برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

محدثه فرومدی

محدثه فرومدی سرآغاز هر نامه نام خداست
که بی‌نام او نامه یکسر خطاست

۳۱ ساله، لیسانس مترجمی از دانشگاه پیام‌نور (با معدل ۱۷)

سعی کرده‌ام فقط معانی جدید را به این فرهنگ اضافه کنم؛ از دوستان هم خواهش دارم از درج معانی تکراری خودداری کنند. سپاس

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 (دانشگاه) پردو
(یکی از دانشگاه‌های معتبر و بزرگ ایالات متحده آمریکا)
١٣٩٩/٠١/١٣
|

2 ذهن خود را به روی چیزی باز کردن ١٣٩٩/٠١/١٢
|

3 عاجزانه خواستن ١٣٩٩/٠١/١٢
|

4 محکم گرفتن ١٣٩٩/٠١/١٢
|

5 در سر داشتن ١٣٩٩/٠١/١١
|

6 زبان‌آموزی، فراگیری زبان ١٣٩٩/٠١/١١
|

7 دعوت/پذیرایی عمومی، بازدید آزاد ١٣٩٩/٠١/٠٩
|

8 قاطی کزدن، قاط زدن ١٣٩٩/٠١/٠٣
|

9 همت ١٣٩٩/٠١/٠١
|

10 اشتباهی، غیرعمد، غیرعامدانه ١٣٩٨/١٢/٢٩
|

11 عامدانه، تعمدانه ١٣٩٨/١٢/٢٩
|

12 عامدانه، تعمدانه، آگاهانه ١٣٩٨/١٢/٢٩
|

13 منفی‌بافی، تفکر منفی ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

14 be influenced : تاثیر پذیرفتن ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

15 خود را بالا کشیدن ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

16 منسوخ‌نشدنی، باطل‌نشدنی، غیرقابل‌ابطال، قدیمی‌نشدنی، کنارنرفتنی، همیشه‌پابرجا، همیشه‌ماندگار، ماندگار، ازرده‌خارج‌نشدنی، ازدورخارج‌نشدنی، ازرواج‌نیفت ... ١٣٩٨/١٢/٢٥
|

17 جوازدهی ١٣٩٨/١٢/٢٤
|

18 تحلیل قیاسی ١٣٩٨/١٢/٢٤
|

19 جز اینکه، مگر اینکه، غیر از اینکه
جز آنکه، مگر آنکه، غیر از آنکه
١٣٩٨/١٢/٢٢
|

20 که در آنجا ١٣٩٨/١٢/٢٢
|

21 پودمان ١٣٩٨/١٢/٢٢
|

22 پودمانی (شدن) ١٣٩٨/١٢/٢٢
|

23 هم‌آهنگ بودن با ١٣٩٨/١٢/٢٢
|

24 واهی، موهوم، وهمی، فرضی، تخیلی، خیال‌پردازانه، تصوری، ذهنی، غیرواقعی ١٣٩٨/١٢/٢٢
|

25 با عطف/ارجاع/اشاره به ١٣٩٨/١٢/٢٢
|

26 با عطف/ارجاع/اشاره به ١٣٩٨/١٢/٢٢
|

27 اخیر ١٣٩٨/١٢/٢٢
|

28 غور کردن ١٣٩٨/١٢/٢١
|

29 استادانه، ماهرانه، چیره‌دستانه ١٣٩٨/١٢/٢١
|

30 وابستگی به نفت ١٣٩٨/١٢/٢١
|

31 تک و تنها ١٣٩٨/١٢/٢٠
|

32 به عبارت ساده‌تر، به ساده‌ترین بیان ١٣٩٨/١٢/٢٠
|

33 به یادِ ١٣٩٨/١٢/٢٠
|

34 گردآمده، انباشته، جمع‌شده ١٣٩٨/١٢/١٩
|

35 جور /مناسب/متناسب/هماهنگ/مقتضی/برازنده/زیبنده/موافق/منطبق/سازوار/همخوان بودن با ١٣٩٨/١٢/١٩
|

36 پاسداشت ١٣٩٨/١٢/١٩
|

37 پرواضح است که، کاملا آشکارا ١٣٩٨/١٢/١٩
|

38 حفاظت ١٣٩٨/١٢/١٩
|

39 به دنبال/در پی چیزی بودن ١٣٩٨/١٢/١٩
|

40 گمانه‌پردازی ١٣٩٨/١٢/١٩
|

41 شناخت‌پذیری، قابلیت شناخت ١٣٩٨/١٢/١٩
|

42 شناخت‌ناپذیری ١٣٩٨/١٢/١٩
|

43 شناختنی، قابل شناخت، شناخت‌پذیر ١٣٩٨/١٢/١٩
|

44 طلایه، طلایه‌دار، طلیعه‌دار، نویدبخش ١٣٩٨/١٢/١٩
|

45 نمایش آثار هنری ١٣٩٨/١٢/١٩
|

46 مراقبت خانگی ١٣٩٨/١٢/١٩
|

47 از/در/به سوی جنوب شرقی ١٣٩٨/١٢/١٩
|

48 دست نامرئی
(منشا اين اصطلاح کتاب ثروت ملل به قلم ادام اسميت است. بر اساس اين کتاب فرد در تعقيب منافع شخصی خود به طور خودکار به حداکثر سازی منافع ج ...
١٣٩٨/١٢/١٨
|

49 اشتغال‌زایی ١٣٩٨/١٢/١٨
|

50 نامتعارف ١٣٩٨/١٢/١٨
|

51 مساوات‌طلبی، مساوات‌خواهی، تساوی‌گرایی، برابرخواهی ١٣٩٨/١٢/١٨
|

52 مساوات‌خواهی ١٣٩٨/١٢/١٨
|

53 همچنان جای سوال دارد ١٣٩٨/١٢/١٨
|

54 (رستوران و هتل و هواپیما و غیره) پر ١٣٩٨/١٢/١٨
|

55 محقق (شده) ١٣٩٨/١٢/١٨
|

56 تحقق یافتن ١٣٩٨/١٢/١٨
|

57 رهایی‌بخش ١٣٩٨/١٢/١٨
|

58 آزادی‌بخش، رهایی‌بخش، آزادکننده، آزادساز ١٣٩٨/١٢/١٨
|

59 شروع/آغاز کردن با ١٣٩٨/١٢/١٨
|

60 به ذهن متبادر شدن ١٣٩٨/١٢/١٨
|

61 طنز تلخ، ریشخند، مایه خنده ١٣٩٨/١٢/١٨
|

62 غیرپویا ١٣٩٨/١٢/١٨
|

63 یکسان، یکدست، یک‌شکل، یکجور، مشابه، شبیه ١٣٩٨/١٢/١٨
|

64 کار کسی با چیزی تمام شدن
Could I see the newspaper when you finish with it : وقتی کارت با روزنامه تموم شد می‌تونم ببینمش؟

تمام کردن با، به ...
١٣٩٨/١٢/١٨
|

65 کاملا به مصرف رسیده، تماما مصرف شده، تحلیل رفته، تمام شده، تا آخر استفاده/بهره‌برداری شده، تماما به کار رفته ١٣٩٨/١٢/١٨
|

66 کشاکش، گیرودار، گرماگرم، بحبوحه، اوج ١٣٩٨/١٢/١٨
|

67 در کشاکشِ، در گیرودارِ، در گرماگرمِ، در بحبوحه‌ی، در اوجِ ١٣٩٨/١٢/١٨
|

68 نئولودیسم، فلسفه پیشرفت‌گریزی/ضدتکنولوژی ١٣٩٨/١٢/١٨
|

69 پالایش، تصفیه، تطهیر ١٣٩٨/١٢/١٨
|

70 بی‌وقفه، بی‌توقف، یک‌ریز، مدام، پایسته، پیوسته ١٣٩٨/١٢/١٨
|

71 متصور شدن ١٣٩٨/١٢/١٨
|

72 1 ابلهانه، نابخردانه
2 تصادفی
١٣٩٨/١٢/١٨
|

73 کنش، نیرو، پربازدهی ١٣٩٨/١٢/١٨
|

74 دوئل ١٣٩٨/١٢/١٨
|

75 کارگر بی‌جیره و مواجب، ادم خرکار/خرحمال ١٣٩٨/١٢/١٨
|

76 بیرون کشیدن، به خاطر آوردن، پیش کشیدن، کندوکاو کردن ١٣٩٨/١٢/١٨
|

77 دامنگیر ، دست‌وپاگیر ١٣٩٨/١٢/١٨
|

78 دُن (عنوان سران مافیا؛ از القاب اشرافی اسپانیا، ایتالیا، پرتغال و فیلیپین) ١٣٩٨/١٢/١٨
|

79 هدیه و پیشکش ١٣٩٨/١٢/١٨
|

80 سلطه‌گری ١٣٩٨/١٢/١٨
|

81 خودساخت، دست‌ساخت، دست‌ساخته، دست‌ساز ١٣٩٨/١٢/١٨
|

82 اصول ١٣٩٨/١٢/١٨
|

83 حرف‌شنوی ١٣٩٨/١٢/١٨
|

84 گشاده‌دستی ١٣٩٨/١٢/١٨
|

85 نابخرد ١٣٩٨/١٢/١٨
|

86 قصور/قاصر (در پرداخت بدهی)، نکول، نکول‌کننده ١٣٩٨/١٢/١٨
|

87 مورد غفلت، فروگذارده، مورد قصور ١٣٩٨/١٢/١٨
|

88 (فرد) قاصر (در پرداخت بدهی)، نکول‌کننده ١٣٩٨/١٢/١٨
|

89 قصور ورزیدن در پرداخت بدهی ، قاصر ماندن/بودن در پرداخت بدهی ١٣٩٨/١٢/١٨
|

90 ساختارزدایی ١٣٩٨/١٢/١٨
|

91 قصورات بدهی ١٣٩٨/١٢/١٨
|

92 قصور (در) بدهی ١٣٩٨/١٢/١٨
|

93 ته‌مانده، کثافات ١٣٩٨/١٢/١٨
|

94 عبث، بیهوده، بی‌ثمر، بی‌فایده ١٣٩٨/١٢/١٨
|

95 دقیقا ١٣٩٨/١٢/١٨
|

96 درخصوص، بر حول، بر محور، در باب ١٣٩٨/١٢/١٨
|

97 to be necessary : ضرورت داشتن ١٣٩٨/١٢/١٨
|

98 میانی، بینابینی
intervening period : دوره میانی

مداخله‌گر، مداخله‌کننده
١٣٩٨/١٢/١٦
|

99 دوره میانی ١٣٩٨/١٢/١٦
|

100 در وهله اول/نخست ١٣٩٨/١٢/١٦
|

101 دستورالعمل، برنامه ١٣٩٨/١٢/١٦
|

102 اشتراک اطلاعات ١٣٩٨/١٢/١٦
|

103 اخلاقیات ١٣٩٨/١٢/١٦
|

104 اخلاق کاری ١٣٩٨/١٢/١٦
|

105 شرکت (کردن)، اشتغال، تقبل، نامزدی، درگیر/دخیل/مشغول شدن ١٣٩٨/١٢/١٦
|

106 آهنگساز ١٣٩٨/١٢/١٦
|

107 قراین ١٣٩٨/١٢/١٦
|

108 به طور یکسان ١٣٩٨/١٢/١٦
|

109 شمار اندکی از ١٣٩٨/١٢/١٦
|

110 شمار اندکی از، تعداد کمی از ١٣٩٨/١٢/١٦
|

111 پیشی جستن/گرفتن، پیش افتادن، عبور کردن، جلو زدن ١٣٩٨/١٢/١٦
|

112 سر برآوردن ١٣٩٨/١٢/١٦
|

113 is ١٣٩٨/١٢/١٦
|

114 معنادار ١٣٩٨/١٢/١٦
|

115 خوشایند، مطلوب، مطبوع، دلپذیر، لذت‌بخش، مسرت‌بخش ١٣٩٨/١٢/١٦
|

116 با اشتیاق، از روی/از سر اشتیاق ١٣٩٨/١٢/١٦
|

117 خم شدن/متمایل شدن به جلو ١٣٩٨/١٢/١٦
|

118 نگاه معنادار ١٣٩٨/١٢/١٦
|

119 تحت حمایت مالی
government-sponsored : تحت حمایت مالی دولت
١٣٩٨/١٢/١٥
|

120 (این) یعنی چه، (این) به چه معناست، (این) چه معنی می‌دهد، (این) چه معنایی دارد ١٣٩٨/١٢/١٥
|

121 پودمانی/پودمان ١٣٩٨/١٢/١٥
|

122 انعطاف‌ناپذیر، نامنعطف ١٣٩٨/١٢/١٣
|

123 به میزانی که، هرچه، هرقدر ١٣٩٨/١٢/١٣
|

124 به اتفاق، هم‌آهنگ، هماهنگ، هم‌نوا ١٣٩٨/١٢/١٣
|

125 چندپاره، چندتکه، چندبخشی، چندجزئی ١٣٩٨/١٢/١٣
|

126 جدا، منزوی ١٣٩٨/١٢/١٣
|

127 نامحتمل ١٣٩٨/١٢/١٣
|

128 پراتصال ١٣٩٨/١٢/١٣
|

129 اولویت‌بندی، اولویت‌گذاری ١٣٩٨/١٢/١٣
|

130 اولویت‌گذاری ١٣٩٨/١٢/١٣
|

131 اولویت‌گذاری ١٣٩٨/١٢/١٣
|

132 اولویت‌گذاری ١٣٩٨/١٢/١٣
|

133 اولویت‌گذاری ١٣٩٨/١٢/١٣
|

134 اولویت‌گذاری شده ١٣٩٨/١٢/١٣
|

135 دربردارنده ١٣٩٨/١٢/١٣
|

136 دارای، دربرگیرنده، مشتمل بر ١٣٩٨/١٢/١٣
|

137 اولویت‌بندی شده، اولویت‌گذاری شده ١٣٩٨/١٢/١٣
|

138 اولویت‌بندی، اولویت‌گذاری ١٣٩٨/١٢/١٣
|

139 linear : خطی
leaner : صفت تفضیلی lean، برای معانی بیشتر به آن مدخل رجوع کنید
١٣٩٨/١٢/١٣
|

140 عینک خوش‌بینی، عینک رنگی ١٣٩٨/١٢/١٣
|

141 خوش‌بینی ١٣٩٨/١٢/١٣
|

142 پایه‌ریزی/پی‌ریزی کردن بر، بنا کردن بر پایه ١٣٩٨/١٢/١٣
|

143 سبک سنگین کردن ١٣٩٨/١٢/١٣
|

144 بخش زیاد، بخش اعظم ١٣٩٨/١٢/١٣
|

145 هیچ ... نیست
هیچ... در کار نیست
هیچ... یافت نمی‌شود
هیچ ... دیده نمی‌شود
هیچ ... به چشم نمی‌خورد
هیچ ... را نداریم
هیچ ... را نمی‌ب ...
١٣٩٨/١٢/١٢
|

