انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

نازنین قربان نژاد

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 to laugh all the way to the bank

پول پارو کردن
پول در آوردن خیلی راحت
پول زیادی به جیب زدن


١٣٩٨/٠٥/٢٥
|

2 Get to : فرصت انجام کاری را پیدا کردن،رسیدن به انجام کاری

.I got to do both
من فرصت کردم هر دو کار را انجام بدم. (من رسیدم هر دو کار را ان ...
١٣٩٨/٠٥/٢٣
|

3 معاینه ی کلی بدن،چک آپ : annual �physical

An “annual� physical”� is �when �you� go �to
the �doctor� not� because� you �are� sick,�but ...
١٣٩٨/٠٥/١١
|

4 out of order :
1. �something �is� disorganized� or� in the�
wrong� order.
درهم برهم

2. someone� has� been� unfair �or inc ...
١٣٩٨/٠٤/٢١
|

5 (ورزش) صخره نوردی ١٣٩٨/٠٤/١٦
|

6 Fire escape : پله های اظطراری (که در ساختمان های چندین طبقه در بیرون ساختمان وجود دارد و در مواقعی مانند آتش سوزی امکان خروج از ساختمان را فراهم ... ١٣٩٨/٠٤/٠٩
|

7 In a sense : از یک جهت،از یک نظر ١٣٩٨/٠٣/٢٠
|

8 تنظیم کردن درجه (دمای) فِر یا ماکرُوِیو ١٣٩٨/٠٣/٠٧
|

9 "فوق الذکر" یعنی" آنچه فراتر از ذکر است" و نباید به مفهوم "ذکر شده در بالا" استفاده شود. ١٣٩٨/٠٢/١٧
|