برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

محمدرضا ایوبی صانع

M.A. student of translation
email: engmrasgsn@gmail.com
eng_mrasgsn@yahoo.com
mob &telegram:0935-5910767
Don't say what you know But know what you say
Nothing is Impossible , the word said I'm possible

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 گنده بک ١٣٩٨/٠٩/٣٠
|

2 مانند آن، نظیر آن ١٣٩٨/٠٩/٢٦
|

3 به نظرم توی داستان The Great Gatsby معادل " نوکیسه " هم به جا و مناسب باشه و البته که هست. ١٣٩٨/٠٩/٢١
|

4 شوخ طبعی ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

5 سانسور ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

6 ناپسند ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

7 کند کردن
reduce
١٣٩٨/٠٨/١٨
|

8 سرکش ١٣٩٨/٠٨/١٧
|

9 ناآرام-پیش فعال ١٣٩٨/٠٨/١٧
|

10 سابقه دار-سمج ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

11 informal
note:informal is correct, but not in formal
١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

12 به طور مشخص ١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

13 تلویحاْ:تازه به دوران رسیده ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

14 پایان ناپذیر-تمام ناشدنی-بی پایان-نامتناهی-لایتناهی
Mikhael Bakhtin(a modern literary theorist) belives that: any person always has a capability ...
١٣٩٨/٠٧/١٥
|

15 an informal way for "hello ١٣٩٨/٠٧/٠٤
|

16 به هر جهت ١٣٩٨/٠٧/٠٢
|

17 placing on stage is an expression used to describe the design aspect of a theatre or film production, which essentially means "visual theme" or "tell ... ١٣٩٨/٠٧/٠١
|

18 rent means hire, but rent uses for US accent, while hire for BR ١٣٩٨/٠٦/٣١
|

19 procedure ١٣٩٨/٠٦/٣٠
|

20 به نظرم چون در مقابل واژه majesty قرار می گیرد،بهتر است و بلکه باید آن را علیاحضرت معنا کنیم. ١٣٩٨/٠٦/٢٤
|

21 شر و ور،حرف مفت،چرت و پرت(البته با عرض پوزش از بکارگیری این کلمات.ایوبی) ١٣٩٨/٠٦/٢١
|

22 something or someone that you like ١٣٩٨/٠٦/١٧
|

23 muse ١٣٩٨/٠٦/١٧
|

24 contemplate ١٣٩٨/٠٦/١٧
|

25 همان نودلیت خودمان است که البته اصل آن مربوط به کشورهای جنوب شرق آسیاست که به کشور ما هم وارد شده است.نوش جان! ١٣٩٨/٠٦/٠٣
|

26 MADIBA means grand father which is the MANDELLA's title ١٣٩٨/٠٦/٠٣
|

27 علت وجودی،علت بقا ١٣٩٨/٠٦/٠٢
|

28 موردی ١٣٩٨/٠٦/٠١
|

29 از ما بهتران(اصطلاحی است برای واژه اجنه یا همان جنیان)ودر لفظ عامیانه همان :از ما بهترون ١٣٩٨/٠٦/٠١
|

30 ENGLISH:wait in a queue
AMERICAN:wait in line
١٣٩٨/٠٥/٣٠
|

31 "the fame type of it, is: "beef pho ١٣٩٨/٠٥/٣٠
|

32 در برابر کسی یا چیزی قرار گرفتن.در شعار :
ONE FOR ALL,ALL FOR ONE
به نظرم تفاسیر گوناگونی میشه ازش کرد.
١٣٩٨/٠٥/٢٣
|

33 We read in holy TURAH :Now the serpent was more subtle than
any beast of the field which the Lord God
had made.
اشاره به ابلیس است که به صو ...
١٣٩٨/٠٥/١٧
|

