برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

محمدرضی ظریف

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 در بعضی از زبان ها اسم شخص است اما می توان به معنی :
شخص جوانی که رفتار بی ادبانه یا پرخاشگر و یا مجرمانه داشته باشه ترجمه کرد.
مثال :
There ...
١٣٩٩/٠٢/١٢
|

2 small or not important ١٣٩٨/٠٧/٠٧
|

3 To show you are proved of yourself ١٣٩٨/٠٧/٠٥
|

4 فهمیدن این که چه کسی چه حسی داره
ممکن در صلاحیت شغل هایی مثل روانشناسی به کار برده شود
١٣٩٨/٠٧/٠٥
|

5 A person who delay doing things ١٣٩٨/٠٦/٢٣
|

6 it's expression
it means not doing anything serious
example: I'm just fooling around online
١٣٩٨/٠٥/٢٠
|

7 To accept
They are happy to oblige.
١٣٩٨/٠٥/٢٠
|

8 cheat - unfairly ١٣٩٨/٠٤/١٦
|

9 Do better than they do ١٣٩٨/٠٤/٠١
|

10 مقایسه ١٣٩٨/٠٣/٣٠
|

11 موارد
مثال:
N represent the Negative ones
N نشان دهنده موارد منفی
١٣٩٧/٠٥/١١
|

12 مُفاد ، معنی ، مفهوم ١٣٩٧/٠٥/٠٧
|

13 ریزش
customers churn prediction
١٣٩٧/٠٥/٠٧
|

14 پیش بینی ریزش مشتریان ١٣٩٧/٠٣/١٦
|