انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری، مترجم یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

سحر اندری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 whats up with something چه بلایی سر (فلان چیز)می آید. ١٣٩٦/١٠/٢٨

2 post apocalyptic چیزهایی که نشان دهنده یا مربوط به زمان پس از جنگ هسته ای و یا دیگر رویدادهای فاجعه آمیز است.

چیزهایی که نشان دهنده یا مربوط به زمان مکاشفه ها ...
١٣٩٦/١٠/٢٨

3 deft hand دست کارگشا، شخص کاردان ١٣٩٦/١٠/٢٨

4 air splitting بُران، بُرنده، پاره شدن، جدا کردن از یکدیگر ( در موضوعات اتمی)، سر و صدای که هوا را بشکافد. ١٣٩٦/١٠/٢٨

5 set in stone غیر قابل تغییر ١٣٩٦/١٠/٢٨

6 penning به تحریر در آوردن، نگاشتن، نوشتن، به حبس انداختن، بستن ١٣٩٦/١٠/٢٦

7 compelling بسیار قابل توجه و قابل تحسین ١٣٩٦/١٠/٢٦

8 prequel پیش درآمد ١٣٩٦/١٠/٢٦

9 sun drenched ( در یک محل) دریافت نور زیاد از خورشید
آفتاب گیر
١٣٩٦/١٠/٢٥

10 procedural به روش خاص؛
روشهای مخصوصی که مورد استفاده در دادگاه ها و یا سایر دستگاه های اجرایی قانون اساسی استفاده می شود.
١٣٩٦/١٠/٢٥

11 ultra stoned فوق متوهم ( توهمی که توسط مصرف مار ی جوانا ایجاد می شود) ١٣٩٦/١٠/٢٥

12 dystopian اسم: شخصی که تصویری از یک مکان را که همه چیز در آن بد و ناخوشایند است ارایه م یدهد.
صفت: مربوط به تصویری از یک مکان که همه چیز در آن بد و ناخوشای ...
١٣٩٦/١٠/٢٥

13 knock your socks off blow/knock your socks off
در مواقعی استفاده می شود که هیجان انجام کاری را بیان کنیم.
هیجان زده شدن
١٣٩٦/١٠/٢٥

14 With flying colours به موفقیت رسیدن،به موفقیت عمومی رسیدن، نصرت یافتن ١٣٩٦/١٠/٢٥

15 Surpassing فراتر رفتن از، پیشی گرفتن از، بهتر شدن از ١٣٩٦/١٠/٢٥

16 crowdfund سرمایه گذاری

تلاش برای تأمین مالی یا سرمایه گذاری یک پروژه با جمع آوری مقادیر کمی پول از تعداد زیادی مردم که معمولا از طریق اینترنت انجام ...
١٣٩٦/١٠/٢٥

17 trippy شبیه سازی،
شبیه سازی و یا القاء خیال که توسط مصرف یک دارو روانگردان ایجاد می شود.
١٣٩٦/١٠/٢٥

18 agriculture driven مبتنی بر کشاورزی ١٣٩٦/١٠/٢٤

19 debunked
کم ارزش کردن ،کسی را اگاه و هدایت کردن
١٣٩٦/١٠/٢٤

20 purists فردی که بر پایه ی احترام به قوانین یا ساختارهای سنتی اصرار دارد، به ویژه در زبان یا سبک. ١٣٩٦/١٠/٢٤

21 nitpicking توجه به جزییات کوچک بی اهمیت و غیرضروری ١٣٩٦/١٠/٢٤

22 Give yourself a pat on your back به خودتان اتکا کنید.
اراده خود را محکم کنید.
١٣٩٦/١٠/١٩

23 orc (در ادبیات و بازی های فانتزی) یک عضو یا یک نژاد خیالی از موجودات انسانی است که به عنوان موجوداتی زشت، جنگلی و بدخواه شناخته می شوند. ١٣٩٦/١٠/١٩

24 slaughtered صفت: خیلی مست ١٣٩٦/١٠/١٩

25 staying late دیرتر از حد معمول به رختخواب رفتن، شب زنده داری ١٣٩٦/١٠/١٩

26 wondering فکر کردن درباره ی، مردد شدن، احساس تردید داشتن، حدس و گمان زدن ١٣٩٦/١٠/١٩

27 dont last دوامی ندارد، همیشگی نیست ١٣٩٦/١٠/١٩

28 sugar high انرژی کاذب،
انرژی ناگهانی و بالایی که در اثر مصرف مواد غذایی یا نوشیدنی با قندبالا به انسان دست می دهد و زودگذر است.
مثال:
bonuses feel good ...
١٣٩٦/١٠/١٩