34 heaven ١٣٩٨/٠٥/٠٧
|

35 در مجموع
as a result of
١٣٩٨/٠٥/٠٧
|

36 found ١٣٩٨/٠٤/٣٠
|

37 (nothing(slang ١٣٩٨/٠٤/١٩
|

38 chaos ١٣٩٨/٠٤/١٠
|

39 connotation ١٣٩٨/٠٤/٠٨
|

40 به درک ! ١٣٩٨/٠٣/٢٤
|

41 encompass ١٣٩٨/٠٢/٣٠
|

42 The "gelem" is Hebrew slang for uncut diamonds ١٣٩٨/٠٢/١٨
|

43 involve-encompass ١٣٩٨/٠٢/١١
|

44 awkwardness ١٣٩٨/٠٢/٠١
|

45 جیره خور-جیره خوار-مزدور ١٣٩٨/٠٢/٠١
|

46 opaquely ١٣٩٨/٠١/٢٦
|

47 عملیاتی کردن ١٣٩٨/٠١/١٩
|

48 connotation -overview ١٣٩٨/٠١/١٥
|

49 praise ١٣٩٨/٠١/١٤
|

50 مداخله ١٣٩٨/٠١/١٠
|

51 Connotation ١٣٩٨/٠١/٠٨
|

52 Involve ١٣٩٨/٠١/٠٨
|

53 وحشتناک-بی اندازه-خیلی-بینهایت ١٣٩٧/١٢/١٧
|

54 present
ارائه دادن
١٣٩٧/١٢/٠٧
|

55 arise ١٣٩٧/١٢/٠٥
|

56 conscious ١٣٩٧/١١/٢٥
|

57 while ١٣٩٧/١١/٢٤
|

58 آیه ١٣٩٧/١١/١٠
|

59 سبقت گرفتن هنگام پرواز ١٣٩٧/١١/١٠
|

60 فوری-یهویی- ١٣٩٧/١١/٠٢
|

61 دست و پنجه نرم کردن.I'mnot strong enough to handle another rejection ١٣٩٧/١٠/٢٩
|

62 گرایش داشتن-تمایل داشتن ١٣٩٧/١٠/٢٥
|

63 مزخرف ١٣٩٧/١٠/٠٩
|

64 In the name of Supreme ١٣٩٧/٠٩/٢٦
|

65 "literally “the cow

١٣٩٧/٠٩/١٩
|

66 احساسی ؛ emotional ١٣٩٧/٠٩/١٩
|

67 use ١٣٩٧/٠٩/١٣
|

68 بدعت ، نوآوری ١٣٩٧/٠٩/٠٧
|

69 نقطه آغاز حرکت ، مرگ ١٣٩٧/٠٨/٢٩
|

70 پرسه زدن ١٣٩٧/٠٧/٢١
|

71 کف هر چیز (در مقابل سقف هر چیز)، مبدأ، پایین ترین نقطه هر چیز ١٣٩٧/٠٧/٢١
|

72 فرهنگ لغات - فرهنگ اصطلاحات ١٣٩٧/٠٧/١٤
|

73 رضایتمندی - آرامش
seek and reach fulfillment
مجاهدت و رسیدن به رضایتمندی و آرامش
١٣٩٧/٠٧/١٣
|

74 غیرارادی ١٣٩٧/٠٧/١٣
|

75 شبیه سازی ١٣٩٧/٠٧/١٢
|

76 soviets:شوروی(اتحاد جماهیر شوروی):ابرقدرت بلوک شرق که در سال 1991دچار فروپاشی شد.آخرین صدر هیأت رئیسه آن آقای میخائیل گورباچف بود که مرحوم امام خمینی ... ١٣٩٧/٠٧/١٠
|

77 به نوعی تداعی کننده داستان "فیل در تاریکی" جناب مولانا نیز می باشد ١٣٩٧/٠٧/٠٩
|

78 قوز بالا قوز ١٣٩٧/٠٧/٠٤
|

79 نهایت کوشش ١٣٩٧/٠٧/٠٤
|

80 دقیقاْ ١٣٩٧/٠٧/٠٣
|

81 شورا
١٣٩٧/٠٧/٠٢
|

82 بیرون کشیدن ، درآوردن ١٣٩٧/٠٧/٠٢
|

83 افراطی ١٣٩٧/٠٧/٠٢
|

84 روان ارزیابی ١٣٩٧/٠٦/٢١
|

85 عبارت ١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

86 فرامکان(جایی بیرون از مکان) ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

87 به وجود آوردن ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

88 زیر لب گفتن- در داستان همسر شکارچی که در دست ترجمه دارم اینچنین آمده است :
Hush," he whispered
او زیر لب گفت : هیس!
١٣٩٧/٠٦/١٣
|

89 از خواب بیدار کردن : در داستان همسر شکارچی که در دست ترجمه دارم اینگونه آمده است :
Sometimes all you do is step on twigs outside their dens and th ...
١٣٩٧/٠٦/١١
|

90 البته این فضا برای ذخیره سازی مایحتاج زمستانی و مانند آن کاربرد دارد . در داستان همسر شکارچی که در دست ترجمه دارم اینگونه آمده است :
he unbolted t ...
١٣٩٧/٠٦/١٠
|

