برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

mohammadali

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 Hero ١٣٩٨/١١/١٣
|

2 فیروزه، فسفات آبدار آلومینیوم ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

3 الماس تراش‌نخورده، الماس خام ١٣٩٨/٠٩/١٢
|

4 انبار، دپو ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

5 در بر گرفتن ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

6 فنولیت، یک نوع سنگ آذرین ریزدانه با ترکیب شیمیایی حدواسط که از آلکالی فلدسپار و نفلین تشکیل شده است. ١٣٩٨/٠٨/٢٦
|

7 This bird can imitate the human voice
این پرنده می‌تواند صدای انسان را تقلید کند
١٣٩٨/٠٨/١٢
|

8 زیر بخش یک رخساره ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

9 شخصی که در معامله یا خرید و فروش کلاهبرداری می‌کند، متقلب ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

10 عقیم، سنگ‌هایی که حاوی هیچ‌گونه کانی با ارزشی نیستند. ١٣٩٨/٠٨/٠٧
|

11 کانی مقاوم، به کانی‌ای گفته می‌شود که در برابر یک واکنش شیمیایی، به راحتی هوازده نمی‌شود مانند کوارتز، زیرکن و مسکویت. ١٣٩٨/٠٧/١٦
|

12 روباره، لایه فوقانی ذخیره معدنی(زمین‌شناسی) ١٣٩٨/٠٧/٠٦
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 appearance
• By all appearances he's an honest man.
• به نظر میاد انسان راستگویی باشد.
١٣٩٩/٠١/٠٥
|

2 already
• By the time I reached the station, the train had already left.
• قبل از اینکه به ایستگاه برسم، قطار رفته بود.
١٣٩٨/١٠/١٢
|

3 advise
• His friend advised him to wait a while longer before making a decision.
• دوستش به او توصیه کرد، قبل از اینکه تصمیمی بگیرد، کمی بیشتر صبر کند.
١٣٩٨/١٠/١٢
|

4 clientele
• If you want to expand your clientele, you need to advertise.
• اگه میخوای مشتری‌هات بیشتر بشن باید تبلیغ کنی.
١٣٩٨/١٠/١٠
|

5 preference
• Do you have a preference for a window seat or an aisle seat?
• برای شما فرقی میکنه روی صندلی کنار پنجره بشینید یا صندلی کنار راهرو؟
١٣٩٨/١٠/١٠
|

6 rather than
• The party's policies were based on prejudice rather than on any coherent ideology.
• سیاست‌های حزبی، به جای اینکه مبتنی بر ایدئولوژی‌های منطقی باشد، بر مبنای تعصبات بنا نهاده شده بود.
١٣٩٨/١٠/٠٧
|

7 take
• The king's army easily took the enemy fortress.
• ارتش پادشاه، به راحتی قلعه دشمن را به تصرف خود درآورد.
١٣٩٨/٠٩/٢١
|

8 enhance
• Herbs enhance the flavor of the meat.
• گیاهان معطر، طعم گوشت را بهتر می‌کنند.
١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

9 pour
• He poured out his grief to me.
• او غم و اندوه‌اش را با من در میان گذاشت.
١٣٩٨/٠٨/٢٨
|

10 water table
• The water table has been lowered by drought.
• سطح ایستابی در اثر خشکسالی افت کرده‌ است.
١٣٩٨/٠٨/١١
|

11 water table
• Building can be difficult where the water table lies close to the surface.
• در جایی که سطح ایستابی، به سطح زمین نزدیک است، ساخت و ساز می‌تواند مشکل باشد.
١٣٩٨/٠٨/١١
|

12 fine
• The sand feels soft because it is very fine.
• ماسه، از ذرات بسیار ریزی تشکیل شده است، به همین خاطر لمس نرمی دارد.
١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

13 fine
• We were lucky to have fine weather while we visited the island.
• خوشبختانه، موقعی که داشتیم از جزیره دیدن می‌کردیم، هوا خوب بود.
١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

14 fine
• They were proud their son married such a fine young woman.
• آن‌ها افتخار می‌کردند که پسرشان با چنین زن جوان و خوبی ازدواج کرده‌ است.
١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

15 fine
• He turned out to be a fine painter.
• معلوم شد که او نقاش خوبی است.
١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

16 lava
• A volcano emits smoke, lava and ashes.
• یک کوه آتشفشان، دود، ماده مذاب و خاکستر ، به بیرون منتقل می‌کند.
١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

17 lava
• The volcanic lava solidifies as it cools.
• گدازه آتشفشانی، همزمان با سرد شدن، متبلور می‌شود.
١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

18 overburden
• At times, without ill intent, we overburden ourselves.
• بعضی وقت‌ها، بدون اینکه قصد بدی داشته باشیم، خودمان را تحت فشار قرار می‌دهیم.
١٣٩٨/٠٨/٠٢
|

19 weathering
• Solid rock is broken down by weathering.
• سنگ سخت در اثر هوازدگی، به قطعات کوچکتری تقسیم می‌شود.
١٣٩٨/٠٨/٠٢
|

20 bedrock
• His belief in the value of the family was the bedrock of his social philosophy.
• اعتقادش به ارزش خانواده، پایه و اساس فلسفه اجتماعی او بود.
١٣٩٨/٠٨/٠١
|

21 alluvial
• Prospectors went panning for alluvial gold in the streams of southwestern Montana.
• معدن‌جویان برای استخراج طلای آبرفتی از رسوبات آبراهه‌ای در جنوب غربی مونتانا، از روش لاوک‌شویی(طلاشویی) استفاده کردند.
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|