29 dog shows dog show می تواند به رویداد ها و ورزش ارجاع داده شود،غالبا به مسابقاتی که در آن سگ ها طبق یک سری کارهای از پیش تعریف شده رتبه بندی می شوند گفته می شو ... ١٣٩٦/١٠/١٨

30 luaus مهمانی و جشن با انواع سرگرمی ١٣٩٦/١٠/١٨

31 bonuses پرداختی اضافه به حقوق، هدیه، سود سهام، مزیت، سود ١٣٩٦/١٠/١٨

32 promotions ترفیع، ترویج، جلو اندازی، پیشرفت، ترقی ١٣٩٦/١٠/١٨

33 ho hum صفت: حوصله سر بر
آوا: در موقع خستگی و کناره گیری استفاده می شود.
١٣٩٦/١٠/١٨

34 clawing چنگ زدن، محکم گرفتن، خراشیدن یا پاره کردن چیزی با ناخن و چنگال ١٣٩٦/١٠/١٨

35 Mustering جمع آوری،جمع کردن،دور هم جمع شدن، پیش نویس، فراخواندن، فراخواندن به ارتش ١٣٩٦/١٠/١٨

36 NEWSCASTER مجری خبری، سخنگو، خبر خوان ١٣٩٦/١٠/١٨

37 eel like انگل هایی شبیه به مار ماهی ١٣٩٦/١٠/١٨

38 Take cover پناه گرفتن ١٣٩٦/١٠/١٨

39 SIRENS 1- آژیر، زنگ خطر، سیگنال هشدار
2- اساطیر یونانی،( زنان و موجوادت بالداری که بسیار زیبا و جذاب هستند ودر عین حال بسیار خطرناک اند)
3- دوزیستان آ ...
١٣٩٦/١٠/١٨

40 death cheater فریب دهنده ی مرگ، تقلب در مرگ ١٣٩٦/١٠/١٨

41 immortality جاودانگی ١٣٩٦/١٠/١٨

42 the shit کلمه ی shit هر وقت با حرف تعریف the همراه شود معنی فوق العاده و خوب بودن می دهد. ١٣٩٦/١٠/١٧

43 ruled حاکم شدن، هدایت کردن، تحت کنترل قرار گرفتن،دچار شدن ١٣٩٦/١٠/١٧

44 embraced در بر گرفتن، شامل بودن، در نظر گرفتن، وارد کردن ١٣٩٦/١٠/١٧

45 reflect بازنگری کردن ١٣٩٦/١٠/١٦

46 look no further در مواقعی استفاده میشود که چیزی که توسط شما ارائه می شود، دقیقا همان چیزی است که شخصی مدتها به دنبال پیدا کردن آن است ، میتوان از این جملات استفاده ک ... ١٣٩٦/١٠/١٦

47 be sure to چون غالبا برای تاکید بر انجام فعل استفاده میشود میتوان در فارسی آن را " حتما" ترجمه کرد، به عنوان مثال
be sure to take a longer break
حتما زمان ...
١٣٩٦/١٠/١٦

48 mightier معتبرتر، قدرتمند، خشونت آمیز، وحشی، شدید، وحشیانه، زشت، قوی، سنگین، رعد و برق، وحشی، مخرب، آسیب زدن، دردناک؛ ١٣٩٦/١٠/١٤

49 something is done در اصطلاح به معنی نابود شدن چیزی، یا به پایان رسیدن چیزی است. ١٣٩٦/١٠/١٣

50 give it up تسلیم شو! ، دستا بالا! ١٣٩٦/١٠/١٣

51 pretend ادای چیزی را در آوردن، تقلید کردن از چیزی ١٣٩٦/١٠/١٣

52 Busy holic بیش از حد مشغول بودن، نوعی وابستگی به مشغول بودن
کسی که به طور غیر طبیعی سرش شلوغ است و نوعی وابستگی به مشغول بودن دارد
١٣٩٦/١٠/١٢

53 kidnapped حمل، گرفتن، دستگیری، ربودن، نگه داشتن تا جبران، گروگان گرفتن، مجبور کردن ١٣٩٦/١٠/١٢

54 sell out سنت شکنی کردن، کسی که اعتقادات قدیمی را برای رسیدن به موفقیت کنار می گذارد. ١٣٩٦/١٠/١١