91 مستقیم -مستقیماْ-بدون واسطه ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

92 همخوابه -همبستر ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

93 یکدست
Above them the stars were knife points, hard and white : بالای سرشان, ستارگان همچون نقاط چاقو خورده ، یکدست و سفید بودند
بخشی از داستان ...
١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

94 غول پیکر ,غول تشنگ , غول تشن ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

95 تلویحاً به معنای پلاستیک یا پلاستیکی :
She brought only a small vinyl purse
او تنها یک کیسه پلاستیکی به همراه آورده بود. نقل ازداستان کوتاه هم ...
١٣٩٧/٠٦/٠٧
|

96 بدمستی کردن ُ خرمستی کردن:to romp ١٣٩٧/٠٦/٠٥
|

97 خردمندانه ١٣٩٧/٠٦/٠٥
|

98 ناگهانی ١٣٩٧/٠٦/٠٣
|

99 بدقلق ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

100 یواشکی َیواشی ُ بی سر و صدا ُ پاورچین پاورچین ١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

101 فراشیوه ای ١٣٩٧/٠٥/٢٢
|

102 غیرقابل توجه ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

103 قابل پیش بینی ١٣٩٧/٠٥/١٩
|

104 خودتأدیبی ١٣٩٧/٠٥/١٩
|

105 بی درد سر - بی دغدغه - ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

106 پشت گوش انداختن ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

107 چوپان ، شبان ١٣٩٧/٠٥/١٧
|

108 تا اینکه
١٣٩٧/٠٥/١٧
|

109 منحرف کردن ، مشتق کردن ١٣٩٧/٠٥/١٧
|

110 بی رمق ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

111 به جز ، غیر از ، به غیر از ١٣٩٧/٠٥/١٥
|

112 مشفقانه ١٣٩٧/٠٥/١٤
|

113 میان : And at that distance : و در این میان ( برگرفته از داستان تیراندازی به فیل اثر جورج اورول) ١٣٩٧/٠٥/١٢
|

114 چرا که؛ چونکه:but it was different now that he was going to be shot :بلکه اکنون شرایط فرق می کرد چرا که او (فیل) می بایست به ضرب گلوله کشته شود.(برگر ... ١٣٩٧/٠٥/١١
|

115 جهنم دره
I'm wondering where the heck we are
قسمتی از Kafka on the Shore by Haruki Murakami
١٣٩٧/٠٥/١١
|

116 آراسته ١٣٩٧/٠٥/١١
|

117 صرفاً جهت اطمینان ، فقط محض اطمینان ( برگرفته از Kafka on the Shore by Haruki Murakami) ١٣٩٧/٠٥/١١
|

118 a thing that is not possible or acceptable : نامتعارف - ناممکن ١٣٩٧/٠٥/٠٩
|

119 روراست ، رک ، رک و پوست کنده ،صریح ، بی پروا ١٣٩٧/٠٥/٠٩
|

120 مگر . جز ١٣٩٧/٠٥/٠٥
|

121 تولد دوباره ١٣٩٧/٠٥/٠٤
|

122 روشنفکر از shooting an elephant BY George orwell ١٣٩٧/٠٥/٠٢
|

123 رؤیا (نام هواپیمای فانتوم هم به همین معناست)
١٣٩٧/٠٥/٠١
|

124 تحصیلکرده ( از داستان shooting an elephant By George Orwell) ١٣٩٧/٠٤/٣١
|

125 عمده ١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

126 in His name : بسمه تعالی ١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

127 تحریک کردن : همراه با make :
She makes me Go
١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

128 بدین خاطر ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

129 بصیرت ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

130 begin by being still : همچنان هر موجودی ذیل وجود [او جل و علا] است ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

131 ذیل ١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

132 ذات
١٣٩٧/٠٤/٢٩
|

133 بروز،ظهور ١٣٩٧/٠٤/٢٨
|

134 به درد نخور ،الکی ١٣٩٧/٠٤/٢٧
|

135 جن بنایان آزاد شده (اصل ماجرا مربوط به جن هایی است که برای حضرت سلیمان نبی علی نبینا و آله و علیه صلوات الله بنایی می کردند و پس از رحلت ایشان آزاد م ... ١٣٩٧/٠٤/٢٥
|