146 پایانی برای ... نیست ١٣٩٨/١٢/١٢
|

147 هیچ جایگزینی در کار نیست/وجود ندارد ١٣٩٨/١٢/١٢
|

148 پایان‌بخشی، خاتمه‌دهی ١٣٩٨/١٢/١٢
|

149 پایان‌بخشی، خاتمه‌دهی ١٣٩٨/١٢/١٢
|

150 چرخه اقتصادی ١٣٩٨/١٢/١٢
|

151 متوجه شدن، دریافتن ١٣٩٨/١٢/١٢
|

152 دورنما ١٣٩٨/١٢/١٢
|

153 پراکندن، پراکنده شدن ١٣٩٨/١٢/١٢
|

154 مدرنیته ١٣٩٨/١٢/١٢
|

155 برخاسته از، برآمده از، حاصل از، برگرفته از، حاصل از،ماحصل، محصولِ، فرآمدِ، ثمره‌ی، مولودِ، زاده‌ی، منتج از، نتیجه‌ی ١٣٩٨/١٢/١٢
|

156 هم‌آیند بودن ١٣٩٨/١٢/١٢
|

157 مکفی ١٣٩٨/١٢/١٢
|

158 برون‌نگر ١٣٩٨/١٢/١٢
|

159 پرمایه ١٣٩٨/١٢/١٢
|

160 ادعا ١٣٩٨/١٢/١٢
|

161 راندن ١٣٩٨/١٢/١٢
|

162 گواه نامبارکی بر، ادعای اتهام‌برانگیز ١٣٩٨/١٢/١٢
|

163 هرجا باشد، در حیاط خلوت ما نباشد (مهندسی محیط‌زیست و انرژی: باوری عمومی که طبق آن مردم خواهان دفع پسماندهای تولیدی هستند مشروط بر آنکه محل دفع در نزد ... ١٣٩٨/١٢/١٢
|

164 خلاص/دنده‌خلاص رفتن ١٣٩٨/١٢/١٢
|

165 خلاص، دنده‌خلاص ١٣٩٨/١٢/١٢
|

166 منفعت‌طلبانه، خودمنفعت‌طلبانه، سودجویانه ١٣٩٨/١٢/١٢
|

167 ارزشیابی کردن، بها قائل شدن، قیمت گرفتن ١٣٩٨/١٢/١٢
|

168 رویای آمریکایی : باوری ملی در ایالات متحده است که آزادی را زمینه‌ساز ترکیبی از کامیابی و موفقیت می‌داند. بنا بر تعریف جیمز تراسلو آدامز از رویای آمری ... ١٣٩٨/١٢/١٢
|

169 پرکیفیت، باکیفیت ١٣٩٨/١٢/١٢
|

170 منتسب ١٣٩٨/١٢/١٢
|

171 مقایسات، قیاس‌ها، تقابلات، برابری‌ها، تشابهات، هم‌سنجی‌ها، تطبیقات ١٣٩٨/١٢/١٢
|

172 دوری، دوری‌گزینی، کناره‌گیری، کنارگذاری، فاصله گرفتن، کوچ، مهاجرت، ترک، نقل مکان، جابجایی، عزیمت ١٣٩٨/١٢/١٢
|

173 درست و کامل، بی عیب و نقص، تمام عیار، سرامد، عالی ١٣٩٨/١٢/١٢
|

174 حوزه، عرصه ١٣٩٨/١٢/١٢
|

175 به همین دلیل ١٣٩٨/١٢/١٢
|

176 نیروی محرکه ١٣٩٨/١٢/١٢
|

177 بی‌اهمیتی، کم‌اهمیتی، بی‌محلی، بی‌توجه، کم‌توجهی، بی‌دقتی، کم‌دقتی، بی‌ملاحظگی، بی‌التفاتی، کم‌التفاتی، بی‌اعتنایی، کم‌اعتنایی ١٣٩٨/١٢/١٢
|

178 پرجمعیت ١٣٩٨/١٢/١٢
|

179 تحول جمعیتی ١٣٩٨/١٢/١٢
|

180 رشد جمعیتی ١٣٩٨/١٢/١٢
|

181 اندازه جمعیتی ١٣٩٨/١٢/١٢
|

182 تنزل یافتن ١٣٩٨/١٢/١٢
|

183 لاک دفاعی ١٣٩٨/١٢/١٢
|

184 خسارات (جمع خسارت) ١٣٩٨/١٢/١٢
|

185 تعداد محدودی از، معدود شماری از ١٣٩٨/١٢/١٢
|

186 بحث کردن در مورد/بر سر ١٣٩٨/١٢/١٢
|

187 همراه با، به همراه، در کنار ١٣٩٨/١٢/١١
|

188 ابزارک ١٣٩٨/١٢/١١
|

189 بی‌توجه به ١٣٩٨/١٢/١١
|

190 یک‌نفره، تک‌نفره ١٣٩٨/١٢/١١
|

191 غیرعادی، نامتداول، غیررایج ١٣٩٨/١٢/١١
|

192 تهدیدزا، تهدیدکننده ١٣٩٨/١٢/١١
|

193 ملازمِ ١٣٩٨/١٢/١١
|

194 در دست بررسی ١٣٩٨/١٢/١١
|

195 (بر)انگیخته، برخاسته، برآمده، مورد تحریک/تشویق/ترغیب ١٣٩٨/١٢/١١
|

196 ادراک ١٣٩٨/١٢/١١
|

197 (به) اشتباه درک کردن، کژفهمی، کج‌فهمی، کج‌اندیشی ١٣٩٨/١٢/١١
|

198 آغازی بر، شروعی برای ١٣٩٨/١٢/١١
|

199 دستگیری، اسیرسازی، ترسیم، تصویر، توصیف
دستگیرکننده، اسیرکننده، ترسیم‌کننده، تصویرکننده، توصیف‌کننده، توصیف‌گر
١٣٩٨/١٢/١١
|

200 تامین، تهیه، تدارک، تغذیه، ارضا، برآورده‎سازی، فراهم‌سازی، پرورش
تامین‌کننده، تهیه‌کننده، تدارک‌دهنده، تغذیه‌کننده، ارضاکننده، برآورده‎کننده، فراه ...
١٣٩٨/١٢/١١
|

201 1 معمول، متداول، رایج، شایع، فراگیر، جامع، عام
2 مبهم، نامعلوم، نامشخص، گنگ، نامعین
١٣٩٨/١٢/١١
|

202 نامعین، تار ١٣٩٨/١٢/١١
|

203 نامشخص ١٣٩٨/١٢/١١
|

204 deriving from : حاصل از، ناشی از، منتج از، فرآمدِ، برگرفته از، برخاسته از، برآمده از، محصولِ، ثمره‌ی، مولودِ، ماحصلِ ١٣٩٨/١٢/١١
|

205 حاصل از، ناشی از، منتج از، فرآمدِ، برخاسته از، برآمده از، محصولِ، ثمره‌ی، مولودِ، ماحصلِ ١٣٩٨/١٢/١١
|

206 اجرا کردن، پیاده کردن، انجام دادن، به اجرا در آوردن، به مورد اجرا گذاشتن/گذاردن، عملی کردن، جاری شدن، جریان گرفتن
اجرا، پیاده‌سازی، انجام، عملی‌سا ...
١٣٩٨/١٢/١١
|

207 به اجرا گذاشتن ١٣٩٨/١٢/١١
|

208 حدود ١٣٩٨/١٢/١١
|

209 دربردارنده، دربرگیرنده، شامل ١٣٩٨/١٢/١٠
|

210 تهدیدزای زندگی، تهدیدزا برای زندگی ١٣٩٨/١٢/٠٩
|

211 طنین‌افکن شدن، فراگرفتن، آوازه‌افکن شدن، سرزبان‌ها افتادن، طنین انداختن، پیچیدن، منعکس کردن/شدن ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

212 تداعی کردن ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

213 تسمه نقاله (برای چک شدن باروبنه مسافران) ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

214 محتمل‌تر ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

215 1 تامین کردن، تهیه کردن، تدارک دیدن، آماده کردن، فراهم کردن، تغذیه کردن
2 در نظر گرفتن، مد نظر قرار دادن، به حساب/به شمار آوردن
١٣٩٨/١٢/٠٨
|

216 برآوردن، برآورده کردن، اقناع/ارضا کردن، نازپرورده کردن، افراط کردن، لوس/ننر کردن ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

217 تغذیه کردن، پروردن، دامن زدن به ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

218 قبور ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

219 خسارات ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

220 mysterious : رازآلود
mysteries : رموز ، اسرار ( جمع mystery)
١٣٩٨/١٢/٠٨
|

221 رموز ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

222 همساز/هم‌نوا/هم‌صدا/همخوان/هم‌آواز/هماهنگ بودن با ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

223 نابسامانی ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

224 خانواده نابسامان ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

225 نابسامان، مختل ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

226 از پایین به بالا
starting at the lower end or beginning of a hierarchy or process and proceeding to the top or end
١٣٩٨/١٢/٠٨
|

227 دمای هوا ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

228 مدعی بودن ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

229 پوند
shortening of the measuring unit pounds, which originates from the latin libra
١٣٩٨/١٢/٠٨
|

230 روش حمل‌ونقل ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

231 آگاه/مطلع/خبردار بودن از، آگاهی/اطلاع/خبر داشتن از ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

232 فواید، منافع، مزایا ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

233 زندگی شهری ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

234 روی ابرها، بر فراز آسمان ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

235 امتیاز ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

236 گنجیده ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

237 همان‌طور که از نام آن پیداست ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

238 امثالهم ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

239 دیرپا، دیرینه، دیرباز ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

240 خودکفا، خودمختار، خودپناه، خودمتکی، متکی بر خود، دارای خوداتکایی ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

241 اگر که ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

242 اصلی ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

243 دیدن
with urban agriculture as a priority for urban planners we find that cities have been redesigned as productive places
با توجه به این‌که کش ...
١٣٩٨/١٢/٠٨
|

244 شریک کردن در
slang To include one in the profits from something, such as a business venture
They better cut me in on the deal—I came up with th ...
١٣٩٨/١٢/٠٧
|

245 شمشیر دو لبه/دو دم بودن ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

246 خالی از جزئیات ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

247 رتبه‌بندی اعتباری ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

248 متصل/وصل شدن ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

249 تحلیل هزینه-فایده ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

250 رعایت دخل و خرج، انضباط مالی ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

251 محفوظ، دارای کپی‌رایت/حق چاپ ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

252 محتوای محفوظ، محتوای دارای حق تکثیر ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

253 خلق کردن، ایجاد کردن، شکل دادن ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

254 مرجعیت قانونی ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

255 شوراگونه ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

256 خوشه‌سازی، ایجاد/تشکیل خوشه ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

257 خوشه‌سازی، ایجاد/تشکیل خوشه ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

258 شرمندگی ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

259 سازگاری ، سرنهادگی ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

260 رضایتمندی ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

261 طرفداری/جانبداری کردن از ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

262 جمع شدن (کسب‌وکار، مغازه) ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

263 جمع شدن (کسب‌وکار، مغازه) ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

264 قدرت، برش ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

265 قشون غیرنظامی ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

266 حق‌العمل سرمایه‌گذاری ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

267 مغلطه‌باز ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

268 دلخوش کردن ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

269 مکلف ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

270 جامع ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

271 جامع ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

272 ذهنیت، قالب فکری، نگرش ، جهت‌گیری ذهنی، طرز فکر ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

273 تشکیل کارتل، کارتل‌سازی (اتحاد شرکت‌ها یا صنایع و غیره به منظور ایجاد انحصار یا یکسان‌سازی قیمت‌ها وغیره) ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

274 تشکیل کارتل، کارتل‌سازی (اتحاد شرکت‌ها یا صنایع و غیره به منظور ایجاد انحصار یا یکسان‌سازی قیمت‌ها وغیره) ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

275 تشکیل کارتل، کارتل‌سازی (اتحاد شرکت‌ها یا صنایع و غیره به منظور ایجاد انحصار یا یکسان‌سازی قیمت‌ها وغیره) ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

276 تشکیل کارتل، کارتل‌سازی (اتحاد شرکت‌ها یا صنایع و غیره به منظور ایجاد انحصار یا یکسان‌سازی قیمت‌ها وغیره) ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

277 مسیر مستتر، مسیر نهانی ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

278 پیشبرد ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

279 متصدی تلفن ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

280 اشباع، آکندگی، سرشاری، پُری، مالامالی، آغشتگی ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

281 سرشار/مملو/مالامال/مشحون از ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

282 سریش: ریشة گیاهیست که آن را آرد می‌کنند و از خمیر آن ماده‌ای چسبناک به دست می آورند.
سریش نام نوعی چسب است. در تهیهٔ این نوع چسب در سابق و شاید در ...
١٣٩٨/١٢/٠٧
|

283 بکارگیری، بهره‌گیری، بهره‌بری، بهره‌برداری، بهره‌جویی ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

284 کشت تک‌محصولی ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

285 مبانی ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

286 زیربنا ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

287 پیشروی کردن ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

288 اجازه یافتن ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

289 وقع نهادن/گذاشتن/گذاردن ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

290 وقع ننهادن/نگذاشتن/نگذاردن ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

291 وقع نهادن/گذاردن/گذاشتن ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

292 روا داشتن، اجازه دادن ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

293 کاهش مصرف انرژی ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

294 کاهش ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

295 درحال‌ظهور ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

296 در مقیاس شهر ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

297 کسالت‌بار، ملالت‌بار، ملال‌انگیز، ملال‌آور، ملال‌آمیز ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

298 تلویحا نشان دادن ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

299 سریعا، آناً ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

300 غرض‌آلود، غرض‌ورزانه، بدبینانه، پررشک، رشک‌آمیز، رشک‌ورزانه، حسدآلود ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

301 مخصوص عابر پیاده ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

302 مجموعه ابزار ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

303 جعبه ابزار، مجموعه ابزار ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

304 در اصل، اساسا، ضرورتا ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

305 پیشروی، جابجایی ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

306 فروملی ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

307 طلاق، جدایی، جداسازی، تفکیک، فسخ، متارکه، انفکاک ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

308 جداسازی ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

309 تاثرآور، تاثر انگیز ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

310 برای معانی بیشتر مدخل localization را ببینید ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

311 برای معانی بیشتر مدخل localize را ببینید ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

312 مدخل localized را ببینید ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

313 تابعان، دنباله‌روها، مشایعان ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

314 ارتباط گرفتن ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

315 نکته اصلی ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

316 کاملا مشخص ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

317 نمونه بارز/روشن ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

318 بازارشهر ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

319 راهی به پیشرفت، راه پیشروی
Initiatives provide a way forward : ابتکارات راهی را به پیشرفت فراهم می‌کنند؛ ابتکارات راهی را برای پیشروی فراهم می‌کنند
١٣٩٨/١٢/٠٦
|

320 راه پیشرفت/پیشروی ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

321 راه پیشرفت/پیشروی ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

322 تحریر، نگاشتن ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

323 طلایه، طلایه‌دار ، جلودار ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

324 موشکافی ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

325 همسایه ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

326 بنیاد، بنیادگذاری ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

327 شکل‌گیری، شکل‌دهی ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

328 اشتراکی‌سازی، مالکیت اشتراکی، اشتراکی شدن ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

329 استعماری‌سازی، استعماری‌شدگی ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

330 تغییر اقلیم ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

331 تحت‌الحمایه ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

332 دولت تحت‌الحمایه ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

333 پاکت گِلی ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

334 ثروت‌زایی ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

335 گرمازایی ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

336 دولت‌شهرها ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

337 اثرات علّی ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

338 نیاز به، لزومِ ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

339 داعیه‌دار ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

340 داعیه‌دار بودن ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

341 تظاهر به دانایی ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

342 تظاهر به پاکی/معصومیت/عصمت/بی‌گناهی ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

