انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

NeginMk

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 خبره ١٣٩٨/٠٨/٢١
|

2 Mohammad the messenger of God
محمد رسول الله
١٣٩٨/٠٨/١٧
|

3 جاروبرقی کردن ١٣٩٨/٠٨/١٧
|

4 لباس شب زنانه
لباس مخصوص فارق التحصیلی (ردا)
١٣٩٨/٠٨/١٧
|

5 در ضمن، ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

6 مدام ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

7 دسترسی پیدا کردن به کسی ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

8 Extremely Tired ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

9 محل كار دفترکار
Office
١٣٩٨/٠٨/١٠
|

10 Swear to God ١٣٩٨/٠٨/١٠
|

11 Room_mate. Someone sharing a room or apartment. See roomie. ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

12 Short beard stubble on a man's face that has grown since the morning shave, usually experienced towards the end of the day.
Can be used to describ ...
١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

13 شلوار لی پاره پوره و رنگ و رو رفته (که بیشتر جای زانو شلوار پاره هست...) ١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

14 a place where young children and babies are taken care of while their parents are at work... ١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

15 Nursery جاییه که یه مدت کوتاهی می تونین بچه رو بزارين اونجا مثل اتاق بازيه (برای فروشگاه ها و...) ١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

16 Moby-Dick; or, The Whale is an 1851 novel by American writer Herman Melville.😐 ١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

17 بی مخ
Heads without brains
١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

18 Hypersensitive to sound specially human sound.
Some of the people can't stand any voice
...Even low sound
١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

19 منزوي ١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

20 End table ١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

21 Towel rail ١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

22 هیچی بهتر از این نیست
هیچی نمیتونه مغلوبش کنه
١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

23 خیلی وقته مرده هفت کفن پوسانده
١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

24 غرفه یا اتاقک هایی که در دستشویی های عمومی (خارجی)میبینیم.که مجزا و دردار هستند
Washroom stall
Toilet stall
Shower stall


١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

25 Envy and jealously are different. They are very similar, but jealousy is when you fear something will be taken away from you. Envy is the feeling of ... ١٣٩٨/٠٨/٠٢
|

26 Envy and jealously are different. They are very similar, but jealousy is when you fear something will be taken away from you. Envy is the feeling of ... ١٣٩٨/٠٨/٠٢
|

27 Vital organs like brain and heart ١٣٩٨/٠٨/٠١
|

28 To depersonalize something is to treat it in an impersonal way, or to remove the human element.

١٣٩٨/٠٧/٣٠
|

29 People who have the guts to ask their crush out?
Outاینجا به معنی بیرون بردن هست
١٣٩٨/٠٧/٣٠
|

30 My father tossed me very often,while I was a thin kid like 4_years old ١٣٩٨/٠٧/٣٠
|

31 یک به یک ١٣٩٨/٠٧/٣٠
|

32 زبان پيامکي پر از اسلنگ(slang یعنی عامیانه لغاتی که از ترکیب دو لغت دیگه بووجود اومدن یا مخفف شدن که خودش دنیای دیگه ای داره) و کلمات مخفف رایج هست ١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

33 پیام بازرگانی میشه commercial
این آگهی منظور آگهی استخدام و .....هست
اعلان اعلانات
١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

34 کج خلق بدقلق
bad tempered
١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

35 A wimpy kid
یه بچه چلمن
اسم فیلم و کتاب (سری)
١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

36 Take out
دور ریز
I save my take_out clothes
من لباساي دور ریزمو نگه میدارم(ذخیره میکنم)
To save صرفه جویی کردن
١٣٩٨/٠٧/٢٩
|

37 تبدیل شده
تبدیل کردن
١٣٩٨/٠٧/٢٨
|

38 Ancient Native people
مردم بومی
١٣٩٨/٠٧/٢٨
|

39 اتوبوس دو طبقه ١٣٩٨/٠٧/٢٨
|

40 ملکی که به هتل تبدیل شده! ١٣٩٨/٠٧/٢٨
|

41 دانش آموز انتقالی (از یک مدرسه به یک مدرسه جدید در اواسط سال رفتن) ١٣٩٨/٠٧/٢٨
|

42 مینی کیک محتوی گوشت یا ميوه ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

43 Dresser کمد کشویی هست ولی closet کمد دیواری هست و فضای اضافه ای رو نميگيره ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

44 دوچرخه مخصوص کوهنوردی ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

45 تو انتخاب رنگ(برای ديزاين)خبره بودن ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

