انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

منا جهانبخشی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 حومه ١٣٩٨/٠٢/٣٠
|

2 بک دیتینگ ١٣٩٨/٠٢/٠٢
|

3 اولان باتور، پاتخت کشور مغولستان ١٣٩٧/١٢/١١
|

4 شهر نایپیداو، پایتخت کشور میانمار(برمه) ١٣٩٧/١٢/١١
|

5 قزاق- اهل قزاقستان ١٣٩٧/١٢/١١
|

6 آستانه، پایتخت قزاقستان ١٣٩٧/١٢/١١
|

7 مرفه ١٣٩٧/١٠/٠٩
|

8 بدگویی کردن ١٣٩٧/١٠/٠٣
|

9 روز به روز ١٣٩٧/١٠/٠٣
|

10 مهارت ١٣٩٧/٠٩/٢٦
|

11 پوشش دهی الکتریکی ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

12 رسوب دهی الکتریکی ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

13 جدایش، ( interdendritic segregation جدایش میان شاخه ای) ١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

14 عمل میعان ١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

15 معادله ی روزنتال ١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

16 آینده نگری ١٣٩٧/٠٩/٢٠
|

17 بیماری های زنانه ١٣٩٧/٠٩/٠٧
|

18 دیسمنوره ، قاعدگی دردناک ١٣٩٧/٠٩/٠٧
|

19 سایه جزئی ( مرتبط با انرژی خورشیدی و سیستم فتوولتاییک) ١٣٩٧/٠٩/٠٦
|

20 پول رایج ١٣٩٧/٠٩/٠٤
|

21 gas separator ١٣٩٧/٠٨/٢٤
|

22 تفکیک گر گاز ١٣٩٧/٠٨/٢٤
|

23 بستری شدن ١٣٩٧/٠٨/٢٣
|

24 خونریزی جفت سرراهی ( پلاسنتا پرویا) ١٣٩٧/٠٨/٢٢
|

25 درد زودرس زایمان ١٣٩٧/٠٨/٢٢
|

26 عضوگیری ١٣٩٧/٠٨/٢٢
|

27 دوران بارداری ١٣٩٧/٠٨/٢٠
|

28 تفاهم (در زندگی زناشویی) ١٣٩٧/٠٧/٢٤
|

29 باشگاه بولینگ ١٣٩٧/٠٧/١٧
|

30 خیار شور ١٣٩٧/٠٧/١٠
|

31 Dill pickle ١٣٩٧/٠٧/١٠
|

32 شنا کردن ١٣٩٧/٠٧/١٠
|

33 هندزفری ١٣٩٧/٠٦/١٥
|

34 Denim overall ١٣٩٧/٠٥/٢٩
|

35 لباس سرهمی ١٣٩٧/٠٥/٢٩
|

36 طرفدار ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

37 نتیجه، پایان ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

38 پایان خوب ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

39 بازار دستفروش ها ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

40 با ایما و اشاره چیزی را بیان کردن ١٣٩٧/٠٥/٢٢
|

41 مانور هایملیک (Heimlich maneuver) یا کشش شکمی یکی از مهمترین اقدامات حیاتی در فوریت های پزشکی است. این اقدام درمانی که برای جلوگیری از خفگی ناشی از و ... ١٣٩٧/٠٥/٢٢
|