343 وانمود/تظاهر کردن به، داعیه‌دار بودن ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

344 تظاهر به مریضی ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

345 حل‌وفصل کردن، رتق‌وفتق کردن، پرداختن، رسیدگی کردن، رفع (و رجوع) کردن، برخورد کردن ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

346 انجام گرفتن، صورت پذیرفتن ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

347 تهدیدات، خطرات ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

348 کردن ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

349 (نقطه) اوج تولید نفت ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

350 صحبت کردن با، سخن گفتن از ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

351 پا روی دم کسی گذاشتن، دکمه اعصاب کسی را زدن، به لحاظ جنسی کسی را به وجد آوردن ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

352 سیاست‌گذاری ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

353 در قدیم که شکار حیوانات بسیار مرسوم بود ، یکی از مهم ترین مسائلی که در شکار باید رعایت می شد ، مساله سکوت بود، یک شکارچی باهوش باید حواس جمعی داشت و ... ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

354 پا روی دم کسی گذاشتن، دکمه اعصاب کسی را زدن ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

355 به اتمام رساندن، به سر آوردن، به پایان آوردن ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

356 به اتمام رساندن، به سر آوردن، به پایان آوردن ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

357 به اتمام رساندن، به سر آوردن، به پایان آوردن ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

358 به ثمر نشاندن، با موفقیت به پایان رساندن ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

359 گنجاندن ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

360 جاگرفته، گنجیده ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

361 تاثیرات، آثار ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

362 در سطح محلی ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

363 پاسخگویی، جوابگویی، جوابدهی، پاسخ، عکس‌العمل
پاسخگو، پاسخ‌دهنده، جوابگو، جواب‌دهنده
١٣٩٨/١٢/٠٦
|

364 پاسخ به، واکنش در برابر
پاسخگو به، پاسخ‌دهنده به
١٣٩٨/١٢/٠٦
|

365 همه روزه ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

366 جمعی ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

367 حوزه عمل/فعالیت ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

368 حوزه نفوذ ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

369 مروج/مشوق/مبلغ/محرک چیزی بودن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

370 آینده (هرچند کلمه futures جمع است ولی می‌توان آن را به صورت مفرد "آینده" ترجمه کرد) ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

371 متعاقبِ ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

372 متاثر از وقایع ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

373 در را تو روی کسی کوبیدن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

374 در را تو رویش بست ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

375 کوبیدن در ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

376 کمیسیون بروندلند ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

377 متحدسازی، اتحاد، متحدکننده ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

378 متحدسازی، اتحاد ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

379 نابودی، نابودسازی، نابودگر، نابودکننده ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

380 نابودی ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

381 زنده ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

382 برابری، دفع، تدافع ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

383 تدافع ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

384 حائز اهمیت اساسی ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

385 به اتمام رساندن، ، به سر آوردن، به نتیجه رساندن، به پایان آوردن، خاتمه دادن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

386 سرعت بخشیدن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

387 به مویی بند بودن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

388 جلب مشارکت ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

389 خرید سهم ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

390 مورچه کارگر ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

391 ساختار دیوان، مقامات دولت ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

392 تدارک ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

393 شامل شدن، در خود داشتن (to include) ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

394 موجود در ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

395 کسی را رد کردن، دست رد به سینه کسی زدن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

396 دلالی، کارگزاری ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

397 با نشاط تر کردن/شدن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

398 حلقه استقراضی ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

399 مرزبندی (کردن) ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

400 تله پنهانی ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

401 کادر، هیئت رئیسه، هیئت اجرایی ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

402 تکدر، مکدر شدن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

403 پیشنهاد پنهانی ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

404 نامرتبط ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

405 کژ شدن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

406 آگاهی داشتن، خبردار/آگاه/واقف بودن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

407 آگاهی داشتن، خبردار/آگاه/واقف بودن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

408 قبول مقدرات ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

409 علاقمند بودن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

410 مجادله ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

411 به حراج گذاشتن، حراج کردن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

412 وام مشکوک‌الوصول/وصول‌ناشدنی ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

413 رهنورد, کوهپیما ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

414 به کرسی نشاندن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

415 مناقشه، منازعه ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

416 مقاومت ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

417 احتمالا، امکان دارد، ممکن است ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

418 هم‌نشین/هم‌آیند بودن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

419 همراه شدن، همراه/توام/ملازم بودن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

420 مشخصه بارز ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

421 بی‌توجه به ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

422 1 پیشرفت کردن، کامیاب شدن
2 پایستن، دوام داشتن/آوردن
١٣٩٨/١٢/٠٤
|

423 توامان ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

424 رتق‌وفتق کردن، رفع (و رجوع) کردن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

425 نقش اساسی ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

426 قابل پیاده‌روی، مناسب پیاده‌روی ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

427 به کانون توجه آوردن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

428 میزان ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

429 پیامد شوم/مهلک/وخیم/مهیب ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

430 مسلم فرض کردن، بدیهی دانستن، محرز دانستن، مسجل پنداشتن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

431 مسلم فرض کردن، بدیهی دانستن، محرز دانستن، مسجل پنداشتن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

432 تا ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

433 بالادست ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

434 پایین‌دست ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

435 خلوت کردن ١٣٩٨/١٢/٠٣
|

436 (با خود) خلوت کردن ١٣٩٨/١٢/٠٣
|

437 هم‌افزایی مزایا ١٣٩٨/١٢/٠١
|

438 تا بدین ترتیب ١٣٩٨/١١/٣٠
|

439 خمودی ١٣٩٨/١١/٣٠
|

440 کاهش، فرونشاندن ١٣٩٨/١١/٣٠
|

441 جنبه مثبت ١٣٩٨/١١/٣٠
|

442 خبر بد ١٣٩٨/١١/٣٠
|

443 دهاراوی ١٣٩٨/١١/٣٠
|

444 زمین‌ها، اراضی ١٣٩٨/١١/٣٠
|

445 محکوم به ١٣٩٨/١١/٣٠
|

446 محکوم به مرگ شد ١٣٩٨/١١/٣٠
|

447 محکوم به مرگ ١٣٩٨/١١/٣٠
|

448 مسکینان، مستمندان، تهیدستان، تنگدستان، فرومایگان، بی‌پولان، بیچارگان، بی‌نوایان، بی‌چیزان، ضعفا (اسم جمع poor، برای معانی بیشتر آن مدخل را ببینید) ١٣٩٨/١١/٣٠
|

449 شهر نینگبو (در چین) ١٣٩٨/١١/٣٠
|

450 سیل‌زدگی ١٣٩٨/١١/٣٠
|

451 پایین‌تر از سطح دریا، کم‌ارتفاع ١٣٩٨/١١/٣٠
|

452 غیرراغب ١٣٩٨/١١/٣٠
|

453 اثبات کردن ١٣٩٨/١١/٣٠
|

454 گزارش تحقیقی ١٣٩٨/١١/٣٠
|

455 تا به امروز، تا به حال، تا به اینک، تا بدینجا ١٣٩٨/١١/٣٠
|

456 منتهی به ١٣٩٨/١١/٣٠
|

457 این‌طور/این‌گونه/چنین نیست که ١٣٩٨/١١/٣٠
|

458 طی قرن‌ها ١٣٩٨/١١/٣٠
|

459 به همین دلیل است که ١٣٩٨/١١/٣٠
|

460 دوندگی کردن ١٣٩٨/١١/٣٠
|

461 از ترسِ ١٣٩٨/١١/٣٠
|

462 اختیاردار ١٣٩٨/١١/٣٠
|

463 سرنوشت، تقدیرات، مقدرات ١٣٩٨/١١/٣٠
|

464 شوکه‌کننده ١٣٩٨/١١/٣٠
|

465 به طور شوکه‌کننده‌ای ١٣٩٨/١١/٣٠
|

466 تجربه تکان‌دهنده ١٣٩٨/١١/٣٠
|

467 صدای شلیک ١٣٩٨/١١/٣٠
|

468 سلاح خودکار ١٣٩٨/١١/٣٠
|

469 سپیده‌دم، بامداد، بامدادان، طلوع فجر ١٣٩٨/١١/٣٠
|

470 ابعاد غول‌آسا ١٣٩٨/١١/٣٠
|

471 فروریخته، فروپاشیده، درهم‌پاشیده، ازهم‌پاشیده ١٣٩٨/١١/٣٠
|

472 جزایر کارائیب ١٣٩٨/١١/٣٠
|

473 شهر سیوداد خوارِس (در شمال مکزیک) ١٣٩٨/١١/٣٠
|

474 پشتوانه ١٣٩٨/١١/٣٠
|

475 پادرهوا، بلاتکلیف ١٣٩٨/١١/٣٠
|

476 ناکام ١٣٩٨/١١/٣٠
|

477 فاجعه ١٣٩٨/١١/٣٠
|

478 جذابیت، گیرایی ١٣٩٨/١١/٣٠
|

479 رقم خوردن، به عمل آمدن ١٣٩٨/١١/٣٠
|

480 در شک، در تردید، در دودلی، در شک‌وشبهه، در شک‌وتردید، در ظن (و گمان)، در نامعلومی، در عدم اطمینان ١٣٩٨/١١/٣٠
|

481 امپراتوری بیزانس ١٣٩٨/١١/٣٠
|

482 مطرود ١٣٩٨/١١/٣٠
|

483 کالاهای فله/عمده/انبوه ١٣٩٨/١١/٣٠
|

484 تجارت کالای فله ١٣٩٨/١١/٣٠
|

485 ثبت و ضبط، نگاشتن، دفترداری ١٣٩٨/١١/٣٠
|

486 بینابینی ١٣٩٨/١١/٣٠
|

487 علم کلان ١٣٩٨/١١/٣٠
|

488 آماده کاری بودن ١٣٩٨/١١/٣٠
|

489 برای معانی بیشتر مدخل behavior را ببینید ١٣٩٨/١١/٣٠
|

490 باری را به دوش کشیدن ١٣٩٨/١١/٣٠
|

491 be assumed to : احتمال می‌رود ١٣٩٨/١١/٣٠
|

492 ق.م (قبل از میلاد)، پ.م (پیش از میلاد) ١٣٩٨/١١/٣٠
|

493 کاچی به از هیچی ١٣٩٨/١١/٣٠
|

494 نیم‌سال، شش ماه ١٣٩٨/١١/٣٠
|

495 نیم‌دقیقه، سی ثانیه ١٣٩٨/١١/٣٠
|

496 نیم‌میلیون ١٣٩٨/١١/٣٠
|

497 نیم‌هزاره ١٣٩٨/١١/٣٠
|

498 غنوده ١٣٩٨/١١/٣٠
|

499 زمانی ١٣٩٨/١١/٣٠
|

500 رودررویی، روبرویی، تقابل ١٣٩٨/١١/٣٠
|

501 نبرد ١٣٩٨/١١/٣٠
|

502 وجوه، جنبه‌ها، حوزه‌ها، نماها، جبهه‌ها ١٣٩٨/١١/٣٠
|

503 نشست‌ها، جلسات، مجامع، اجتماعات، دیدارها، گردهمایی‌ها، مجالس، ملاقات‌ها ١٣٩٨/١١/٣٠
|

504 بر جا گذاشتن ١٣٩٨/١١/٣٠
|

505 نقش بر زمین شدن ١٣٩٨/١١/٣٠
|

506 تنزل، کاستی، کاهش، تخفیف، تضعیف ١٣٩٨/١١/٣٠
|

507 سودآوری ١٣٩٨/١١/٣٠
|

508 در هم تابیدن ١٣٩٨/١١/٣٠
|

509 شهر پورتو آلگری (پورتو آلگره) ١٣٩٨/١١/٢٩
|

510 شهر داووس (واقع در سوئیس) ١٣٩٨/١١/٢٩
|

511 نظر کردن/انداختن/افکندن ١٣٩٨/١١/٢٩
|

512 Roughly similar or in keeping with
تقریبا مشابه/مطابق/هم‌راستا/هم‌سو/همخوان/سازگار با
١٣٩٨/١١/٢٩
|

513 فضازمان ١٣٩٨/١١/٢٩
|

514 به روشنی هر چه بیشتر، پرواضح است که ١٣٩٨/١١/٢٩
|

515 بکارگیرنده ١٣٩٨/١١/٢٩
|

516 دارندگان ١٣٩٨/١١/٢٩
|

517 used up : کاملا به مصرف رسیدن ١٣٩٨/١١/٢٩
|

518 به اتمام رسیدن، به پایان آمدن، پایان گرفتن ١٣٩٨/١١/٢٩
|

519 فرارَوی، عبور ١٣٩٨/١١/٢٩
|

520 تناقضات ١٣٩٨/١١/٢٩
|

521 در شرایط موجود ١٣٩٨/١١/٢٩
|

522 ابتکار هنری ١٣٩٨/١١/٢٩
|

523 تاحدودی ١٣٩٨/١١/٢٩
|

524 1 (حقوق) معاملات آزاد، معاملات متعارف/بی‌شبهه، معاملات دارای طرفین مستقل
2 پرهیز از روابط نزدیک
١٣٩٨/١١/٢٩
|

525 آرایه ١٣٩٨/١١/٢٩
|

526 یونان باستان ١٣٩٨/١١/٢٩
|

527 دادگاه داوری ١٣٩٨/١١/٢٩
|

528 هر چیزی قابل قبول باشد ١٣٩٨/١١/٢٩
|

529 گیرا ١٣٩٨/١١/٢٩
|

530 رشد، توسعه ١٣٩٨/١١/٢٩
|

531 خصمانه ١٣٩٨/١١/٢٩
|

532 بزرگسازی ١٣٩٨/١١/٢٩
|

533 پس از وقوع/ارتکاب ١٣٩٨/١١/٢٩
|

534 قوانین دریایی ١٣٩٨/١١/٢٩
|

535 عمل کردن بر پایه ١٣٩٨/١١/٢٩
|

536 مالک ١٣٩٨/١١/٢٩
|

537 تجزیه، مثله‌سازی ١٣٩٨/١١/٢٨
|

538 کارکرد ١٣٩٨/١١/٢٨
|

539 راه‌حل، راه چاره، راهکار ١٣٩٨/١١/٢٨
|

540 employ : به کار گرفتن
employed : به کار رفتن
١٣٩٨/١١/٢٨
|

541 بغرنج ١٣٩٨/١١/٢٨
|

542 مورد نظر، مورد انتظار، مورد پیش‌بینی، مورد تصور، متصورشده ١٣٩٨/١١/٢٨
|

543 متداول ١٣٩٨/١١/٢٨
|

544 گنجیده ١٣٩٨/١١/٢٨
|

545 رجوع ١٣٩٨/١١/٢٨
|

546 حل‌وفصل کردن، برچیده شدن ١٣٩٨/١١/٢٦
|

547 بی‌پایان ١٣٩٨/١١/٢٦
|

548 در عجب شدن ١٣٩٨/١١/٢٦
|

549 وارسی، بررسی، تفتیش، کندوکاو ١٣٩٨/١١/٢٦
|

550 مقیاس‌ها، موازین ١٣٩٨/١١/٢٦
|

551 چهره به چهره ١٣٩٨/١١/٢٦
|

552 کاملا مشخص ١٣٩٨/١١/٢٦
|

553 کل به جز ١٣٩٨/١١/٢٦
|

554 توصیه کردن ١٣٩٨/١١/٢٦
|

555 توصیه ١٣٩٨/١١/٢٦
|

556 ضرور/ضروری ساختن ١٣٩٨/١١/٢٦
|

557 صحنه چیدن برای، صحنه‌پردازی کردن برای ١٣٩٨/١١/٢٦
|

558 اثر/تاثیر گذاشتن، اثرگذار/تاثیرگذار بودن ١٣٩٨/١١/٢٦
|

559 اثر/تاثیر گذاشتن بر، اثرگذار/تاثیرگذار بودن بر ١٣٩٨/١١/٢٦
|

560 به همراه داشتن ١٣٩٨/١١/٢٦
|

561 فراتر رفتن، پیش رفتن ١٣٩٨/١١/٢٥
|

562 خشکبار ١٣٩٨/١١/٢٥
|

563 خواه ناخواه، خواهی نخواهی

١٣٩٨/١١/٢٥
|

564 سنجیدن ١٣٩٨/١١/٢٥
|

565 ناکجا ١٣٩٨/١١/٢٥
|

566 condemning : محکوم کردن
condoning : چشم‌پوشی، بخشش
١٣٩٨/١١/٢٥
|

567 روی کسی (یا چیزی) حساب کردن ١٣٩٨/١١/٢٥
|

568 پرموفقیت، بسیار موفق ١٣٩٨/١١/٢٥
|

569 تغییر اقلیم ١٣٩٨/١١/٢٥
|

570 تغییرات اقلیمی ١٣٩٨/١١/٢٥
|

571 ناگوار ١٣٩٨/١١/٢٥
|

572 مجموعا ١٣٩٨/١١/٢٥
|

573 متعدد ١٣٩٨/١١/٢٥
|

574 سریع‌التغییر، سریعا متغیر، دارای تغییرات سریع ١٣٩٨/١١/٢٥
|

575 لعن ١٣٩٨/١١/٢٥
|

576 طول زندگی ١٣٩٨/١١/٢٥
|

577 ابناء بشر، جهانیان، آدمیزادگان ١٣٩٨/١١/٢٥
|

578 هم‌پوشان بودن ١٣٩٨/١١/٢٥
|

579 نشانگان ١٣٩٨/١١/٢٥
|

580 ماندن، به جا ماندن، به جا گذاشتن
there is no time left : زمانی نمانده
١٣٩٨/١١/٢٥
|