46 جور/هماهنگ/ست
I must buy these high heels the GO WITH my purse
باید این کفشای پاشنه بلند رو بخرم با کیفم ست میشه (سته:) )
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

47 Andes mountains بلند ترین رشته کوه دنيا ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

48 I'm newhere near ready
It means
من وااااقعا
آماده نيستم
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

49 Photo ID
شناسه عکس یک سند هویتی است که شامل یک عکس از دارنده است ، که معمولاً فقط صورت آنها است. متداول ترین اشکال شناسه عکس ، مواردی است که توس ...
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

50 لباس عوض کردن
Change into your uniform
يونيفرمتو بپوش
Get changed
Dress up
Change your clothes
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

51 در باز کردن I'll get the door
من درو باز ميکنم
من دارم درو(دارمش)
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

52 Go wash up and get changed we are going to celebrate your graduation
برو دست و صورت تو بشور و لباساتو عوض کن میخوایم فارق التحصيليتو جشن بگیریم
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

53 I want to spend my time with my beloved family
میخوام وقتمو با خانواده عزیزم (دوست داشتنيم محبوبم)بگذرونم
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

54 از طرفي.
Plus
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

55 بورسیه(تحصیلی) ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

56 در رفتن ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

57 تا حد امکان
Don't forget about that possibility تاجایی که میتونی تا حد امکان فراموشش نکن
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

58 صدای آرومی مثل بستن در ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

59 محو کردن ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

60 براي تاکید بیشتر رو موضوع استفاده میشه
معنی لغوي خاصي نداره فقط میخواد شدت ماجرا رو نشون بده
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

61 کسی که ظروف پلاستیکی و.... را دور نمي ريزد و از آنها نگه داری میکند ١٣٩٨/٠٧/٢٥
|

62 Supergenius ١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

63 کسی که خودش رو با شرایط موجود وفق میده(سازش پیدا میکنه) ١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

64 1_فردی که نیش و کنایه میزنه(برميگرده به sting)
2_خسیس و بخیل
١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

65 گرفتم(فهمیدم)
_در مکالمه ها_
١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

66 Good egg is a friendly, old-fashioned way to talk about a good guy or a kind person. When you call your next door neighbor a good egg, it's clear tha ... ١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

67 گاز گرفتن (پاچه گرفتن) ١٣٩٨/٠٧/٢١
|

68 (از حدقه) بیرون زدن my eyes was poking out when I saw her alive ١٣٩٨/٠٧/٢١
|

69 شب بیدار ماندن و سخت درس خواندن و یا کار کردن ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

70 کفش فوتبالی
Runners
١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

71 Dm ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

72 Direct message ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

73 دیر به خواب رفتن یا تا دیروقت بیدار بودن غلطه دوستان
Stay up late درسته
Sleep late یعنی دیر بیدار شدن از خواب
١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

74 Bun بستن مو (به شکل دونات یا کروی پشت سر) ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

75 I bet ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

76 موبایل یا تبلت هوشمندی که تنها برای خواندن پی دی اف یا همون کتاب الکترونیکی هست که بهشe_book reader یا e_book deviceهم ميگن ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

77 جعبه مقوایی /جعبه کارتونی(از جنس کارتون یا مقوا) ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

78 Example:I'm running a bit late معنی: دارم یکم دیر میکنم يا داره یکم دیرم ميشه.(run late دیر شدن/دیر کردن) ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

79 بالون هوای گرم (نوعی بالون برای هوانوردی) ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

80 دوستار محیط زيست ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

81 خارج شدن از جایی مثلاi climb out of the cave by a rope ١٣٩٨/٠٧/١٢
|

82 مسلط به بیش از دوازده زبان ١٣٩٨/٠٧/١٠
|

83 Polyglot رو به کسی میگن که به بیشتر از شش زبان مسلط باشه بالای دوازده زبان میشهhyperpolyglot.
دو زبانی bilingual
بیشتر از یک زبان multilingual< ...
١٣٩٨/٠٧/١٠
|

84 Clock strike دینگ دینگ ساعت در ساعت دوازده که دوازده بار به صدا در میاید ١٣٩٨/٠٧/٠٦
|

85 ضربه (دینگ دینگ)ساعت در ساعت دوازده.که دوازده بار به صدا در میاد ١٣٩٨/٠٧/٠٦
|

86 Infant school ١٣٩٨/٠٧/٠٦
|

87 Surf the net ١٣٩٨/٠٧/٠٣
|

88 تخریب کننده ١٣٩٨/٠٧/٠٣
|

89 P.e. or physical education ١٣٩٨/٠٧/٠٣
|