136 حرف های گنده گنده (بر‌گرفته از ماهی سیاه کوچولو اثر صمد بهرنگی) ١٣٩٧/٠٤/٢٥
|

137 مگر نه اینست ؟ (برگرفته از ماهی سیاه کوچولو اثر صمد بهرنگی) ١٣٩٧/٠٤/٢٥
|

138 همینه که هست! ( قسمتی از ماهی سیاه کوچولو اثر صمد بهرنگی ) ١٣٩٧/٠٤/٢٤
|

139 شر اینو بکن ! ١٣٩٧/٠٤/١٩
|

140 پوشش دادن ١٣٩٧/٠٤/١٨
|

141 چرا که ١٣٩٧/٠٤/١٨
|

142 کهنه تبهکار : old crimnal ( مربوط به نمایشنامه رومئو و ژولیت شکسپیر ) ١٣٩٧/٠٤/١٦
|

143 ابتر ١٣٩٧/٠٤/١٥
|

144 Quickly ! bring me a sword
زود باشید ! شمشیر مرا بیاورید ( قسمتی از نمایشنامه رومئو و ژپلیت اثر شکسپیر )
١٣٩٧/٠٤/١٥
|

145 بی دنباله ؛ منقطع ١٣٩٧/٠٤/١٥
|

146 رو هوا و شانسکی( الله بختکی ) ١٣٩٧/٠٤/١٤
|

147 در متون قدیمی مانند رومئو و ژولیت شکسپیر به معنای �مرگ بر� به کار رفته ؛ اما امروزه اصطلاح � down with �برای این معنا رایج تر است مانند 1984 جورج اور ... ١٣٩٧/٠٤/١٤
|

148 بیمار اجتماعی ١٣٩٧/٠٤/١٤
|

149 جرم اندیشه ( برداشت از رمان 1984 جورج اورول) ١٣٩٧/٠٤/١٣
|

150 meat ; گوشت ١٣٩٧/٠٤/١١
|

151 وظیفه شناس(صفت): doing-their-job officials : مأموران وظیفه شناس ١٣٩٧/٠٤/١٠
|

152 ها( برای تأکید). مثلاْ خودشه ها! ١٣٩٧/٠٤/٠٩
|

153 خودِخودش ١٣٩٧/٠٤/٠٩
|

154 چهره در هم کشیدن ١٣٩٧/٠٤/٠٩
|

155 سینما ١٣٩٧/٠٤/٠٩
|

156 کج و معوج ١٣٩٧/٠٤/٠٩
|

157 چامچ و یا چمچا در زبان هندوستانی به مفهوم چكمه ليس است ١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

158 پشتک و وارو زدن ١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

159 مرده شورتو ببرن (اصطلاح البته بی ادبانه !) ١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

160 عاج گون ( تشبیه سفیدی چیزی به رنگ سفید عاج){مانند نیلگون} ١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

161 (ترجمه) زیرنویس { معمولاً برای فیلم ها و مستندات خارجی و مانند آن کاربرد دارد} ١٣٩٧/٠٤/٠٤
|

162 manipulation ١٣٩٧/٠٤/٠٤
|

163 corruption ١٣٩٧/٠٤/٠٢
|

164 the' or 'theo' as a Greec's root in meaning of God or gods' ١٣٩٧/٠٣/٣١
|

165 ناراحتی اعصاب ١٣٩٧/٠٣/٢٢
|

166 west bank : کرانه باختری (قسمتی از فلسطین که در قسمت غربی رود اردن قرار دارد و حاکمیت آن در دست دولت فلسطین است.این منطقه در میان فارسی زبانان به کرا ... ١٣٩٧/٠٣/٢١
|

167 phot or phos are the Greek roots which mean light ١٣٩٧/٠٣/٢٠
|

168 very free translation or imitation : which is a method of translation By Dryden
١٣٩٧/٠٣/١٧
|

169 قبرنوشته . قبرنوشت.گورنوشته.گورنوشت ١٣٩٧/٠٣/١٥
|

170 تمام عیار ١٣٩٧/٠٣/١٥
|

171 thaumaturge از دو ریشه لاتین thaumat به معنای wonder وurg به منای work و در مجموع به معنای magician یعنی ساحر می باشد
A worker of wonders and per ...
١٣٩٧/٠٣/١٥
|

172 منظر ١٣٩٧/٠٣/١٣
|

173 تعدیل پذیری ( یکی از استراتژی های ترجمه ) ١٣٩٧/٠٣/١٢
|

174 بطور کلی ١٣٩٧/٠٣/١١
|

175 Of unknown name ١٣٩٧/٠٣/٠٣
|

176 An account of someone's life written by someone else ١٣٩٧/٠٣/٠٣
|

177 ethn ریشه ای لاتین به معنای nation در ساخت واژه های انگلیسی کاربرد دارد مانندethnocentric به معنای نژاد پرست ١٣٩٧/٠٣/٠١
|

