسته از، منتج از، برآمده از، نتیجه‌ی، فرآورده‌ی، دستاوردِ، ساختِ ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

937 پیاده سازی، عملی سازی ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

938 پیاده سازی (کردن) ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

939 روبه رشد، در حال شکوفایی/ ترقی/پیشرفت، متزاید ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

940 روبه‌رشد، درحال‌ترقی، درحال‌شکوفایی/پیشرفت
شکوفایی، رونق، ترقی
١٣٩٨/٠٨/٢١
|

941 شکوفایی ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

942 پیشتازی، پیشاهنگی ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

943 مقرر کردن ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

944 group, body, league, circle= thefreedictionary.com/grouping
گروه، دسته
١٣٩٨/٠٨/٢١
|

945 this city qualifies as the first world city = این شهر می تواند نخستین شهر جهان باشد
The performance qualifies as one of the best I've ever seen ...
١٣٩٨/٠٨/٢١
|

946 در سطح بین الملل
cities might be mighty capitals and centers of wide-ranging international political responsibilities
شهرها ممکن است پایتخت و م ...
١٣٩٨/٠٨/٢١
|

947 در سطح جهان ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

948 خلاصه، تلخیص شده، چکیده ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

949 به بوته آزمایش گذاشتن، در بوته آزمایش قرار دادن ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

950 منافع ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

951 دیرین، دیرینه، پایا، جاودان، جاوید، مانا، لایزال، ازلی، بادوام، مزمن، مقاوم، بلندمدت، درازمدت، طولانی مدت، طویل المدت ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

952 مقارن، هم زمان ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

953 سراسر جهان ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

954 متصل به هم ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

955 مخازن، ذخایر ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

956 جامع، فراگیر ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

957 فراگیر، همه جانبه ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

958 بی اعتبار ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

959 بزرگمردان ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

960 رقم زدن ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

961 تجلیل/اجلال/تکریم/احترام/شریف/تمجید کردن، ارج نهادن، محترم شمردن، احترام گذاشتن، شرافت دادن، شریف گرداندن ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

962 دگرگونی یافتن، دگردیسی یافتن ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

963 دگرگونی یافته، دگرگون شده، دگرریخت شده، دارای دگردیسی، تغییر شکل بافته ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

964 در پسِ ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

965 تشدید، تقویت، تحریک، تغذیه، سوخت رسانی
تشدیدکننده، تقویت کننده، محرک، برانگیزاننده، مغذی، مسبب
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

966 دانستن، پنداشتن، انگاشتن
He considers me his best friend = او مرا بهترین دوستش می داند
this is considered as a research question = این پرسشی پژ ...
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

967 تبیین، مبین، بیانگر ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

968 تبعات، نتایج، عواقب ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

969 تمرکز یافتن ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

970 همچنان، پیوسته، همواره، کماکان، همانطور/همینطور
their opposition continues to be heard=مخالفت آنان همچنان به گوش می‌رسد
they continued to solic ...
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

971 فراخ، گشاده، مشروح، مفصل، شرح و بسط داده شده، منبسط ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

972 کالایی کردن، کالاسازی ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

973 کالایی شدن، کالاشدگی ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

974 مربوط به، در رابطه با ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

975 متناقض
consisting of conflicting elements, thoughts, attitudes= thefreedictionary.com/mixed
١٣٩٨/٠٨/١٩
|

976 مفهوم پردازی، مفهوم آفرینی ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

977 ماهیتا، بالطبع ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

978 ماهیتا، طبعا، فطرا، فطرتا، بالطبع ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

979 نامشخص، در تردید ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

980 بیانگر/مبین/تبیین گر/بیان کننده/بازگوکننده/گویای ... بودن ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

981 ناهموار ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

982 سلطه گری ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

983 به طور عمده، عمدتا ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

984 متفاوت ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

985 criterion, standard - the ideal in terms of which something can be judged = thefreedictionary.com/ideal
معیار، مقیاس، ملاک، شاخص، میزان، الگو، سرم ...
١٣٩٨/٠٨/١٩
|

986 بی شک ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

987 دستخوش، متحمل ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

988 دستورالعمل پژوهشی ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

989 متمرکزسازی ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

990 و الی آخر
و...
١٣٩٨/٠٨/١٩
|

991 ارتباط دهی، مرتبط سازی ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

992 تبیین (کردن) ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

993 در تطابق با، هم‌سو با، در راستایِ، سازگار با، منطبق بر ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

