انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

محمد حسین کریمی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 Put رفتن....بزن به چاک
١٣٩٨/٠٣/٢٨
|

2 Next to بعد از ....کنار ....در پهلوی ١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

3 Sandwich ساندویچ ١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

4 Cupboard جاظرفی.... ظرف دان.... کابینت ١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

5 Count شمردن....حساب کردن....سنجیده شدن ١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

6 Pain درد رنج و زحمت ١٣٩٨/٠٣/٢٦
|

7 پدر Dad or father ١٣٩٨/٠٣/٢٦
|

8 I cannot count their من نمی توانم آنها را بشمارم ١٣٩٨/٠٣/٢٦
|

9 Hanger چوب لباسی..جا لباسی ١٣٩٨/٠٣/٢٦
|

10 Together با هم .. با همدیگر..همگی .. شریکی.. ١٣٩٨/٠٣/٢٦
|

11 near قبل هم کنار هم ١٣٩٨/٠٣/٢٦
|

12 Tulips گل لاله ١٣٩٨/٠٣/٢٢
|

13 help yourself بفرمایید.....از خودتان پذیرایی کنید..... تعارف نکنید ١٣٩٨/٠٣/٢٢
|

14 Picnic blanket پتوی مسافرتی ١٣٩٨/٠٣/٢٢
|

15 Sneeze عطسه کردن ١٣٩٨/٠٣/٢٢
|

16 Near نزدیک ١٣٩٨/٠٣/٢٢
|

17 Dad پدر....آقا جان....dad....d همان father است ١٣٩٨/٠٣/١٣
|

18 Hop لی لی کردن....روی یک پا پریدن....لنگیدن....
پریدن
١٣٩٨/٠٣/١٣
|

19 Handstand در ژیمناستیک به معنای بالانس.... روی دست ایستادن ١٣٩٨/٠٣/٠٩
|

20 Barbecue منقل ....کباب سیخی...... ١٣٩٨/٠٣/٠٩
|

21 Braid مو بافته شده ١٣٩٨/٠٣/٠٩
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 count
• The teacher counted all the students on the bus.
• معلم همه دانش آموزان داخل اتوبوس را شمرد
١٣٩٨/٠٣/٢٧
|

2 us
• He came with us.
• او با ما خواهد آمد .....او با ما می آید
١٣٩٨/٠٣/٢٧
|