برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سعید ترابی

سعید ترابی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 اشتباه گرفتن ١٣٩٩/٠٥/١٤
|

2 وسوسه کردن ١٣٩٩/٠٥/١٢
|

3 تحصیل کردن در (رشته)
رشته تحصیلی
١٣٩٩/٠٥/١١
|

4 داغون(از نظر روحی) ١٣٩٩/٠٥/١١
|

5 ۱. مبهم، نامعلوم، مورد تردید ۲. دودل، مردد ۳. غیر قطعی ۴. غیر قابل اعتماد، تا مشخص ١٣٩٩/٠٥/٠٢
|

6 ۱. پس گرفتن ۲. عقب کشیدن، تو کشیدن ١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

7 تودار ١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

8 ۱. ترمیم، بازسازی، مرمت ۲. بازگردانی ۴. پس دادن ١٣٩٩/٠٤/٢٥
|

9 برگرداندان ١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

10 فعل:
1. لیز خوردن، سر خوردن
2. جیم شدن
3. (یواشکی) گذاشتن
4. (یواشکی) دادن چیزی به کسی
5. به طور پیوسته حرکت کردن
6. در رفتن
7. ...
١٣٩٩/٠١/٢٣
|

11 ذخیره ارزی ١٣٩٩/٠١/٠١
|

12 ۱. سرکوب کردن ۲. پنهان کردن ۳. مخفی کردن ۴. جلوگیری کردن، سد کردن ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

13 خام
بدون تحقیق
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

14 1.مشهود، توی چشم
2. چشمگیر
١٣٩٨/١٢/٢٤
|

15 1.پیشنهاد کردن یا دادن
2. مطرح کردن
3. در نظر داشتن؛ قصد داشتن
4. خواستگاری کردن - propose marriage : پیشنهاد ازدواج دادن
١٣٩٨/١٢/٢٤
|

16 فعل:
1. دست به کاری زدن، شروع کردن
2. روانه بازار کردن
3. به آب انداختن( مثلا یک کشتی برای اولین بار)
4. پرتاب کردن ( ماهواره)
5. شروع ...
١٣٩٨/١٢/١٦
|

17 1.چیز نادر یا کمیاب
2.هر چیز پر قیمت ( به خاطر کمیابی)
3.کمیابی
١٣٩٨/١٢/١٦
|

18 فعل
1.از سر گرفتن
2. دوباره به دست آوردن یا گرفتن
اسم:
1.خلاصه، چکیده
2.سوابق کاری
١٣٩٨/١٢/١٦
|

19 1. مبتدی، تازه کار
2. تازه وارد، نوآموز
١٣٩٨/١٢/١٥
|

20 بدون فکر، بدون سنجش ١٣٩٨/١٢/١٥
|

21 1. جمع شدن
2. کوچک کردن یا شدن
3. عقب کشیدن، دور شدن
اسم:
روانپزشک
١٣٩٨/١٢/١٥
|

22 از موضوع اصلی خارج شدن ١٣٩٨/١٢/١٥
|

23 1. دادن، فرستادن
2. تسلیم شدن
3. گفتن، پیشنهاد دادن، اظهار داشتن
١٣٩٨/١٢/١٥
|

24 1. گذاشتن یا دادن (زمان، کمک، پول و ...)
2. کمک کردن
3. (برای روزنامه و مجله و غیره) نوشتن
١٣٩٨/١٢/١٥
|

25 1. دادن، فرستادن
2. تسلیم شدن
3. گفتن، پیشنهاد دادن، اظهار داشتن
١٣٩٨/١٢/١٥
|

26 1. فتح کردن، تسخیر کردن
2. مغلوب کردن، شکست دادن
3. غلبه کردن، به دست آوردن کنترل (چیزی)
4. فتح کردن (قله)
5. دست یافتن بر
١٣٩٨/١٢/١٥
|

27 1. بخش، قسمتی، ناقص
2. طرفدار
3. مغرضانه، جانبدارانه
١٣٩٨/١٢/١٥
|

28 سیری ناپذیر ١٣٩٨/١٢/١٤
|

29 برجسته کردن، تاکید کردن ١٣٩٨/١٢/١١
|

30 فعل:
1. تغییر قیافه دادن
2. پنهان کردن، تغییر دادن
3. پنهان کردن
اسم:
1. تغییر قیافه
2. in disguise با تغییر چهره
١٣٩٨/١٢/١١
|

31 نوآوری کردن، ابداع کردن ١٣٩٨/١٢/١١
|

32 اسم:
1. خطر
2. ریسک
فعل:
1. (حدس و تخمین و غیره) زدن
2. ریسک کردن، به خطر انداختن
١٣٩٨/١٢/١١
|

33 لغزش، اشتباه، تخلف ١٣٩٨/١٢/١١
|

34 تهمت، افترا
تهمت زدن، افترا زدن
١٣٩٨/١٢/١١
|

35 1. شهری
2. مدنی
١٣٩٨/١٢/١١
|

36 1. شکایت کردن، دعوی کردن
2. sue for peace درخواست کردن برای صلح
١٣٩٨/١٢/١١
|

37 دو دلی، سر دو راهی ١٣٩٨/١٢/١١
|

38 اسم:
حکم، تصمیم
صفت:
1. متصدی، حکومت کننده
2. غالب، حاکم
١٣٩٨/١٢/١١
|

39 راه پله ١٣٩٨/١٢/١٠
|

40 1. بد، ناگوار
2. adverse conditions شرایط نامساعد
١٣٩٨/١٢/١٠
|

41 اسم:
1. چیز (چیزها)
2. somebody’s stuff وسایل یا چیزهای کسی
3. چیز (چیزها)
4. آثار و کارهای هنری و ادبی
5. ... and stuff و اینجور چیزا ...
١٣٩٨/١٢/١٠
|

42 1. خاموش کردن
2. پایان دادن
١٣٩٨/١٢/١٠
|

43 اسم:
1. منفذ
2. (خشم و دق و دل) را خالی کردن
3. چاک کت
4. مخرج
فعل:
خالی کردن (مثلا دق و دلی یا عصبانیت)
١٣٩٨/١٢/١٠
|

44 1. استعفا دادن
2. به خود قبولاندن
١٣٩٨/١٢/٠٦
|

45 شاخص، معیار، استاندارد
ارزیابی کردن با استانداردها، شاخص قرار دادن، اندازه گرفتن
١٣٩٨/١٢/٠٦
|

46 1. انجام دادن، عهده دار شدن
2. قول دادن
١٣٩٨/١٢/٠٦
|

47 مربی، راهنما
راهبری کردن، راهنمایی کردن
١٣٩٨/١٢/٠٦
|

48 1. اشاره کردن، گفتن
2. کم کم خود را جا کردن
3. داخل کردن
١٣٩٨/١٢/٠٦
|

49 1. سابقه کار
2. ارشدیت
١٣٩٨/١٢/٠٦
|

50 1. متمدن، بافرهنگ
2. زیر کشت
3. (گیاه) پرورشی
١٣٩٨/١٢/٠٥
|