994 اتخاذ کردن ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

995 معنادار بودن ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

996 حاصل از، حاصلِ، منتج از، ناشی از، بر اثرِ، ثمره‌ی، پیامدِ، برگرفته از، در نتیجه‌ی، ماحصلِ، برآمده از، برخاسته از، مولودِ، محصولِ، به موجب، به علت، به ... ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

997 حاصل شدن از، سرچشمه گرفتن از، ثمره/ماحصل چیزی بودن، برخاستن از، برگرفته شدن از، به موجب/ به علت/به سبب چیزی بودن ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

998 بسیار، به وفور ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

999 فخرفروش ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

1000 مشکل ساز بودن ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

1001 to different/varying degrees = به میزان متفاوت ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

1002 زائر، زایر ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

1003 زائران، زوار ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

1004 نام گذاری (کسی یا چیزی) به نام (کسی یا چیزی دیگر) ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

1005 به روشنی هر چه بیشتر، با بیشترین وضوح
This is most clearly illustrated = این موضوع به روشنی هر چه بیشتر نشان داده شده است
١٣٩٨/٠٨/١٩
|

1006 سهل الفهم ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

1007 تحت سلطه‌ی، زیر سلطه‌ی، در سلطه‌ی، تحت تسلطِ، در تسلطِ، تحت‌الشعاعِ، تحت تاثیرِ، متاثر از، مغلوبِ، در غلبه‌ی، زیر سیطره‌ی، در سیطره‌ی، تحت استیلایِ، ... ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

1008 عکسِ چیزی، معکوسِ چیزی ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

1009 در واقعیت ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

1010 مرتبط با، در ارتباط با ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

1011 تصادف ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

1012 دیگر ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

1013 مورد بحث قرار دادن ١٣٩٨/٠٨/١٩
|

1014 تک‌بعدی ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1015 تعیین جهت کردن، جهت گرفتن، جهت گیری کردن ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1016 تعیین جهت کردن، جهت گرفتن، جهت گیری کردن ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1017 بازنگرانه ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1018 پیشرفت ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1019 طویل ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1020 مذکور، مزبور، نام برده، یادشده ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1021 به جان هم انداختن ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1022 جنگ‌طلب ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1023 منوط بودن، تعلق داشتن ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1024 متضرر شدن ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1025 تنها رها کردن، به حال خود واگذاشتن ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1026 تنهارهاشده، تنهاگذاشته‌شده، به حال خود واگذاشته‌شده ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1027 ساختاریافته ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1028 برای نمونه، به عنوان نمونه، مثلا ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1029 نوساختار ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1030 بسط/توسعه/گسترش بیش از حد ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1031 تفکیک، انفکاک، تفریق
جداکننده، تفکیک کننده
١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1032 جداسازی، تفکیک، انفکاک، تفریق ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1033 ذکر، ارجاع، رجوع،مراجعه، عطف، اشاره ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1034 -محور
a city-centric approach = رویکردی شهرمحور
١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1035 محوری ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1036 تاریخ نگار ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1037 جمعی، جمع گرا، جمع گرایانه ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1038 ائتلافی ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1039 موشکافی کردن ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1040 استدلال آوردن ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1041 یکپارچه سازی ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1042 فتوحات ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1043 از هم گسیختگی، گسستگی ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1044 از هم گسیختگی، مختل سازی، اختلال، منقطع سازی، گسستگی ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1045 از هم گسیختن ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1046 تجزیه ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1047 اتحاد مجدد ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1048 systematic ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1049 قاعده مند ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1050 جنوب شرق آسیا، آسیای جنوب شرقی ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1051 کوشان ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1052 متسلسل ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1053 برهم‌نخورده ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1054 مائوریایی یا موریایی
[شاهنشاهی مائوریا یا موریا (سانسکریت، Maurya، मौर्य) سلسله‌ای مقتدر در هند باستان که بین سال‌های ۳۲۱ تا ۱۸۵ پیش از میلاد فرما ...
١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1055 فنیقیان، فنیقی ها ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1056 عصر برنز، دوره برنز ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1057 میتانی؛ تمدن میتانی یکی از تمدن‌های باستانی هورانی در غرب ایران و شمال میانرودان و جنوب آناتولی بود. ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1058 پادشاهی نوین مصر
پادشاهی نوین مصر، که از آن با نام امپراتوری مصر نیز یاد می‌شود، دوره‌ای تاریخی از مصر باستان میان سده‌های ۱۶ام تا ۱۱ام پیش از میل ...
١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1059 پیوسته، متسلسل، متصل، چسبیده ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1060 هوری، هوریانی ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1061 هیکسوس
هیکسوس(قبطی:heqa khasewet به معنای فرمانروایان بیگانه، یونانی:Ὑκσώς)نام مردمانی از تبار سامی است که نخستین بار در بخش شرقی دلتای نیل پدیدار ...
١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1062 هوریانی ها یا هوری ها یا هوریت ها (Hurrians) مردم باستانی شمال میان رودان از کوه های زاگرس تا سوریه بودند، که در هزاره سوم پیش از میلاد در این منطقه ... ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1063 همزمان ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1064 عصر کلاسیک، دوران/دوره کلاسیک ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1065 عصر طلایی، دوران/دوره طلایی ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1066 به قوت خود باقی ماندن ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1067 مطالب ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1068 بهره گیری، بهره برداری، بهره بری، استفاده ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1069 بهره برداری، بهره بری ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1070 برخورد کردن، برخورد داشتن ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