581 بر پایه/براساس/مبتنی بر شواهد ١٣٩٨/١١/٢٥
|

582 دربردارنده، دارای، مشتمل بر، حاوی
محیط بر، احاطه‌کننده‌ی
١٣٩٨/١١/٢٥
|

583 ماندن به
he looks like his father : به پدرش می‌ماند
١٣٩٨/١١/٢٥
|

584 مخرب ١٣٩٨/١١/٢٤
|

585 چندی از افراد، شماری از مردم، تنی چند ١٣٩٨/١١/٢٢
|

586 بازداشتن ١٣٩٨/١١/٢٢
|

587 ارتباط داشتن/گرفتن ١٣٩٨/١١/٢٢
|

588 عادی/طبیعی/رسم/مرسوم بودن ١٣٩٨/١١/٢٢
|

589 افتادن ١٣٩٨/١١/٢٢
|

590 مرکز خرید، مجتمع خرید، پاساژ ١٣٩٨/١١/٢٢
|

591 به زیانِ، به بهای آسیب/گزند/زیان به، به بهای کاهشِ ١٣٩٨/١١/٢٢
|

592 قالب‌بخشی، قالب‌دهی ١٣٩٨/١١/٢٢
|

593 قالب دادن/بخشیدن/ریختن ١٣٩٨/١١/٢٢
|

594 چنگ زدن به ١٣٩٨/١١/٢٢
|

595 برآورد کم
Mellaart thinks this to be an underestimate : به نظر ملارت این مقدار براورد کمی است
١٣٩٨/١١/٢٢
|

596 ارتقا ١٣٩٨/١١/٢٢
|

597 مرکز/کانون توجه ١٣٩٨/١١/٢٢
|

598 remaking ١٣٩٨/١١/٢٢
|

599 downturn, turndown, downside, contraction, stagnation, slowdown ١٣٩٨/١١/٢٢
|

600 مطالعات ناحیه‌ای ١٣٩٨/١١/٢٢
|

601 اتمیزه ١٣٩٨/١١/٢٢
|

602 ذره‌ای کمتر از ١٣٩٨/١١/٢٢
|

603 مشروع، مشروعیت یافتن، مشروعیت پیدا کردن, مشروع شدن ١٣٩٨/١١/٢٢
|

604 تجاوز، فراروی، درهم‌شکنی ١٣٩٨/١١/٢٢
|

605 برچیدگی ١٣٩٨/١١/٢٢
|

606 بازندگان، شکست‌خوردگان، زیان‌دیدگان، زیانکاران، مغبونین ١٣٩٨/١١/٢١
|

607 فراوری‌شده ١٣٩٨/١١/٢١
|

608 نیمه‌فراوری‌شده ١٣٩٨/١١/٢١
|

609 کاملا آماده ١٣٩٨/١١/٢١
|

610 مورد بهره‌برداری ١٣٩٨/١١/٢١
|

611 در جریان، جاری ١٣٩٨/١١/٢١
|

612 تماما ١٣٩٨/١١/٢١
|

613 با خاک یکسان کردن/شدن ١٣٩٨/١١/٢١
|

614 برای، از دید، به نظر، از نظر، از دیدگاه، از نگاه، به زعم ١٣٩٨/١١/٢١
|

615 رنگین‌پوست ١٣٩٨/١١/٢١
|

616 ... در اینجا آمده است، این‌ها ... هستند
Here are some descriptions : در این‌جا چند توصیف آمده است
Here are additional cases of potential cities ...
١٣٩٨/١١/٢١
|

617 شناخت‌ناپذیر ١٣٩٨/١١/٢١
|

618 مباحثات ١٣٩٨/١١/٢١
|

619 خلاصه‌وار ١٣٩٨/١١/٢٠
|

620 ملبس به ١٣٩٨/١١/٢٠
|

621 پس از چندی ١٣٩٨/١١/٢٠
|

622 سنگ‌بنا ١٣٩٨/١١/٢٠
|

623 در بند ١٣٩٨/١١/٢٠
|

624 متمایل، مایل ١٣٩٨/١١/٢٠
|

625 متمایل/مایل به ١٣٩٨/١١/٢٠
|

626 مسئله‌سازی، مسئله‌پردازی، مشکل‌سازی، طرح مسئله، تدوین مسئله ١٣٩٨/١١/٢٠
|

627 مسئله‌سازی، مسئله‌پردازی، مشکل‌سازی، طرح مسئله، تدوین مسئله
١٣٩٨/١١/٢٠
|

628 مسئله‌سازی، مسئله‌پردازی، مشکل‌سازی، طرح مسئله، تدوین مسئله
١٣٩٨/١١/٢٠
|

629 مسئله‌سازی، مسئله‌پردازی، مشکل‌سازی، طرح مسئله، تدوین مسئله
١٣٩٨/١١/٢٠
|

630 به میان آوردن، به صحنه آوردن، مطرح کردن ١٣٩٨/١١/٢٠
|

631 برجسته کردن، مطرح کردن ١٣٩٨/١١/٢٠
|

632 فاقد پیوند ١٣٩٨/١١/٢٠
|

633 پیوندزدایی، قطع ارتباط/پیوند ١٣٩٨/١١/١٨
|

634 نامحتمل‌ترین ١٣٩٨/١١/١٨
|

635 به طور مقایسه‌ناپذیری، به طرز قیاس‌ناپذیری ١٣٩٨/١١/١٨
|

636 سریعا روبه‌رشد، سریع‌الرشد ١٣٩٨/١١/١٨
|

637 نظریه‌پردازی، فرضیه‌پردازی ١٣٩٨/١١/١٨
|

638 شایگان ١٣٩٨/١١/١٨
|

639 از قلم انداختن، فروگذاردن ١٣٩٨/١١/١٨
|

640 تولیدشده توسطِ، حاصل از، ماحصلِ، محصولِ، مولودِ، ثمره‌ی، زاده‌ی، فراورده‌ی، به وجود آمده با/از، ایجادشده با/از، پدیدآمده با/از، ناشی از، منتج از، نتی ... ١٣٩٨/١١/١٨
|

641 معجزه‌گری، معجزه‌گر ١٣٩٨/١١/١٨
|

642 درد جانکاه ١٣٩٨/١١/١٨
|

643 معجزه‌گر ١٣٩٨/١١/١٨
|

644 به بطن چیزی دست یافتن ١٣٩٨/١١/١٧
|

645 نهاد ١٣٩٨/١١/١٧
|

646 شر از فروگذاری جزئیات برمی‌خیزد
(در ویکی‌پیدیا به این صورت ترجمه شده: "شیطان در جزئیات است" که به نظرم برای خواننده فارسی‌زبان بی‌معناست)
١٣٩٨/١١/١٧
|

647 The Devil is in the Details : شر از فروگذاری جزئیات برمی‌خیزد ١٣٩٨/١١/١٧
|

648 در پس پرده چیزی قرار داشتن، در پس چیزی خوابیدن ١٣٩٨/١١/١٧
|

649 بداهه‌سازی، بداهه‌کاری ١٣٩٨/١١/١٧
|

650 فرضیات ١٣٩٨/١١/١٧
|

651 شکل‌دهی ١٣٩٨/١١/١٧
|

652 دامن کسی را گرفتن ١٣٩٨/١١/١٧
|

653 درصدد بودن ١٣٩٨/١١/١٧
|

654 درصدد بودن ١٣٩٨/١١/١٧
|

655 پیش از این ١٣٩٨/١١/١٧
|

656 دم‌ودستگاه، سازوبرگ ١٣٩٨/١١/١٧
|

657 نمایاندن ١٣٩٨/١١/١٧
|

658 بی‌کفایت ١٣٩٨/١١/١٦
|

659 بررسی آماری سفر ١٣٩٨/١١/١٦
|

660 انحصار ١٣٩٨/١١/١٦
|

661 پراهمیت ١٣٩٨/١١/١٦
|

662 (قید): بسی، سخت ١٣٩٨/١١/١٦
|

663 بر حول چیزی گشتن ١٣٩٨/١١/١٦
|

664 مطرح‌سازی، طرح ١٣٩٨/١١/١٥
|

665 داخل پرانتز، پرانتزشده
bracketed text added : متن داخل پرانتز اضافه شده است
١٣٩٨/١١/١٥
|

666 ابداع، اختراع
مبدع، مخترع
١٣٩٨/١١/١٥
|

667 سرمایه‌برداری، سرمایه‌گذاری منفی، کاهش سرمایه‌گذاری ١٣٩٨/١١/١٥
|

668 فعالیت عام‌المنفعه ١٣٩٨/١١/١٥
|

669 مفهوم‌پردازی، مفهوم‌آفرینی، مفهوم‌سازی ١٣٩٨/١١/١٥
|

670 مفهوم‌پردازی، مفهوم‌آفرینی ١٣٩٨/١١/١٥
|

671 زمین و زمان را گشتن، همه جا را زیرورو کردن، موشکافی/مداقه کردن ١٣٩٨/١١/١٥
|

672 هر چه بادا باد ١٣٩٨/١١/١٥
|

673 چرخش ذهنی ١٣٩٨/١١/١٥
|

674 عزیمت، رهسپاری ١٣٩٨/١١/١٥
|

675 نامگذاری ١٣٩٨/١١/١٥
|

676 نامگذاری ١٣٩٨/١١/١٥
|

677 در صورت نیاز ١٣٩٨/١١/١٥
|

678 ناهماهنگی، بی‌تناسبی؛ ناموزونی، بی‌توازنی ١٣٩٨/١١/١٥
|

679 بی‌ایمانی، بی‌اعتقادی، ناباوری ١٣٩٨/١١/١٥
|

680 ناشایستگی، بی‌صلاحیتی، بی‌کفایتی، بی‌مهارتی، عدم اهلیت ١٣٩٨/١١/١٥
|

681 بی‌اهمیتی، کم‌اهمیتی ١٣٩٨/١١/١٥
|

682 کم‌احترامی، بی‌احترامی ١٣٩٨/١١/١٥
|

683 غیرنویدبخش ١٣٩٨/١١/١٥
|

684 روبه‌زوال، روبه‌نابودی، روبه‌انقراض ١٣٩٨/١١/١٥
|

685 نگاه به گذشته ١٣٩٨/١١/١٥
|

686 نالیدن، فغان برآوردن ١٣٩٨/١١/١٥
|

687 بنیانگذاران، پایه‌گذاران، پایه‌ریزان، موسسان ١٣٩٨/١١/١٥
|

688 پایه‌ریز ١٣٩٨/١١/١٥
|

689 بی‌رشته‌ای، بی‌رشتگی، بی‌رشته‌سازی ١٣٩٨/١١/١٥
|

690 برگرفته ١٣٩٨/١١/١٥
|

691 بسیار تاثیرگذار، پرتاثیر، پراثر، پرنفوذ ١٣٩٨/١١/١٤
|

692 رتق‌وفتق کردن ١٣٩٨/١١/١٤
|

693 گلچین‌وار ١٣٩٨/١١/١٤
|

694 هم‌پای، همگام با، هم‌دوشِ ١٣٩٨/١١/١٤
|

695 همایش، گردهمایی، نشست، مجمع ١٣٩٨/١١/١٤
|

696 به کار افتادن، به کار رفتن ١٣٩٨/١١/١٤
|

697 مناسبِ ١٣٩٨/١١/١٤
|

698 بی‌هیچ یا با اندک... ١٣٩٨/١١/١٤
|

699 to be true: صادق بودن، صدق کردن، صحت داشتن ١٣٩٨/١١/١٤
|

700 مورد حمله (واقع شدن/قرار گرفتن) ١٣٩٨/١١/١٤
|

701 مورد حمله ١٣٩٨/١١/١٤
|

702 تحول، عقب‌گرد ١٣٩٨/١١/١٤
|

703 مشارکت کردن، شراکت کردن/داشتن ١٣٩٨/١١/١٤
|

704 مشارکت‌کننده، عامل ١٣٩٨/١١/١٤
|

705 مدخل revitalization را ببینید ١٣٩٨/١١/١٤
|

706 برای معانی بیشتر مدخل revitalize را ببینید ١٣٩٨/١١/١٤
|

707 دیرین، دیرینه ١٣٩٨/١١/١٤
|

708 به بیان ساده‌تر ١٣٩٨/١١/١٢
|

709 به نظر رسیدن، نمودن ١٣٩٨/١١/١٠
|

710 برتری یافتن، چیره/مستولی شدن، غلبه/تفوق/چیرگی یافتن، غالب آمدن، مغلوب ساختن، غلبه کردن، تحت تاثیر چیزی قرار نگرفتن ١٣٩٨/١١/١٠
|

711 استقرار نیروها/قوا ١٣٩٨/١١/١٠
|

712 مشاغل ١٣٩٨/١١/١٠
|

713 مشخص شدن با ١٣٩٨/١١/١٠
|

714 خروج ١٣٩٨/١١/١٠
|

715 انصراف/خروج از ١٣٩٨/١١/١٠
|

716 به طوری که، به گونه‌ای که ١٣٩٨/١١/١٠
|

717 آماده‌نشده، ناساخته. نیاراسته. نابسیجیده. فراهم‌ناشده، نامستعد، نامهیا ١٣٩٨/١١/١٠
|