178 megalomania از پیشوند لاتین megalo به معنای larg or long or macro وپسوند لاتین mania به معنای madness for تشکیل شده و در مجموع به معنای خود بزرگ پندا ... ١٣٩٧/٠٢/٢٠
|

179 euphony متشکل از پیشوند eu ( به معنی good or well) وریشه phone (به معنی sound) هردو لاتین می باشند که در مجموع خوش آوایی ترجمه می گردد ١٣٩٧/٠٢/٢٠
|

180 این واژه از دو قسمت chiro (ریشه لاتین) به معنای دست (hand) و mancy (پسوند لاتین) به معنای غیب گویی(divination)تشکیل شده است.
the prediction of a ...
١٣٩٧/٠٢/١٩
|

181 چگالش ١٣٩٧/٠٢/١٩
|

182 free from colour ١٣٩٧/٠٢/١٨
|

183 منظومه شمسی (تلویحاً) ١٣٩٧/٠٢/١٨
|

184 lack of interest ; enthusiasm or concern ١٣٩٧/٠٢/١٨
|

185 کتاب باز ١٣٩٧/٠٢/١٧
|

186 جایگاه ١٣٩٧/٠٢/١٧
|

187 این کلمه در اصل از دو ریشه لاتین (یونانی) یعنی chir به معنی دست(hand) و pod به معنی پا(foot) تشکیل شده است. ١٣٩٧/٠٢/١٣
|

188 ازلی ، ابدی ، مانا ١٣٩٧/٠٢/١٣
|

189 ازلی ١٣٩٧/٠٢/١٣
|

190 تجملی ١٣٩٧/٠٢/١٣
|

191 پرتو درمانی (تلویحاً ) ١٣٩٧/٠٢/١٣
|

192 مزمن ١٣٩٧/٠٢/١٢
|

193 منحصراً ، بطور ویژه ١٣٩٧/٠٢/٠٥
|

194 dread of, fear of, phobia(as a suffix) ١٣٩٧/٠٢/٠٣
|

195 گند زدن (اصطلاح) ١٣٩٧/٠١/٢٤
|

196 بی خیال ( اصطلاحاٌ) ١٣٩٧/٠١/٢٤
|

197 ان شا الله (اصطلاحاً) ١٣٩٧/٠١/٢٣
|

198 از کار افتاده ١٣٩٧/٠١/٢٢
|

199 بگیرید بتمرگید!( اصطلاح ) ١٣٩٧/٠١/٢١
|

200 کلمه اسرائیل مربوط به زبان عبری است و از دو واژه اسراء به معنی بنده ( عبد) و ایل به معنی خدا ( الله )تشکیل شده . این واژه دقیقاً معادل عبدالله در عرب ... ١٣٩٧/٠١/٢٠
|

201 زمانیکه ١٣٩٧/٠١/١٩
|

202 ?what is wrong with you
چه مرگته؟(در محاوره استفاده می شود)
١٣٩٧/٠١/١٩
|

203 عرفاً،بطور عرفی ١٣٩٧/٠١/١٩
|

204 پیشکش به خاطر...(نام شخص یا ضمیرو مانند آن )-اصطلاحاً استفاده می گردد ١٣٩٧/٠١/١٦
|

205 بی خیال (به صورت اصطلاح استفاده می گردد) ١٣٩٧/٠١/١٤
|

206 قدیمی ١٣٩٧/٠١/٠٨
|

207 وارد کردن ١٣٩٧/٠١/٠٨
|

208 زیاده گویی ١٣٩٧/٠١/٠٨
|

209 تحریف ١٣٩٧/٠١/٠٧
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 rough
• rough ground
• زمین ناهموار
١٣٩٧/٠٩/١٩
|

2 occupy
• Germany occupied Poland during World War II.
• در خلال جنگ جهانی دوم ، آلمان ، لهستان را اشغال کرد
١٣٩٧/٠٦/٢٤
|

3 whisper
• I spoke to him in a whisper.
• پچ پچ کنان باهاش حرف زدم
١٣٩٧/٠٦/١٤
|

4 up • تمام شب بیدار بودم تا این گزارش ر اکامل کنم ١٣٩٧/٠٦/١١
|

5 bail
• The judge set bail at three hundred dollars.
• قاضی مبلغ وثیقه را 300 دلار تعیین کرد
١٣٩٧/٠٦/١١
|