1071 انسان شناسانه ١٣٩٨/٠٨/١٧
|

1072 پیش از ، ماقبلِ
world empires and mini-systems preceding the modern world system =
امپراتوری های جهانی و نظام های خرد پیش از نظام جهانی مدرن
١٣٩٨/٠٨/١٧
|

1073 be legitimated = مشروعیت یافتن، مشروعیت پیدا کردن, مشروع شدن ١٣٩٨/٠٨/١٧
|

1074 تداوم/دوام داشتن، تداوم/دوام یافتن، برقرار/پابرجا ماندن ١٣٩٨/٠٨/١٧
|

1075 ویرایش شده ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1076 نگاشته، نبشته، مرقوم ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1077 به قلمِ، اثرِ، نوشته‌ی، نگاشته‌ی، نبشته‌ی، تالیفِ ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1078 ارائه دهنده، ارائه کننده، ارائه گر، عرضه کننده ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1079 مورد اختلاف قرار دادن، اختلاف کردن بر سر ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1080 دست زدن به ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1081 دست زدن به کاری ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1082 مشخص شد که ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1083 ظاهرا، به ظاهر، به نظر می رسد که... ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1084 قرار است، قرار باشد ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1085 منتج از، ناشی از، حاصل از، برخاسته از، فرآمدِ ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1086 مشروع، روا، موجه، قانونی ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1087 حسن رفتار، راست کرداری، نیکوکاری ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1088 سر/گردن نهادن، سر فرود آوردن، از پای در آمدن، وا دادن، مقهور شدن، کوتاه آمدن ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1089 فرو پاشیدن، فرو ریختن، در هم شکستن، اضمحلال، متلاشی شدن، نقش بر زمین شدن، شکستن، تاب نیاوردن ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1090 محاسبات، حساب و کتاب، محاسبه گری ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1091 به همراه، در رابطه با، در ارتباط با، به اتفاق، علاوه بر، به ضمیمه، در کنار، دوشادوش ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1092 سکونتگاه ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1093 مانده‌حساب ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1094 موازین ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1095 تمرکزیافته ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1096 گذر، گذار، عبور ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1097 از قبیل، من‌جمله، از آن جمله، از آن میان، بمانند، مانند، همانند، همچون
حاویِ، مشتمل بر
١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1098 بوروکرات ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1099 دیوان‌سالاری‌شدگی ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1100 طرف مقابل ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1101 لوح گلی، لوح رسی ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1102 هماهنگی، تناسب، توازن، تنظیم، هماهنگ سازی
هماهنگ کننده، هماهنگ ساز، متوازن کننده، تنظیم کننده، تنظیم گر
١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1103 اخراج شد، بیرون شد ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1104 مشخص کردن، مشخص بودن، مشخص شدن ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1105 محصورشدگی
The state of being enclosed
١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1106 مستحکم سازی شده، دارای استحکامات، سنگربندی شده، برج و بارودار ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1107 دست و پنجه نرم کردن با ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1108 تکمیل (شده)، کامل، کاملا ساخته شده ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1109 خطر چیزی را به جان خریدن، تن به خطر دادن ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1110 ابزار و آلات، ادوات، تجهیزات ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1111 شراکتی ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