718 پسوند: -نشین
city dweller : شهرنشین
١٣٩٨/١١/٠٨
|

719 پسوند: -دار
factory owner : کارخانه‌دار
١٣٩٨/١١/٠٨
|

720 کارخانه‌دار ١٣٩٨/١١/٠٨
|

721 پرثبات ١٣٩٨/١١/٠٨
|

722 نقش فرعی/جانبی
١٣٩٨/١١/٠٨
|

723 در قالبِ، به شکلِ ١٣٩٨/١١/٠٨
|

724 ناموزونی ١٣٩٨/١١/٠٨
|

725 ذاتی، فطری ١٣٩٨/١١/٠٨
|

726 طبیعتا، طبعا ١٣٩٨/١١/٠٨
|

727 راهنمای کاربر ١٣٩٨/١١/٠٨
|

728 بدهی خارجی ١٣٩٨/١١/٠٨
|

729 وضعیت بدهی
١٣٩٨/١١/٠٨
|

730 be the case : to be true or correct
چنین بودن، درست بودن، صحت داشتن، صدق کردن، صادق بودن
this doesn't appear to be the case = به نظر نمی‌آید چن ...
١٣٩٨/١١/٠٨
|

731 در جهت خیر ١٣٩٨/١١/٠٨
|

732 مستدام
١٣٩٨/١١/٠٨
|

733 کم‌کم، رفته‌رفته، اندک‌اندک، به تدریج، تدریجا ١٣٩٨/١١/٠٨
|

734 رفته‌رفته، اندک‌اندک، به تدریج، تدریجا ١٣٩٨/١١/٠٨
|

735 اخترفیزیک‌شناس ١٣٩٨/١١/٠٨
|

736 به طور باورناپذیری ١٣٩٨/١١/٠٨
|

737 تهاتر بدهی ١٣٩٨/١١/٠٨
|

738 پیامدهای جانبی، مشتقات، شعبات، انشعابات ١٣٩٨/١١/٠٨
|

739 اشتقاق، پیامد، محصول جانبی ١٣٩٨/١١/٠٨
|

740 چیزی به گوش کسی خوردن/رفتن
? have you ever heard of WAP phones : تابه‌حال چیزی در مورد گوشی WAP به گوشت خورده؟
I said he could stay with us, bu ...
١٣٩٨/١١/٠٨
|

741 بی‌شمار
a whole host of ultra-sophisticated innovations : بی‌شمار نوآوری‌های فوق پیشرفته
١٣٩٨/١١/٠٨
|

742 جمع کثیری از، شمار زیادی از، لشکری از، انبوهی از، جماعتی از ١٣٩٨/١١/٠٨
|

743 جمع کثیری از، شمار زیادی از، لشکری از، انبوهی از، جماعتی از ١٣٩٨/١١/٠٨
|

744 دروغ شاخدار ١٣٩٨/١١/٠٨
|

745 در اینجا آمده است، این است...
Here is a succinct statement : توضیح مختصری در اینجا آمده است
Here is an additional case of potential cities : ای ...
١٣٩٨/١١/٠٨
|

746 مسئولیت، قصور ١٣٩٨/١١/٠٨
|

747 باور نکردنی، غیر قابل باور، باورناپذیر، غیر قابل‌قبول ١٣٩٨/١١/٠٨
|

748 سودآوری ١٣٩٨/١١/٠٨
|

749 ضرردهی ١٣٩٨/١١/٠٨
|

750 سود دادن، سوددهی، سودآوری
if a company, project, etc show a profit, it makes a profit= macmillandictionary.com/dictionary/british/show-a-profit-lo ...
١٣٩٨/١١/٠٨
|

751 ضرر دادن
if a company, project, etc show a loss, it makes a loss= macmillandictionary.com/dictionary/british/show-a-profit-loss
١٣٩٨/١١/٠٨
|

752 خودپرست، مستکبر ١٣٩٨/١١/٠٨
|

753 guardians mistaking Chinese supply as eradicating economic cycles :
متولیانی که عرضه چین را به اشتباه ریشه‌کن‌کننده چرخه‌های اقتصادی می‌دانند
١٣٩٨/١١/٠٨
|

754 ریشه‌کنی، ریشه‌کن‌کننده ١٣٩٨/١١/٠٨
|

755 پذیرای پیشنهادات ١٣٩٨/١١/٠٨
|

756 فرد خودساخته ١٣٩٨/١١/٠٨
|

757 متوسط
small and medium-sized firms : شرکت‌های کوچک و متوسط
١٣٩٨/١١/٠٨
|

758 تقلید/دنباله‌روی/پیروی کورکورانه ١٣٩٨/١١/٠٨
|

759 هنگام ترجمه به فارسی می‌توان آن را با چنین الفاظی ترجمه کرد:
یعنی، به این معنا که، به عبارت دیگر
Central laws lack specificity, thereby allowin ...
١٣٩٨/١١/٠٨
|

760 ساماندهی، سازماندهی، گردآوری، احضار، ترتیب(دهی)، صف‌آرایی، اجتماع، آرایش، تحریک، تحرک ١٣٩٨/١١/٠٨
|

761 به گمانم (اینطور باشد)، گمان کنم آره، من اینطور گمان دارم ١٣٩٨/١١/٠٨
|

762 به گمانم نه، گمان نمی‌کنم ١٣٩٨/١١/٠٨
|

763 من اینطور باور دارم، باور من این است، به اعتقاد من آره ١٣٩٨/١١/٠٨
|

764 فکر نکنم (اینطور باشه)، به نظرم نه ١٣٩٨/١١/٠٨
|

765 به نظرم آره ١٣٩٨/١١/٠٨
|

766 I thinl that : (من) فکر می‌کنم که...، به نظر من... ١٣٩٨/١١/٠٨
|

767 تکمیل‌کننده بودن ١٣٩٨/١١/٠٨
|

768 هم‌پا/هم‌قدم/همراه/هم‌عنان/هم‌دوش بودن، پابه‌پای چیزی پیش رفتن، عقب نماندن، جا نیفتادن ١٣٩٨/١١/٠٨
|

769 "به هم زدن" گاهی به معنای "به دست آوردن" هم می‌تواند باشد، مثل: به هم زدن ثروت. ١٣٩٨/١١/٠٨
|

770 کاویدن ١٣٩٨/١١/٠٨
|

771 در کنترل ١٣٩٨/١١/٠٨
|

772 اصلاحات‌یافته ١٣٩٨/١١/٠٨
|

773 آماده عمل/اقدام ١٣٩٨/١١/٠٨
|

774 متکامل، تکامل‌یافته، تمام‌وکمال، بالغ، پخته، رسیده، کارکشته، جاافتاده، خبره، کارآزموده، حرفه‌ای، ماهر، متخصص، باتجربه، ورزیده، کارآزموده، کاردیده، که ... ١٣٩٨/١١/٠٧
|

775 از ناکجا ١٣٩٨/١١/٠٧
|

776 یکهو سبز شدن، از ناکجا پدیدار شدن ١٣٩٨/١١/٠٧
|

777 غلبه کردن، غالب شدن/آمدن ١٣٩٨/١١/٠٧
|

778 عوامل تاثیرگذار ١٣٩٨/١١/٠٧
|

779 تاثیرگذار، تاثیرگذاری ١٣٩٨/١١/٠٧
|

780 اثرگذاری ١٣٩٨/١١/٠٧
|

781 تاثیرگذاری ١٣٩٨/١١/٠٧
|

782 پرزحمت، پرمشقت، پردردسر، شاق، بسیار دشوار ١٣٩٨/١١/٠٧
|

783 معنای واقعی
to effect structural transformation in its true sense : تاثیرگذاری بر تحول ساختاری به معنای واقعی‌اش
١٣٩٨/١١/٠٧
|

784 تصمیم‌گیران ١٣٩٨/١١/٠٧
|

785 (افق) دید وسیع، بینش ژرف، ژرف‌بینی ١٣٩٨/١١/٠٧
|

786 برای معانی بیشتر مدخل mobilization را ببینید ١٣٩٨/١١/٠٧
|

787 مدخل mobilize را ببینید ١٣٩٨/١١/٠٧
|

788 ماجراجو، بی‌پروا، بی‌باک، بی‌مبالات، بی‌ملاحظه، حادثه‌جو، ماجراگرا ١٣٩٨/١١/٠٧
|

789 بی‌ملاحظگی ١٣٩٨/١١/٠٧
|

790 ماجراجویی، بی‌پروایی، بی‌باکی، بی‌مبالاتی، بی‌ملاحظگی ١٣٩٨/١١/٠٧
|

791 سیاست ریاضت ١٣٩٨/١١/٠٧
|

792 مبحث پایانی ١٣٩٨/١١/٠٧
|

793 موضوعِ، مساله‌ی
a matter of life and death : موضوع مرگ و زندگی
a matter of utmost importance : مسئله‌ای با حد اعلای اهمیت
١٣٩٨/١١/٠٧
|

794 سلیقه/ترجیح/پسند شخصی ١٣٩٨/١١/٠٧
|

795 در توافق کامل ١٣٩٨/١١/٠٧
|

796 آغاز دوباره، شروع از سرنو، پاک کردن حساب گذشته ١٣٩٨/١١/٠٧
|

797 حساب پاک، پرونده پاک، شروع از سرنو ١٣٩٨/١١/٠٧
|

798 تحدید ١٣٩٨/١١/٠٧
|

799 هیچ قانون کلی وجود ندارد ١٣٩٨/١١/٠٧
|

800 هیچ گزینه‌ای وجود ندارد؛ هیچ انتخابی در کار نیست ١٣٩٨/١١/٠٧
|

801 همگام/هم‌پا/هم‌قدم/همراه/هم‌عنان/هم‌دوش بودن، پابه‌پای چیزی پیش رفتن، عقب نماندن، جا نیفتادن ١٣٩٨/١١/٠٧
|

802 ثبات‌بخشی، پابرجاسازی ١٣٩٨/١١/٠٧
|

803 روی هم رفته، در مجموع، در کل ١٣٩٨/١١/٠٧
|

804 بی‌ثبات‌سازی، متزلزل‌سازی، متزلزل‌ساز، بی‌ثبات‌ساز، موجد بی‌ثباتی ١٣٩٨/١١/٠٧
|

805 ثبات‌بخشی ١٣٩٨/١١/٠٧
|

806 ثبات‌بخشی، ثبات‌بخش ١٣٩٨/١١/٠٧
|

807 بی‌ثبات‌سازی، متزلزل‌سازی ١٣٩٨/١١/٠٧
|

808 بی‌ثبات، متزلزل، ناپایدار، غیرپابرجا ١٣٩٨/١١/٠٧
|

809 سیاست تک‌فرزندی ١٣٩٨/١١/٠٧
|

810 دراکولایی ١٣٩٨/١١/٠٧
|

811 دراکولایی ١٣٩٨/١١/٠٧
|

812 دراکولا ١٣٩٨/١١/٠٧
|

813 تک‌حزبی ١٣٩٨/١١/٠٧
|

814 سوخت‌رسانی، نیروبخشی ١٣٩٨/١١/٠٧
|

815 مکش، مک‌زنی، میک ١٣٩٨/١١/٠٧
|

816 پسوند: پسا، پس از، مابعد
China embarked on its post-Mao journey with economic reforms : چین سفر پسامائویی خود را با اصلاحات اقتصادی آغاز کرد
C ...
١٣٩٨/١١/٠٧
|

817 روبرداری، پرده‌برداری ١٣٩٨/١١/٠٧
|

818 هواداران، طرفداران، هواخواهان، پشتیبانان، حامیان (صورت جمع کلمهsupporter ؛ برای معانی بیشتر آن مدخل را ببینید) ١٣٩٨/١١/٠٧
|

819 متحدان، هم‌عهدان، همدستان، قربا، منتسب، منتسبان ١٣٩٨/١١/٠٧
|

820 هم‌بند ١٣٩٨/١١/٠٧
|

821 هم‌نوعان ١٣٩٨/١١/٠٧
|

822 نشان دادن به صورت/به شکل/در قالب
To represent by a sign, symbol, number, or formula:
express a fraction as a decimal : نشان دادن کسر به صورت اع ...
١٣٩٨/١١/٠٧
|

823 ملاعبه، تجمش، مغازله ١٣٩٨/١١/٠٧
|

824 دوگانگی ١٣٩٨/١١/٠٦
|

825 پرورنده، پروراننده ١٣٩٨/١١/٠٦
|

826 (به) پیش بردن ١٣٩٨/١١/٠٦
|

827 راهکار، علاج، پاسخ، درمان، دوا، تعمیر، مرمت
Informal) Something that repairs or restores; a solution) :
there is no easy fix for an intractabl ...
١٣٩٨/١١/٠٦
|

828 واگذاری، اعطا، اعتراف، تسلیم
واگذارنده، اعطاکننده، معترف
١٣٩٨/١١/٠٦
|

829 کوتاه‌مدت ١٣٩٨/١١/٠٦
|

830 میان‌مدت ١٣٩٨/١١/٠٦
|

831 بلندمدت (long term) ١٣٩٨/١١/٠٦
|

832 مدخل on the high side را ببینید ١٣٩٨/١١/٠٦
|

833 On the high side can be used to mean that there are more of something than would be desirable, but not too much to be dangerous or incorrect
درجه ...
١٣٩٨/١١/٠٦
|

834 درجه زیادی داشتن، بالادرجه بودن، مقدار زیاد داشتن، زیاد بودن (مقدار زیادی که آسیب‌زا یا خطرناک نباشد)
On the high side can be used to mean that th ...
١٣٩٨/١١/٠٦
|

835 مدخل be on the low side را ببینید ١٣٩٨/١١/٠٦
|

836 It implies that there are fewer that would be desirable, but not necessarily too few
درجه کمی داشتن، پایین‌درجه بودن، مقدار/میزان کمی داشتن، کم/ان ...
١٣٩٨/١١/٠٦
|

837 مدخل be on the low side را ببینید ١٣٩٨/١١/٠٦
|

838 برای معانی بیشتر مدخل built on را ببینید ١٣٩٨/١١/٠٦
|

839 برای معانی بیشتر مدخل based on را ببینید ١٣٩٨/١١/٠٦
|

840 پشت پا زدن، تن ندادن ١٣٩٨/١١/٠٦
|

841 زیادی تاکید داشتن، تاکید زیادی داشتن ١٣٩٨/١١/٠٦
|

842 شاق ١٣٩٨/١١/٠٦
|

843 ناپایدار ١٣٩٨/١١/٠٥
|

844 کم‌درآمد، کم‌مزد، کم‌دستمزد، دستمزدپایین ١٣٩٨/١١/٠٥
|

845 در عین حال ١٣٩٨/١١/٠٥
|

846 فوق‌العاده ١٣٩٨/١١/٠٥
|

847 مورد ارجاع ١٣٩٨/١١/٠٥
|

848 اداره آمار ١٣٩٨/١١/٠٥
|

849 ارائه‌شده، قیدشده، تامین‌شده، فراهم‌شده، فراهم‌آمده، فراهم‌آورده ١٣٩٨/١١/٠٥
|

850 محقق کردن ١٣٩٨/١١/٠٥
|

851 رود پِرل ١٣٩٨/١١/٠٥
|

852 به مقدار کم، کم، اندک، به سادگی، به آرامی ١٣٩٨/١١/٠٥
|

853 اَبَرمنطقه ١٣٩٨/١١/٠٥
|

854 بی‌پایان ١٣٩٨/١١/٠٥
|

855 بنا بر، بر پایه، بر مبنای، مبتنی/مبنی بر، بر اساس ١٣٩٨/١١/٠٥
|

856 نور امید ١٣٩٨/١١/٠٥
|

857 پرقدرت، پرنیرو، پرتوان، پرمایه، پرزور، پرصلابت، پرطاقت، بسیار قوی، بسیار نیرومند ١٣٩٨/١١/٠٥
|

