انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

Nzi Gbn

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 Single track = one by one
یکی پس از دیگری، یکی یکی
١٣٩٨/٠٩/٠٦
|

2 (slang , vulgar, transitive)
( To correct or fix (a mistake or problem
اصلاح کردن
١٣٩٨/٠٩/٠٤
|

3 Heel : پاشنه (پا،کفش،جوراب) ، (مجازاً) کفشِ پاشنه دار ، آدمِ پَست،آدمِ بی ملاحظه،آدمِ حقیر ١٣٩٨/٠٩/٠٣
|

4 معنی "دروغگو" هم میده.

A lying man
یه مردِ دوروغگو
١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

5 Who knows = God knows = Goodness knows = heaven knows
کی میدونه ؟! ، خدا میدونه !
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

6 To buy a story
باور کردنِ یه داستان

* To buy an idea : باور کردنِ یه ایده
To buy an explanation : باور کردنِ یه توضیح
To buy somethi ...
١٣٩٨/٠٨/١٩
|

7 cast� a� shadow� over = made it less pleasant ١٣٩٨/٠٧/٢١
|

8 در نتیجه ی ... ، به پشتوانه ی ... ١٣٩٨/٠٧/٢١
|

9 To have a soft spot : به چیزی زیاد علاقه داشتن

If� you� have� a� soft� spot� for something : it� means
�you �have� the feeling� ...
١٣٩٨/٠٧/١٠
|

10 Convention
(گرامر) قاعده،قرارداد

: The conventions� of� writing
قواعدِ نوشتن
١٣٩٨/٠٧/٠٨
|

11 Carry favor = fawn
اظهار دوستی کردن،تملّق کردن،خودشیرینی کردن
١٣٩٨/٠٧/٠٦
|

12 There you are = There you go� = Here you are
Here you go =
بفرمایید، بیا�،دیدی گفتم، نگفتم، تحویل بگیر

١٣٩٨/٠٦/٢٦
|

13 Global : جهانی

Global : کُلّی
Global : some�
. that affects� everything.�It �covers everything
١٣٩٨/٠٦/٢٦
|

14 حتی به اندازه ی یه سر سوزن !
(وقتی میخوایم بگیم یه چیزیو بلد نیستیم یا نمیدونیم)
١٣٩٨/٠٦/١٦
|

15 cost an arm and a leg = cost a fortune
خدا تومن قیمت داشتن،بسیار گران بودن،هزینه زیادی برداشتن
١٣٩٨/٠٦/٠١
|

16 Gotta = got to
Got to = have to = must باید

١٣٩٨/٠٥/٢٩
|

17 The joke is on you
ضایع شدن،خیت شدن
١٣٩٨/٠٥/٢٩
|

18 to laugh all the way to the bank

پول پارو کردن
پول در آوردن خیلی راحت
پول زیادی به جیب زدن


١٣٩٨/٠٥/٢٥
|

19 Get to : فرصت انجام کاری را پیدا کردن،رسیدن به انجام کاری

.I got to do both
من فرصت کردم هر دو کار را انجام بدم. (من رسیدم هر دو کار را ان ...
١٣٩٨/٠٥/٢٣
|

20 معاینه ی کلی بدن،چک آپ : annual �physical

An “annual� physical”� is �when �you� go �to
the �doctor� not� because� you �are� sick,�but ...
١٣٩٨/٠٥/١١
|

21 out of order :
1. �something �is� disorganized� or� in the�
wrong� order.
درهم برهم

2. someone� has� been� unfair �or inc ...
١٣٩٨/٠٤/٢١
|

22 (ورزش) صخره نوردی ١٣٩٨/٠٤/١٦
|

23 Fire escape : پله های اظطراری (که در ساختمان های چندین طبقه در بیرون ساختمان وجود دارد و در مواقعی مانند آتش سوزی امکان خروج از ساختمان را فراهم ... ١٣٩٨/٠٤/٠٩
|

24 In a sense : از یک جهت،از یک نظر ١٣٩٨/٠٣/٢٠
|

25 تنظیم کردن درجه (دمای) فِر یا ماکرُوِیو ١٣٩٨/٠٣/٠٧
|

26 "فوق الذکر" یعنی" آنچه فراتر از ذکر است" و نباید به مفهوم "ذکر شده در بالا" استفاده شود. ١٣٩٨/٠٢/١٧
|