1112 بازگو کردن ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1113 تحکیم کردن، استحکام بخشیدن، تحکیم‌بخشی، استحکام‌بخشی ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1114 محیط ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1115 اوضاع از دست در رفتن، کنترل اوضاع را از دست دادن، خارج از کنترل شدن ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1116 قالب بخشیدن ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1117 نابودسازی، انهدام، تارومارسازی ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1118 چشمگیر، شایان‌توجه، قابل‌ملاحظه، آشکار، مشهود، هویدا، واضح، نمایان، بارز ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1119 منقلب، متحول، دگرگون ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1120 منقلب کردن ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1121 تلفیقی
integrated defense systems = سامانه های دفاعی تلفیقی
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1122 به طور حیرت آور/حیرت انگیز، به طرز مبهوت کننده، به شکل بهت آور/بهت انگیز، به صورت غافلگیرکننده، به طور تعجب برانگیز/ اعجاب آمیز/اعجاب انگیز/حیرت آفری ... ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1123 به طور حیرت آور/حیرت انگیز، به طرز مبهوت کننده، به شکل بهت آور/بهت انگیز، به صورت غافلگیرکننده، به طور تعجب برانگیز/ اعجاب آمیز/اعجاب انگیز/حیرت آفری ... ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1124 مشارکتی ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1125 تقلا، همت، مسئولیت، تکلیف، کار، نقش، وظیفه ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1126 تصادفا ، برحسب تصادف/اتفاق ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1127 از قضا
that came to be very common : از قضا خیلی شایع بود
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1128 مبسوط، گسترده ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1129 تغییر بنیادین، تحول اساسی ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1130 ایجادکننده، ایجادگر، عامل، مبدع، ابداع گر، آفریننده، پدیدآور، فراهم‌کننده ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1131 انبوه، مفصل ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1132 اول و مهمتر از همه ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1133 مورد مطالعه ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1134 Capital punishment has no place in a modern society = مجازات اعدام جایی در جامعه مدرن ندارد
they have no place for failure= جایی برای شکست ندارند
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1135 از دید، از دیدگاه، به زعم، به باور، به تصور، به گمان، از نظر، به گفته، به نقل از ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

1136 سازوبرگ ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1137 معلوم شدن
مکشوف، مکشوفه، یافته
١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1138 go way back to = به مدت ها پیش بر گشتن ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1139 هدف گیری شده، مورد هدف، مورد نشانه ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1140 بسیار مهم ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1141 صورت دادن ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1142 متولیان، قیمان ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1143 به جا گذاشتن ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1144 تصمیم گرفتن، تصمیم داشتن، بر آن شدن، عزم کردن ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1145 در دست داشتن، در اختیار گرفتن، فرمانروایی ، فرماندهی، مهار، اختیار(ات)، سلطه، لگام، تصاحب، کنترل، تسلط، تملک،مالکیت، سلطه‌گری ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1146 پدید آمدن، سربرآوردن ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1147 رسواگونه ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1148 دستخوش، متحمل، تابع، مطيع ، زير فرمان ، منكوب ، تحت قيمومت، در کنترل ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1149 قالب یافتن، قالب گرفتن ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1150 در طول ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1151 شایع، رایج ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1152 دریافتن چیزی، به معنی چیزی پی بردن ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1153 از ... سخن گفتن، گویای ... بودن ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1154 زندگی همگانی، حیات جمعی ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1155 روشن ساختن، روشن سازی، فهماندن ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1156 فرضیات ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1157 ناپیدا، پنهان، غایب، گم، مختفی، مخفی، ناآشکار، ناپدید، نامرئی، نامشهود، نهان، نهفته ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1158 رتبه اجتماعی ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1159 بازتخصیص ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1160 سفت و سخت ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1161 مناسبات ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1162 در جایگاهی/موقعیتی/وضعیتی بودن
I'm not in a place where I can think about work = در جایگاهی/موقعیتی/وضعیتی نیستم که بتوانم به کار فکر کنم
١٣٩٨/٠٨/١٤
|