858 نفی کردن، نافی/نفی‌کننده بودن ١٣٩٨/١١/٠٥
|

859 معنی: به اشاره
متضاد : صراحتا
١٣٩٨/١١/٠٥
|

860 مطلب را گرفتن، متوجه مطلب شدن، متوجه اشاره شدن، اشارتا/تلویحا فهمیدن ١٣٩٨/١١/٠٥
|

861 از جهاتی ١٣٩٨/١١/٠٥
|

862 جای دادن/گرفتن در، قرار دادن/گرفتن در، جور شدن/کردن در، کار گذاشتن در، جا گذاشتن در، چپاندن/چپیدن در، چفت کردن/شدن در، نهادن در، گذاردن در، جاانداختن ... ١٣٩٨/١١/٠٥
|

863 slot in : جای دادن در، گنجاندن در، جور شدن/کردن در، کار گذاشتن در، جا گذاشتن در، چپاندن در، چفت کردن/شدن در، نهادن در، گذاردن در، جاانداختن/افتادن در ... ١٣٩٨/١١/٠٥
|

864 چفت (شده)، جور (شده)، به خوبی جاافتاده، گنجیده، کارگذاشته، جاسازی‌شده، چپانده، چپیده، قرارگرفته، نهاده (شده)، جاگرفته، گذارده ١٣٩٨/١١/٠٥
|

865 به مدخل name of the game رجوع کنید ١٣٩٨/١١/٠٥
|

866 با ترجمه تحت‌الفظی هم می‌توان معنای آن را رساند:
it is the name of the game : اسم (این) بازی همین است
Power is the name of the game for many po ...
١٣٩٨/١١/٠٥
|

867 پرخطر، پرمخاطره، پرهراس، بسیار ترسناک، بسیار خطرناک ١٣٩٨/١١/٠٥
|

868 وارد عمل شدن، وارد صحنه شدن، پا به صحنه گذاشتن ١٣٩٨/١١/٠٥
|

869 تهی از، خروج از ١٣٩٨/١١/٠٥
|

870 be pioneered by : به پیشگامی ... بودن
the development state route was pioneered by Japan : مسیر دولت توسعه به پیشگامی ژاپن بود
١٣٩٨/١١/٠٥
|

871 چیزی به گوش کسی خوردن ١٣٩٨/١١/٠٥
|

872 ... نماد آن است
symbolized by the 1947 deal between General Motors and the Auto Workers Union, this path generated mass consumption :
این مسیر ...
١٣٩٨/١١/٠٥
|

873 آلات، ادوات، لوازم، اسباب، وسایط، سازوبرگ، تجهیزات ١٣٩٨/١١/٠٥
|

874 پنداشت، پندار ١٣٩٨/١١/٠٤
|

875 پندار و کردار ١٣٩٨/١١/٠٤
|

876 مائوئیست، مائوگرا ١٣٩٨/١١/٠٤
|

877 درک نادرست ١٣٩٨/١١/٠٤
|

878 شهر اقماری ١٣٩٨/١١/٠٤
|

879 از جمله، فی‌المثل ١٣٩٨/١١/٠٤
|

880 فریفته؛ اغواشده، وسوسه‌شده، تحریکشده، گمراه‌شده ١٣٩٨/١١/٠٣
|

881 مالکیت دارایی ١٣٩٨/١١/٠٣
|

882 مردم عادی/معمولی، عامه مردم، مردم عامه، عوام ١٣٩٨/١١/٠٣
|

883 بیخیال شدن ١٣٩٨/١١/٠٣
|

884 تثبیت‌شدگی ١٣٩٨/١١/٠٣
|

885 محصول، وسیله، ابزار، شی، دست‌ساخت، دست‌ساز ١٣٩٨/١١/٠٣
|

886 زیروروشدگی، دور کامل، وارونی، وارونگی، واژگونی، واژگونگی، برگشت، وارون‌روی، وارون‎گردی، پس‌گشت ١٣٩٨/١١/٠٣
|

887 غیر منصفانه، غیرموجه، ناموجه، ناعادلانه، ناروا، نابرابر ١٣٩٨/١١/٠٣
|

888 ناموجه، غیرموجه ١٣٩٨/١١/٠٣
|

889 قطعا، مسلما ١٣٩٨/١١/٠٣
|

890 جمعیت‌ها، مردمان، نفوس، جوامع، گروه‌ها، توده‌ها ١٣٩٨/١١/٠٣
|

891 محسوس ١٣٩٨/١١/٠٣
|

892 هم‌راستا/همسو/هماهنگ/همخوان/موافق/مطابق با ١٣٩٨/١١/٠٣
|

893 جهان بین‌الملل ١٣٩٨/١١/٠٣
|

894 1 پاک کردن
:to clean something by wiping
I wiped the table clean

2 رد اثر کردن/شدن، کاملا پاک کردن، کامل پاک شدن، محو کردن/شدن، امحا
...
١٣٩٨/١١/٠٣
|

895 انواعِ، مختلف، جورواجور، متنوع، گوناگون
a variety of meanings : معانی مختلف، انواع معانی
a variety of foods : غذاهای جورواجور، غذاهای متنوع
...
١٣٩٨/١١/٠٣
|

896 بی‌هیچ ١٣٩٨/١١/٠٢
|

897 بی‌هیچ تردیدی، بی‌هیچ شکی ١٣٩٨/١١/٠٢
|

898 کم شدن، کاهش یافتن ١٣٩٨/١١/٠١
|

899 سکونتگاه، محل اسکان ١٣٩٨/١١/٠١
|

900 بسیار سریع، پرسرعت، پرشتاب ١٣٩٨/١١/٠١
|

901 همراه با، به همراه، توام با، در کنار ١٣٩٨/١١/٠١
|

902 انتقام‌جویی ١٣٩٨/١١/٠١
|

903 صنعت‌زدایی، صنعت‌زدا ١٣٩٨/١١/٠١
|

904 صنعت‌زدایی ١٣٩٨/١١/٠١
|

905 صنعت‌زدایی ١٣٩٨/١١/٠١
|

906 صنعت‌زدایی ١٣٩٨/١١/٠١
|

907 برای معانی بیشتر مدخل labor intensive را ببینید ١٣٩٨/١١/٠١
|

908 واژگون، واژگونه ١٣٩٨/١١/٠١
|

909 واژگون، واژگونه، برعکس ١٣٩٨/١١/٠١
|

910 وارونه/واژگون/واژگونه/برعکس شدن ١٣٩٨/١١/٠١
|

911 پیش‌بینی‌نشده ١٣٩٨/١١/٠١
|

912 وابستگی به مسیر
Path dependence explains how the set of decisions people face for any given circumstance is limited by the decisions they have mad ...
١٣٩٨/١١/٠١
|

913 فوق کارآمد ١٣٩٨/١١/٠١
|

914 پسرفت، پسروی، برگشت، عقبگرد ١٣٩٨/١١/٠١
|

915 فرامرزی ١٣٩٨/١١/٠١
|

916 پیاده کردن، کاربست، کارگزاری ١٣٩٨/١١/٠١
|

917 تغییر جهت دادن، رو کردن به ١٣٩٨/١١/٠١
|

918 تغییر جهت، تغییر مسیر ١٣٩٨/١١/٠١
|

919 حق خرید سهام ١٣٩٨/١١/٠١
|

920 آشفته، درهم‌ریخته، جابجا، نابجا، عوضی، نامرتب، اشتباه، نادرست ١٣٩٨/١١/٠١
|

921 پسوند: سازگار با، دوستدارِ
environment-friendly farming : کشاورزی سازگار با محیط زیست
١٣٩٨/١١/٠١
|

922 برگرفتن ١٣٩٨/١١/٠١
|

923 1 مقروض، قرض‌دار
2 انسان، فرد، شخص، بنده، آدم، کس، تن، نفر، آدمی، بشر
individual, mortal, person, somebody, someone, soul - a human being= the ...
١٣٩٨/١١/٠١
|

924 در صورت ممکن ١٣٩٨/١١/٠١
|

925 چیزنت ١٣٩٨/١١/٠١
|

926 پولشویی ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

927 درج ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

928 عبور (کردن از) ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

929 پرداختن، حریف شدن، چیره شدن، جوابگو بودن، پاسخ گفتن، روبررو شدن ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

930 آشکارا، به وضوح ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

931 مبین ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

932 هموارسازی، تخفیف، کاستن ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

933 طرز تفکرات ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

934 از هم پاشیدن ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

935 فروپاشیده، فروافتاده، فروریخته، متلاشی، ویران ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

936 ناآگاهانه، ندانسته ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

937 عقب‌نشینی (کردن) ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

938 سیرت، طریقت
(کاربرد قدیمی): تطبیق دادن
١٣٩٨/١٠/٣٠
|

939 اشتباهی، اشتباها، غیرعمد، سهوا، غیرعامدانه ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

940 زبان اول ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

941 زبان دوم ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

942 زبان‌آموز، فراگیر/فراگیرنده زبان ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

943 بدنمند ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

944 طرفین قرارداد، پیمانکاران، مقاطعه‌کاران ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

945 روشنگر خود ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

946 به ظاهر متفاوت ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

947 به‌راه/روبه‌راه نبودن، اشتباه شدن/بودن، سوءعمل، عملکرد سوء داشتن، عملکرد ناقص داشتن، بد/نادرست عمل کردن، بد کار کردن، منحرف شدن، به اشتباه رفتن ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

948 رونق و رکود
a situation in which a period of great prosperity or rapid economic growth is abruptly followed by one of economic decline
١٣٩٨/١٠/٣٠
|

949 وقفه، سکته ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

950 عملکرد خوبی داشتن ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

951 تضعیف ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

952 مربوطه ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

953 چیست، کدام است ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

954 درآمیختگی ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

955 راه بردن به، راه یافتن به، راهبر بودن به، راهبری کردن به ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

956 استخدام، به‌کارگماری
بکارگیرنده، بکاربرنده
١٣٩٨/١٠/٢٩
|

957 مورد انتظار ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

958 خوب از آب درآمدن، خوب رقم خوردن ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

959 تحلیل‌رفته، آسیب‌دیده، صدمه‌دیده، سست، ضعیف، نابود، فروپاشیده، ازبین‌رفته، تخریب‌شده ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

960 بی‌هیچ انگیزه واضحی ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

961 بی‌هیچ، بدون هیچ ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

962 بی‌هیچ تلاش ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

963 بی‌هیچ دلیل واضحی ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

964 بی‌هیچ تعهدی ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

965 مهم بودن، اهمیت ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

966 اقتصاد ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

967 سنگ‌بنا ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

968 پله ترقی، نردبان ترقی ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

969 شگفت، شگفت‌انگیز ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

970 پسامائو، پسامائویی ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

971 تابدینجا ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

972 که در آن هنگام، که در این زمان ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

973 تقصیرکار، مقصر ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

974 دولت رفاه ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

975 در سطح بین‌المللی، به صورت بین‌المللی ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

976 مالکیت خصوصی، دارایی(های) خصوصی ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

977 کاستی، تقلیل، تلخیص، تخفیف ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

978 طبق گزارش، بنابر گزارش ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

979 طبق گزارش‌ها ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

980 هستی گرفتن ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

981 خصوصی‌شدن، خصوصی‌شدگی ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

982 اصلاح ساختاری ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

983 توافق واشنگتن ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

984 تداعی‌کننده، تداعی‌گر، متداعی ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

985 وقایع، حوادث، پیشامدها، رخدادها، ماجراها ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

986 پراحتمال‌ترین ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

987 کم‌احتمال‌ترین ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

988 پیش‌گویی، پیش‌نگری ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

989 رونق‌گرفته، رونق‌یافته، آبادان، شکوفا، موفق، کامیاب، بهروز، پیشرفته ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

990 هر چه تمام‌تر، هر چه بیشتر، به بیشترین شکل، به بیشترین میزان ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

991 پیشوند هم-، کمک-
coexistence : همزیستی
coworker : همکار
cosolvent : کمک‌حلّال
١٣٩٨/١٠/٢٩
|

992 امین، مورد اعتماد ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

993 اسف‌بار ١٣٩٨/١٠/٢٨
|

994 شرمنده، شرمنده‌ام ١٣٩٨/١٠/٢٨
|

995 هم‌تیپ/هم‌کفو من نیستی ١٣٩٨/١٠/٢٨
|

996 دهانم قرص است؛ لب فرومی‌بندم؛ زیب دهانم را می‌کشم ١٣٩٨/١٠/٢٨
|

997 ریگانومیکس
تک واژ چندوجهی ساخته شده از نام " ریگان" (Reagan) و واژه (economics)، برساخته پل هاروی است که به اصلاحات و برنامه های اقتصادیِ رونالد ...
١٣٩٨/١٠/٢٧
|

998 تاچریسم ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

999 در سایه‌ی، در روشنای ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1000 به ظاهر ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1001 مایوس‌کننده، یاس‌آور ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1002 خرت‌و‌پرت، آت‌وآشغال، اقلام دورریخته‌شده ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1003 نماد ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1004 ساکنان غیرمجاز ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1005 به بار نشستن، به ثمر نشستن، ثمر دادن ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1006 هم‌اینک ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1007 بدون کاهش، کم نشده، کاهش نیافته، فروکش‌نکرده، نخوابیده ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1008 یکی از
as one Indian observer has put it : همان‌طور که یکی از ناظران هندی گفته است
١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1009 گوینده ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1010 به سادگی ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1011 be outpaced by : پس افتادن از، عقب افتادن از، جا ماندن از ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1012 پس افتادن از، عقب افتادن از، جا ماندن از ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1013 به عنوان آخرین دستاویز/راهکار/راه چاره/تمسک، به عنوان تیر آخر ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1014 آخرین دستاویز، آخرین راهکار/راه چاره ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1015 تمرکزات ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1016 پایان یک قرن و شروع قرن بعدی ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1017 پایان قرن (پایان یک قرن و شروع قرن بعدی) ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1018 پایان قرن ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1019 آب در هاون کوبیدن/کوفتن ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1020 به وجود آوردن، برانگیختن، به پا کردن ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1021 برنامه اسکان بشر (سازمان ملل) ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1022 برنامه اسکان بشر سازمان ملل ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1023 برنامه اسکان بشر سازمان ملل ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1024 خرمن‌جمع‌کن ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1025 در هپروت، در عالم رویا، در خواب و خیال، در دنیای واهی/غیرواقعی، هپروتی، خیالاتی، دور از واقعیت ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1026 دائم‌التغییر، همیشه متغیر، با/دارای تغییر همیشگی، همواره در تغییر ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1027 نوعی ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1028 پراهمیت، کلیدی ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1029 دائم‌التوسعه، با/دارای توسعه همیشگی، همواره در حال توسعه، همیشه گسترده ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1030 مثل قبل ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

