انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

حسین رحمانی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 chapter book کتاب‌های متنی که مخصوص گروه سنی هفت تا ده سال هستند ١٣٩٨/٠٢/٠٤
|

2 insightful بصیرت‌مندانه ١٣٩٨/٠٢/٠٢
|

3 narcissistic impulse انگیزه‌های خودخواهانه ١٣٩٨/٠٢/٠١
|

4 outcome برون‌داد ١٣٩٨/٠١/٢٧
|

5 really به‌جد ١٣٩٨/٠١/٢٧
|

6 in the first place اصلاً ١٣٩٨/٠١/٢٧
|

7 object permanence بقای شیء (مفهومی در زمینه‌ی روانشناسی رشد) ١٣٩٨/٠١/٢٧
|

8 aspiration بلندپروازی ١٣٩٨/٠١/٢٥
|

9 ok شایسته، پسندیده ١٣٩٨/٠١/٢٥
|

10 pull away فاصله گرفتن ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

11 pull away کناره‌گیری کردن ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

12 acting out کنش‌نمایی (اصطلاحی در روانشناسی) ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

13 placement جادهی ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

14 cool خوش‌پوش ١٣٩٨/٠١/٢٣
|

15 cross gender فراجنسیتی ١٣٩٨/٠١/٢٣
|

16 broad پردامنه ١٣٩٨/٠١/٢٣
|

17 resolution تسکین ١٣٩٨/٠١/٢٢
|

18 deal کنار آمدن ١٣٩٨/٠١/٢٢
|

19 bullying زورگویی ١٣٩٨/٠١/٢١
|

20 bullying تحقیر ١٣٩٨/٠١/٢١
|

21 dismiss نادیده گرفتن ١٣٩٨/٠١/٢٠
|

22 fingerplay انگشت‌بازی (بازی با انگشتان دست) ١٣٩٨/٠١/١٧
|

23 level لایه ١٣٩٨/٠١/١٧
|

24 dwell on بیش از حد وقت گذاشتن ١٣٩٨/٠١/١٦
|

25 hasten سرعت بخشیدن ١٣٩٨/٠١/١٦
|

26 surprising غافلگیرکننده ١٣٩٨/٠١/١٦
|

27 receptive پذیرشی ١٣٩٨/٠١/١٣
|

28 resilience سخت‌جانی ١٣٩٨/٠١/١٢
|

29 creation ساختنی ١٣٩٨/٠١/١٢
|

30 Telemedicine درمان از راه دور ١٣٩٨/٠١/٠٥
|

31 inspirational رغبت‌انگیز ١٣٩٨/٠١/٠١
|

32 amateurism ناشی‌گری ١٣٩٧/١٢/١٧
|

33 decontamination میکروب‌زدایی ١٣٩٧/١٢/٠٧
|

34 flaky عجیب‌وغریب ١٣٩٧/١٠/٢٤
|

35 flaky نامعقول ١٣٩٧/١٠/٢٤
|

36 flaky غیرمنطقی ١٣٩٧/١٠/٢٤
|

37 flaky بی‌سروته ١٣٩٧/١٠/٢٤
|

38 advert تبلیغ ١٣٩٧/١٠/٢٣
|

39 charger شارژر ١٣٩٧/١٠/٢٣
|

40 battered درب و داغان ١٣٩٧/١٠/٢٣
|

41 Byzantine بسیار پیچیده ١٣٩٧/١٠/٠٨
|

42 ludology مطالعه‌ی بازی (به‌ویژه بازی‌های ویدئویی) ١٣٩٧/١٠/٠٦
|

43 ludology بازی‌شناسی ١٣٩٧/١٠/٠٦
|

44 unworthiness ناچیزی ١٣٩٧/٠٩/١٨
|

45 lest از بیم آن‌که ١٣٩٧/٠٨/١٦
|

46 vagrancy خانه‌به‌دوشی ١٣٩٧/٠٨/١٦
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 attention
• The movie held our attention for three hours.
• آن فیلم سه ساعت مشغول‌مان کرد.
١٣٩٨/٠١/١٨
|

2 cut up
• His latest novel was cut up by the reviewers.
• منتقدان آخرین رمانش را تکه و پاره کردند.
١٣٩٧/١٠/١٠
|

3 there
• Be there by morning.
• صبح زود آن‌جا باش.
١٣٩٧/٠٩/٠٦
|