1163 کالاهای لوکس، اشیای تجملی ١٣٩٨/٠٨/١٣
|

1164 خرید کلی/فله ای/انبوه/در حجم زیاد ١٣٩٨/٠٨/١٣
|

1165 منوط به ١٣٩٨/٠٨/١٣
|

1166 ابهام برانگیز ١٣٩٨/٠٨/١٣
|

1167 جمعا، سرتاسری ١٣٩٨/٠٨/١٣
|

1168 تزویرانه، متزورانه ١٣٩٨/٠٨/١٣
|

1169 relating to = مربوط به، در رابطه با ١٣٩٨/٠٨/١٣
|

1170 مرتبط با، در رابطه با ١٣٩٨/٠٨/١٣
|

1171 فقط اگر که ... ١٣٩٨/٠٨/١٣
|

1172 هماهنگی یافتن، تطابق یافتن ١٣٩٨/٠٨/١٣
|

1173 خودساماندهی ١٣٩٨/٠٨/١٠
|

1174 سازگاری ١٣٩٨/٠٨/١٠
|

1175 ذوق‌زده کردن، ذوق‌زده شدن ١٣٩٨/٠٨/١٠
|

1176 دسترس‌ناپذیر ١٣٩٨/٠٨/١٠
|

1177 از پس چیزی برآمدن ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1178 تکرار کردن، تکریر، مجددا/از نو انجام دادن، ازسرگیری، از سرگرفتن ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1179 یک جانبه ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1180 جهت گیری ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1181 به معنای، به معنی ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1182 مخالف بودن، مخالفت کردن ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1183 با درنظرگیریِ ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1184 ابطال (استدلال) ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1185 از میان برداشتن ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1186 پیوند زدن، پیوند دادن ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1187 blockages brought about by political chokeholds = بن بست های حاصل از/ناشی از اختناق سیاسی ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1188 سرپیچی، احتراز، اجتناب، دورزنی، دور زدن ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1189 خفگی، خفقان، اختناق ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1190 حدود ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1191 عنفی، مبتنی بر زورگویی ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1192 اشراف گرایانه، وابسته به اشراف گرایی ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1193 واصف ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1194 گسیل داشتن ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1195 فراساختار ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1196 خصایص، جزئیات ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1197 شرح کامل دادن، تشریح کامل ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1198 به قولی، به قول دیگر ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1199 پرده پوشی (کردن) ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1200 آشکارسازی،برملاسازی،نمایان‌سازی، فاش‌سازی، افشاگری، پرده‌برداری ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1201 آشکارسازی، بیرون‌ریزی، برون‌ریزی ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1202 خصیصه، خصیصه یابی ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1203 اشتراک‌گذاری، به‌اشتراک‌گذاری ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1204 مشترک/مشترکا داشتن ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1205 توصیف گر، توصیف کننده ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1206 مهارسازی، مهارکننده،
بازداری، بازدارنده
محدودسازی، محدودکننده
١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1207 تغییرپذیر بودن ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1208 تغیّر ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1209 تایمز
Times Atlas
اطلس تایمز
١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1210 اولیه ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1211 سرجمع کردن، جمع بندی کردن،
تکمیل شدن، تکمیل کردن، کامل کردن
bring to a highly developed, finished, or refined state= thefreedictionary.com/rou ...
١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1212 بنیاد، بنیان ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

1213 خصوصیات، خصایص، ویژگی ها ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

1214 وسط حرف کسی پریدن ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

1215 اوضاع، حالات، احوال، شرایط ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

1216 اروپای غربی، غرب اروپا ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

1217 حدود ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

1218 اشباع کردن ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

1219 مناطق وحشی ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

1220 مخل بودن ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

1221 مسکونی ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

1222 پیدایش ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

1223 نایل شدن، نایل آمدن ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

1224 مورد بحث
issues discussed in the next chapter = موضوعات مورد بحث در فصل بعد
١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

1225 اصیل ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

1226 تنگاتنگ ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

1227 به شرح/توصیف چیزی پرداختن ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

1228 به قوت خود باقی بودن
...If these conditions are in play = اگر این شرایط به قوت خود باقی باشد...
there is evidence to keep the thesis in play ...
١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