1031 تعارضات، ستیزها، ستیزه‌ها، درگیری‌ها، مناقشات، مبارزات
military conflicts : درگیری‌ها/مبارزات نظامی
١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1032 اِعمالی، وضع‌شده ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1033 زیانبار، زیا‌ن‌آور، زیان‌بخش، مضر، آسیب‌زا، آسیب‌رسان، محروم‌کننده، محروم‌ساز، کاستی‌زا، غیرنافع، ناسودمند ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1034 پیش‌نگری/دوراندیشی (کردن) ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1035 ارائه دادن ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1036 برانگیختن ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1037 صِرف ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1038 عظیم، فراوان ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1039 پرغرض، شدیدا جانبدارانه، بسیار غرض‌آمیز/غرض‌ورزانه ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1040 مغفرت ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1041 آمرزش‌خواهی، طلب مغفرت/بخشش ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1042 قوا، نیروها ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1043 نتیجه نهایی ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1044 سوا، گسسته ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1045 بی‌سابقه، بی‌مثال، بی‌بدیل، بی‌همانند ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1046 برای معانی بیشتر مدخل labor را ببینید ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1047 موافق، هوادار، حامی، پشتیبان، طرفدار، هماهنگ ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1048 موافق، هوادار، حامی، پشتیبان، هماهنگ ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1049 برای معانی بیشتر مدخل favor را ببینید ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1050 واپس‌نگری، بازنگری، بازبینی ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1051 امروزی
در این عصر، در عصر حاضر
١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1052 که در آنجا، که در آن ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1053 شهرنشین ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1054 شهرنشینان ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1055 تصادفی، اتفاقی، پیش‌بینی‌نشده، غیرمنتظره، موقتی، سطحی، سهل‌انگار، آسوده‌، غیررسمی، حادثه ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1056 متعلق بودن به (تاریخ خاصی) ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1057 فهرست‌شده، لیست‌شده ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1058 (صفت و قید): (از) دیر باز
(فعل): از ته دل خواستن، عمیقا طلب کردن
١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1059 بازآرایی ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1060 از پایه، از ریشه، به صورت بنیادی، به طور اصولی، از بیخ و بن ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1061 جریان همیشه جاری ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1062 دائم‌الزید، همیشه روزافزون، بیش از پیش بزرگتر ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1063 در پی داشتن ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1064 درک بهتر ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1065 خوش‌تر ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1066 کاچی به از هیچی، از هیچی بهتره ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1067 گرداننده ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1068 در اثنای ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1069 راهبر/طلایه‌دار/طلیعه‎دار/جلودار/پرچم‌دار/پیشاهنگ/پیشقدم/پیشتاز/پیشوا بودن ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1070 تکمیل‌کنندگی، مکملیت ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1071 تکمیل‌کنندگی،تکمیل‌گری، متمم/مکمل بودن، مکملیت، متممیت ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1072 1 منتهی شدن به، انجامیدن به، راه بردن به
2 برابر بودن با، سر زدن به
١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1073 از جهات بسیاری، به شیوه‌های بسیاری، به طرق گوناگون ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1074 اقسام ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1075 روش‌ها، شیوه‌ها، رویه‌ها، طرق، وجوه، جاده‌ها، مسیرها، معابر ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1076 پرتمرکز ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1077 برخورداری از گستره واژگان وسیع، داشتن دایره لغات وسیع ١٣٩٨/١٠/٢٤
|

1078 نزدیک به، در حدود ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1079 افزوده، افزونه، لوازم جانبی ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1080 صورت گرفته، به عمل آمده، انجام شده ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1081 در بردارنده، مشتمل ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1082 خصوصا، به صورت ویژه‌ای، به طور استثنایی، بی‌اندازه، بسیار، چنان ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1083 روشنگر ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1084 نقشی را ایفا کردن، نقشی را بازی کردن، نقش داشتن در ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1085 کسی را بازی دادن ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1086 (کسی را) بازی دادن ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1087 سوم شخص فعل provide، برای معانی بیشتر مدخلprovide را نگاه کنید ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1088 به مدخل of utmost importance رجوع کنید ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1089 بی‌نهایت حائزاهمیت، به غایت مهم، با نهایتِ/با منتهایِ/با حداعلایِ اهمیت ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1090 جالب، جالب توجه، شایان توجه، درخور توجه ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1091 به صورت ضعیفی، به طرز ناچیزی، کمی ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1092 بی‌شیله‌پیله ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1093 1 پربها
2 مضحک
١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1094 محصور، محاط، پوشیده، ملفف، پیراگرفته
در حصار، در احاطه، در پوشش، در لفاف
١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1095 بین‌المللی‌سازی، بین‌المللی‌ساز ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1096 بین‌المللی‌سازی ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1097 بین‌المللی‌سازی ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1098 بین‌المللی‌شده ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1099 مورد پیش‌بینی ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1100 تخصص ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

1101 استعمارزدایی‌شده، استعمارزدوده ١٣٩٨/١٠/٢٢
|

1102 فروگذاردن ١٣٩٨/١٠/٢٢
|

1103 ار قافله عقب افتادن ١٣٩٨/١٠/٢٢
|

1104 فراگیر ١٣٩٨/١٠/٢٢
|

1105 حاکی از، نشان‌دهنده، نمایانگر، مبین، بیانگر ١٣٩٨/١٠/٢٢
|

1106 هم‌سو با، در راستایِ، سازگار با، منطبق بر، در تطابق با، نظر به این‌که ١٣٩٨/١٠/٢٢
|

1107 آب رفته به جوی باز نمی‌گردد؛ آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1108 تا حدودی، اندکی، به نوعی ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1109 در تاریخ
there are two familiar regional divisions of Europe: an East–West contrast that historically culminated in the Cold War division :
ار ...
١٣٩٨/١٠/٢١
|

1110 حکایت کردن/داشتن ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1111 به تندی، به شدت، شدیدا ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1112 منحصر به
men-only workshop : کارگاه منحصر به مردان
١٣٩٨/١٠/٢١
|

1113 خدمات‌رسانی، ارائه خدمات ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1114 تسلط/سلطه/استیلا/سیطره/غلبه/چیرگی/اشراف بر ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1115 تحول‌یافته، متحول‌شده، بسط‌یافته، گسترش‌یافته، گسترده، بالیده، تبدیل‌شده، مبدل، به‌وجودآمده ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1116 حضور پررنگ داشتن، نقش بسیار عمده داشتن، سهم بسیار زیادی داشتن، ویژگی اصلی بودن، آشکارا به تصویر کشیده شدن/نشان داده شدن، مشخصا برجسته بودن، آشکارا جل ... ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1117 پرثبات ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1118 مغایر ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1119 مباحث ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1120 متقدم ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1121 عاری، محروم ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1122 مزید بر، به همراه ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1123 این بار، این مرتبه، این وهله ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1124 در این زمان، در این وهله ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1125 کفش‌فروشی ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1126 (در) پای آتش ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1127 فراگیر، فراگیرنده، زبان‌آموز ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1128 فراگیران، فراگیرندگان، یادگیران ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1129 آشکارا ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1130 فخر، مباهات، سربلندی، سرفرازی ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1131 خرج نکردن، صرف نکردن، صرفه‌جویی ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1132 حاصل ١٣٩٨/١٠/٢١
|

1133 متضمن چیزی بودن ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

1134 قطع به یقین، صد البته ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

1135 ناشی از، حاصل از، ماحصل، صادره از، ساطعه از ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

1136 (به طور) چشمگیر، (به صورت) شگفت‌انگیز ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

1137 از برای ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

1138 مستولی/غالب/چیره بودن ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

1139 تخلیه، خالی کردن، خالی‌سازی، تهی‌سازی، برون‌ریزی ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

1140 to broaden, to extend to ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

1141 پیشران، صدرنشین
سوق‌دهی
١٣٩٨/١٠/٢٠
|

1142 مختصر، موجز، خلاصه
جمع‌شده، جمع‌بسته‌شده، جمع‌زده‌شده، مجموع، سرجمع، حاصل، ماحصل
١٣٩٨/١٠/٢٠
|

1143 مزید بر این ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

1144 مزید بر ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

1145 اضافه بر، افزون بر، مضاف بر، مزید بر، به همراه، در کنار، غیر از ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

1146 شاملِ، مشتمل بر، دربردارنده‌ی، دربرگیرنده‌ی، مرکب از، دارایِ
تلفیق‌کننده، ادغام‌کننده، ترکیب‌کننده، تشکیل‌دهنده، شکل‌دهنده
تلفیق، ادغام، درآمی ...
١٣٩٨/١٠/٢٠
|

1147 مشمول/مشتمل شدن ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

1148 مشمول ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

1149 شهر سنت لوئیس ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1150 پاناماسیتی ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1151 شهر پورت‌لوئیس ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1152 شهر جده ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1153 شهر هوشی‌مین ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1154 شهر گواتمالاسیتی ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1155 شهر آلماتی ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1156 شهر ابوظبی ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1157 پیشاپیش ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1158 پراهمیت، بسیار حائزاهمیت، بسی مهم، بسیار مهم ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1159 شخص پراهمیت، فرد بسیار مهم
مخففش VIP می‌شود: در مراسم، جشنواره‌ها، فرودگاه‌ها، مسابقات ورزشی و دیگر گردهمایی‌ها و اماکن عمومی معمول است که گاه بخش ...
١٣٩٨/١٠/١٧
|

1160 سیتیِ لندن (شهری مستقل درون شهر لندن) ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1161 قانون‌زدایی، زدودن قوانین دولتی ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1162 پیشتاز، پیشاهنگ ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1163 آمریکایی‌سازی ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1164 روند آمریکایی‌شدن/آمریکایی‌شدگی، فرایند آمریکایی‌سازی ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1165 آمریکایی‌سازی، آمریکایی‌شدگی ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1166 کلا ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1167 نمایانگر، بیانگر، مبین، نشانگر، نشانه، گویای، بیان‌کننده، نماینده ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1168 شهر پالو آلتو (در کالیفرنیا) ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1169 آمریکای شمالی و جنوبی، قاره‌های آمریکا، دو قاره آمریکا ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1170 درنظرگرفته‌شده، مشخص‌شده، معین‌شده، انتخاب‌شده، گماشته، گمارده، منصوب(شده)، پنداشته‌شده، انگاشته‌شده، دانسته‌شده، موردنظر، مدنظر ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1171 شریک بودن در، دست داشتن در، تاثر داشتن در، تاثیرگذار بودن بر ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1172 شریک (در) ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1173 نمک به زخم پاشیدن ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1174 گوشه کوچکی از چیزی

all that money go into the pockets of banks is only the tip of the iceberg compared to all that interest that is being gene ...
١٣٩٨/١٠/١٧
|

1175 بیشترِ، اکثرِ، بخش عمده‌ی، قسمت اعظمِ ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1176 پیشران، هدایتگر، هدایت‌کننده، پیش‌برنده ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1177 (به طور) منظم، تمیز، قشنگ، به خوبی، به درستی ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1178 درصدر، صدرنشین ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1179 به طور خفیف، به صورت ناچیزی ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1180 بازگشت/برگشت به اصل خود
(هر کسی کو دور ماند از اصل خویش/بازجوید روزگار وصل خویش)
١٣٩٨/١٠/١٧
|

1181 معناداری ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1182 متمرکز بر، (با) تمرکز بر، متوجه‌ی، بر حول، بر محور ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1183 ارائه دادن، به دست دادن، خلق کردن، موجد چیزی بودن ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1184 نوعی
It's a sort of orange colour : نوعی رنگ نارنجی است
١٣٩٨/١٠/١٧
|

1185 نوعی
It's a sort of orange colour : نوعی رنگ نارنجی است
١٣٩٨/١٠/١٧
|

1186 ذیل‌الذکر، ذکر شده در پایین، عنوان شده در زیر ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1187 فوق‌الذکر، گفته شده در بالا، نامبرده، مذکور ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1188 سابق‌الذکر ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1189 اهمیت حیاتی ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1190 ترکیب، (در)آمیختگی، مخلوط، اختلاط، تلفیق، ادغام
ترکیب‌کننده، آمیزنده، مخلوط کننده، تلفیق‌کننده، تلفیق‌گر، ادغام‌کننده، ادغام‌گر
١٣٩٨/١٠/١٧
|

1191 به نظرت موفق می‌شه؟؛ به نظر شما موفق خواهد شد؟ ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1192 احاطه کردن، فراگرفتن، در برگرفتن، پوشاندن، در برداشتن، شکل دادن، تشکیل دادن ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1193 مگر نه؟ نه؟اینطور نیست؟

? You don't know where the boss is, do you
نمی‌دونی رئیس کجاست، مگه نه؟؛ نمی‌دونی رئیس کجاست، می‌دونی؟
? you don ...
١٣٩٨/١٠/١٧
|

1194 هیچ ایده‌ای داری؟ چیزی به ذهنت می‌رسه؟ ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1195 معشوق/محبوب/عشق من ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1196 به حساب من
let’s go out to lunch – my treat : بیا نهار بریم بیرون؛ به حساب من
١٣٩٨/١٠/١٧
|

1197 نوبت من (است) ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1198 رو اعصابم ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1199 به حساب من ١٣٩٨/١٠/١٧
|

1200 به ترتیب رتبه ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1201 زدوده، معدوم، نابود، نیست، حذف ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1202 محذوف ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1203 صورت جمع کلمه focus ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1204 معنادار، بامعنی ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1205 به طرز معناداری ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1206 در حضور هر دو طرف ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1207 متشکل از، تشکیل‌شده از، مشتمل بر، مرکب از ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1208 نمایندگی بیمه، کارگزاری بیمه ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1209 نماینده بیمه، کارگزار بیمه ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1210 برچسب‌زنی، برچسب‌گذاری، نام‌گذاری، لقب‌دهی، عنوان‌گذاری ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1211 برچسب‌گذاری، برچسب‌زنی، نام‌گذاری، لقب‌دهی، عنوان‌گذاری ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1212 برآورد کردن ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1213 حساب‌شده، به‌حساب‌آمده، به‌شمارآمده، محسوب‌شده، محاسبه‌شده ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1214 به‌شمارنیامده، شمرده‌نشده، محسوب‌نشده، محاسبه‌نشده ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1215 صدها تن ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1216 مشابه، یکسان، همتایی، همتایابی ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1217 همسان/یکسان بودن، همتایی، همسانی، یکسانی ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1218 به همین جهت ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1219 مخصوص به، مختص به، ویژ‌ه‌ی ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1220 در برگرفتن، در برداشتن ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1221 واریانس کل ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1222 شامل می‌شود، در بردارد ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1223 مقدار دادن
the variance of each firm is set to 1 : به واریانس هر بنگاه مقدار ۱ داده شده است
١٣٩٨/١٠/١٦
|

1224 برای معانی بیشتر مدخل standardization را نگاه کنید ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1225 استانداردشده، برسنجیده ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1226 برای معانی بیشتر مدخل standardize را نگاه کنید ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1227 رتبه‌بندی ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1228 ایجاد ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1229 the former = اولی، مورد اول، مورد سابق، مورد سابق‌الذکر
the latter = دومی، مورد دوم، مورد آخر، مورد اخیر، مورد اخیرالذکر
١٣٩٨/١٠/١٦
|

1230 مورد اول، مورد سابق، مورد سابق‌الذکر ١٣٩٨/١٠/١٦
|

1231 in (the) hope of/that
: with the hope that something will happen or could happen
He returned to the crime scene in (the) hope of finding furthe ...
١٣٩٨/١٠/١٦
|

1232 Also, in hopes that; in the hope of or that; in high hopes of or that. Expecting and wishing for, as in We went in hopes of finding a vacancy,
به ...
١٣٩٨/١٠/١٦
|

