برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سحر اندری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 بسیار محبوب و هیجان انگیز ١٣٩٧/٠٣/٢٣
|

2 منطقه امن، محل آسایش و راحتی ١٣٩٧/٠٣/٠٧
|

3 افرادی که به دنبال راضی نگه داشتن دیگرانند ١٣٩٧/٠٣/٠٦
|

4 کنترل و تسلط بر وضعیت ١٣٩٧/٠٢/١٩
|

5 تلاش برای اول شدن، تلاش برای رسیدن به قله ١٣٩٧/٠٢/١٥
|

6 داری چه غلطی می کنی؟
١٣٩٧/٠٢/١١
|

7 دورتر رفتن ( مسافت) - پیشرفت کردن نسبت به یک نقطه یا مرحله، جلوتر رفتن. ١٣٩٧/٠٢/٠٩
|

8 کاری را نسبت به قبل خیلی خاص تر انجام دادن ١٣٩٧/٠٢/٠٨
|

9 به طور کامل تحت تاثیر قرار دادن، پوز کسی رو زمین زدن، شکست دادن و نشان دادن برتری به دیگران یا نسبت به چیزی ١٣٩٧/٠٢/٠٧
|

10 به دست آوردن تجربه در یک حوزه خاص ١٣٩٧/٠٢/٠٧
|

11 گل شقایق ١٣٩٧/٠٢/٠٧
|

12 به صورت نمادین به این معناها استفاده می شود: اقدامات
راحت
تاریکی
آزادی
شنیدن
چشم کره ای
سبک
شعبده بازي
ماسک ها
پیام رسان
١٣٩٧/٠٢/٠٦
|

13 به معنای واقعی خداحافظی کردن
١٣٩٧/٠٢/٠٥
|

14 توجه کردن به چیزی ١٣٩٧/٠٢/٠٥
|

15 بیش از حد یا اغراق آمیز،
در تاریخ به معنای بالای سنگر و میدان مبارزه بودن
١٣٩٧/٠٢/٠٤
|

16 آفتاب خیز ١٣٩٧/٠٢/٠٤
|

17 برای تاکید بر اینکه کیفیت و واقعیت یک چیز به بدی شناخته شده است ١٣٩٧/٠٢/٠٤
|

18 جدا کردن چیزهادر ناحیه های اطراف با دیوار ١٣٩٧/٠٢/٠٤
|

19 قدم زدن سنگین و بی حوصله، قدم زدن آهسته ١٣٩٧/٠٢/٠٤
|

20 مبوت کردن و تحت تاثیر قرار دادن کسی ١٣٩٧/٠٢/٠٤
|

21 hell bent on something یعنی برای انجام کاری مصم شدن بدون در نظر گرفتن خطرات احتمالی ١٣٩٧/٠٢/٠٤
|

22 در اصطلاح یعنی تحمل کردن چیزی یا زنده ماندن از طریق چیزی ١٣٩٧/٠٢/٠١
|

23 در اصطلاح یعنی مشروب نوشیدن به مقدار زیاد ١٣٩٧/٠١/٢٩
|

24 در اصل معنای خاصی ندارد اما به دلیل تشابه آوایی با fucking به معنای لعنتی یا ... استفاده می شود. ١٣٩٧/٠١/٢١
|

25
تباه کننده
spoiler, spoilsman
سر خر
spoiler, nuisance, kneecap, bore, odd man out, patella
محل عیش دیگران
spoiler, spoilsman
فا ...
١٣٩٧/٠١/٢١
|

26 مدیران ١٣٩٧/٠١/٠٨
|

27 هر چیزی که نسبت به به ورژن اصلی آن بی کیفیت تر ساخته شود را nerfed می گویند. ١٣٩٦/١٢/٢٩
|

28 -در استراتژی های بازی به معنای پر خطر، ریسک دار، چیز بی ارزش و کثیف
-پول
- بیخیال
١٣٩٦/١٢/١٧
|

29 در اصطلاح به معنای : چقدر جالبه، چقدر مضحکه، چقدر دردآوره، چقدر روشنفکره ١٣٩٦/١٢/١٧
|

30 روح، دیو ١٣٩٦/١١/١٦
|

31 رفع کردن ،دور کردن،با تيراندازي کشتن،تحت تاثير قرار دادن،شکست دادن
١٣٩٦/١١/١٤
|

32 نیاز به گفتن نداره ، واضح و بدیهی ١٣٩٦/١١/٠٨
|

33 بی رحم، مبهم ١٣٩٦/١١/٠٢
|

34 چه بلایی سر (فلان چیز)می آید. ١٣٩٦/١٠/٢٨
|

35 چیزهایی که نشان دهنده یا مربوط به زمان پس از جنگ هسته ای و یا دیگر رویدادهای فاجعه آمیز است.

چیزهایی که نشان دهنده یا مربوط به زمان مکاشفه ها ...
١٣٩٦/١٠/٢٨
|

36 دست کارگشا، شخص کاردان ١٣٩٦/١٠/٢٨
|

37 بُران، بُرنده، پاره شدن، جدا کردن از یکدیگر ( در موضوعات اتمی)، سر و صدای که هوا را بشکافد. ١٣٩٦/١٠/٢٨
|

38 غیر قابل تغییر ١٣٩٦/١٠/٢٨
|

39 به تحریر در آوردن، نگاشتن، نوشتن، به حبس انداختن، بستن ١٣٩٦/١٠/٢٦
|

40 بسیار قابل توجه و قابل تحسین ١٣٩٦/١٠/٢٦
|

41 پیش درآمد ١٣٩٦/١٠/٢٦
|

42 ( در یک محل) دریافت نور زیاد از خورشید
آفتاب گیر
١٣٩٦/١٠/٢٥
|

43 به روش خاص؛
روشهای مخصوصی که مورد استفاده در دادگاه ها و یا سایر دستگاه های اجرایی قانون اساسی استفاده می شود.
١٣٩٦/١٠/٢٥
|

44 فوق متوهم ( توهمی که توسط مصرف مار ی جوانا ایجاد می شود) ١٣٩٦/١٠/٢٥
|

45 اسم: شخصی که تصویری از یک مکان را که همه چیز در آن بد و ناخوشایند است ارایه م یدهد.
صفت: مربوط به تصویری از یک مکان که همه چیز در آن بد و ناخوشای ...
١٣٩٦/١٠/٢٥
|

46 blow/knock your socks off
در مواقعی استفاده می شود که هیجان انجام کاری را بیان کنیم.
هیجان زده شدن
١٣٩٦/١٠/٢٥
|

47 به موفقیت رسیدن،به موفقیت عمومی رسیدن، نصرت یافتن ١٣٩٦/١٠/٢٥
|

48 فراتر رفتن از، پیشی گرفتن از، بهتر شدن از ١٣٩٦/١٠/٢٥
|

49 سرمایه گذاری

تلاش برای تأمین مالی یا سرمایه گذاری یک پروژه با جمع آوری مقادیر کمی پول از تعداد زیادی مردم که معمولا از طریق اینترنت انجام ...
١٣٩٦/١٠/٢٥
|

50 شبیه سازی،
شبیه سازی و یا القاء خیال که توسط مصرف یک دارو روانگردان ایجاد می شود.
١٣٩٦/١٠/٢٥
|