1229 تصاحب ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

1230 مذهب رسمی، دین رسمی ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

1231 آمریکای شمالی و جنوبی، قاره‌های آمریکا، دو قاره آمریکا ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1232 رونق گرفتن ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1233 دارای استحکامات ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1234 ناضرور ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1235 مدام برای کسی مشکل آفریدن، پیوسته مشکل زا بودن ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1236 انحصار ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1237 به طور قابل قبول، به طور قابل باوری، به صورت متقاعدکننده، به طرز مجاب کننده، به شکل قانع کننده ای ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1238 توفان ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1239 غفلت ورزیدن از ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1240 به حد اعلی رسیدن/رساندن، به کمال رسیدن/رساندن ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1241 منحط شدن ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1242 مشاغل ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1243 آحاد مردم، عوام (الناس)، عامه ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1244 عوام، عامه، عامیون ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1245 بارز ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1246 مروج بودن ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1247 be threatened by = با ... تهدید شدن، مورد تهدیدِ ... قرار گرفتن ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1248 مشوق بودن ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1249 از هم پاشیدن ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1250 توسعه طلبی ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1251 به طور متوالی، به ترتیب ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1252 ترسیم کردن ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1253 گسست ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

1254 پرده برداری/روشن سازی شدن ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

1255 (این) راه به جایی نمی برد ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

1256 برانگیزاننده، پدیدآور ١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

1257 خودبه خودی ١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

1258 پلیس وارد صحنه شد، پلیس پا به صحنه گذاشت ١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

1259 فشرده ١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

1260 در شمال
in the north
thefreedictionary.com/northwards
١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

1261 عناوین، افزودنی‌ها، اضافات، ملحقات، مضافات، ضمایم، منضمات، لواحق، موارد افزوده‌شده

Sao Paulo now has such creative additions to its economy = ...
١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

1262 ترتیب ١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

1263 فاقد خط ١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

1264 در چرخش، در جریان، در گردش ١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

1265 در خود داشتن ١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

1266 فعال ١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

1267 صدها
Scores of people = صدها تن
١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

1268 تا به حال، تا بدینجا ١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

1269 مدخل فرهنگ لغت ١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

1270 قابلیت ١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

1271 اوج‌گیری ١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

1272 میل داشتن به، میل کردن به
Although state formation will be weighted towards the earlier era :
اگرچه شکل گیری دولت به دوره اول میل خواهد داشت
١٣٩٨/٠٨/٠٢
|

1273 هر چه بیشتر ١٣٩٨/٠٨/٠٢
|

1274 جایگزین‌شونده ١٣٩٨/٠٨/٠٢
|

1275 تداول ١٣٩٨/٠٨/٠٢
|

1276 مورد توصیف
the new world described by the epics = دنیای جدید مورد توصیف حماسه ها

توصیفی
the trading picture described above = تصویر تجار ...
١٣٩٨/٠٨/٠٢
|

1277 طویل التاسیس، مدیدالتاسیس، دیرپا، دیربنیاد ١٣٩٨/٠٨/٠٢
|

1278 متاسفانه ١٣٩٨/٠٨/٠٢
|

1279 تملک، به تملک گرفتن ١٣٩٨/٠٨/٠١
|

1280 توسعه طلب ١٣٩٨/٠٨/٠١
|

1281 بزرگ سازی ١٣٩٨/٠٨/٠١
|

1282 دوباره می گویم
again dont do that = دوباره می گویم این کار را نکن
١٣٩٨/٠٨/٠١
|

1283 در این مورد ١٣٩٨/٠٨/٠١
|

1284 کاملا روشن است که...، پرواضح است که... ١٣٩٨/٠٨/٠١
|

1285 محل سکونت، ماوا
جای‌دهنده
١٣٩٨/٠٨/٠١
|

1286 مناطق گرمسیری، نواحی حاره ١٣٩٨/٠٨/٠١
|

1287 نافی/منافی/نفی کننده بودن، منافات داشتن ١٣٩٨/٠٨/٠١
|

1288 دگرسازی ١٣٩٨/٠٨/٠١
|

1289 سایرین، بقیه ١٣٩٨/٠٨/٠١
|

1290 وابسته به قوم یا زبان آکان، آکانی ١٣٩٨/٠٨/٠١
|

1291 صاحب‌منصبان ١٣٩٨/٠٨/٠١
|

1292 تردیدگر ١٣٩٨/٠٨/٠١
|

1293 قابل بازتولید ١٣٩٨/٠٧/٣٠
|

1294 توان‌کاه، جانفرسا ١٣٩٨/٠٧/٣٠
|

1295 توان‌کاه بودن ١٣٩٨/٠٧/٣٠
|

1296 تصویر کردن، به تصویر کشیدن، روشن‌سازی، شفاف‌سازی
روشنگری کردن (کاربرد قدیمی)
١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