1233 جداسازی ١٣٩٨/١٠/١٥
|

1234 روشن‌سازی، شرح، توضیح، تصویر، ترسیم، تبیین، شفاف‌سازی
نشان‌دهنده، مبین، تصویرگر، تصویرکننده، توضیح‌دهنده
١٣٩٨/١٠/١٤
|

1235 بی‌نظیر ، بی‌مانند، بی‌همتا، بی‌مثال، بی‌بدیل، بی‌همانند ١٣٩٨/١٠/١٤
|

1236 گسترش، گستردگی، گستره، رسش، رسانش، بسط، برد ١٣٩٨/١٠/١٤
|

1237 نشانه رفتن/گرفتن، هدف رفتن/گرفتن، متمرکز شدن ١٣٩٨/١٠/١٤
|

1238 نشانه رفتن/گرفتن، هدف رفتن/گرفتن ١٣٩٨/١٠/١٤
|

1239 متشکل، تشکیل‌شده، مشتمل، مرکب ١٣٩٨/١٠/١٤
|

1240 انعکاس داشتن/یافتن ١٣٩٨/١٠/١٤
|

1241 سهم‌الارث ١٣٩٨/١٠/١٤
|

1242 نامتداول ١٣٩٨/١٠/١٤
|

1243 متداول ١٣٩٨/١٠/١٤
|

1244 دست‌کم، (به طور) حداقل ١٣٩٨/١٠/١٣
|

1245 تامین‌کننده، تدارک‌دهنده ١٣٩٨/١٠/١٣
|

1246 فرضیه‌پردازی ١٣٩٨/١٠/١٣
|

1247 آشفتگی، شلوغی، پریشانی، بهم‌ریختگی، نامرتبی، نامنظمی ١٣٩٨/١٠/١٣
|

1248 از درون ١٣٩٨/١٠/١٣
|

1249 پرانگیزه ١٣٩٨/١٠/١٣
|

1250 استقرار ١٣٩٨/١٠/١٣
|

1251 تقابل با ١٣٩٨/١٠/١٣
|

1252 شرکت داشتن ١٣٩٨/١٠/١٣
|

1253 عزم کردن/داشتن، آهنگ کردن، راسخ بودن (بر انجام کاری) ١٣٩٨/١٠/١٣
|

1254 قصص، حکایات، روایات، قضایا، ماجراها، رویدادها، وقایع، نقول ١٣٩٨/١٠/١٣
|

1255 آشکار/روشن/واضح است که، پیداست که ١٣٩٨/١٠/١٣
|

1256 پرتوان، پرمایه ١٣٩٨/١٠/١٣
|

1257 تقسیم‌بندی (کردن)، تفکیک (کردن) ١٣٩٨/١٠/١٣
|

1258 قابل توجه، جالب توجه، قابل ملاحظه، شایان توجه، تماشایی، خیره‌کننده، آشکار، مشهود، هویدا، واضح، نمایان، قابل رویت، ممتاز، مشخص، استثنایی، سرآمد ١٣٩٨/١٠/١٣
|

1259 داخل شدن، ورود کردن، فهمیدن، مطلبی در مغز/مخ کسی رفتن، شرکت کردن، پشت ابر رفتن ١٣٩٨/١٠/١٣
|

1260 جور/متناسب/مطابق/موافق/سزاوار بودن ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1261 انحطاط یافتن، منحط شدن ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1262 قبلی ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1263 به هیچ وجه اتفاقی/تصادفی نیست ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1264 به هیچ وجه اتفاقی/تصادفی نیست ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1265 در مقایسه با، نسبت به ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1266 بسی بیش از ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1267 ژرف‌تر ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1268 موشکافی کردن، کنکاش کردن،کاویدن، کندوکاو کردن، واکاوی کردن، واکاویدن، پوییدن، غور وبررسی کردن، مداقه کردن، به دقت وارسی کردن، وارسیدن، باریک‌بینی، ن ... ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1269 کاویدن، پوییدن ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1270 کندوکاو کردن، کاویدن، پوییدن، وارسیدن ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1271 در رتبه ... بودن/قرار داشتن، دارای رتبه ... بودن، رتبه ... را داشتن
Johannesburg ranks 47th : شهر ژوهانسبورگ در رتبه ۴۷ است
San Diego ranks fir ...
١٣٩٨/١٠/١٢
|

1272 متمایل/مایل بودن، گرایش/تمایل داشتن
have a tendency or disposition to do or be something; be inclined
١٣٩٨/١٠/١٢
|

1273 1 مایل
have a tendency or disposition to do or be something; be inclined
2 بخصوص
3 اطلاق‌شده، اطلاقی، ذکرشده
١٣٩٨/١٠/١٢
|

1274 هر یک از ما، هر کدام از ما ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1275 جمع‌آوری ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1276 تحت نظر داشتن ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1277 برآوردی، تخمین‌زده‌شده، ارزیابی‌شده ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1278 مهم‌تر از همه، دارای بیشترین اهمیت، مهم‌ترین(ها)، حائزاهمیت‌ترین، بااهمیت‌ترین ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1279 مهم‌تر، بااهمیت‌تر، حائزاهمیت‌تر، خطیرتر، قابل‌توجه‌تر ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1280 بدین منظور ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1281 متوسل شدن به، دست به دامن چیزی شدن، دستیازی به، ملتجی شدن به، پناه خواستن، پناه‌جویی کردن، توسل به، دستاویزی به، دستاویز چیزی شدن ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1282 دست به دامن چیزی شدن، ملتجی شدن، پناه بردن، پناه‌جویی، دستاویزی، دستاویز چیزی شدن ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1283 فهرست‌بندی ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1284 فهرست‌ها، لیست‌ها ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1285 سپردن کار به
:of a company) allocate work to a contractor or freelancer to be done off the premises)
"a big agency might put the work out to an ...
١٣٩٨/١٠/١٢
|

1286 برون‌کارگاهی
away from or outside of a building or the area of land that it is on
١٣٩٨/١٠/١٢
|

1287 برون‌کارگاهی
away from or outside of a building or the area of land that it is on
١٣٩٨/١٠/١٢
|

1288 در سطح جهانی، به صورت جهانی ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1289 یا اینکه ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1290 برنامه‌ریزی‌شده، برنامه‌ریخته، ترتیب‌داده‌شده، چیده، چیده‌شده، طرح‌ریزی‌شده، طرح‌ریخته، منظورشده، درنظرگرفته‌شده، حساب‌شده ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1291 همکاری داشتن ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1292 یا همین حدود، حدودا، در حدود، نزدیک به ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1293 تطبیق، توازن، میزان‌سازی، انطباق، مطابقت، وفق(دهی)
تعدیل‌کننده، تنظیم‌کننده، تطبیق‌دهنده، تعدیل‌گر، تنظیم‌گر
١٣٩٨/١٠/١٢
|

1294 پیش از چیزی بودن/قرار داشتن ١٣٩٨/١٠/١٢
|

1295 تخصص ویژه ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1296 با هم/با یکدیگر کار کردن، همکاری کردن ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1297 `tower block' is the British term for `high-rise'
ساختمان برج، برج
١٣٩٨/١٠/١٠
|

1298 قانون منع استعمال دخانیات در اماکن عمومی ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1299 شراکت تجاری ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1300 شرکت بیمه ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1301 معامله/مبادله کردن
سرو کار داشتن با ، پرداختن به
١٣٩٨/١٠/١٠
|

1302 قبول‌نکردنی ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1303 put (oneself) out to = به زحمت افتادن، خود را به زحمت انداختن
:To expend a great deal of effort; to inconvenience oneself or go through a lot of t ...
١٣٩٨/١٠/١٠
|

1304 فرش قرمز پهن کردن ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1305 به طور ساده، به بیان ساده ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1306 کارگزاری ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1307 سفارش‌شده، تجویزی، تجویزشده، رواداشته، معرفی‌شده، مورد توصیه، مورد تجویز، مورد سفارش، مورد معرفی ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1308 کارگران خارجی، نیروی کار خارجی ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1309 معقول/معنادار است ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1310 جستجو برای، جستجوی، طلبِ، جوییدنِ، پوییدنِ ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1311 به نوبه خود، فی نفسه ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1312 برنامه چیدن/ریختن ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1313 افزایش مقیاس، بهبود، ازدیاد، ترفیع، بزرگسازی ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1314 افزایش مقیاس، بهبود، ازدیاد، ترفیع، بزرگسازی ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1315 جهانی‌سازی ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1316 مراجعان، مراجعه‌کنندگان، کاربران ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1317 شهر بندری ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1318 اداره کل ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1319 قالب بخشیدن ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1320 گویا، بیانگر، مبین ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1321 مستعد/متمایل/مایل به ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1322 راهنمانامه ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1323 ابتدایی ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1324 الگوبرداری، الگوسازی، شبیه‌سازی، الهام‌گیری ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1325 بینش ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1326 قابل قبول
be borne out : اثبات/تایید شدن
١٣٩٨/١٠/١٠
|

1327 مسئله، موضوع، مقوله، وضعیت، پدیده ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1328 در پاسخ به پیام بالا:
پیشنهاد و خواستگاری propose می‌شود، این کلمه purpose است
١٣٩٨/١٠/١٠
|

1329 محیط گرا ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1330 ناگفته، مغفول، دور از نظر مانده، اشاره‌نشده، ذکرنشده، مورد غفلت/بی‌توجهی واقع شده، فروگذارده، نادیده انگاشته شده، در نظر گرفته نشده ١٣٩٨/١٠/١٠
|

1331 بر مبنای، مبتنی/مبنی بر، بر پایه، بر اساس، متکی بر ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

1332 تلخیص، خلاصه‌گویی، بیان اجمالی، شرح مختصر ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

1333 بالاجبار، ضرورتا ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

1334 در تقابل قرار دادن، مغایرت داشتن ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

1335 التهاب، تب و تاب، سوز و گداز، هیجان ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

1336 could do with can do with: to find useful; benefit from
مفید یافتن، فایده/سود/استفاده/بهره/نفع بردن، بهره‌مند/منتفع شدن
١٣٩٨/١٠/٠٩
|

1337 جان‌نثار ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

1338 we have to make do with evaluating contrasting positions= باید به اندک ارزیابی دیدگاه‌های متضاد بسازیم ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

1339 به کم ساختن ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

1340 ابرشهر ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

1341 مرتبط با، در رابطه با ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

1342 دور از واقعیت، غیرواقع، نابجا، نادرست، ناصحیح، ناشایست، نامناسب، غیردقیق، خطا، ناصواب، دور از هدف ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

1343 به مدخل wide of the mark رجوع کنید ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

1344 پخش شدن، منتشر شدن ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

1345 پرگزارش‌ترین، گزارش‌شده‌ترین ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

1346 توضیحات، توصیفات، اوصاف، مشخصات، شروح ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

1347 آینده‌نگرانه، پیش‌بینی‌شده، مورد انتظار، منتظره، قریب‌الوقوع ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

1348 واپس‌نگرانه ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

1349 پیش‌بینی‌شده، مورد انتظار، منتظره ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

1350 تجربه‌شده ١٣٩٨/١٠/٠٨
|

1351 به نرمی ١٣٩٨/١٠/٠٧
|

1352 از طرف دیگر ١٣٩٨/١٠/٠٧
|

1353 دلالت ١٣٩٨/١٠/٠٧
|

1354 لیک، لیکن، ولیکن ١٣٩٨/١٠/٠٦
|

1355 به صورت نموداری، نمودارگونه ١٣٩٨/١٠/٠٦
|

1356 به طور ضمنی بیان کردن، تلویحا معنا دادن، بیانگر چیزی بودن ١٣٩٨/١٠/٠٦
|

1357 ثمرات، آثار، نتایج، پیامدها، کالاها، اجناس ١٣٩٨/١٠/٠٦
|

1358 تا حدود زیادی، به طور عمده ١٣٩٨/١٠/٠٦
|

1359 متضمن چیزی بودن ١٣٩٨/١٠/٠٦
|

1360 ity : یّت
humanity انسانیت
identity : هویت
quantity : کمیت
quality : کیفیت
reality : واقعیت
و ...
١٣٩٨/١٠/٠٦
|

1361 شبه
the semblance of a network consisting of 1800 miles = شبه‌شبکه‌ای مشتمل بر تقریبا ۲۹۰۰ کیلومتر
١٣٩٨/١٠/٠٦
|

1362 روابط، ارتباطات ١٣٩٨/١٠/٠٦
|

1363 ارائه‌شده، ، به نمایش درآمده، به نمایش گذاشته شده، پیدا، آشکار ١٣٩٨/١٠/٠٦
|

1364 (فعل): در پی داشتن
(اسم): تاثیر، پدیده
١٣٩٨/١٠/٠٦
|

1365 نگریستن، نگاه انداختن ١٣٩٨/١٠/٠٥
|

1366 فضازمان ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1367 درحال‌انقباض ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1368 اندکی ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1369 پایان‌یافته، به‌پایان‌رسیده، تمام (شده)، انجام‌شده، به‌انجام‌رسیده، پایان‌گرفته ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1370 افراد حوزه تجارت، اهالی تجارت ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1371 پیشرفت‌ها، بهبودی‌ها ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1372 هوانورد ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1373 شگفت ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1374 خط اصلی، شاه‌خط، شاه‌سیم (در راه‌آهن، آبراه، خط تلفن و غیره) ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1375 دارای اهمیت ویژه، مورد توجه ویژه ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1376 طلیعه/طلیعه‌دار/طلایه‌دار /جلودار/پیشگام/پیشرو بودن در، ایجادکننده چیزی بودن ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1377 تلاقی ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1378 استیلا، تفوق، چیرگی، پیروزی، ظفر، تسلط، سلطه، سیطره، برتری
مستولی، فائق، چیره، پیروز، مظفر، مسلط
١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1379 ظفر/سیطره/تفوق یافتن ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1380 پدید آوردن، سرشتن، هست کردن،پروردن، انشا، ایجاد ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1381 سریع‌الرشدترین، با/دارای سریع‌ترین رشد ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1382 به (همان) زودیِ ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1383 در انتظار بودن، منتظر/معطل ماندن ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1384 یافت شدن، دیده شدن، به چشم خوردن، شاهد بودن، داشتن ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1385 دیده می‌شود، به چشم می‌خورد، ... را شاهدیم، ... را داریم ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1386 برَدشو ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1387 صدور ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1388 پیوند دادن/زدن، برقراری پیوند ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1389 متصل‌کننده، پیونددهنده
اتصال، پیوند
١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1390 عظیم‌تر، برجسته‌تر، عالی‌تر، باشکوه‌تر، ممتازتر، بهتر ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1391 پیدایش ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1392 در زمره جهانی، در/دارای رده جهانی، برخوردار از رتبه جهانی ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1393 گشایش یافتن، راه را گشودن، درب را برای... باز کردن ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1394 دوگانه ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1395 راه‌آهن دوخطه ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1396 راه‌آهن دوخطه ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1397 دوخطه ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1398 همین‌جاست که ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1399 همین موقع است که ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1400 همین است ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1401 پرهزینه ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1402 سریع‌الظهور، سریع‌الطلوع، سریع‌الرشد، سریع‌البلوغ ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1403 increase
افزایش دادن/یافتن
١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1404 بهبود، پیشرفت، بهترسازی، بهسازی، اصلاح
بهبوددهنده، بهترکننده
١٣٩٨/١٠/٠٤
|

1405