42 دنبالچه ١٣٩٧/٠٥/٢٢
|

43 رضایت بخش ١٣٩٧/٠٥/٢٢
|

44 دیوانه وار ١٣٩٧/٠٥/٢١
|

45 خرابکاری کردن، گند زدن، بهم ریختن ١٣٩٧/٠٥/٢١
|

46 نشئه شدن ١٣٩٧/٠٤/١٠
|

47 ترازوی حمامی ١٣٩٧/٠٣/٠٨
|

48 دستگاه فرش شور ١٣٩٧/٠٣/٠٨
|

49 زندگی مشترک ١٣٩٧/٠٣/٠٥
|

50 نسبتاً ١٣٩٧/٠٣/٠٥
|

51 نهفته ١٣٩٧/٠٣/٠٥
|

52 آتشین ١٣٩٧/٠٣/٠٢
|

53 قید چیزی را زدن ١٣٩٧/٠٣/٠٢
|

54 مشکل،نگرانی ١٣٩٧/٠٢/٢٧
|

55 کنار زدن (جمعیت) ١٣٩٧/٠٢/٢٤
|

56 ظرف گرم کننده ی غذا ١٣٩٧/٠٢/٢٢
|

57 ماساژور پا ١٣٩٧/٠٢/٢٢
|

58 مغازه ی مشروب فروشی ١٣٩٧/٠٢/٢٠
|

59 غذاساز ١٣٩٧/٠٢/٢٠
|

60 CD پلیر ١٣٩٧/٠٢/٢٠
|

61 آسیاب قهوه ١٣٩٧/٠٢/٢٠
|

62 ظرف سوفله خوری ١٣٩٧/٠٢/٢٠
|

63 همزن آشپزخانه ١٣٩٧/٠٢/٢٠
|

64 پی در پی، پشت سر هم ١٣٩٧/٠٢/١٨
|

65 جاسوسی ١٣٩٧/٠٢/١٨
|

66 بسیار محتاطانه عمل کردن ١٣٩٧/٠٢/١٨
|

67 تصمیم گرفتن برای انجام کاری ١٣٩٧/٠٢/١٢
|

68 تلاش بی وقفه ١٣٩٧/٠٢/١٢
|

69 کفش ایمنی ١٣٩٧/٠٢/٠٩
|

70 به صورت سراسری ١٣٩٧/٠٢/٠٧
|

71 شور و شوق فراوان ١٣٩٧/٠٢/٠٦
|

72 در عوض، در مقابل ١٣٩٧/٠٢/٠٥
|

73 قطار سریع السیر، قطار تندرو. ١٣٩٧/٠٢/٠٥
|

74 ملحد ١٣٩٧/٠١/٢٩
|

75 مخفف کلمه ی postscript، پی نوشت(پ ن). ١٣٩٧/٠١/٢٩
|

76 گشت پیاده ١٣٩٧/٠١/٢٩
|

77 مثل خوره مخ کسی را خوردن ١٣٩٧/٠١/٢٩
|

78 صندل جلوباز ١٣٩٧/٠١/٢٩
|

79 خودجوش ١٣٩٧/٠١/٢٩
|

80 کارتن ١٣٩٧/٠١/٢٩
|

81 فوران کردن ١٣٩٧/٠١/٢٨
|

82 دندان خرگوشی ١٣٩٧/٠١/٢٨
|

83 گروه داعش (مخفف عبارت: دولت اسلامی عراق و شام)
(Ialamic State of Iraq and Syria (ISIS
١٣٩٧/٠١/٢٨
|

84 زونا ١٣٩٧/٠١/٢٤
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 fall apart
• The cheap toy fell apart after two days.
• اون اسباب بازی ارزون بعد از دو روز تیکه تیکه شد.
١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

2 tower
• At age 16, he now towers over his father.
• او در سن 16 سالگی قدش از پدرش بلند تر است.
١٣٩٧/٠٥/٢٢
|

3 tower
• There's a wonderful view from the observation tower.
• از برج دیدبانی یک منظره ی شگفت انگیز را می توان مشاهده کرد.
١٣٩٧/٠٥/٢٢
|

4 tower
• A flag was flying over the castle tower.
• یک پرچم بالای برج قلعه به حرکت در آمده بود.
١٣٩٧/٠٥/٢٢
|

5 mess up
• Don't mess up the living room - we have company coming tonight.
• اتاق نشیمن رو بهم نریزید- امشب مهمون داریم.
١٣٩٧/٠٥/٢١
|

6 mess up
• If you cancel now you'll mess up all my arrangements.
• اگه الان منصرف بشید، همه ی برنامه ریزی های من رو به هم می ریزید.
١٣٩٧/٠٥/٢١
|

7 mess up
• What are the odds that they will mess up?
• احتمال اینکه خرابکاری کنند چقدر است؟
١٣٩٧/٠٥/٢١
|

8 mess up
• That will mess up the whole analysis.
• این کار کل تحقیقات ما را نقش بر آب می کند.
١٣٩٧/٠٥/٢١
|

9 mess up
• Don't mess up my hair: I've just combed it.
• موهامو بهم نریز،تازه شونه شون کردم.
١٣٩٧/٠٥/٢١
|

10 mess up
• He got another chance and didn't want to mess up again.
• او یک فرصت دیگر به دست آورد و نمیخواست که این شانسش را هم از دست بدهد.
١٣٩٧/٠٥/٢١
|

11 mess up • سعی نکن وقتی که من نیستم ناهار بپزی، چونکه فقط خرابکاری می کنی. ١٣٩٧/٠٥/٢١
|

12 kowtow
• I refuse to kowtow to anyone.
• من جلوی هیچکسی تعظیم نمی کنم.
١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

13 kowtow
• Be polite, but don't kowtow to him.
• مؤدب باش، جلوش تعظیم نکن
١٣٩٧/٠٥/٢٠
|