1297 اختصاصا ١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

1298 در جوش و خروش ١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

1299 پیداشده، یافت شده، بازیافته ١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

1300 زدوده شدن ١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

1301 surrounded = محاط، احاطه شده، محصور
surrounding = محیط، احاطه کننده، حاصر
١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

1302 دستورات، احکام، فرمان ها ١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

1303 لاک زیرین لاک پشت ١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

1304 پرمنزلت ١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

1305 پیش از همه، نخست آنکه ١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

1306 بدشگون ١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

1307 تفسیر به رای کردن ١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

1308 در جستجوی، در پی، به دنبال، درصدد ١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

1309 دودمان ژو ١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

1310 دارای چیزی بودن، برخوردار بودن از، در دست داشتن، در اختیار داشتن ١٣٩٨/٠٧/٢٨
|

1311 مسئله‌سازی، مسئله پردازی، مشکل‌سازی، طرح مسئله، تدوین مسئله ١٣٩٨/٠٧/٢٦
|

1312 بالغ شدن، بالغ بودن
the Indian subcontinent was a trade network that touched the entire littoral of the Indian Ocean =
شبه قاره هند، شبکه ای ت ...
١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

1313 reach ؛ رسیدن
when the thermometer touches 90 = وقتی دماسنج به 90 درجه برسد
١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

1314 centred on = بر حول، بر محور، با گرایش به، با تمرکز بر، با محوریت
١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

1315 پذیرفته‌شده ١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

1316 به سوی سرچشمه رود، به سمت بالای رود ١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

1317 lead from:
سرچشمه گرفتن، نشات گرفتن، ناشی شدن، سرازیر شدن از
١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

1318 برقراری پیوند ١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

1319 پاسخگو/جوابگو بودن، مسئولیت چیزی را بر عهده داشتن، عهده‌دار چیزی بودن ١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

1320 ناممکن را ممکن کردن، شتر را از سوراخ سوزن رد کردن، شاخ غول را شکستن ١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

1321 تیره‌ترین
تیره‌وتارترین
١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

1322 روزگار ١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

1323 رنجیده‌خاطر، آزرده‌خاطر ١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

1324 فرض گرفتن ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1325 مطرح کردن، طرح کردن ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1326 مقیاسات ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1327 موید چیزی بودن ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1328 جاودان ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1329 پیام نهایی ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1330 increased with = به اضافه, به علاوه، علاوه بر، مزید بر ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1331 ritualized = تشریفاتی ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1332 پدید آوردن ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1333 زیربنایی ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1334 از پیش موجود ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1335 چنین بر می آید که ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1336 در نتیجه، از این رو، پس، بنابراین ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1337 پس، بنابراین، در نتیجه، از این رو، بدین ترتیب ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1338 در نتیجه، از این رو ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1339 چشم انتظار چیزی از کسی بودن، نگاه کسی به چیزی بودن ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1340 واگشودن، واکاوی کردن، گشودن گره ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1341 دست در دست/ دست به دست/ دوشادوش/ شانه به شانه/ پا به پای هم رفتن ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1342 دست در دست، دست به دست، دوشادوش، شانه به شانه، پا به پا ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1343 به زور، به زحمت ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1344 قرطاجی، کارتاژی، کارتاژ ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1345 اتفاقا
that came to be very common = اتفاقا خیلی شایع بود
١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1346 تهی از ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1347 دست زدن به کاری، پرداختن به ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1348 دست زدن به فعالیتی ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1349 گسترده شدن، گسترش یافتن ١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

1350 پیشکش کردن ١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

1351 دائم الرشد، با/دارای رشد همیشگی، همواره در حال رشد
١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

1352 دائم الزید ١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

1353 مشخص/معلوم است که ... ١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

1354 به نوبه خود ١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

1355 به نوبه خود ١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

1356 اطلاع‌رسانی، آگاه‌سازی ١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

1357 شالوده ١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

1358 بر پایه، بر طبق، مطابق با، استوار بر، متکی بر ١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

1359 مخلوقات، آفریده ها ١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

1360 توسل بر، توسل به ١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

1361 نمایانگر چیزی بودن ١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

1362 وارد کردن ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

1363 به لحاظ کارکردی ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1364 برقراری پیوند، اتصال، پیوندزنی، پیونددهی ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1365 منقوش، نقش‌شده، حک‌شده، منقش (بر) ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1366 روی هم رفته ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1367 پیشاصنعتی ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1368 هرگز
This is no accident= این هرگز تصادفی نیست
١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1369 ...there is no mention of = هیچ اشاره ای به ... نشده است، هیچ نامی از ... برده نمی شود ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1370 فرهنگ‌ساخته، اصول فرهنگی ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1371 پایه ریزی، پایه گذاری ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1372 حول و حوش ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1373 cankering = خوره وار ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1374 تحولات ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1375 شبکه‌بندی‌شده ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1376 مخصوصا، بخصوص، علی الخصوص ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1377 نزدیک به ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1378 ایفای نقش کردن، انجام وظیفه کردن ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1379 same as build ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1380 مفصل، مفصلا ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1381 be monitored by= زیر نظر چیزی یا کسی بودن
...the markets were monitored by agents who = این بازارها زیر نظر کارگزارانی بود که...
١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1382 از ته دل خواستن، عمیقا طلب کردن ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1383 برانگیخته ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1384 پیشامد ناگوار ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1385 تایید کرن، موافقت کردن، مهر تایید زدن، پای چیزی امضا زدن،امضا کردن ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

1386 موسوم به، مشهور به، با نام، به نام ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1387 مورد شناسایی ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1388 سعی در ... داشتن، کوشیدن
he attempts to solve the problem = او سعی در حل مشکل دارد، او می کوشد مشکل را حل کند
١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1389 منتفع شدن, انتفاع ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1390 emergence from = خروج از ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1391 به تعبیر، با اصطلاح ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1392 مسافرخانه، مهمانخانه، مهمانسرا، کاروانسرا ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1393 کارخانه آردسازی ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1394 ادامه حیات دادن، جان به در بردن

پاییدن
it did not survive = نپایید
١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1395 صدق می کند، صادق است، درست است ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1396 گذشته، پیش، قبل، و پسوندهای پار- ، دیـ
last week =هفته گذشته، هفته پیش، هفته قبل
last year = سال قبل، پارسال
last night= شب قبل، دیشب
la ...
١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1397 زیر پوشش، تحت پوشش، مورد پوشش، پوشیده،مستور ، مشمول ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1398 مندرج، درج‌شده ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1399 حداکثرسازی، به حداکثررسانی ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1400 حداکثرسازی ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1401 the bulk of=حجم زیادی از ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1402 انبوه ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1403 مرتب کردن ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1404 آراسته، مرتب‌شده ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1405 کهن ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1406 اختصاص داشتن ١٣٩٨/٠٧/١٨
|

1407 be dedicated to =اختصاص یافته به ١٣٩٨/٠٧/١٧
|

1408 be named= نام داشتن، نام گرفتن، نامیده شدن ١٣٩٨/٠٧/١٧
|

1409 زمان چیزی را عقب تر تعیین کردن، به عقب انداختن، به بعد موکول کردن ١٣٩٨/٠٧/١٧
|

1410 حکایت داشتن از ١٣٩٨/٠٧/١٧
|

1411 همه جانبه ١٣٩٨/٠٧/١٧
|

1412 متصل کننده، اتصال گر ١٣٩٨/٠٧/١٧
|

1413 پندار ١٣٩٨/٠٧/١٧
|

1414 arrive on the stage =پا به صحنه گذاشتن ١٣٩٨/٠٧/١٧
|

1415 گزینش‌شده، انتخاب‌شده ١٣٩٨/٠٧/١٧
|

1416 کندوکاو کردن ١٣٩٨/٠٧/١٧
|

1417 بررسی شده ١٣٩٨/٠٧/١٧
|

1418 پیشروی کردن، سرپا شدن ١٣٩٨/٠٧/١٧
|

1419 کاملا شکوفا، کاملا شکفته ١٣٩٨/٠٧/١٧
|

1420 ده ها ١٣٩٨/٠٧/١٧
|

1421 کلمبیایی ١٣٩٨/٠٧/١٧
|

1422 ثمر دادن، بار دادن ١٣٩٨/٠٧/١٧
|

1423 مستمر، دائم، دائمی، مستدام، پایا، پایدار ١٣٩٨/٠٧/١٧
|

1424 به همراه، همراه با ١٣٩٨